تبليغاتX
ملت غیرتمند آذربایجان جنوبی و فعالین حرکت ملی آذربایجان خود را برای خیزشی عظیم در ۲۱ آذر ۸۷ آماده می کنند. بابکین ایتگین عسگرلری
 
۲۱ آذر ۱۳۸۷ تبریز را به قلعه بابکی دیگر تبدیل خواهیم کرد
 

آسيميلاسيون پوشاكي:

١-لباس سنتي و ملي زنان ترك بويژه زنان منسوب به عشاير و ايلات ترك از مولفه هاي اساسي هويتي اين خلق است. اين لباس سنتي و ملي در سده اخير و در نتيجه دو مولفه طبيعي (مدرنيزاسيون) و مولفه غيرطبيعي (آسيميلاسيون) دچار دگرگوني شده است. تقريبا تا يكي دو دهه پيش در بسياري از شهرها و روستاهاي آزربايجان و ديگر مناطق ترك نشين در ايران، لباسهايي غير از لباسهاي امروزي در بين خانمها رايج بود. با ازدياد رفت و آمد بين شهر و روستا، گسترده شدن سيستم مدارس جديد، نهادينه شدن سياستهاي يكسان سازي و فارسسازي، اسكان ايلات و عشاير و تضييقات و فشارهاي افزاينده و سيستماتيك جمهوري اسلامي بر زنان، اين لباسها کم کم جايگاه خود را از دست دادند و اكنون تنها در بين بانوان سالخورده روستائي و ايلي ميتوان ردي از آن لباسها را پيدا کرد.  

٢-تركان مانند ديگر ملل ساكن در ايران از محدوديتهاي گوناگون در استفاده از پوشاك سنتي و ملي تركي خود (آزربايجاني، قشقائي، ....) رنج مي برند. در جمهوري اسلامي ايران استفاده دانش آموزان و دانشجويان دختر و پسر ترك و ملل ديگر از لباسهاي ملي تركي (آزربايجاني، قشقائي، ....)، تركمني، لري، بلوچي، عربي و ...... در مراكز آموزشي و مناسبتهاي اجتماعي ممنوع است. جمهوري اسلامي ايران از نخستين روز استقرار خود، آزادي پوشاك زنان و دختران و دختربچگان ترك سراسر مناطق ايران را سلب كرده، و آنها را در مراكز دولتي، در كودكستانها و در مدارس و موسسات آموزشي مجبور به استفاده از حجاب سياه اسلامي-امامي و چادر زرتشتي -فارسي بيگانه با هويت و سنن ملي تركان نموده است. ممنوعيتهاي پوشاكي فوق، محدود به دانشجويان و دانش آموزان و مراكز آموزشي نيست و مانند ممنوعيتهاي زباني، عرصه ها و مناسبتهاي گوناگون و كوچه و خيابانها و همه گروههاي اجتماعي بويژه هنرمندان و فعالان فرهنگي را نيز در بر مي گيرد.  

٣-تحميل و اجبار حجاب-مانتوي اسلامي-امامي و چادر زرتشتي-فارسي بر زنان و دختران ترك (و ديگر ملل ساكن در ايران)، به عنوان جزئي از نظام آپارتايد جنسي حاكم بر ايران، نقض حقوق و تحديد آزاديهاي فردي دختران و زنان در انتخاب پوشاك است. آپارتايد جنسي قرون وسطايي، شرايط فرو انساني و زندگي خفت باري كه از سوي جمهوري اسلامي بر زنان ايران تحميل گرديده؛ به حاشيه رانده شدن از صحنه حيات اجتماعي، نيم انسان و مهجور شمرده شدن در عرصه هاي حقوق، جزاء، قانون، قضاء، اقتصاد، اجتماع؛ جداسازي زنان و دختران از پسران و مردان در مدارس و اجتماع، ممانعت از ورزش و حضور آزادانه و مختلط آنها در سالنها و ميادين ورزشي، مجازاتهاي وحشيانه و بدوي اي مانند سنگسار و قصاص و اعدام و قطع اعضاي بدن و شلاق و ....؛ همه غيراخلاقي، مغاير با شان و كرامت انساني، ضدبشري و اهانتي غيرقابل قبول و غير قابل تحمل به زن ترك است.  

٤-سياست جايگزين كردن لباس سنتي زنان ترك با حجاب اسلامي-امامي و چادر فارسي-زرتشتي و اكنون "لباس ملي" تحت عناويني چون "طرح عفاف"، "پوشش ملي زنان ايراني"، "لباس ايراني" و .... را – كه جزئي از اجزاي نظام آپارتايد جنسي حاكم بر اين كشور است- مي بايست در بستر سياست كلان دولت ايران براي نابود كردن هويت تركي، آسيميلاسيون و فارسسازي خلق ترك نيز مطالعه كرد.

٥-ممنوعيت پوشاك ملي و سنتي تركي، تحميل حجاب اسلامي-امامي و چادر زرتشتي-فارسي و محدوديتهاي اعمال شده توسط جمهوري اسلامي و بنيادگرايان امامي و قوميتگرايان فارس بر زنان ترك در عرصه پوشاك ملي و سنتي را مي توان "آسيميلاسيون پوشاكي" ناميد. آسيميلاسيون پوشاكي، مشابه "آسيميلاسيون زباني" است كه در نتيجه آن دانش آموزان و دانشجويان ترك از كاربرد زبان ملي خود تركي در مراكز آموزشي منع و محروم مي گردند.

٦-سياست آسيميلاسيون پوشاكي و يا تحميل حجاب اسلامي-امامي و چادر زرتشتي-فارسي تدبيري است به مقصد از بين بردن رنگارنگي و تشخص ملي ملل ساكن در ايران كه هر كدام طبق سنن و فرهنگ و تاريخ خود سليقه و سبك خاص و احيانا متفاوتي در انتخاب پوشاك داشته و داراي لباس ملي ويژه اي هستند. اين سياست كه در ضديت آشكار با فرهنگ و هويت ملي ترك و آزربايجاني است، مستقيما هويت ملي زنان ترك و بويژه زنان ايلي در سراسر ايران را نشانه گرفته است.  

٧-تحميل حجاب اسلامي-امامي و چادر زرتشتي-فارسي را مي بايست در زمينه تبديل مذهب تركان از اسلام تركي (جعفري، قزلباشي، ....) به شيعه امامي فارسي كه خود وجه ديگري از فارسسازي تركان ايران است نيز مطالعه نمود.  

٨-بهانه هائي كه معمولا روحانيون و مقامات دولتي فارس در توجيه ممنوعيت لباسهاي ملي و سنتي گروههاي ترك و تحميل و اجبار چادر زرتشتي-فارسي و حجاب-مانتوي اسلامي پيش مي رانند –مانند غيراسلامي بودن آنها- از هر گونه پشتوانه منطقي و بنيان علمي محروم اند. پوشاك سنتي و ملي دختران و بانوان ترك كه قرنها رايج بوده‌اند متين و موقر اند، كوچكترين تعارضي با عرف و اخلاق و باورهاي ديني تركي و يا شعائر اسلامي ندارند و به لحاظ زيبائي شناسي و هنري نيز از كيفيت بسيار عالي و برتري برخوردارند.  

٩-محدوديتهاي پوشاكي در مورد دختران و زنان ترك با منسوبيت ايلي و همچنين تركان ساكن در جنوب ايران- كه بسياري داراي تعلقات ايلي و عشايري اند- برجسته تر، شديدتر و نهادينه تر است. حجاب-مانتوي اسلامي-امامي دولتي و چادر زرتشتي-فارسي تحميلي از همه جهت در تضاد با فرهنگ پوشاك سنتي، سبك آزاده، فعاليت هاي اجتماعي، حيات پرتحرك و نيازهاي زندگي ايلي زن ترك مي باشد، نقش و كاركرد اجتماعي او در حيات ايلي و كوچرو را مختل مي سازد و به لحاظ زيبائي شناسانه نيز از سطحي فوق العاده پست و نازل برخوردار است.  

١٠-ممنوعيت لباسهاي سنتي و ملي تركي و تحميل حجاب اسلامي-امامي و چادر زرتشتي-فارسي، با مخالفت و مقاومت افزاينده زنان و دختران ترك بويژه در جنوب ايران مواجه شده است. چندي پيش خانم پروين بهمني محقق و موسيقيدان ترك (از ايل قشقائي) در جشنواره‌اي که با حضور هنرمندان مناطق سراسر کشور در شهر اردبيل آزربايجان برگزار شده بود در عملي اعتراضي از به روي سن رفتن خودداري كرده است، زيرا مسئولان خودباخته از وي خواسته‌اند که در پوشش تركي خود تغييراتي دهد. او با استناد به اينکه اين لباس ايل قشقائي است و ما انگليسيها را با همين لباس شکست داديم و من مجاز به تغيير دادن آن نيستم از اين مسئله استنکاف کرده است و مسئولان فارسزده نيز اجازه اجراي برنامه به وي را نداده‌اند.  

١١-اكنون گرايش و حركتي اصيل و خودجوش در ميان زنان ترك بويژه در جنوب ايران ديده مي شود كه بر پوشيدن لباسهاي سنتي، ملي و ايلي ترك در مناسبتهاي گوناگون اصرار و تاكيد مي كند. روشنفكران و فرهنگيان تركان جنوب ايران نيز در همسوئي با اين حركت از دختران ترك خواسته اند كه با پوشش ملي و سنتي خود در مناسبتهاي گوناگوني مانند آغاز سال تحصيلي، روز مادر، روز معلم و .... و حتي در طول سال در مدارس حاضر شوند. نيز از همه ملت ترك در سراسر ايران، از زن و مرد، دختر و پسر خواسته شده كه در مناسبتهاي ويژه و روزهاي ملي مانند ارگه نه قون بايرامي (نوروز)، ٢١ آذر، روز باي بك، روز جهاني زبان مادري و .... در سطح شهرها و اماكن عمومي و دولتي به پوشيدن لباسهاي سنتي و ملي تركي (آزربايجاني، قشقائي،....) اقدام نمايند. فراخوانهاي مشابهي از سوي نخبگان ملت تركمن در شمال شرق ايران صورت گرفته است.  

١٢-تحميل حجاب اسلامي-امامي، چادر زرتشتي-فارسي و منع كاربرد لباسهاي ملي و سنتي تركي (آزربايجاني، قشقائي،..) ميبايد از طرف تمام فعالان سياسي و حقوق بشري آزربايجان به عنوان جزئي از اجزاي نظام آپارتايد جنسي و نقض حقوق بشري زنان و همچنين سياستي در راستاي يكسان سازي و فارسسازي تركان، همواره و پيگيرانه و با هر وسيله ممكن تعقيب، افشاء، نقد و محكوم شود.  

مهران باهارلی

  یازیلمیش یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 13  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 
جستجوي گسترده براي دستگيري قاتل فراري‌
 
 مرد معتادي كه پس از مشاجره با همسرش وي را با ضربه‌هاي چاقو در منزلشان واقع در يكي از محله‌هاي تبريز به قتل رسانده و از محل حادثه گريخته است، تحت تعقيب پليس قرار گرفت. روز يازدهم ارديبهشت امسال يكي از شهروندان تبريزي با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 تماس گرفت و از قتل زن همسايه‌اش به نام پري خبر داد.

 به دنبال اين تماس، كارآگاهان جنايي اداره آگاهي آذربايجان شرقي، همراه بازپرس كشيك ويژه قتل به محل حادثه اعزام شدند و با جسد پري ‌ مقتول ‌ كه با ضربه‌هاي چاقو به قتل رسيده بود در يكي از اتاق‌هاي خانه روبه‌رو شدند بنابر اين، جسد مقتول براي بررسي علت مرگ به پزشكي قانوني انتقال يافت و جستجو براي يافتن قاتل وي آغاز شد، تا اين كه كارآگاهان در ادامه تحقيقات از خانواده مقتول پي بردند كه شوهر وي به نام بهروز به مواد مخدر اعتياد داشته و چندين مرتبه روانه زندان شده است و به خاطر اعتيادش با پري مقتول اختلاف‌هاي متعددي پيدا كرده است.

با به دست آمدن اين اطلاعات، بهروز به عنوان مظنون به قتل تحت تعقيب پليس جنايي آذربايجان شرقي قرار گرفت تا عاقبت مشخص شد، اهالي محل او را پس از حادثه مشاهده كرده‌اند در حالي كه چاقويي خون آلود در دست داشته و از منزلش خارج و بي‌درنگ از آنجا متواري شده است.

بنابر اين گزارش، بازپرس پرونده با دستور قضايي مبني بر چاپ تصوير مرد همسركش بدون پوشاندن چهره از مردم خواست چنانچه از مخفيگاه وي اطلاعي دارند با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 يا اداره جنايي آگاهي آذربايجان شرقي به شماره‌هاي 2184242 ‌- 2184261  - 0411 تماس بگيرند.
(جام جم آنلاين)
  یازیلمیش یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 13  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

 

بیانیه‌ جمعی از روشنفکران در اعتراض به نقض حقوق بشر در آذربایجان

 

روشنفکران و روزنامه نگاران هويت طلب

آذربايجان را آزاد کنيد !

متاسفانه هر روز بر دامنه‌ی فشار هاي مضاعف بر فعالان و روشنفکران فرهنگی -مدنی آذربايجان افزوده مي‌شود .

از جمله مواردي که  فعالان آذربايجاني در ماههاي اخير با آن مواجه بوده‌اند به اختصار به موارد ذیل می‌توان اشاره نمود:

1-احضار و بازداشت دهها فعال فرهنگي - مدني همزمان با دومين سالگرد قيام خرداد 85 در شهرهای مختلف آذربایجان که منجر به زنداني شدن تعدادي از فعالان شد.

2-دستگيري بيش از 10 دانشجوي دانشگاههاي آذربايجان که با گذشت بیش از 2 ماه از بازداشت متاسفانه همچنان در وضعيتي مبهم و بصورت بلاتکليف ،بدون تفهیم اتهام و امکان ملاقات با خانواده و وکیل ،در نهادهاي امنيتي به سر مي‌برند.

3-  برخوردهاي فيزيكي و اعمال فشار روانی بر روی فعالان آذربايجاني که نمونه‌ي بارز آن ضرب و شتم حميد والايي دانش آموخته رشته حقوق که آثار ضرب و شتم وي در تصاوير منتشره از ايشان در سايتهاي اينترنتي موجود است.

4-محروم نمودن فعالان فرهنگی- مدنی تورک از حقوق اجتماعي خود همچون ادامه‌ی تحصيل در مقاطع تکميلي و اخراج از شغل  مواردی از محروميت‌هاي اعمال شده مي‌باشد. نادر مهد قره باغ، صمد پاشایی، ناهید بابازاده و امین امامی چهار دانشجوی دانشگاه تبریز هستند که کارنامه‌ی آزمون کارشناسی ارشد آنها ارائه نشد.

5-ايجاد فضاي رعب و وحشت و امنیتی در مناسبتهاي مختلف از جمله روز جهاني زبان مادري ،سالگرد قيام خرداد 85، روز بزرگداشت بابک قهرمان ملي آذربايجان ، سالگرد تصويب فرمان مشروطه و حتي مراسم‌ ترحيم شخصیتهای آذربایجانی همچون مراسم ترحيم دکتر صمد سرداري نيا نويسنده و محقق تاريخ معاصر.

6-توقيف و تعطيلي نشريات متعدد و لغو مجوز و امتیازتشکلهای فرهنگي و هنري آذربايجان و فيلتر کردن سايتهاي هويت خواه.

مواردی که ذکر شد تنها نمونه‌ي کوچک و مختصری  از نقض حقوق شهروندي فعالان فرهنگي –مدني آذربايجان مي‌باشد  که خواهان برقراري عدالت و احقاق حقوق اوليه انساني در چارچوب قوانين مصوب کشور هستند که متاسفانه نه تنها به اين مطالبات نادیده گرفته می‌شود بلکه همانگونه که ذکر شد فعالان در این راستا متحمل هزينه‌هاي گزافي می‌شوند.

 البته اين مطالبات خواسته طيف يا قشر خاصي از مردم آذربايجان نیست ،بلکه خواسته اکثريت آذربایجانیها  مي‌باشد که در قیام خرداد سال 85 این امر به شکل بارزی متجلی و متبلور شد.با این وصف، اميد آن مي‌رفت خروش و صدای اين قيام به گوش مسئولين هم برسد ولي متاسفانه نه تنها اقدامي در راستای احقاق مطالبات مردمي آذربايجان نشده ،بلكه به شدت برخوردها نيز افزوده شده است .

اگر در گذشته دستگيري فعالان فرهنگي –مدني آذربايجان با ارسال احضاريه ها صورت مي‌گرفت ،بعد از حوادث خرداد 85 دستگيريها بدون اطلاع قبلي و از خانه‌ها ،خوابگاهها ، دانشگاهها و محل کارها صورت گرفته است که  موجب هتک حرمت فعالان و ورود ضربات روحي شديد به خانواده‌هایشان می‌شود.

يکي از اين دستگیریهاي به اصطلاح امنيتي در تاریخ 20/6/87 در شهر تهران صورت گرفت و در جریان این 19 تن از مهمانان مراسم افطاري دستگير شدند. در اين مراسم ،که به پاس حضور خانواده عباس لساني( از زندانيان سياسي آذربايجان که در شهر يزد به صورت تبعيد زنداني است)برگزار شده بود ، که علاوه بر فعالينی همچون اکبر آزاد (کارشناس مردم شناسي و مولف کتب کودک)، حسن حیدری(معلم)، مهندس حسن راشدي (مؤلف چندين کتاب در مورد تاريخ و هويت آذربايجان و عضو هيئت تحريريه نشريه وارليق)، مهندس حسن رحیمی بیات(عضوکمیته گزارشگران حقوق بشر )،مهندس عليرضا صرافي (مدير مسئول نشريه توقيف شده ديلماج و عضو شوراي ملي صلح)، صیادمحمدیان(فعال مدنی) ،سعيد موغانلي (شاعر و سردبير نشريه ادبي ياشماق)،عباس نعیمی( کارمند دانشگاهِ تربیت مدرس تهران )،مهدی نعیمی اردبیلی (شاعرومعلم ) و چندین زن و کودک خردسال نيز به بازداشتگاهها منتقل شده‌اند و متاسفانه با گذشت بيش از دو هفته 9تن از اين افراد بدون دسترسي به حقوق اوليه و بدون امکان ملاقات با خانواده و وکيل همچنان در بازداشت به سر مي‌برند.

بديهي است که مسائل آذربايجان ،نه با خشونت و تهديد و نقض حقوق بشر، بلکه با ايجاد فضاي توسعه فرهنگي ،اجتماعي و امکان دسترسي به مطالبات اوليه‌ی آذربايجانيان و ساير اقوام مرتفع خواهد شد.

لذا ما امضاءکنندگان اين بيانيه ضمن تقبيح هرگونه خشونت و فشار بر فعالين عرصه مدنی و فرهنگ خواستار رفع کلیه‌ی نابرابريهاي فوق‌الذکر و آزادي هرچه سريعتر زندانيان سياسي آذربايجان، خاصه روشنفکران و دانشجویان آذربايجاني ،که بدون هيچگونه منطق حقوقي  در يک مراسم افطاري دستگير شده‌اند،هستيم .

 

جمع آوری امضاء برای این بیانیه در وبلاگhttp://azerbaycan700.blogfa.comادامه دارد.

 

جعفر ابراهیم پور- منصور ابراهیم زاده -آراز احمدی-علی احمدی-عقیل آذردخت-محمد آذرقلم - مهدی آذری-آیدین آراز- قلی اردبیلی-علیرضا اردبیلی –محمدرضا الاردبیلی-پروین اردلان- محمد آزادگر- شاهین استاجلو- ودود اسدی – مسعود اسفندیاری- حسین اسکندری- سعیده اسلامی- اوروج اسماعیلی - فرخ اسماعیلی نژاد- ناصر اشکانی- علیرضا اصغرزاده- احد اصغری- یعقوب اصولی –مهرنوش اعتمادی- بهنام آفاق - فریدون آقازاده- حسین اقبالی کویچ- مهدی اقدسی- احد اقدسی -دکتر امین اکبرپور- حاج علی اکبرزاده-مسعود اکبری- حسین اکبری- عباس امامی-حسین امانی- محمدرضا امانی – اسدالله امیری –اصغرامینی – شهلا انتصاری-پیمان انصاری- الناز انصاری- یوسف انصاری- حسین انور حقیقی- علی اوجاقلو – حسن اومود اوغلو-بابک بابایی- مهدی بابایی- فریبرز بابایی – قاسم بابایی - مسعود بابایی –احسان بابایی – مهدی باقری - علی رضا باهر-محمد بدلی – علی برازنده- رضا براهنی – علی برزگری-ژیلا بنی یعقوب-رقیه بهادری- مهران بهاری- شهرام بهشاد- حمید بی ازار - سید حیدربیات- ایواز بیات-رضا بیانی - محمد علي بیانی- دکتر یوسف بیداردل- علی بیگی-ناصر پاشائی- مهسا پاشایی –ایوب پاشنگ- یعقوب پاشنگ-مجید پژوهفام- حسین پناهی- صمد پور موسوي –نیما پور يعقوب- عباس پوراظهری- فائقه پیر هاشمی-هایده تابش- رسول تراشکار – بهنام ترکانپور- مهندس یعقوب تقوی – نیره توحیدی-داوود توران- نادرثانی –علی جبرئیلی – مهران جدی- رضی جعفرزاده- صبا جعفری- زهرا جعفری – هوشنگ جعفری-محمدطاهرجعفری –صمد جلالی –حمید جلالی - عباس جلیلی – اسماعیل جمیلی – اسماعیل جوادی- علیرضا جوانبخت قولونجو –لاله جوانشیر-سیف حاتملوئی-بنفشه حجازی – مسعود حسرتی – ایلقار حسن زاده- سوسن حسنی - لطیف حسنی – رضا حسینی – مهدی حسینی – سونیا حضرت پور- علیرضا حقی - یاشارحکاک پور - بهروزحکم آبادی – بابک حمیدی – علی حمیدی – عبدالله حیدری- لیلا حیدری –فاطمه حیدری - علی  خالط آبادی -داوود خداکرمی -علی اکبر خسروشاهی - آزاده خسروشاهی – یاور خسروشاهی – آناهیتا خوش ظاهر - حسین خوش ظاهر – گیسو خوشه چین – مختارخیابانی –نگار خیاوی – اکرم خیرخواه – گیتی خیرخواه  - رضا داغستانی –بابک دانشور -مهندس سعید داوری – مسعود داوودی - سلامت دشتی - حسن  دمیرچی – هدایت ذاکر -فتح الله ذوقی - حامد رحمتی – حسن رحمتی-صابر رحیمی –محمد رزاقی- مجتبی رزمی- بؤیوک رسول اوغلو - حاج حسین رضازاده- دکتر احمدرضایی- اباذر رضوانی- رعنا رنجبر- کریم رنجبر- یونس زارعیون- فاخته زمانی -موسی ساکت-مناف سببی- جبارستاراوغلو-فاطمه ستاری-نسرین ستوده-آیدین سرداری نیا-ائلناز سرداری نیا - آیدا سعادت –رحیم سعادتی – آیاز سعیدزاده-هدایت سلطان زاده-آرازسلطانی –علی سلطانی-احد سلطانی- غلامرضا سلماسی -مرتضی سلمانی -مهندس علی سلمانی-مهدی سیدرضایی -مهندس الله قلی سیرانی – سلمان سیما-ساعده سیما –رامین شادپور- مهندس حمید شافعی – اوختای شافعی- نازلی شافعی-یونس شاملی-بهروز شریفی- خلیل شفیعی-آیدین شفیعی –بهناز شکاریار-امید شکری- رضا شکوهی-محمدرضا شوقی –وحید شیخ بگلو- صابر شیرافکن –اولدوز صادق –آیدین صادقی-امیر رضا صانعی-سیامک صبری –لیلا صحت –دکترضیاء صدرالاشرافی- وحید صدیقی- وحید صفاپور-بهروز صفری –کیان صفری- فرزاد صمدلی - رضا صمدی – امیررضا صیادی-خسرو صیادی-ابراهیم ضحاک- عطیه طاهری- شیرین عبادی-علی عباس زاده- رضا عباسی- رضاعباسی-سهند عباسی -ائلچین عبداللهی –سعید عبدی-علی عبدی –رحیم عبدی-رضاعدالتی -دکتر صدیقه عدالتی- فضائل عزیزان –ثریا عزیزپناه- داوود عظیم زاده – اسرافیل عظیمی- سهند علیپور –رحیم علیرضائی – حسن علیزاده- یاشارعمی اوغلو-رضاغفاری-شهنازغلامی –سعیده غلامی-پویاغلامی-توکل غنی لو-جلیل غنی لو-بهروزفتاحی- جوادفتحی-نازنین فرزانجو-یاسمین فرزانجو-فرزاد فرشاد –فرانک فرید- منوچهرفرید-جواد  فضلی- واحید قاراباغلی- سعید قاسمی -علی قره‌جه لو –مریم قره داغی-بابک قلی پور-علی قهرمان زاده-دکتر محرم کامرانی-هما کاویانی-هاجرکریمی- اردشیرکریمی-ناهید کشاورز-سیامک کشاورزی-مهدی کشاورزی –سعیدکلانکی-مهندس جعفرکیوانچهر-محمودگنجی- مهنازگیچلو-محمدرضا لوائی-سیامک مؤیدزاده-حسن متقی نیا-سعید متین پور- مسعود متین پور-مهندس احمد محدث-ائلشن محمدپور-آلتای محمدپور-علیرضا محمدپور- نوید محمدی- کریم محمدی- نسرین محمدی-مهرعلی محمدی-آراز محمدی-علی محمدی- نرگس محمدی – بابک محمدی- حسین محمدی-کریم محمدیان- ستار محمود اوغلو-نقی محمودی-علی محمودی- فرزاد محمودی- تایماز محمودی-یاشار مرادی- باقر مرتضوی-مهدی مرتضوی مولو-ناصرمرقاتی-علی مسعودپور-ندا مشیری –رضوان مقدم-خدیجه مقدم-صدیقه مقدم-سولماز مقدم-وجیهه مقدم-علی ملازاده-حمید منافی-ناصرمنظوری-نیلوفرمهدیان-حاج کاظم مهدیزاده-حسین موسوی –پروفسوریوسف مولایی-ناهید میرحاج-علی اکبر میزان- بابک مینقی- وحید ناصری- علی رضانجفی- بهرام نصیری-شیوانظر آهاری-تئل‌نازنعمتی-سعید نعیمی -مهندس صادق نقاشکار-بهرام نقوی- مرتضی نور محمدي- بهنام نورمحمدي-جلال نورمحمدی-محراب نورمحمدی-موسی نورمحمدی-عباس نیکروان-انصافعلی هدایت –احمد والائی- قاسم وطن اوغلو- فرازیکیتا- حامد یگانه پور-مرتضی یگانه پور- آنار یوسف زاده-احمد یوسف زاده-فیروز یوسفی- رحیم یوسفی-علی یوسفی-حامد یوسفی

 

 

 

  یازیلمیش یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 13  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه تبریز در محکومیت بازداشت های دانشجویان هویت طلب

سربازان گمنام بابک: امروز شنبه 6 مهر ماه ساعت 12:30 جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه تبریز به همراه اعضای انجمن اسلامی این دانشگاه تحصنی را در اعتراض به بازداشت های دانشجویان هویت طلب دانشگاه تبریز در تابستان 87 برپا نمودند

این تحصن که از مقابل دانشکده ی انسانی - دانشکده ی دانشجویان فراز زهتابی، آیدین خواجه ای و مقصود عهدی- شروع شد در طی مسیر هایی از خیابان های دانشگاه و حمل پلاکارد هایی از سوی دانشجویان به سمت دانشکده ی فنی ساختمان شماره ی 8 – دانشکده ی دانشجویان مهندس سجاد رادمهر، منصور امینیان و امیر مردانی- ادامه پیدا کرد.

در میان پلاکارد ها شعار های زیر به چشم می خوردند:

"دوستانمان را آزاد کنید:سجاد رادمهر، فراز زهتابی، آیدین خواجه ای، امیر مردانی، منصور امینیان، مقصود عهدی"،"قیزیلدان اولسا قفسیم، آزادلیقا وار هوسیم"،"خسته نشو ای من من، آخر جاده روشنه...."،"حرف را باید زد، درد را باید گفت"،" release our friend"و.....

بنا به گزارشات رسیده از تبریز دانشجویان معترض با حرکت به سمت ساختمان مرکزی دانشجویان درآن جا نیز تجمع نمودند و در نهایت با قرائت نامه ای خطاب به ریاست دانشگاه تجمع اعتراضی خود را به پایان رساندند.

متن نامه ی قرائت شده ی دانشجویان به این شرح است:

بسمه تعالی

ریاست محترم دانشگاه تبریز جناب آقای دکتر علوی

با سلام

همچنان که مستحضرید دانشجویان دانشگاه تبریز سال تحصیلی جدید را در حالی آغاز می کنند که 6 تن از دوستان و همکلاسی ها یشان در بازداشت به سر می برند. این دستگیری ها از روز 27 تیر ماه با بازداشت سجاد رادمهر- دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک، فراز زهتاب و آیدین خواجه ای-دانشجویان کارشناسی حقوق- آغاز شد و با بازداشت امیر مردانی-دانشجوی مهندسی برق-، مقصود عهدی-دانشجوی جغرافیا- و منصور امینیان-دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک- ادامه یافت و با توجه به طولانی بودن مدت زمان بازداشت این دانشجویان مهر ماه را از حضور در ساحت دانشگاه محروم مانده اند.

دانشگاه به عنوان قلب تپنده ی ظلم ستیزی، همواره طعم تلخ برخورد های قهر آمیز را چشیده با این حال هرگز تزلزلی در اراده ی حق خواهی خود راه نداده است. ادامه ی چنین برخوردهایی نیز نتیجه ای جز افزایش نارضایتی در میان اقشار مختلف جامعه نخواهد داشت.

در این میان بازداشت های اخیر با بی مهری و بی توجهی مسئولین دانشگاه همراه بوده است. بی شک در مقام حمایت بر آمدن از این دانشجویان نه کاری سترگ که حفظ شان و حیثیت دانشجو و دانشگاه است.

لذا از شما به عنوان مقام اول دانشگاه خواهشمندیم از تمامی توان و اختیارات خود برای آزادی هرچه سریعتر دانشجویان در بند استفاده نمایید.

با تشکر

رونوشت به:

نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه تبریز

ریاست دانشکده ی مهندسی کامپیوتر و برق

ریاست دانشکده ی علوم انسانی و اجتماعی

ریاست دانشکده ی فنی مهندسی مکانیک

 

عکس هایی از این تجمع:

 

  یازیلمیش شنبه ششم مهر 1387ساعت 18  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

 به رغم همه؛ صدرا آقاسی

صدرا آقاسیتنها کسی می تواند پای در عرصه ی سیاست گذارد که با ملاحظه ی عدم تطابق نظرات خود با حماقت و پستی جهان خرد نشود و جسورانه در قبال سختی ها پایداری کرده، بگوید: به رغم همه! 

…برای تحقق چنین عملی باید”رهبر” باشد، البته نه تنها رهبر، بلکه در ضمن قهرمان، در معنای محدود کلمه(۱)” 

امروز ۵ مهر، ۷۱ روز است که از بازداشت دانشجویان هویت طلب دانشگاه تبریز می گذرد. به بیان ساده تر ۷۱ روز است که سجاد رادمهر، آیدین خواجه ای، فراز زهتاب و داریوش حاتمی روز و شبشان را در سلول انفرادی می گذرانند. همچنین ۴۱ روز از بازداشت امیر مردانی، ۳۶ روز از بازداشت منصور امینیان و مقصود عهدی و ۲۶ روز از بازداشت مجید ماکویی گذشته است. و البته هنوز خط دستگیری های دانشگاه خشک نشده، ۲۰ نفر در یک مهمانی افطار در تهران دستگیر گشتند. 

بحث بر سر تبریز است و دانشگاهش. دانشگاهی با ۶۲ سال سابقه. دانشگاهی که خیلی بلایا از سر گذرانده. دانشگاهی که صفیر گلوله شنیده. دانشگاهی که بسیار سایه ی چماق بر سر خود دیده و هم اویی که همواره با قهر بوده اند تمام انحصار طلبان تاریخ. 

و اکنون باز غضب عالی جنابان! دانشگاه را گرفته است. ۶ دانشجوی دانشگاه تبریز و دو نفر در ارتباط با آنان اینک محبوسند. اتهام آنان نامشخص است. اخبار خوبی از وضعیت جسمی شان به گوش نمی رسد. 

به چه گناهی؟ این بار اتیکت آزادی خواهی دوستانمان با نام هویت طلبی حک شده است. حالا به کنار که مقتدر در قدرت و منحصر خارج آن به چه اسمی می خوانندش که خود افتضاحیست در داستان این روز های ما! 

اینکه هویت امریست جوهری و ذاتی آن قدر روشن است که لغت نامه ها ی جیبی هم می توانند بر این ادعا شاهد ما باشند. امر ذاتی و جوهری مسئله ای نیست که با ۶۰ روز پاک شود چنانکه با ۶۰ سال یکسان سازی و هجمه ی تبلیغاتی نیز پاک نشد. 

هویت طلبی فارغ از بحث فردی آن، اکنون جنبشی است اجتماعی- مدنی و “به رغم همه” نفس می کشد، می زید و فرزندانش جور نفس کشیدنش را می کشند، به رغم همه! به رغم تمام فوکل کراواتی هایی که روزی پرچمدار هجمه بودند و به رغم مهرورزان امروز. به رغم آنانی که عدالت را تنها در چند کیلومتری اطرافشان لمس می کنند و اصلا خاطرشان نیست آن دورها در سیستان بلوچستان آن بچه ی ۸ ساله چرا معتاد شد؟ به رغم آنانی که شعارشان به قید “همه” ضمیمه شده و عملشان و حتی اندیشه یشان در فاز دیگریست. 

… و در نهایت دوستانمان با تمامی فراز و فرودش، جور نفس کشیدنمان را می دهند، زیستنمان. حتی با بدن هایی رنجور و اعصابی پولادین دو ماهه یشان. کماکان آزادی خواهی شان با اتیکت هویت طلبی چشمک می زند. 

(0)قسمتی از متن حک شده بر روی سنگ قبر ماکس وبر اندیشمند آلمانی

خبر نامه ی امیرکبیر

  یازیلمیش شنبه ششم مهر 1387ساعت 18  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

دو بازداشتی تبریز با خانواده های خود ملاقات حضوری داشته اند

بر اساس گزارشات واصله خانواده آیدین خواجه ای و داریوش حاتمی پنجشنبه ۴ مهر ماه، پس از ماه ها با فرزندان خود دیدار داشته اند.

گزرشات رسیده از وضعیت نامناسب جسمی دانشجویان دربند خبر می دهد. بر طبق گفته خانواده محبوسین، آنان طی ۷۱ روز به شدت لاغر شده و از شکنجه های جسمی و روحی خود در زندان خبر داده اند.

بر طبق وعده داده شده خانواده فراز زهتاب نیز شنبه ۶ مهر ماه با وی دیدار خواهند کرد.

اما کماکان سجاد رادمهر، امیر مردانی و مجید ماکویی ممنوع الملاقات بوده و تحت بازجویی قرار دارند. 

  یازیلمیش شنبه ششم مهر 1387ساعت 18  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

میللی انیمیشن لر

http://www.atropetan.com/az_animatie_19

  یازیلمیش جمعه پنجم مهر 1387ساعت 15  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

جولفا فداییلرینین خبرلرین بو گوندن بو سایتدا

 

ایزلیه بیلرسینیز.

 www.culfafedayiler.com

  یازیلمیش جمعه پنجم مهر 1387ساعت 15  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

نقض مجدد آتش بس در قره باغ کوهستانی از سوی ارمنستان

 نیروهای مسلح ارمنستان روز 25 سپتامبر از ساعت 11:20 تا 11:20 و از ساعت 15:15 تا 15:30  ارتفاعات ناحیه قزاق جمهوری آذربایجان و همچنین از ساعت 16:40 تا 15:05  عصر همین روز روستای قروند، هورادیز ، آشاغا عبدالرحمانی آذربایجان واقع در شهرستان فضولی این کشور را بطورپراکنده مورد آتشباری قرار دادند.

درعین حال از ساعت 04:10 تا 06:10 روز 26 سپتامبر روستای قیزل اوبا سیسولان ، گویراق ، چایلی و چیله بورت جمهوری آذربایجان در شهرستان ترتراین کشورنیزهدف شلیک سلاحهای مختلف ارمنی قرار گرفته است.

در تمامی موارد اقدامات نیروهای ارمنی از سوی ارتش آذربایجان با آتش سنگین مواجه شده است.

دراین آتشباریها به نیروهای آذربایجانی آسیبی نرسیده است.

این خبررا وزارت دفاع آذربایجان متشر کرده است

 « ترند نیوز»

  یازیلمیش جمعه پنجم مهر 1387ساعت 15  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

چرا استقلال میخواهیم

مقدمه

ایران بطور غیرقانونی و نظامی آذربایجان جنوبی را اشغال نموده واشغالگران در طی سالیان طولانی به شدیدترین وجهی ستم طبقاتی، ملی، جنسی به ترکهای آذربایجان و حتی ستم مذهبی به ترکهای غیرشیعه آذربایجان اعمال کرده اند. رژیم جمهوری اسلامی ایران ظلم ملی را با تمام قدرت، بطور همه جانبه و سیستماتیک به ترکهای ایران اعمال می کند و ملت ترک را وادار به مبارزه ای سخت و بی امان کرده  است.

مبارزه با ظلم ملی و هر نوع ظلم دیگری،  تفکر و فعالیت روزمره سوسیالیستها را تشکیل میدهد.  برقراری عدالت، برابری حقوق انسانی و دمکراسی در جامعه آرزو و آرمان سوسیالیستها است.

زحمتکشان و همه نیروهای  آزادیخواه آذربایجان در مبارزه با انواع نابرابریها و تبعیضات،  سوسیالیستها را نه تنها در کنار خود بلکه در صف اول مبارزه دیده اند.  ستم ملی یکی از ظلم هایی  است که سوسیالیستهای آذربایجان برای رفع آن فداکاریهای بی شماری کرده اند که بویژه مبارزه، یاد و خاطره  جانفشانی های هزاران فدائی سوسیالیست درصفوف فرقه دمکرات آذربایجان و رهبران کمونیست آن مانند جعفر پیشه وری و فریدون ابراهیمی با نام و تاریخ آذربایجان تا ابد و برای همیشه باقی خواهند ماند.

مطالعه کنید:http://www.azadtabriz.net/news/?p=16232#comment-9308


یازینین آردی
  یازیلمیش جمعه پنجم مهر 1387ساعت 15  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
روزنامه چاپ جمهوري آذربايجان:
 
روسيه پايگاه نظامي ديگري را در ارمنستان احداث مي‌کند
 
 روزنامه روسي زبان «زرکالو» چاپ جمهوري آذربايجان نوشت: روسيه پايگاه نظامي ديگري را در قلمرو ارمنستان ايجاد مي کند.

به گزارش ايرنا از باکو، اين روزنامه درشماره امروز پنجشنبه خود با اشاره به اين که اين پايگاه در منطقه مرزي مشترک ارمنستان با جمهوري آذربايجان ايجاد مي شود، افزود: روسيه از کنترل طرح هاي انرژي ، حمل و نقل قفقاز و کشورهاي متمايل به عضويت در ناتو خودداري نکرده و قصد دارد با احداث اين پايگاه که در سال 2010 ميلادي پايان مي يابد، بر منطقه نظارت کند.

اين روزنامه، حضور نظامي روسيه در مرز مشترک جمهوري آذربايجان و گرجستان را تهديدي جدي براي امنيت اين دو جمهوري خواند و افزود : با اين اقدام امنيت طرحهاي انرژي و حمل و نقل بين المللي زير سووال است.

بر اساس اين گزارش ، تجهيزات نظامي روسيه در پايگاه "آخالکالاکي" گرجستان طي سال هاي 2006 تا 2007 ميلادي به پايگاههاي نظامي شهر "ايجواني" ارمنستان منتقل شده و اکنون روسيه به دنبال ايجاد پايگاه سپر موشکي است .

به نوشته اين روزنامه ، با تحولات اخير گرجستان ، ايجاد پايگاه نظامي جديد از سوي روسيه در ارمنستان تسريع شده است .
اين روزنامه درادامه به نقل از "جان ميرزا ميرزايف " کارشناس نظامي باکو استقرار پايگاه جديد توسط مسکو در ارمنستان را ناشي از احتمال عضويت جمهوري آذربايجان در ناتو خواند.

وي گفت : کشوري که درهمسايگي با کشور عضو ناتو واقع است، بايد قدرت نظامي خود را تحکيم بخشد.
اين کارشناس نظامي باکو در ادامه سخنان خود بر لزوم همگرايي جمهوري آذربايجان با ناتو تاکيد کرد.

ميرزايف با اشاره به اين که براي عضويت جمهوري آذربايجان در ناتو نبايد عجله کرد گفت : اگر اوکراين و گرجستان در ماه دسامبر به عضويت اين پيمان نظامي درآيند ، دولت باکو هم بايد اين راه را انتخاب کند. 

  یازیلمیش جمعه پنجم مهر 1387ساعت 14  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام:
 
اگر اسرائيل به ايران حمله كند ، برايش گران تمام مي شود
 
 آيت الله علي اکبر هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: قدرت ايران در طول دفاع مقدس به همه ثابت شده است و حمله اسرائيل به کشورمان براي اين کشور گران تمام خواهد شد.

به گزارش مهر ، آيت الله هاشمي رفسنجاني که در مراسم راهپيمايي روز قدس در جمع خبرنگاران سخن مي گفت، درپاسخ به سئوالي مبني براحتمال حمله اسرائيل به ايران تصريح کرد: البته حمله اسرائيل به ايران هم براي ما گران تمام مي شود اما براي آنها هيچ نفعي نخواهد داشت و من فکر مي کنم که آنها آنقدر بي عقلي نخواهند کرد.

رئيس مجلس خبرنگان رهبري با اشاره به آخرين جمعه ماه مبارک رمضان که به عنوان روز قدس نامگذاري شده است بيان داشت: اينکه مردم ما به صورت دسته جمعي از ملت فلسطين حمايت مي کنند کار بسيار خوبي است و اگر همه دنياي اسلام اين کار را انجام دهند ضمن بالا رفتن روحيه مردم فلسطين روحيه اشغالگران اسرائيلي خواهد شکست.

وي با تاکيد بر اينکه فلسطيني ها در حال حاضر به مشکلات زيادي دچار هستند اظهار داشت: حمايت جهان اسلام از ملت مظلوم فلسطين ضروري به نظر مي رسد.(جام جم)

  یازیلمیش جمعه پنجم مهر 1387ساعت 14  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

اطلاعیه شماره ۴ انجمن حامیان حق‌تحصیل دانشجویان

ساعت ۱۰ صبح سه‌شنبه ۲ مهر ماه تعدادی از دانشجویانی که به رغم چند ماه مراجعات مکرر به مراکز مختلف، پاسخ درستی در خصوص علت محروم شدنشان از حق ادامه تحصیل دریافت نکرده بودند جلوی ساختمان وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری اطلاعات، تجمعی اعتراضی را بر پا نمودند.


یازینین آردی
  یازیلمیش جمعه پنجم مهر 1387ساعت 14  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

زرتشتیان ایران در مدارس مختص به خود از آزادی در تحصیل برخوردارند


در آستانه بازگشايي مدارس، با 6 مدير مدرسه هاي گيو، گشتاسب،‌ انوشيروان،‌ جمشيد جم،‌ رستم آباديان و فيروزبهرام گفتگو نموديم و از آنها خواستيم تا از تعداد زرتشتيان حاضر در اين مدارس در سال جديد بگويند،‌ به امكانات و تجهيزات جديد مدرسه اشاره نمايند و از برنامه هاي در نظر گرفته شده در سال جديد سخن بگويند. نتيجه اين گفتگو ها به صورت زير است:

 


یازینین آردی
  یازیلمیش جمعه پنجم مهر 1387ساعت 14  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

سولدوز اؤزل بیلیم یوردونون عُمران اؤیرنجی لری اوچون بیر سیته ایشه باشلادی

 

http://sulduz-bilimyurd.blogfa.com

 

  یازیلمیش جمعه پنجم مهر 1387ساعت 14  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

مهدی واحدی آزاد اولوندو

سولدوزلو مهدی واحدی جنابلاری آذربایجان میللی حرکت اکتیوی کی کئچن گونلرده میانا شهرینده قورولان

سرگی ده توتوقلانمیشدیر آزادلیقا بوراخیلدی.

او بوندان قاباخ سولدوز و سراب شهرلرینده ده توتوقلانمیشدیر(سولدوز خبر)

  یازیلمیش جمعه پنجم مهر 1387ساعت 14  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

پایگاه ساخت کلاهک اتمی در جنوب شرقی تهران است


 روز گذشته (سه شنبه  ۲۶ سپتامبر) رسانه های خبری اروپا از قول نماینده مجاهدین خلق گزارش دادند جمهوری اسلامی به طور مخفیانه، با همکاری کره شمالی در حال تولید بمب اتمی است . سایت اینترنتی « استاندارد» که از اتریش به روز می شود نیز در همین رابطه نوشت:علی صفوی در یک جلسه مطبوعاتی گفته است: “تعداد کارشناسان کره شمالی که برای دوره های چند روزه یا چند ماهه به ایران می روند تا در ساخت کلاهک اتمی به جمهوری اسلامی ایران کمک کنند، به ده ها نفر می رسد. کارشناسان کره شمالی از دو سال پیش به یک مرکز نظامی محرمانه، در منطقه khojir واقع در ۲۰ ـ ۳۰ کیلومتری جنوب شرقی تهران رفت و آمد دارند. در این مرکز، هفت شرکت ایرانی مشغول کارند تا کلاهک هسته ای را روی موشک های شهاب-٣ سوار کنند. دراین مصاحبه مطبوعاتی چند تصویر ماهواره ای به خبرنگاران نشان داده شد که ظاهرا عکس های هوایی مرکز نظامی مخفی مذکور می باشند. نماینده مجاهدین خلق مدعی شد، که این اطلاعات از منابع درون رژیم به دست آمده است. روزنامه «زوود دویچلند تسایتونگ» نیزدر این رابطه نوشت که سخنگوی بخشی ازاپوزیسیون جمهوری اسلامی گفت که محل تولید این سلاح تونلی به درازی ۱۰۰۰متر و پهنای ۱۲ متر می باشد. علیرغم ادعای نماینده مجاهدین خلق که خبرگزاریها نیز با تردید آن را منتشر کرده اند، بسیار بعید است چنین اطلاعاتی همراه با عکس ماهواره ای از داخل ایران دراختیار مجاهدین قرار گرفته باشد. معمولا این اطلاعات توسط شبکه های جاسوسی اسرائیل، امریکا و فرانسه بدست می آید و ظاهرا مجاهدین خلق تبدیل به بلندگوی اعلام این نوع خبرها شده اند تا پوششی باشد بر فعالیت های جاسوسی کشورهای یاد شده دربالا

  یازیلمیش پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 17  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

خطر ائتلاف تروريستي

اوختاي تورك


 چندي پيش به نقل از چند منبع موثق شنيده شد كه تشكيلات تروريستي ((القاعده)) فعاليتهاي مرموز و مشكوكي را در برخي مناطق ايران از جمله در برخي شهرهاي كرد نشين شروع كرده است و حتي در شهرهايي نظير بئي كندي (بوكان) تعدادي را نيز جذب كرده است. فرصتي ناخواسته پيش آمد تا اين خبر بسيار مهم را بديدگان خودم مورد تاييد قرار دهم. هرچند كه اين مساله شديدا در بايكوت خبري بسر مي برد ولي واقعيت اينست كه تشكيلات تروريستي ((القاعده)) توانسته است در شهري همچون بوكان تعداد قابل توجهي از بين جوانان عمدتا مذهبي اين شهر را جذب كند. بنا بر اطلاعاتي كه از چندين كانال مختلف بدست آورديم، حتي مشخص شد كه تعداد 15 نفر از اين نفرات جذب شده پس از طي دوره هاي ايدئولوژيكي، آموزشهاي نظامي-تروريستي را نيز سپري كرده بودند كه در سال قبل توسط نهادهاي امنيتي ايران شناسايي و دستگير شدند و اكثر آنها اكنون در زندان رجايي شهر كرج با حبسهاي سنگين و حتي اعدام، دوران محكوميت شان را سپري مي كنند. با توجه به فلسفه ايدئولوژيك جمهوري اسلامي و شيعه گري و اشاعه و نشر شيعه در جهان اسلام و اختلافات عميق عقيدتي تروريستهاي ((القاعده)) با جمهوري اسلامي عمدتا در منطقه سني مذهب بلوچستان شاهد نفوذ القاعده بوده ايم اما بجهت اختلافات مذهبي كردهاي سني با مذهب رسمي كشور اكنون اين تشكيلات مخوف تروريستي توانسته است در بين كردهاي سني نيز نفوذ نموده و تعدادي را جذب و سازماندهي نمايد.


اين امر توسط برخي از آخوندهاي كرد كه براي تحصيل به كشور مصر رفته بودند صورت گرفته است اين آخوندهاي جوان پس از بازگشت به ايران در راستاي اهداف القاعده مشغول فعاليت مي باشند.


بوكان يكي از شهرهاي ايدئولوژي گرا محسوب مي گردد و حتي مهمترين پايگاه حزب زحمتكشان كردستان موسوم به ((كومله)) كه اساسا حزبي كمونيستي است در اين شهر قرار دارد و ((عبدالله مهتدي)) دبيركل اشراف زاده كومله نيز از اين شهر مي باشد.


اكنون بحثي كه مطرح است خطر نفوذ بيشتر و سازماندهي شده القاعده در شهرهاي كرد نشين يا دوگانه نشين سني مذهب كردي است كه با وجود گروهكهاي تروريستي پ.ك.ك و پژاك و احزاب مسلح همچون ((دموكرات)) و ((كومله)) و حتي ((خباط)) منافع ملي آذربايجان و اراضي زخمي آذربايجان بيش از پيش در حال تهديد و خطر است. با توجه به تحولات صورت گرفته در معادلات خاورميانه و تغيير نسبي ديدگاه آمريكا نسبت به گروهك تروريستي پ.ك.ك، احتمال نزديكي و برقراري ارتباطات تشكيلاتي بين دو گروه تروريستي القاعده و پ.ك.ك كاملا جدي است. بنظر مي رسد كه در طول چند سال آينده مهمترين چالش گروهك تروريستي پ.ك.ك ((تلاش براي بقا)) خواهد بود، در اين تلاش، پ.ك.ك متوسل به كمك گرفتن از نفوذ و قدرت القاعده مي شود و القاعده نيز همانند تمامي گروههاي سياسي و حتي تروريستي خواهان قدرت يابي بيشتر و كسب دوستان بيشتر است تا توان تاثيرگذاري خود بر صحنه سياست بين الملل را بالاتر ببرد.


از سوي ديگر القاعده كه اساسا تشكيلات افراطي اسلام گرا و ايدئولوژيك مي باشد از شكاف و تضاد مذهبي در ايران بعنوان عاملي مهم در جذب و سازماندهي كردهاي سني استفاده مي كند و تعداد افراد درگير با مسائل سياسي روز از جمله مساله ادعاهاي ارضي اكراد بر غرب آذربايجان را نيز ساپورت خواهد نمود. با توجه به سنت تاريخي دست نشاندگي تشكيلاتهاي تروريستي پ.ك.ك و پژاك و گروههاي افراطي كردي بعيد نيست كه اينبار القاعده حامي و پشتيبان آنها باشد.


بهرحال القاعده با واسطه گري برخي اسلام گرايان سني مذهب افراطي كرد كه بارها مراودات آنها با گروهكهاي تروريستي پ.ك.ك و پژاك اثبات شده است، تحركات خزنده و خطرناكي را در برخي شهرهاي غربي آذربايجان و برخي شهرهاي كردنشين آغاز نموده است كه ائتلاف تروريستهاي پ.ك.ك و القاعده بسيار خطرناكتر از حمايتهاي آمريكا از گروهك تروريستي پ.ك.ك خواهد بود و منافع ملي آذربايجان را در معرض تهديدات بسيار مهم قرار خواهد داد.


 


اوختاي تورك – غرب آذربايجان – 30 مرداد 1387


Oxtay.turk2008@gmail.com


Oxtay-turk.blogfa.com

  یازیلمیش پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 17  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

ییانیه جمعی از ادبا و شعرای آذربابایجانی در خصوص بازداشت

اصحاب قلم آذربایجان جنوبی توسط رژیم ایران



  آذربايجان شاعير، يازيچي‌لارينين  دونيا شاعير، يازيچي‌لارينا مراجعتي               

          دگرلي قلمداشلار،    

   

            1925-جي ايلده رضا شاهين حاکميته گليشي ایله ايران ملت‌لر جهنمينه چئوريلدي. اونون بير  "دولت بير ملت"سياستي سونوجو ايراندا اولان باشقا ديللره ياساق قويولدو. بونونلا دا  چئشيدلي باسقي‌لارلا باشقا ملت‌لري اريتمه سياستيني اويغولاماغا  قويدولار.     

       ايراندا او فاشيست سياسته قارشي ملت‌لر چئشيدلي دؤنم‌لرده باش قالديراراق اؤز حاقلاريني ايسته‌ميشلردير. 1945-46.جي ايللر آراسي آذربايجاندا، ملت بير ايل ايچينده اؤز ميلي دولتيني قورموش، چاغا اويغون چئشيدلي اصلاحاتلار آپارميشدير. آنجاق بير ايلدن سونرا تهران قوشونو آذربايجانا هجوم ائديب، مينلرله اينساني اؤلدوره‌رک او دولتين اؤنده گلن بير چوخ شخصيتيني ده اعدام ائتميشدير. آنجاق بونا باخماياراق آذربايجانلي‌لار اؤز ملي حاقلاريني ايستمکدن هئچ بير زامان دالي دورمامايشلاردير. بو يولدا چئشيدلي دؤنملرده چوخلو آيدينلاريني دا قوربان وئرميشدير.     

        ايندي ايراندا 30 ميليونون اوزرينده آذربايجان تورکو ياشاماقدادير. آنجاق بونا باخماياراق، ايرانين ان چوخ آزينليغي اولان آذربايجان تورکلري نين ايلکين انسانليق حاقلاري وئريلمه‌ميشدير. اونلارين اؤز ديللرينده بير مکتب‌ده يوخدور. دئمک اولار بو دوروم چاغداش دونياميزدا يالنيز ايراندا سوردورولمکده دير.     

        سون گونلرده ايران دولتي داها دا باسقيلاريني آرتيرميشدير. اوردا اولان چوخلو آذربايجانلي آيدينلاري توتوب، دوستاقلارا دولدوراراق اونلارا چئشيدلي ايشگنجه لر اويغونالنماقدادير. بو ياخينلاردا تهراندا نئچه نفر تانينميش آذربايجانلي شاعير، يازيچي، آراشديرماجي، قزئته چي توتقلانميشدير. دولت توتولانلارلا باغلي عاييله‌لرينه  هئچ بير بيلگي وئرمه‌مکده‌دير.  ايراندا انسان حاقلاريلا باغلي چاليشان قوروملارين دا چابالاري بير سونوج وئرمه‌مکده‌دير.    

     


یازینین آردی
  یازیلمیش پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 16  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

ابراز نگرانی سازمان عفو بين الملل از شکنجه ۹ فعال حقوق فرهنگی آذربايجان

سازمان عفو بين الملل، روز دوشنبه ۲۲ ماه سپتامبر، نسبت به «شکنجه» ۹ فعال حقوق مدنی آذربايجان، ابراز نگرانی کرد.در اعلاميه سازمان عفو بين الملل گفته شده که ۹ فعال فوق، روز ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۸ توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند و هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوين، که زير نظارت سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی قرار دارد، در بازداشت به سر می برند. آنها در معرض شکنجه و رفتار خشونت آمیز قرار دارند.

نگراني براي سلامتي /نگراني از شکنجه و ديگر انواع بد رفتاري/ زندانيان عقيده ایران -

فعالان حقوق فرهنگی آذربایجان:عليرضا صرافي (مرد) سن 53 مهندس عمران, روزنامه نگار و فعال فرهنگي

؛اکبر آزاد (مرد) نويسنده؛

حسن راشدي, مهندس، مدرس زبان ترکي؛

سعيد محمدي موغانلي، شاعر و روزنامه نگار؛

حسن رحيمي بيات, مهندس عمران، فعال حقوق بشر؛

حسين حيدري، دانشجوي ارشد جامعه‌شناسي؛

عباس نعيمي, فعال فرهنگي و عضو NGO اورين؛

مهدي نعيمي, شاعر و استاد زبان ترکي در دانشگاهها‌؛

صياد محمديان, فعال در زبان ترکي.

۹ فعال آذربايجاني که در بالا نامشان قيد شده است ازتاريخ دستگيريشان در ۱۰ سپتامبر در زندان انفرادي نگهداري مي‌شوند.آنها در زندان انفرادي سرويس اطلاعات در بند ۲۰۹ زندان اوين تهران محبوس مي‌باشند و در معرض خطر شکنجه و رفتار نامناسب قرار دارند. چنين به نظر مي‌آيد مسئولين خواسته‌اند تا هرفعاليتي که احتمالا منجر به اعتراض به روز شروع مدارس (۱ مهر مصادف با ۲۳ سپتامبر) شود جلوگيري کنند. عفو بين‌الملل معتقد است که احتمالا آنها به خاطر عقيده‌شان زنداني شده‌اند وزنداني شدن آنها به جهت بيان خواسته‌ي صلح‌آميرشان که از حق آزاد ي و بيان خواسته‌هاي جميعشان هست ناشي گرديده است.در غروب ۱۰ سپتامبر نيروهاي لباس شخصي که باور مي‌شود نيروهاي اطلاعات باشند حداقل ۱۸ آذربايجاني که براي مراسم افطار دور هم جمع شده بودند را بازداشت کردند. آنها در خانه آقاي صياد محمديان فعال آذربايجاني که از بازداشت‌شدگان است دستگیر شدند بدون اينکه حکم حبسي در ضمن جلب صادر شده باشد. بازداشت‌شدگان از فعالان برجسته جامعه فعالان آذربايجاني ايران هستند که شامل نويسندگان، روزنامه‌نگاران و مدافعان حقوق بشر مي‌باشند.در بين ۱۸ نفر بازداشت‌شده‌گان زن و بچه هم بودند که بعداً آزاد شدند. آقايان و خانم‌ها بعد از بازپرسي به قيد کفالت آزاد شده‌اند که شامل رقيه عليزاده، همسرعباس لساني (رجوع شود به: UA 163/06, MDE 13/063/2006, 08 June 2006, and follow-ups) زنداني عقيده است و سه فرزند آنهاست که مدت اندکي نگه داشته شده‌اند.خانواده اين نه نفر هيچ‌گونه اطلاعاتي راجع به آنها ندارند. در ۱۵ سپتامبر کارمند دادگاه تهران به وجيهه فکور همسر عليرضا صرافي (يکي از زندانيان) گفته است که ۹ نفر بازداشتي در بند ۲۰۹ اوين به صورت انفرادي زنداني مي‌باشند و بازپرسي از آنها چند هفته به طول خواهد کشيد.وجيهه فکور (صرافي) با راديو فردا که يک شبکه خارج از ايران است درباره دستگيرشدگان گفتگويي انجام داده است. مسئولين به زور وارد خانه شدند لپ تاب، وسايل شخصي، دست‌نوشته‌هاي عليرضا صرافي و تمامي کتابهاي ترکي آذربايجاني خانه را، ‌سي‌دي‌ها و تمامي کارتهاي شناسايي خانوداگي شامل پاسپورتها را با خود بردند. ۱۰ نفر آنها برگه‌اي به اين مضمون همراه داشت که "برای مقابله با افراد پان تورکیست و قومگرا اجازه ورود با زور براي آنها صادر شده است و مي‌توانند موانع فيزيکي اين کار از پيش بردارند " اما براي عفو بين‌الملل اين مجوزها قانوني نيست.در سالهاي گذشته روز اول مهر (روز بازگشايي مدارس) توسط فعالان آذربايجاني تحريم مي‌شد. تا نشان دهنده تضييع حقوق کودکان آذربايجاني جهت آموزش به زبان مادري خويش باشند

نگاه کنيد به وضعيت عمومي در:»»»»»»تیکلیین««««««««««««

 

سال تحصيلي در يک مهر در ايران شروع ميشود. چنين برداشت مي‌شود که مسئولين امر اين فعالين را جهت جلوگيري از طرح بايکوت مدارس در يک مهر بازداشت کرده باشند.اطلاعات پيش‌زمينه:آذربایجانیها ؛ در ایران بزگترین اقلیت قومی باشند آنها عمدتا شیعه بوده و در مناطق شمال و شمالغرب ایران ساکن هستند و دست کم 25 الی 30 در صد از جمعیت ایران را شامل می شوند. اگر چه آنان بطور کلي در جامعه ايران بخوبي جذب شده اند، اما در سالهاي اخير بطور فزاينده اي حقوق فرهنگي و زباني مانند حق تحصيل بزبان ترکي آذربايجاني، که معتقدند در قانون اساسي ايران آمده است، و همچنين حق تجليل از ميراث فرهنگي و تاريخي خود را مطالبه کرده اند که اغلب اين مطالبات توسط مقامات ايراني سرکوب شده است.اقدامات پيشنهادي:- اصرار به مقامات براي کسب اطمينان از اينکه فعالان حقوق مدني آذربايجاني : عليرضا صرافي، اکبر آزاد، حسن راشدي، سعيد محمدي موغانلي، حسن رحيمي بيات، حسين حيدري، عباس نعيمي، مهدي نعيمي و صياد محمديان با شکنجه و بد رفتاري مواجه نمي شوند.- اصرار به مقامات براي دسترسي فوري و مرتب افراد فوق به خانواده خود و وکيل مورد نظر خودشان و هر نوع مداواي پزشکي که لازم داشته باشند.- درخواست از حکومت جمهوري اسلامي براي رها کردن زندانيان ۱۰ سپتامبر مگر اينکه جرم جزايي داشته باشند و خاتمه دادن هر چه سريعتر به بازداشت موقت آنها؛- دراينجا يادآوري مي‌شود که اگر آنها تنها به علت بيان حقوق آزادي خود و تجمع زنداني شده باشد پس آنها زنداني عقيده هستند و بايد فورا و بدون قيد و شرط آزاد شوند.

مراجعه به :

وزير اطلاعات:

غلامحسين محسني اژه اي

وزارت اطلاعات، خيابان نگارستان دوم، خيابان پاسداران تهران، جمهوري اسلامي ايران


رییس قوه قضاییه:

آیت اله محمود هاشمی شاهرودی

حوزه رياست قوه قضائيه / دفتر رياست قوه قضائيه

خيابان پاستور، خيابان ولي عصر، جنوب سه راه جمهوري، تهران 1316814737جمهوري اسلامي ايران در قسمت موضوع به نويسيد : جهت اطلاع آیت اله شاهرودی


به: مسئول دفتر مرکزی حقوق بشر در ایران

محمد جواد لاریجانی

خیابان ولیعصر سه راه جمهوری


و برای نمایندگی جمهوری اسلامی در کشورهای محل زندگی تان .

لطفا درخواست را سريعا بفرستيد. چنانچه درخواست های خود را بعد از ۳ نوامبر ۲۰۰۸ارسال می کنید، با دبیرخانه سازمان عفو بین الملل یا شعبه عفو بین الملل در کشورتان تماس بگیرید.
  یازیلمیش پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 16  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

تحول ديدگاه تاريخي ايرانيان نسبت به مسائل قومي

در فضاي برآمده از فروپاشي و اضمحلال چند امپراطوري جهاني مانند روسيه، اتريش و عثماني در پايان جنگ جهاني اول، چگونگي شكل گيري انبوهي از خواسته هاي قومي و ملي در بخش هاي برجاي مانده ازاين امپراطوري ها براي كسب نوعي موجوديت مستقل وكشوري، به يكي از مهمترين ويژگي هاي عصر خود و همچنين زمينه پديد آمدن مسائلي منجر شد كه هنوز هم تا حل و فصل نهايي آنها، راه دشواري در پيش است.  

يكي از اين مسائل، پديد آمدن كشوري است به نام جمهوري آذريايجان در بروز و شكل گيري پديده اي كه امروزه از آن به عنوان مسائل قومي و اقليت ها ياد ميشود، موضوعي است به نسبت متاخر كه با تحولات ناشي از فروپاشي تعدادي از قدرت هاي بزرگ جهاني در پايان جنگ بين الملل اول شكل مشخص و گسترده اي يافت. ايران نيز همان گونه كه به رغم اعلان بي طرفي، در طول جنگ اول جهاني از عوارض آن مصون نماند و بخشهاي وسيعي از قلمرو خود را عرصه رويارويي نيروهاي نظامي خارجي يافت، از تحولات جاري در جهان بعداز جنگ كه بروز انواع گرايش هاي قومي و ملي يكي از مشخصه هاي اصلي آن بود، بر كنار نماند.

هدف از اين بررسي، اشاره اي است به چگونگي آشنايي و مواجهه ايرانيان با جوانبي از اين پديده از سالهاي آخر جنگ جهاني اول و چگونگي واكنش آنها در اين زمينه، طرح ايجاد يك كردستان مستقل در بخشهاي بر جاي مانده از امپراطوري عثماني در بين النهرين و همچنين تاسيس كشوري به نام جمهوري آذربايجان در بخشهاي عثماني رود ارس در همين ايام، و پيامدهاي سياسي اين دو رخداد به نحوي كه در محافل سياسي ايران مطرح شد، دو موضوع مشخصي است كه در اين بررسي مورد توجه قرار دارد.

در پي اين بررسي تاريخي، در پايان نگاهي به آثار برجاي مانده از اين سابقه آشنايي و شناخت با مسائل قومي و تاثير آن بر نوع رويكردهاي بعدي ما به اين مسئله خواهيم داشت.

نواحي جنوب شرقي قفقاز در پايان جنگ جهاني اول كه تا پيش از اين تاريخ، به اسامي ديگري شناخته شده بود. رشته تلاش هاي پراكنده اي كه از همان سال ها براي ايجاد نوعي هويت قومي در ميان ترك زبان هاي نواحي شمال غرب ايران ـ از جمله آذربايجان واقعي ـ آغاز شد، از همان بدو كار از اين نامگذاري تاثير پذيرفت. از يان رو براي شناسايي جوانب مختلفي كه اين پديده را به خود گرفت، يعني مجموعه تلاش هايي كه در هشتاد سال اخير براي شكل دادن به نوعي هويت قومي در ميان ترك زبان هاي شمال غرب ايران جريان داشته است، آگاهي از نحوه بازتاب موضوع تشكيل جمهوري آذربايجان قفقاز در ميان ايرانيان ضرورت دارد.

در اين بررسي تحولات دوره اي مورد توجه خواهد بود كه از لحاظ زماني، از سال هاي پاياني جنگ آغاز و بيش از هفت ـ هشت سال به طول نينجاميد. دوره اي كه به سه بخش زير قابل تقسيم است:

1ـ از اواخر پاييز و اوايل زمستان 1296(هـ ش) تا بهار 1279 كه با كودتاي بلشويك ها در پتروگراد، تلاشي و اضمحلال روسيه تزاري امري گشت محتوم و برگشت ناپذير و در نتيجه لزوم و ضرورت تشكيل يك رشته واحدهاي جديد ملي در خلاء بر جاي مانده از اين دگرگوني دوره اي كه در خلال تحولات آن از تاسيس كشوري به نام آذربايجان در بخش هاي جنوبي و جنوب شرقي قفقاز سخن به ميان مي آيد كه بالاخره در بهار 1279 با تشكيل جمهوري آذربايجان اين موضوع تحقق مي يابد.

2ـ از بهار 1297 تا بهار دوران كوتاه مدت استقلال جمهوري آذربايجان كه در خلال آن تبعات داخلي و خارجي ناشي از پديد آمدن چنين موجوديتي در همسايگي آذربايجان واقعي و تاريخي ، كم و بيش در ايران مورد بحث بود كه به آنها اشاره خواهد شد.

3ـ بلاخره دوره اي كوتاه كه از سال 1299 تا سالهاي مياني همان دهه، يعني سالهاي مياني دهه 1300 شمسي، به طول انجامد. در طول اين دوره موضوع مورد بحث از چارچوب آذربايجاني خود خارج شده و در چارچوب فعاليت هاي پان تركيستي اي كه بيشتر در تركيه جريان داشت، ادامه مي يابد.

 

دوره اول

از اواخر پاييز و اوايل زمستان 1296 (1336 هـ ش ) كه مصادف با پيشروي سريع قواي عثماني در نواحي قفقاز است، حزب مساوات و گروه هاي مؤتلف آن كه بخشي مهمي از روشنفكران و چهره هاي سياسي مسلمان هاي جنوب قفقاز را در صفوف خود متشكل ساخته بودند، قصد خود را مبني بر ايجاد موجوديتي به نام آذربايجان در نواحي جنوبي و مسلمان نشين قفقاز كه تا پيش از اين بيشتر به نام يك رشته خان نشين هاي مختلف مانند باكو، گنجه، ايروان و شهرت داشت اعلام كردند. با وجود آنكه بخش هاي وسيعي از اين خطه با در دست نيروهاي مزبور قرار داشت و روشن نبود كه چنين بيانيه هايي تا چه حد امكان تحقق دارد، ولي ايرانيان به رغم دشواري هاي عمومي ايران در آن دوره واكنش بالنسبه گسترده اي در قبال اين تحول نشان دادند.

در سطح محلي، يعني در ميان ايرانيان ساكن قفقاز كه نيروي چشمگير و قابل ملاحظه اي به شمار مي رفتند، كه از فعاليت هاي محمد ساعد (ساعد الوزاره) كنسول ايران در باكو مي‍توان نام برد كه با ايراد سخنراني‏ها و تشكيل گردهمايي هاي مختلف در مقام اعتراض به اين نوع زمزمه‍ها و شايعات برآمد. (1) از جمله ديگر فعاليت هايي كه در اين زمينه، يعني در سطح محلي در قفقاز صورت گرفت، تلاش‍هاي شعبه محلي حزب دموكرات ايران بود كه در ميان ايرانيان آن سامان از نفوذ چشمگيري برخوردار بود و با انتشار روزنامه اي به نام آذربايجان جزء لاينفك ايران صريحاً در مقام مقابله برآمد. (2) ظاهراً اين فعاليت ها بي نتيجه نبود و قرار شده بود كه در اين زمينه ايرانيان و مساواتي ها يك كنفرانس ويژه ترتيب دهند؛ حتي گزارش شد كه «حاضر شده اند كه اسم آذربايجان را از اين حد برداشته، به اسم ديگري خطاب نمايند».(3)

در داخل ايران نيز اين تحولات مورد توجه قرار گرفت. ظاهراً نخستين روزنامه اي كه اين بحث را مورد توجه قرار مي دهد، روزنامه ارشاد است كه در اوايل ربيع الاول 1336/ زمستان 1296 هـ ش با انتشار گزارشي در مورد تحركات اخير مساواتي ها صريحاً مي نويسد كه: «مي‏خواهند آذربايجان ايران را از ايران تجزيه كنند». بازتاب اين نوشته چنان بود كه محمد امين رسول زاده رهبر حزب مساوات در روزنامه آچيق سوز در مقام توضيح برآمده و پس از توضيحاتي، در مورد سوابق بحث مي نويسد:

«ولي مقصود همان آذربايجان روسيه است كه عبارت باشد از گنجه، ايروان، باكو و لازم است كه به تمام ايراني ها خاطر نشان نماييم كه وقتي ماآذربايجان مي گوييم مقصود ما آذربايجاني است كه در قلمرو دولت روسيه است، نه دولت ايران و به مقدرات آذربايجان ايران حق و حد دخالت نداريم»(4)

با اين وصف، دامنه بحث به هيچ وجه فروكش نكرد. روزنامه زبان آزاد نوشت:

«مساواتيان بدانند كه آذربايجان عضو محبوب و جزء لاينفك ايران است و ملت آذربايجان وقت دوش به دوش ساير ايرانيان جامعه جامعه خود را با خون خود محافظت نموده اند.كميته مساوات بايد مطلع باشد كه انفكاك آذربايجان از ايران گذشته از اين كه محال است، اساساً عنوان اين گونه ماليخولياهاي طفلانه در سياست آينده قفقاز توليد كدورت مي كند»(5)

به همين ترتيب جرايد ديگر ايران مانند روزنامه جنگل ارگان نهضت جنگل كه اين موضوع را با صراحت بيشتري مورد بحث قرار داد:

«قفقازية جنوبي يعني ولايت جنوبي قفقاز كه هر يك از آنها به شهادت تاريخ اسم معيني داشته و دارند، همه فارسي نژاد، همه ايراني الاصل، غير از زبانشان كه فعلاً تركي است همه چيزشان ايراني است، امروز اسم ايران را به خود گذاشت، چرا و به چه جهت؟ اگر مسئله، مسئلة استقلال قفقاز و استخلاص آنها است كه غايت آمال و نهايت آرزوي فرد فرد مسلمانان ايراني است ولي اين نامگذاري موضوع را عوض مي كند اگر مقصود برادران قفقازي ما از اتخاذ اين اسم ضميمه كردن قفقاز به ايران است، ديگر شتر سواري دولا دولا ندارد»(6)

با اين وصف با تشديد برخوردهاي قومي، درگيريهاي سياسي و همچنين لشكر كشي هاي خارجي در قفقاز، در عرض مدت زماني كوتاه منطقه در چنان آشوب گسترده اي فرو رفت كه هر گونه بحث و گفتگوي كه در اين زمينه آغاز شده بود، از احتمال كنفرانس كذايي و امكان انصراف از آذربايجان ناميده شدن باكو و شيروان و گنجه گرفته تا ادامة مباحث جرايد ايران و قفقاز، همگي منتفي شدند و در اين ميان در اوايل خرداد 1279 (هـ ش) با پيشروي نيروهاي عثماني به قفقاز، باكو به دست آنها و متحدان مساواتي آنها افتاد و جمهوري آذربايجان رسماً پا گرفت.

 

دوره دوم

دوراني است كه با پشت سر گذاشتن تحولات ناشي از شكست عثماني ها و عقب نشيني نيروهايشان از قفقاز و استقرار قواي بريتانيا به جاي آنها، جمهوري آذربايجان از ثبات و قرار بيشتري برخوردار شد و در مقام تثبيت اين استقلال براي توسعه روابط خود با ايران اقدام مي‍كند. در چارچوب اين مناسبات است كه بحث آذربايجان از نو مطرح مي شود.

به محض ورود اسمعيل خان زياد خانوف فرستادة دولت باكو به تهران، روزنامه ايران طي مصاحبه اي به اين مناسبت در ضمن مباحث مختلفي كه مطرح شد، بحث علل چنين نامگذاري را نيز مطرح كرد و پرسيد:«تصور نمي كنيد براي رفع پاره اي سوء تفاهمات آن هم بين اهالي ايران و قفقاز كه مناسبات تاريخي، نژادي، مذهبي و غيره دارند، در اين اسم تغييري بدهيد؟» كه پاسخ گرفت: «اين بدحرفي نيست و در آينده بايد در اين زمينه صحبت كرد.» (7) ولي در آينده مذاكرات قابل توجهي در اين زمينه صورت نگرفت. اصولاً روابط رو به بهبود بود و لابد چنين تصور شد كه مباحثي از اين دست اولويت ندارد. كما اين كه حتي در مرحله اي براي وحدت دو كشور نيز مذاكراتي صورت گرفت.(8)

با اين حال در سطوح ديگر بحث نام آذربايجان و تبعات ناشي از اين نامگذاري به نحوي به مراتب جدي تر از پيش ادامه يافت. در اين زمينه مي توان به رشته مقالاتي اشاره كرد كه تحت عنوان آذربايجان قفقاز، تحقيق يك موضوع تاريخي در بهار 1298 در روزنامه ايران منتشر شد. مقالاتي كه به احتمال قوي به قلم ملك الشعراء‌بهار گرداننده روزنامه در آن زمان بود و در خلال آن جوانب مختلف بحث از لحاظ جغرافياي تاريخي، با توجه به معدود منابع موجود در آن ايام مانند معجم البدان و قاموس اعلام مورد بحث قرار گرفت. بحثي كه سال ها بعد در اوان انقلاب اسلامي، با انتشار كتاب اران يا آلبانياي قفقاز (تهران 1360 هـ ش)، به قلم دكتر عنايت الله رضا، به وجهي كامل و جامع مورد بررسي قرار گرفت.

گذشته از مباحث تاريخي و جغرافيايي كه در روزنامه ايران مطرح شد، نويسندة مقالات مزبور ضمن ابراز شادماني و مسرت از استقلال همسايه، بيشتر بر سوء تفاهم هايي اشاره دارد كه اين نوع نامگذاري مي تواند به وجود آورد و خواهان رفه آنها است. يكي از مهمترين جوانب اين بحث آن بود كه بي مخاطب نبود و رسول زاده بر آن شد كه پاره اي از نكاتش را پاسخ گويد. (9) متاسفانه با ظهور مجدد امپرياليسم روس، به صورت بلشويكي آن و چيرگي روس ها بر قفقاز در بهار 1299 (هـ ش) دوران استقلال جمهوري قفقاز و اصولاً مباحث اميدوار كننده‏اي كه در اين زمينه آغاز شده بود، به پايان آمد.

 

دوره سوم

با چيرگي روسيه شوروي مبحث آذربايجان به صورتي كه در اين چند سال جريان داشت، از دور خارج شد و تا سال ها بعد يعني مقارن با جنگ دوم جهاني كه اين موضوع در يك چارچوب جديد مطرح شد، به دست فراموشي سپرده شد. چارچوب جديدي كه به صورت موضوع خلق آذربايجان و حق تعيين سرنوشت آن و مضاميني چون آذربايجان شمالي و جنوبي در آمد كه به عنوان ابزار فشار در سياست خارجي شوروي كاربردي گسترده يافت كه بررسي آن از موضوع اين بحث خارج است.

در اين دوره، يعني در فاصله سالهاي سقوط جمهوري مستقل آذربايجان تا چند سال بعد يعني نيمه اول دهه 1300 حوزه بحث بيشتر به جمهوري تركيه منتقل شد اينك محافل ترك گرايي تركيه بويژه تشكيلات نيمه رسمي ترك اجاق لاري بودند كه با حمايت از گروه‍هايي چون بقاياي حزب مساوات، موضوعي به نام مسئله ترك هاي ايران را مطرح و نوشته هايي در اين زمينه پراكنده كردند كه در ايران نيز بازتاب يافت.(10)

در واقع سابقه اين بحث، با ويژگي هاي خاصش به چند سال پيش، يعني سال هاي پاياني جنگ جهاني اول باز مي گشت كه براي دوره اي كوتاه، عثماني گرايي و اتحاد اسلام به عنوان جهان بيني‍هاي رسمي امپراتوري اسلامي از دور افتاد و با فروپاشي روسيه و امكان لشكر‍كشي به قفقاز و آسياي مركزي، انديشه پان تركيسم كه تا پيش از اين وجهي حاشيه اي و ضمني داشت، به عنوان ايدئولوژي حاكم درآمد. از ميان ايرانيان نيز نخستين كساني كه با پديده روبرو شدند، ايرانياني بودند كه در پي فروپاشي نهضت مهاجرت و دولت موقت نظام السلطنه از نواحي غربي ايران به عثماني پناهنده شده بودند.

تلاش اهل قلم براي نگارش پيشينه و تاريخچه اي تركي بر بخش هاي وسيعي از آسيا، از جمله نواحي ترك زبان ايراني، بويژه نوشته هاي روشني بيك و سليمان نظيف در ميان ايرانيان آن حدود بازتاب گسترده اي داشت. از جمله اين واكنش ها مي توان به واكنش شاعرانه ميرزاده عشقي و عارف قزويني، بويژه در مقابل ترك دانستن زرتشت اشاره كرد (11) و يا برخورد عالمانه رضا زاده شفق كه رساله اي را در همان سال ها در پاسخ حضرات نوشت و منتشر ساخت. اين نوع برخوردهاي ادبي يا تاريخي تنها اثر بر جاي مانده از حضور طيف وسيعي از رجال ايران در عثماني آن روزگار نبود. اين حضور و تجربه مستقيم از لحاظ شناسايي ريشه هاي سياسي كار نيز مؤثر واقع شد.

ماژور ملك زاده تبريزي كه خود از مهاجران بود و آشنايي مستقيم با اين موضوع داشت، بعدها مقاله اي تحت عنوان پان تورانيزم، آذربايجان قفقاز يا راه تركمنستان علل و انگيزه نظاميان عثماني را در تاسيس دولتي موسوم به جمهوري آذربايجان چنين توصيف كرد:«چون مي دانستند آذربايجان در ايرانيت بيشتر از ساير نقاط ايران طرفدار وحدت مليت است و عوض اين كه راه توران گردد، سد آهنين تركستان خواهد شد، بنا به مشورت احمد آغايف و جليل بيگ رئيس مجلس عثماني كه در آن زمان براي مصالحه با گرجستان و ارمنستان در قفقاز بودند، شهرهاي قفقاز جنوبي را» آذربايجان ناميدند.

«نقشه اساسي در اين اسم گذاري در اين بود كه خليل پاشا كه فرمانده اردوهاي قفقاز شده بود، قرارگاه خود را در تبريز قرار داده و به وسايل مختلفه مامور بود آذربايجان ايران را با قفقاز متحد نمود، عجالتاً اين دو قطعه كه ايران را روح خودش و خود را روح ايران مي داند، تحت حاكميت ترك يك استقلال داخلي داده و به كعبه آمال خودش كه تركستان باشد يك راه مستقيم پيدا نمايد»(12)

ولي همان گونه كه اشاره شد، با شكست نظامي عثماني، اين طرح نيز در همين مراحل ابتدايي از حركت باز ايستاد و آنچه از آن بر جاي ماند روال ديگري گرفت.

در واقع اهميت طرح بحث از اين ديدگاه آن بود كه اين موضوع چارچوب تاريخي خود را يافت. در مراحل نخست، مثلاً در دوره اول، اكثر ايرانيان روس ها را عامل تحريك مساواتي ها و برپايي موجوديتي به نام جمهوري آذربايجان مي دانستند. روزنامه ارشاد از روس هاي ضد انقلابي سخن مي گفت كه با حكومت جديد روسيه [ يعني بلشويك ها]، نتوانسته اند متحد شوند و يا روزنامه زبان آزاد كه كميته مساوات را حاصل تبليغات امپرياليسم روس تلقي مي‍كرد و يا روزنامه جنگل كه مساواتي ها را مقلد دربار مستبده روس مي دانست. (13) در آن دوره بسياري از ايرانيان چون هنوز عثماني را همانند آلمان متحد خود در مبارزه با روس و انگليس تلقي مي كردند، ميلي به رويارويي ضرورت وجودي خود را از دست داد و موضوع در چارچوب واقعي قرار گرفت. ولي اين دگرگوني با دوره اي از تاريخ ايران توام شد كه با تحكم استبداد رضاخان، مباحثي از اين دست، چون بسياري از ديگر مباحث اساسي كشور كه از دستور كار خارج شد و بحث از حركت افتاد. رسوب بر جاي مانده ازاين مباحث و تاثير آن بر سياست هايي كه بتدريج در زمينه سياست هاي قومي و زباني در ايران آن روزگار اتخاذ شد، خود موضوع يك بحث ديگر است.

در پايان جا دارد از سرگذشت آذربايجان (آذربايجان واقعي) دراين دوره نيز سختي به ميان آيد. جالب آن است كه در اين دوره يا لااقل در سال هاي نخست اين دوره، آذربايجان كه محور اصلي اين مباحث بود و بحث اصلي نيز چگونگي تاثير تحولات قفقاز و عثماني بر آن خود به نحوي شگفت انگيز از اين موضوع مبرا و بركنار ماند. اگر چه اين دوره با حضور بخش وسيعي از نيروهاي عثماني درآذربايجان شروع شد و تلاش هاي خليل پاشا فرمانده محلي قواي ترك‍هاي عثماني براي صورت دادن به يك رشته تبليغات جدايي خواهانه، از جمله انتشار روزنامه موسوم به آذرآبادگان كه ظاهراً در اينجهت فعال بود، ولي از تنها چيزي كه گزارش در دست است موج وسيعي است كه در خود آذربايجان و به ويژه تبريز بر ضد اين تحركات جريان يافت و در راس اين مقاومت سراسري چهره هايي چون شيخ محمد خياباني و بادمچي قرار داشتند كه به خاطر مخالفت هايشان با حركات الحاق گرايانه مقامات عثماني از سوي نظاميان عثماني بازداشت و تبعيد شدند. در واقع وجه مشخصه اين دوره آن بود كه ويژگي هاي جديد آن از توسعه طلبي ها و تجاوز هاي سنتي عثماني كه سابقه طولاني داشت بود، قابل تفكيك نبود.

هنوز تفاوت هاي مهمي كه اين وجه از زياده طلبي هاي ترك ها با وجود سنتي و پيشين آن داشن روشن نشده بود. درگذشته مسائلي چون تابعيت اين يا آن عشيره مرزنشين يا حوزه فتوحات اين يا آن سلطان عثماني بود كه در توجيه اين گونه زياده طلبي ها عنوان مي شد، اين بار بحث با تاكيد بر جنبه هاي تركي گرايانه رنگ و بوي قومي و ناسيوناليستي يافت. ولي دامنه اين گونه مباحث گسترش نيافت. با تحكيم نظام پهلوي كه نخستين نشانه آن محدوديت بيش از پيش طرحو بحث آراء مختلف بود، هم عرصه بر ديدگاههايي از اين دست محدود شد و به ناچار هم نوع مباحثي كه از سوي ايرانيان در اين زمينه مطرح مي شد تغيير يافت. با اين وصف بحثي كه با اشتمال بر جوانب مختلف فرهنگي، تاريخي و بتدريج قومي در اين چند سال آغاز شده بود، از حالت آشكار و صريحي كه داشت خارج شده و جنبه ضمني وتلويحي يافت كه فقط مترصد فرصتي بود كه سرباز كند و به علت سركوفته بودنش، لاجرم وجهي تند و حاد بيابد ، چنانكه در سال هاي بعد از شهريور 1320 (هـ ش) و اصولاً در هر گشايش ديگري خود را نشان داد.

 

يادداشت

1ـ براي آگاهي بيشتر بنگريد به: روزنامه رعد، 10 جمادي الاول 1336.

2ـ از اين روزنامه در مجموع 12 شماره منتشر شد. براي آگاهي بيشتر بنگريد به:آذربايجان رسپوبليكاسي علملر آكادمياسي، آذربايجان دوري مطبوعاتي، (بيليو قرافيا، 1875-1990، باكو 1993)، ص 20.

3ـ رعد، 10 جمادي الاول 1336.

4ـ آچيق سوز، 20 ربيع الاول به نقل از: رعد، 29 ربيع اولال 1336.

5ـ زبان آزاد، 9 ربيع الثاني 1336.

6ـ جنگل، 23 ربيع الثاني 1326.

7ـ ايران، غرة رجب 1337.

8- Swietochowski, Tadeusz , Russian Azerbaijan , Cambridge University Press , 1985 , PP. 156-158.

9ـ از جمله مقالاتي كه او تحرير نموده مي توان به ايران و ما آذربايجان و ايران به ترتيب در شماره هاي 15 رجب و 17 شعبان 1337 روزنامه ايران اشاره نمود.

10ـ براي آگاهي بيشتر از فعاليت هاي كلي اين حركت بنگريد به:

Jacob , M. L Pan Turkism in Turkey , Archen Books , 1981 , PP. 72-95.

11ـ بنگريد به: كليات مصور ميرزاده عشقي (تهران ، 1357)، ص 374؛ كليات ديوان عارف قزويني (تهران 1347)، ص 293ـ 98.

12ـ ايران، 28 شوال 1337.

13ـ بنگريد به شماره هاي فوق الذكر جرايد مزبور.

 

منبع: فصل نامه - راهبرد - 1377 - پیش شماره 1

  یازیلمیش پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 16  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

گزارشاتی در مورد انتقال سه تن از بازداشتی های تبریز به قرنطینه زندان

بنا به گزارشات رسیده، سه تن از دستگیر شدگان تبریز به قرنطینه زندان انتقال داده شده اند. قبیل نیز مقصود عهدی و منصور امنیان به زندان تبریز منتقل شده بودند.

هنوز از اسامی دقیق منتقل شدگان خبر موثقی در دست نیست.

خلیل اللهی به معاون دادستان تبریز، خبر انتقال سه تن از بازداشت شدگان به قرنطینه زندان را تایید کرده است.   

اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد.

  یازیلمیش پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 16  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

مورگان چانگیرای، آن سان سوچی  و ما - آراز چرندابی

مبارزات دموکراتیک ، مدرن و غیر خشونت آمیز ملل و احزاب، افراد دیگر کشورها ، خصوصا کشورهای تحت دیکتاتوری و حاکمیتهای توتالیتر باید مورد توجه فعالان ملی قرار گیرد و تجربه های مبارزاتی آنها باید برای فعالان ملی بازگو شود تا از اشتباهات آنها درس بگیریم و از راه های صحیح مبارزاتی آنها برای مبارزات خویش اندوخته ای بیافزاییم.

دو کشور برمه در جنوب شرق آسیا و کشور زیمباوه  در جنوب آفریقا سالهاست که تحت دیکتاتورهای خود کامه اداره می شوند و مبارزات دموکرایتک و آزادیخواهانه در آن کشور سالهاست که ادامه دارد در زیمباوه رابرت موگابه* سالهاست که با تکیه بر نیروهای امنیتی خویش و پلیس و ارتش ، افراد خواهان آزادی و دموکراسی را از دم تیغ گذرانده است و کشور را در فقر و فلاکت فرو برده است تورم و گرانی در زیمباوه احظه ای و ساعتی است بسیاری از مردم حتی نان برای سیر کردن شکم خانواده خویش هم ندارند و این نتیجه سیاستهای غلط دولت رابرت موگابه است که افراد کاردان و کاربلد در این کشور یا کشته شده اند یا به تبعید فرستاده شده اند یا با تطمیع خریداری شده اند و کشور ثروتمند زیمباوه در فقر و فلاکت فرو رفته است

اما در کنار سرکوب ماشین امنیتی رابرت موگابه جنبشی دموکراتیک به رهبری مورگان چانگیرای  و همکارانش به راه افتاده است که سالهاست با دستگاه سرکوب رابرت موگابه مبارزه دموکراتیک و غیر خشونت آمیز کرده اند و با آگاه کردن ملت خویش و با پروراندن کاردهای حرفه ای توانسته اند ماشین سرکوب دولت زیمباوه مقابله کنند با آنکه هزاران نفر بی خانمان شده اند و کشته شده اند ولی این جنبش به خاطر مردمی بودن و پی گیری مطالبات مردم به شکست کشیده نشده است و در این بین مبارزه مورگان چانگیرای خیلی با اهمیت است چرا که ایشان با آنکه به زندان افتاد ، شکنجه شد در خیابان توسط اراذل و اوباش طرفدار رابرت موگابه تا حد مرگ مورد ضرب و شتم قرار گرفت ولی هیچ وقت ملت و طرفداران خویش را تنها نگذاشت  او خود همیشه در خط مقدم مبارزه بود تا جائی که همیشه تهدید به مرگ می شد ولی باز دست از مبارزه بر نداشت در انتخابات اخیر ریاست جمهوری بیشترین رای را آورد ولی حاکم دیکتاتور با تقلب نگذاشت او  رئیس جمهور شود ولی باز او به خاطر ملت خویش به مبارزه ادامه داد اگر که در مرحله دوم انتخابات شرکت نکرد ولی تداوم مبارزه ایشان آخر سر نتیجه داد و دیکتاتور زیمباوه مجبور شد کمی تا حدودی تن به تقسیم قدرت دهد و بعد از مذاکرات فراوان و با میانجی گری کشور آفریقای جنوبی و رئیس جمهور آن کشور آقای تابو امبکی موگابه تقسیم قدرت را پذیرفت و پست نخست وزیری به آقای مورگان چانگیرای داده شد و این می تواند تداوم پیروزیهای جنبش دموکراسی و تغییرات دموکراتیک را جانی دوباره ببخشد و در آینده ملت زیمباوه پیروز از میدان بدر آیند.

مساله ای که در مورد آقای چانگیرای خیلی باید مورد توجه قرار گیرد ایشان اگر چه به کشورهای دیگر مسافرت می کرد در آن کشورها سخنرانی می کرد مذاکره می کرد ولی هیچ وقت از متن و بطن جنبش تغییرات دموکرایتک دور نشد همیشه در کنار جنبش یود اگر چه می توانست با اقامت در کشور های اروپائی و امریکائی برای خویش و خانواده خود بهترین زندگی را درست کند و راحت از همه چیز در آن کشورها زندگی  کند ولی ایشان کشور و ملت خویش را انتخاب کرد و در کنار آنها به مبارزه ادامه داد و این رمز پیروزی جنبش دموکراسی در زیمباوه بود تا حالا.

برمه سالهاست که با وسیله چکمه پوشان ارتش اداره می شود حکومت ژنرالها  و سرهنگهای ارتش که با کودتا بر سر کار آمده اند و از حمایت چین برخوردار هستند سالهاست که نفس آزادی خوهان در برمه را خفه کرده اند روزنامه نگاران یا کشته شده اند یا در زندان هستند یا مجبور به تبعید شده اند ، فعالان حقوق بشر هر روز مورد آزار و اذیت قرار می گیرند فعالان مدنی و طرفداران دموکراسی هر روز کشته می شوند حتی دولت دیکتاتور برمه به راهبان بودائی هم رحم نمی کند و در سال گذشته تظاهرات هزاران نفری آنها را به خاک و خون کشید و بسیاری از راهبان بودائی طرفدار دموکراسی و جنبش دموکراسی کشته شدند و یا به زندان انداخته شدند  بسیاری از فعالان مدنی هنوز هم که هنوز است مخفیانه زندگی می کنند ولی باز از مبارزه دست نکشیده اند در این میان نقش رهبران جنبش خصوصا نقش خانم آن سان سوچی بیش از همه مهم بوده است ایشان سالهاست که در حبس خانگی به سر می برد پدر ایشان توسط دیکتاتورهای برمه اعدام شده است ولی ایشان نه تنها برمه را ترک نکرده و به مبارزه ادامه می دهد بلکه به شدت مبارزه خویش هم افزوده است و در تمامی دیدارهای خویش که از پشت میله های خانه خویش گاهی انجام می شود ملت برمه را به مبارزه تشویق می کند امید به حامیان دموکراسی می دهد و ایشان شمع آزادیخواهی و دموکراسی را نگذاشته در برمه خاموش شود. ایشان با آنکه می توانست در یک کشور غربی اقامت کند و از مزایای آنجا به سود راحتی خود و خانواده خویش استفاده کند ولی او ملت خویش و کشور خود را به هر کشوری ترجیح داده است ماندن در کنار ملت خویش و تشویق آنها به مبارزه را به هر عافیت طلبی ترجیح داده است و با مبارزات خویش نگشته امید مبارزه در فعالان مدنی برمه بمیرد و می رود که در آینده برمه هم به جمع کشورهای دموکرات بییوندد و ژنرالها و سرهنگهای چکمه پوش هر طور شده مجبور خواهند شد که به دموکراسی تن دهند

ما و حرکت ملی ما

در حالی که تجربه مبارزاتی در دیگر کشورها نشان می دهد که رهبران جنبش باید در متن و بطن حرکت باشند و روزهای سخت در کنار ملت خویش بمانند حتی اگر کشته شوند یا به زندان بروند ولی در حرکت ملی ما یک گروه قلیل با ترفندهای عوام فریبانه خواسته اند فردی که از بدنه جنبش جدا شده و در خارج از آذربایجان به سر می برد به فعالان ملی به عنوان لیدر تحمیل کنند  و حرکت ملی چه مصیبتها که به این خاطر یا به خاطر خطاهای دیگر این افراد نکشید. ما باید به افراد به اندازه مبارزات خویش احترام بگذاریم و برای مدتی که به حرکت ملی خدمت کرده و به این خاطر دچار مشقتها شده باید تا آخر عمر فقط به خاطر همین مبارزه احترم بگذاریم و مبارزات او را ارج نهیم ولی وقتی که کسی از بدنه جنیش کنار می رود انتخاب او به رهبر کل حرکت یا جنبش یک اشتباه بزرگی است که نباید مرتکب شد. آنها که به خارج از کشور می روند باید  فقط نقش حمایتی از حرکت ملی را داشته باشند و مسائل حقوق بشری و دیگر مسائل را هدایت و مدیریت کنند چنان که بعضی از فعالان ملی جوان که به خارج از کشور رفته اند همین نقشهای را پذیرفته اند به عنوان مثال آقای صمدلی و جوانبخت فقط حامیان رسانه ای و حقوق بشری آذربایجان را پذیرفته اند و در این حیطه فعالیت می کنند حالا عده ای بیاید بگوید اینان رهبر جوانان حرکت هستند یا آنها خود برای خویش این نقش را تبیلغ کنند بزرگترین ضربه را هم به خود و هم به جنبش زده اند آنها می توانند برای خود حزب تاسیس کنند و دبیر کل حزب خویش شوند ولی تبلیغ خود به عنوان رهبر جوانان حرکت ملی می تواند حرکت ملی را به خطر بیاندازد افرادی که در خارج از کشور به سر می برند باید همه چیز را به فعالان داخل واگذار کنند رهبر و هدایت حرکت ملی باید در داخل باشد چرا فعالان داخل هستند که با گوشت و استخوان تمامی مشکلات را حس می کنند و می توانند برای برون رفت از مشکلات برنامه های واقع گرایانه داشته باشند یکی که چندین سال است که در کانادا یا آمریکا یا اروپا به سر می برد نمی تواند مشکلات حرکت ملی و جامعه آذربایجان را آنگونه که فعالان داخل لمس می کنند لمس کند یا برنامه های واقعگرایانه برای برون رفت از مشکلات داشته باشد. تمامی فعالان ملی خارج از کشور از شناخته شده تا ناشناخته باید به نقش حمایتی خویش از فعالان داخل ادامه دهند از مدیران و رهبران حرکت ملی در داخل حمیات قاطعانه داشته باشند.

در جنبشهای اجتماعی و مدنی کارهای جزئی و کوچک خیلی مهم است نه کلی گوئی ها و آرمانگرائی های بی مورد که با واقعیتهای جامعه فاصله زیادی دارد و مشکلات عینی جامعه را پاسخ نمی دهد در این جنبشها رهبران جنبش هم خیلی راحت از سوی فعالان جنبش شناخته می شوند و خوبخود به مرجع و رهبر تبدیل می شوند عباس لسانی یکی از رهبران حرکت ملی با مقاومت در مقابل زورگوئی ها و تشویق ملت به مبارزه و اعتراض  در جهت بی عدالتی ها به عنوان یکی از رهبران فعلی حرکت ملی می باشد  ایشان در خرداد 85 نه فرار کرد و نه پنهان شد و نه به خارج از کشور گریخت بلکه در کنار ملت خویش حتی جلوتر از آنها دست به اعتراض زد و حتی گفته بود که اگر کشته هم شود باکی ندارد اینگونه می شود که از بدنه جنبش به هرم جنبش می آید و یکی از رهبران جنبش می شود یا ابراهیم جعفرزاده در خوی که با تلاش ایشان و یاران ایشان بود که برای اولین بار جرقه تظاهران خیابانی در آذربایجان در خرداد 85 از خوی زده شود ایشان با آنکه بازداشت شدند ولی با آمدن به خیابان و مقابله با حاکمیت در خیابان از بدنه جنبش به هرم جنبش نقل مکان کرد و به رهبری عده ای از فعالان ملی انتخاب شد، سعید متین پور با اعتراض آشکار در روزجهانی مادری به بی عدالتی و تبعیض  زبانی در خیابانهای زنجان مورد ضرب و شتم قرار گرفت  و بازداشت شد و به یکی دیگر از رهبران حرکت ملی تبدیل شد یا معلم مبارز هدایت ذاکر در کلاس درس به صورت آشکار از تبعیض زبانی سخن می گوید و بازداشت می شود یا ابراهیم ساوالان در بین دانشجویان ارومیه و تبریز به صورت عریان به حاکمیت می تازد و سیاستهای حاکمیت را نقد می کند و از بدنه جنبش به هرم جنبش می آید همانطوری که می بینیم رهبران حرکت ملی خیلی آسان از سوی فعالان ملی به خاطر مبارزات خویش به صورت آشکار مشخص می شوند و این افراد هم تا وقتی نقش رهبری دارند که به مبارزه خویش ادامه دهند اگر فردا رفتند به دنبال زندگی خود  دیگر از نقش رهبری کنار می روند و افراد مبارز دیگر جای آنها را می گیرند این تعدد رهبری برای حرکت ملی هم خود حسنی دارد که حاکمیت توان سرکوب به کل حرکت را از دست می دهد  و از فرو افتادن حرکت به دام دیکتاتوری و شخصیت پرستی  به دور نگه داشته می شود و هرکس هم به اندازه مبارزه خویش نقش رهبری می گیرد و اگر فعالیت نکند و درجا بزند یا در یک خانه ای در خارج بنشیند و گاهی بیانیه صادر کند  یا مصاحبه کند این افراد تنها به نقش حامی فعالان ملی تبدیل می شوند و باید هم اینگونه باشد.

در جنبشهای مدنی و اجتماعی نباید به کسی چک سفید داد یا عهد اخوت برای همبشه و برای هر کار افراد با آنها بست و در حرکت ملی هم اینگونه باید باشد ملت آذربایجان و فعالان ملی نباید به کسی چک سفید بدهند هر فرد تا وقتی که به منافع عمومی ملت احترام می گذارد و برای منافع ملت مبارزه می کند باید پشتیبان ایشان بود ولی وقتی که دست از مبارزه کشید یا دنبال پست و مقام رفت آنهم به هر قیمتی باید قید حمایت از او را زد.

حرکت ملی به رهبران گلخانه ای و آزمایشگاهی نیازی ندارد و واقعا هم باید اینطور باشد رهبری باید در محیط طبیعی جامعه باشد و در مبان فعالان ملی باشد تا اگر اشتباهی کرد زود جلوش گرفته شود و اصلاح شود رهبری در محیط طبیعی است که معنی پیدا می کند و در غیر این صورت به بلند گوی شعار دهی و گلی گوئی تبدیل می شود که جامعه را دچار توهم می کند و فعالان ملی را از درک واقعیتها مبارزه و جامعه دور می کند.

 

آراز چرندابی- تبریز 

رابرت موگابه همان کسی است که در استقلال زیمباوه نقش اساسی داشته اشت ولی حالا بیش از سی سال است که قدرت را در دست دارد و مثل یک کابوسی بر جان و مال مردم زیمباره(رودزیا سابق) سایه انداخته است همان کسی که این کشور را به استقلال رسانده حالا بلائی شده بر سر مردم این کشور و هر روز بیشتر زیمباوه را به چاه فقر و بدبختی می برد.

  یازیلمیش پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 16  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

احزاب انقلابی و سیاسی- م.قارانقوش

نبود دانش سیاسی کافی در مورد اصطلاحات سیاسی در بعضی از فعالان ملی موجب شده است گاهی این افراد اصطلاحاتی سیاسی را به جای اینکه در جای صحیح استفاده کنند این اصطلاحات را برای رسیدن به آمال خویش و تبلیغ گروه خویش تهی از معنی می کنند و به خورد خوانندگان می دهند اصطلاحاتی که بیشتر از طرف حامیان بعضی از گروه های در حرکت ملی در جای نادرست یا به صورت نادرست استفاده می شود اصطلاحات انقلابی و سیاسی است مثلا می نویسند فلان گروه انقلابی (دئوریمسل)است با گفتن این کلمات فکر می کنند که گروه خود را بزرگ کرده اند درحالی که این کلمه سیاسی را تهی از معنی کرده ا ند چرا که باید موردی که این کلمه به آن گروه استفاده می شود باید در عین هم دیده شود که اینگونه نیست.

حرکت ملی آذربایجان یک حرکت اجتماعی است که هنوز در درون آن احزاب و گروه ها سیاسی چنانکه شاید و باید بر اساس ساختار درست و صحیح تشکیل نشده است احزاب سیاسی در حرکت ملی به معنی کامل حزب نیستند بلکه گروه دوستان و فامیل هستند که بر اساس نزدیکی ارتباطات در یک جمعی گرد هم آمده اند و این به معنی مدرن حزب نیست که بگوییم فلان گروه انقلابی است  و فلان گروه سیاسی است.

گروه انقلابی یک گروه جان برکف و از جان گذشته است که با گردهم آمدن و با مبارزه مسلحانه مردم را به شورش بر علیه رژیم موجود تشویق می کنند وبرای رسیدن به آمال خویش از کشتن و کشته شدن ابائی ندارند مثلا در نیکاگوئه  گروه فارک که بیش ار سی سال است بر علیه حکومت مرکزی مبارزه می کند و یک گروه انقلابی مارکسیستی است یا ببر های تامیل در سریلانکا که آنها هم چندین دهه است که بر علیه حکومت مرکزی مبارزه می کنند و ترسی از کشتن و کشته شدن و از خشونت ترسی ندارند از بمبگذاری گرفته تا گروگان گیری که این گروه های انقلابی انجام می دهند یا در ایران در دهه چهل و پنجاه شمسی چریکهای فدائی و مجاهد از جمله گروههای انقلابی بوده اند که در آنزمان عمر یک چریک که بیشتر دانشجویان عصیانگر بر علیه حاکمیت وقت بودند بیش از شش ماه نبود

یا بعضی از گروههای جهادی که در اصل برای فعالیتهای اجتماعی و انسانی تاسیس شده بودند بعدا به گروه های انقلابی تبدیل شدند از جمله حماس در فلسطین که در اصل برای کارهای اجتماعی تاسیس شده بودند با ایجاد درمانگاه خیریه و مدارس رایگان می خواستند به مردم خدمت کنند که بعدا به گروههای مسلحانه انقلابی تبدیل شدند و از جمله حزب الله هم در گروه قرار می گیرد.

گروه های سیاسی هم در کل بعضی ها از اول مشی سیاسی داشته اند واز راههای مسالمت آمیز خاسته اند به قدرت برسند و بعضی ها هم بعد از جنگهای مسلحانه تبدیل به گروههای سیاسی می شوند در ایران می توان به حزب دموکرات کردستان و چریکهای فدائی اشاره کرده حزب دموکرات کردستان بعد از سالها مبارزه مسلحانه امروزه تبدیل به یک حزب سیاسی شده است با آنکه مقداری اسلحه دارد ولی عمده فعالیت خویش را به فعالیتهای سیاسی قرار داده است و کومله هم همانطور وهمچنین چریکهای فدائی از یک گروه انقلابی بعد از انقلاب تبدیل به یک گروه سیاسی نظامی شدند و حال هم به یک گروه سیاسی تبدیل شده است.

همانطور که می بینیم گروه های سیاسی می توانند به گروه نظامی یا انقلابی تبدیل شده یا برعکس یک گروه انقلابی تبدیل به یک گروه سیاسی شود و این عمل باید در کارهای و ماهیت عملکرد آنها هم دیده شود

د رحرکت ملی هنوز یک حزب قدرتمند سیاسی به وجود نیامده که به صورت مدرن به آن حزب سیاسی اطلاق شود گروه هائی هم که هستند هنوز در حد گروه دوستان و آشنایان است. افرادی هم که می گویند فلان گروه انقلابی است یا سواد سیاسی کافی ندارند یا مفهوم انقلابی و سیاسی را می خواهند برای بزرگ کردن گروه خودشان تهی از معنی کنند که این کارهای در شان یک فعال ملی نیست.

  یازیلمیش پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 16  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

می ترسد! زندانی می کند! تحلیلی بر بازداشتهای اخیر فعالان ملی - الف.پاکدل 

می ترسد! زندانی می کند!

تحلیلی بر بازداشتهای اخیر فعالان ملی

بازداشتها گسترده فعالان ملی در تبریز و تهران موجب تحلیل و گمانه زنی ها ی مختلفی در مبان فعالان سیاسی و خصوصا فعالان ملی شده است بعضی از فعالان این بازداشتها را جنگ روانی حاکمیت برای برهم زدن آرایش حرکت ملی قلمداد می کنند و بعضی ها هم اینگونه عنوان می کنند که این بازداشتها برای ایجاد ترس در دل فعالان ملی  جوان است که تا آنها با فعالان ملی شناخته شده رابطه برقرار کنند و ارتباطها در حرکت ملی به صفر برسد و حرکت ملی حالت شبکهای خود را از دست بدهد.

اما ورای این تحلیل ها می توان نکات دیگری هم بر این تحلیل ها افزود آن هم ارتباط این بازداشتها با ترس حاکمیت از حرکت ملی و گسترش آن و فعالان سرشناس از جمله عباس لسانی و همچنین ارتباط حرکت ملی با جنبشهای دیگر هم در این مقوله می گنجد در ذیل نظر اجمالی خواهیم داشت بر این نکات.

1.      نزدیکی آزادی عباس لسانی از زندان و تبعید، هراس حاکمیت از ایشان و طرفداران ایشان را بیشتر کرده است، حاکمیت استقبالی که از عباس لسانی صورت خواهد گرفت حدس زده است و نمی خواهد این مبارز به نحو احسن از طرف فعالان ملی مورد استقبال قرار گیرد و ازسالها مبارزه ایشان به نحو احسن تقدیر به عمل آید این یکی از نکاتی است که نباید از نظر دور داشت و دستگیری فعالان ملی در تهران را می توان از این منظر هم تحلیل کرد چرا که خانواده لسانی هم در آن جمع حضور داشته است. حاکمیت فکر می کرده که اینها می خواهد علاوه بر یک مهر برای آزادی لسانی و برنامه های آن روز تدارکاتی را ببینند و حاکمیت به زعم خود با بازداشت این فعالان ملی می خواهد برنامه های استقبال از عباس لسانی بر هم بخورد و ایشان در سکوت به خانه خویش برگردد.

2.      ارتباط گیری جنبش و حرکت ملی آذربایجان با جنبش های دیگر و حرکتهای ملی دیگر موجب وحشت حاکمیت شده است عضویت آقای مهندس صرافی در شورای ملی صلح،سخنرانی در دفتر تحکیم وحدت، ارتباط با جنبش زنان آذربایجان و ایران، ارتباط حسن رحیمی بیات با فعالان حقوق بشر، ارتباطات آقای اکبر آزاد با خانه اقوام در تهران و با اعضای این خانه در گذشته و حال و خصوصا با فعالان عرب، نزدیکی بعضی از فعالان ملی  به جنبش دانشجوئی و جنبش زنان ایران موجب ترس حاکمیت از حرکت ملی شده است چرا که حاکمیت نمی خواهد این جنبشها با همدیگر همکاری داشته باشند و چرا که از قدرت گیری یک جنبش عظیم مدنی در ایران و خصوصا در میان غیر فارسها می ترسد و از مرتبط شدن این جنبشهای به یکدیگر بیشتر از همه چیز می ترسد. تحکیم وحدت و ادوار تحکیم وحدت تا حدودی به خاطر رایزنی فعالان دانشجوئی آذربایجان به مطالبات ملی آذربایجان با احترام نزدیک شده است و بعضی از فعالان تحکیم وحدت در دفاع از حقوق قومی و ملی در ایران مقاله ها نوشته اند و در سایتهای خویش اخبار حرکت ملی را منعکس کرده اند حتی آقای علی افشاری عضو سابق تحکیم وحدت و تحلیل گر بخش فارسی صدای آمریکا در سخنان خویش هویت ترکی ما با صراحت خاصی بیان می کند می گوید"فعالان هویت طلب ترک" این نزدیکی آنها به ما و اظهار درست هویت ما از سوی آنها حاکمیت را به تشویش انداخته است و از گسترش ارتباطات جنبشهای موجود در ایران خصوص با جنبش کرد و دانشجوئی ایران حاکمیت وحشت بیشتری دارد و هر طور شده می خواهد این ارتباطات را قطع کند و افراد مرتبط با این جنبش ها را دستگیر کرده خصوصا نقش آقای مهندس صرافی و دفاع منطقی ایشان در دفتر تحکیم وحدت از مطالبات حرکت ملی حاکمیت را بیشتر ترسانده است چرا که بعد از آن فعالان تحکیم وحدت بیشتر به حرکت ملی آذربایجان نزدیک شدند حتی  بسیاری از آنها از سخنرانی متین و مستدل مهندس صرافی بیش از دیگر سخنرانی ها استقبال کرده بودند. تعریف هائی که بعدا در ملاقاتهای خصوصی با فعالان تحکیم وحدت شنیده ایم دقیقا گویای این است که آنها سخنان مهندس صرافی را منطقی یافته بودند و بر همکاری بیشتر تاکید داشتند.

3.      به دست آوردن اطلاعات یکی دیگر از عوامل بازداشتهای اخیر می تواند باشد چرا که وزارت اطلاعات ایران با آنکه بی رحم است ولی در به دست آوردن اطلاعات فقط به نیروی انسانی تکیه دارد و این نیروها هم در مورد حرکت ملی اطلاعات کامل ندارند به این خاطر وزارت اطلاعات فقط با زداشتهای فعالان ملی و اعتراف گیری از آنها است که به بعضی اطلاعات دست پبدا می کند، تحلیل گران وزارت اطلاعات در مورد حرکت ملی آذربایجان با ضعف اطلاعات مواجه هستند حتی تکیه اینها به افراد خارج از وزارت اطلاعات است خصوصا به تحلیل های مغرضانه حمید احمدی استاد دانشگاه تهران در مورد حرکت ملی و بعضی از فعالان چپ سابق که امروزه با وزارت اطلاعات همکاری می کنند و به زبان ترکی مسلط هستند از جمله عنایت الله رضا و بسیاری دیگر و همچنین بعضی از بسیجیان و حزب اللهی ها که در تبریز لباس ژورنالیستی پوشیده اند و تحلیل های خود در مورد حرکت ملی را در اختیار وزارت اطلاعات قرار می دهند. خصوصا بعضی از فعالان چپ سابق که به خدمت وزارت اطلاعات در آمده اند با تحلیل ارائه می دهند تمامی مطالب چاپ شده و منتشر شده به صورت چاپی و اینترنتی را دارند یا از بیرون می خرند یا در کامپیوتر خویش ذخیر می کنند حتی یکی از این افراد تحلیل بر جزوه "قاران قوشلار" درباره روشنفکران دهه چهل در سایت انترنتی اخبار روز نوشته بود معلوم بود که این گروه تمامی مطالب منتشر شده حرکت ملی را می خوانند و بعد تحلیل می کنند حتی به مطلبی از آقای یا خانم سرینگول باش یوردلی اشاره کرده بود که این مطلب را من هر چه در اینترنت سرچ کردم پیدا نکردم معلوم بود که این افراد تمامی مقالات و مطالب حرکت ملی را در کامپیوتر خویش ذخیره می کنند.

پس می بینیم که اطلاعات ماموران امنیتی در مورد حرکت ملی کافی نیست و خیلی هم ناقص است و با دستگیری می خواهند به اطلاعاتی دسترسی پیدا کنند فعالانی که دستگیر می شوند باید بدانند که اطلاعات ماموراران امنیتی در مورد آنها ناقص است  ماموران امنیتی افراد دروغگو، بلوف زن و فریبکار هستند و نباید در بازجوئی ها به دام آنها افتاد. به دروغ می گویند ما فیلم و عکس شما را در فلان جا داریم می خواهند از این طریق شما اعتراف کنید در کدام مراسم حضور داشته فعال دستگیر شده باید در آن زمان بگوید اگر فیلم و عکس مرا دارید به دادگاه و قاضی ارائه دهید با این کار می توان دروغ های آنها را برملا کرد.. یا ما می دانیم شما با فلانی ارتباط دارید شما نباید در این موقع ها خود را یا دوستان خود را افشا کنید سعی کنید از آنها مدرک بخواهید تا آنها عقب نشینی کنند.

4. متشکل شدن حرکت ملی در داخل و خارج هم می تواند یکی دیگر از نکات باشد حاکمیت از تشکیلات می ترسد به این خاطر می خواهد اطلاعاتی در مورد تشکیلات آذربایجان، سایتها اینترنتی، افراد خارج از کشور، تشکلهای داشنجوئی، نشریات دانشجوئی به دست آورد

5. قدرت گیری رهبران حرکت ملی در داخل و با تجربه شدن این افراد در داخل هم بر ترس حاکمیت از حرکت ملی افزوده است چرا که حاکمیت فکر می کرد رهبری حرکت ملی به خارج از کشور انتقال بافته و از این جهت خیلی خوشحال بود چرا که در خارج از کشور زمینه مانور حاکمیت بیشتر است و راحتر می تواند ترور شخصیتی کند یا ترور کرده یا حرکت را منحرف کند ولی با قدرت گیری رهبران مستقل در داخل آذربایجان جنوبی و هدایت حرکت ملی توسط آنها حاکمیت خود را باخته می بیند و به این خاطر می خواهد از فعالان ملی سرشناس انتقام بگیرد.

 

همانطور که می بینیم ترس حاکمیت از حرکت ملی عامل عمده ای است در مورد بازداشت گسترده فعالان ملی در تهران و تبریز که موجب شده است حاکمیت دست با بازداشتهای فله ای بزند.

 

الف.پاکدل

  یازیلمیش پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 16  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

مرور خاطرات دوران فرمانداری مغان(5):

        خرید خدمت در جبهه آقازاده با بیست هزار تومان !



ظاهرا از اواسط جنگ بود که از سوی نخست وزیری طی بخشنامه ای به ادرات دولتی ابلاغ شده بود تا 20 درصد از کارکنان خود را برای اعزام به مناطق عملیاتی، در اختیار سپاه و بسیج قرار دهند. در همین راستا روحانیون و علمای شهرهای مختلف هم از طریق وعظ و ایراد خطابه مردم را به حضور در جبهه ها تشویق می کردند.

یکروز "م" فرمانده سپاه به دفترم آمد و گفت حجت الاسلام "ر" سرپرست جامعه ر.م به من مراجعه کرده و از من درخواست می کند که پسرم را که در اداره... کار می کند و نوبت اعزامش به جبهه فرا رسیده است به جبهه اعزام نکنید من هم در رودربابستی گیر کرده ام و نمی دانم که به او چه پاسخی بدهم.

از فرمانده سپاه پرسیدم که این فرد سفارش شده، مریضی و معلولیت و گرفتاری خاصی که ندارد؟گفت؛ یک جوان برنا و تنومند و مجرّد است و از هر حیث سالم است!

از آنجا که دیوار حاشا بلند است و گاهی آدم برای اثبات ادعاهایش تنها می ماند و در تنهائی نیاز به مدرک و دلیل دارد سفارش داده بودم که در دفترم  تلفن مجهز به سیستم ضبط صوت قرار دهند تا در مواقع ضروری برخی از مکالمات را ضبط نمایند(البته نه به شیوه استراق سمعی که هم اکنون نسبت به تلفن های همراه و منزل و اداره بعضی از افراد خاص صورت می گیرد)!

به مسئول دفترم گفتم که ضبط صوت را آماده کند و مکالمه ای را که چند لحظه بعد صورت خواهد گرفت بطور کامل ضبط نماید.

سپس از فرمانده سپاه خواستم تا با "ر" تماس گرفته و به او بگوید که موضوع را با فرماندار در میان گذاشته ام و تا حدودی هم رضایتش را جلب کرده ام و بعد هم تلفن را در اختیار من قرار بدهد. او هم به همین ترتیب عمل کرد و پس از آنکه پیام مرا به "ر" منتقل کرد به او  گفت که من هم اکنون در دفتر فرماندارم و گوشی را می دهم تا خودت با او صحبت کنی، به محض اینک فرمانده سپاه گفت من در دفتر فرماندار هستم و در خواست شما را با او در میان گذاشته ام، از پشت تلفن صدای آن بنده خدا را شنیدم که به شدت به رعشه افتاده و هراسان به "م" می گفت آخر چرا به فرماندار گفتی!؟ که در همین لحظه من گوشی را از فرمانده سپاه گرفتم و خیلی مهرورزانه و خودمانی به احوالپرسی و خوش و بش کردن با او پرداختم، معلوم بود که خیلی شوکه شده و ترسیده است. وقتی که قدری اعتماد او را جلب کردم، پرسیدم که آیا آقازاده مشکل جسمانی دارد؟ صادقانه گفت؛ خیر، پرسیدم پس برای چه می خواهید که ما تبعیض قائل شویم؟ پاسخ داد می خواستم از لطف مسئولان برخوردار شوم و ایشان فعلا از رفتن به جبهه مستثنی شوند. به او گفتم  که این کار خرج دارد! ابتدا بسیار شوکه و متعجب شد، اعلمی و تقاضای رشوه!؟ بعد گفت هر چه شما بفرمائید. از او پرسیدم چقدر می توانی بپردازی؟ در پاسخم گفت شما بفرمائید. گفتم باید بیست هزار تومان به حساب بریزید، گفت آقای فرماندار این مبلغ زیاد است، اما می توانم ده هزار تومان بدهم. گفتم کم است اگر تا یکساعت دیگر این مبلغ را به حساب ریختی "فکری به حال" پسرت می کنم در غیر این صورت متاسفم، گفت این مبلغ را به کدام حساب واریز کنم ؟ شماره حسابی را به او دادم و تاکید کردم که تا یکساعت دیگر منتظر تلفن ات هستم. هنوز بیست دقیقه از مکالمه تلفنی ما نگذشته بود که زنگ زد و گفت آقای فرماندار بیست هزار تومان را به حسابی که داده بودید واریز کردم. بنده خدا آنقدر دستپاچه شده بود که نمی دانست شماره حسابی که به او داده بودم مربوط به حساب کمک های مردمی به جبهه هاست.به قول خود عمل نمودم و"فکری بحال" شخص سفارش شده کردم تا هم پدر و هم پسر از اجر اخروی برخوردار شوند، و به فرمانده سپاه گفتم بدون فوت وقت این آقازاده را در اولین نوبت به منطقه اعزام کنید، تا او و امثال وی این آیه شریفه قران را آویزه گوش خود قرار دهند که:"لم تقولون ما لا تفعلون"!؟...(اکبر اعلمی)

  یازیلمیش پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 16  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

ابراز نگرانی سازمان عفو بین الملل از شکنجه ۸ فعال دانشجویی حقوق فرهنگی آذربایجان

سازمان عفو بین الملل، روز سه شنبه ۲۳ ماه سپتامبر،  با انتشار اطلاعیه ای نسبت به «شکنجه» ۸ فعال دانشجویی حقوق فرهنگی آذربایجان، بازداشت شده طی ماههای اخیر ابراز نگرانی کرده و خواستار آزادی و رعایت حقوق آنان شد.

در اعلامیه سازمان عفو بین الملل گفته شده که ۸ فعال فوق، از ژوئیه ۲۰۰۸ توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند و هم اکنون در مکان نامعلومی، در بازداشت به سر می برند. در اين مدت نه خانواده و نه وکيل، موفق به ملاقات با آنها نشده اند و تماس آنها با جهان خارج، تنها محدود به چند مکالمه تلفنی کوتاه با خانواده هایشان بوده است.افراد مذکوردر معرض شکنجه و رفتار خشونت آمیز قرار دارند.

عفو بین الملل احتمال می دهد، آنها تنها به «جرم» ابراز نظرات خود و فعاليت های صلح آميز در بازداشت به سر می برد.

متن ترجمه شده این بیانیه به شرح زیر است:

بازداشت­های خودسرانه / نگرانی از شکنجه یا رفتار نا­شایست /  زندانیان احتمالی عقیده

۲۳سپتامبر۲۰۰۸

ایران - فعالان دانشجویی حقوق فرهنگی آذربایجان

-مقصود احدي

-منصور امينيان

-داريوش حاتمي - ۲۹ ساله

-آيدين خواجه اي- ۲۳ ساله

 -امير مرداني

-مجيد ماکوئي

-سجاد رادمهر

-فراز زهتاب - ۲۳ ساله

فعالان دانشجوي نامبرده در بالا در جريان چندين سري از دستگيري ها که از ژوئيه ۲۰۰۸ شروع شد،  بازداشت شده اند. بنا به اعلام انجمن دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان- آداپ(ADAPP)، مستقر در ونکوور کانادا، اعضاء خانواده اين دانشجويان از دسترسی به آنان منع شده اند، اگر چه بعضي ها تماس هاي نا منظم تلفني داشته اند. هيچ يک دسترسي به وکيل قانوني مورد نظر خود نداشته و عفو بين الملل نگران اينست که آنان ممکن است زندانيان عقيده باشند که صرفا به دليل ابراز نظرات وجدانی خود دستگير شده اند.

فعالان دانشجو بصورت فزاينده اي در طلب حقوق فرهنگي و زباني بيشتري از جمله حق تحصيل با استفاده از زبان ترکي آذربايجانی، که آنان معتقد هستند در قانون اساسي تامين شده و نيز حق تجليل از فرهنگ و تاريخ آذربايجان هستند.


یازینین آردی
  یازیلمیش پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 16  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

                                                   شكنجه                          

    هومان گونئيلي             فعال دانشجويي آذربايجان

 

«نقديم به مادر دوست عزيزم فراز زهتاب» 

 

با گذشت بيش از 2 ماه از بازداشت غير قانوني دانشجويان دانشگاه تبريز و فعالين شهرهاي ديگر آذربايجان هنوز از وضعيت اكثر انها خبر موثقي در دست نيست. وكلاء ، خانواده و نزديكان اين عزيزان اطلاع دقيقي از نوع اتهام ،چگونگي رسيدگي به پرونده  آنها  نداشته و روز به روز بر نگرانيها افزوده مي شود .

در طول سالهاي اخير با رشد حركت ملي آذربايجان تعداد دستگيريها و بازداشتهاي غير قانوني فعالين دانشجويي و ملي نيز افزايش پيدا كرده است.هجوم غير منتظره به خانه ها ،تفتيش و بازرسي بدون مجوز اعضاء خانواده ،احضار و جلب غير قانوني بدون حكم قضايي ،طولاني بودن مدت تحقيقات مقدماتي و نگهداري فعالين ملي در سلولهاي انفرادي فاقد حداقل امكانات ،صدور قرارهاي غير اصولي و فرا قانوني توسط قضات مزد بگير و وابسته به ارگانهاي امنيتي  و بر گزاري غير عادلانه و سريع جلسات رسيدگي به پرونده فعالين در مراجع قضايي و صدور احكام مغاير با قانون از جمله اقدامات رژيم جهت مقابله با حركت ملي آذربايجان به شمار مي رود.در اين ميان آنچه كه نقش تاثير گذاري در دادرسي پرونده فعالين دارد ، انجام تحقيقات مقدماتي و بازجويي هاي توام با ايذاء و رفتارهاي خشونت بار توسط  نهادهاي امنيتي و انتظامي رزيم مي باشد. بدين ترتيب كه نيروهاي امنيتي به دليل ناتواني و ضعف در كسب اطلاعات و كشف و جمع آوري ادله عليه فعالين ملي اقدام به افزايش مدت بازداشت و بازجويي،ممنوعيت ملاقات بازداشت شدگان با وكيل ،پزشك و اعضاء خانواده،نگهداري فعالين در سلولهاي انفرادي  در بدترين شرايط بهداشتي و... نموده و بالاخره با اعمال شنكجه و رفتارهاي خشونت آميز و موهن ،ايشان را ملزم به اقرار و اعتراف غير واقع مي نمايند.


یازینین آردی
  یازیلمیش چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 16  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

سياسي اينقلابي حركتلر و ليدئرليك سورونو

ياغمور قاياقيزي 


تاریخ بویو توم دونیا اینقیلاب لارین دا اولان سیاسال اؤرگوت لره گؤره گئدن قايدالار کیمی آذربایجان میللی حرکتینده ، بیزیم اؤرگوتوموزده بو  بو قایدالاردان آیریجا دئییل.


گونئي آذربايجان ميللي اويانيش حركاتي (گاموح ) اؤرگوتو ، آذربایجان میللی حرکتینین ایلک سیاسال اؤرگوتو اولاراق ، هر زامان اؤنده گئدن و ایلکین ایشلره ایمضا آتان اؤرگوت اولوب ، سونو گؤک اوزونه باغلانان بیر دنیز تک زامان بویو بوتون فیرتینالاری و قورخونج دالغالاری ، ایستر حاکیمییت وریندن ایستر میللی حرکتین کؤرپه لیگیندن ايرلي گلن پروبلئملری جانینا  چکیب ، ایناملی و صبیرلی اویه لریله ، تمکینلی و تدبیرلی باشچی سی ایله ، گؤردویو ایشلردن دولایی آغیر هزینه لری قارشیلاییب و گؤتوردویو هر بیر آددیم لا (دوغال اولاراق اؤز ایچینده ده بير سيرا اؤرگوت  بحران لاری یاشایاراق ) بو قوتسال یولو میللی حرکتین توم فعاللارینا هامارلايیر.



یازینین آردی
  یازیلمیش چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 16  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

بيانيه شوراي ملي در خصوص آغاز سال تحصيلي و جو خفقان در آذربايجان

(دقت: باي بک بارها متذکر شده است که در آذربايجان “ملت يکپارچه”اي وجود دارد. آذربايجان در حال حاضر توسط قواي بيگانه و اشغالگر به دو بخش جغرافيايي تقسيم شده است. تقسيم شدن جغرافيايي به معني ايجاد يک مليت جديد در آذربايجان نميباشد و به همين دليل استفاده از لفظ “ملت آذربايجان جنوبي” امري مردود محسوب ميشود. با در نظر گرفتن کم تجربه گي و عدم اطلاع اشخاص٫ باي بک نياز ميداند تا اعتراض خود را به لفظ نامناسب “ملت آذربايجان جنوبي” که در بيانيه شوراي ملي مورد استفاده قرار گرفته است ابراز داشته و از مسئولان محترم شورا درخواست نمايد تا در بيانيه هاي خود نسبت به مواضع اساسي حرکت ملي دقت بيشتري مبذول دارند. باي بک)

ملت شریف ترک آزربایجان جنوبی ودیگر ملت های ساکن در ایران;

امروزه ملت ترک آذربايجان پس از تقديم دهها شهيد و هزاران زنداني در راه رسمي شدن زبان مادري خويش،در حالی به آغاز اول ماه مهر می رود که شوونيسم فارس قاطع تر و بی رحمتر از همیشه با اعمال شدید ترین شکنجه ها به فرزندان اگاه و غرورمند آذربايجان میخواهد اراده انها بشکند. حمله مأمورین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی شامگاه روز چهارشنبه ۲۰ شهریور و دستگیری ۱۹ فعال آزربایجانی نمونه ترس رژیم از گسترش اعتراضات مردمی به مناسبت اول ماه مهر و خارج کردن فعالین از میدان مبارزه و سرکوب ان میباشد.

تحصيل به زبان مادري از ابتدائي ترين و بديهي ترين حقوق هر فرد می باشد. زبان مادري به عنوان شالوده اصلي تمدن و فرهنگ هر ملتي نقش بسزائي در تکوين هويت ملي و فرهنگي آن ملت دارد. استعمارگران و شوونيست ها با آگاهي از اهميت زبان مادري در شکل گيري هويت ملي هر کسي، سعي دارند به هر قيمتي شده زبان مادري و ملي مستعمرات خويش را از بين برده و به جاي آن زبان بيگانه مورد نظر خويش را جايگزين کنند.

در این امر اوپوزیسیون به اصطلاح مترقی و سوسیال دموکرات - مانند فدائیان خلق اکثریت هم همصداست، برای اثبات این امر کافی است به اطلاعیه این سازمان به مناسبت اول ماه مهر نظری انداخته شود.

ملت شریف ترک آزربایجان جنوبی و دیگر ملت های تحت ستم ساکن در ایران یاری به جزء ملت خود و ملت های تحت ستم ندارند و سازمانهای به اصطلاح سراسری فقط در خدمت شوونيسم فارس است و تا زمانی که اینها خلاف آنرا در عمل نشان نداده اند باید از افشاء این سازمانها در هر فرصتی استفاده نموده و ملت خود را اگاه کرده و از دام آنها رهایی دهیم.

ما ضمن محکوم کردن این گونه حرکات خواهان رسمی شدن شدن زبان ترکی مادري خویش بوده و آزادی بی قیدو شرط زندانیان ملی سیاسی هستیم. و همچنین از ملت خود میخواهیم تا رسیدن به خواستهای خود از هیچ کوششی دریغ ننموده و مخصوصاء خانه های خود را تبدیل به مدرسه برای اموزش زبان مادری خود کنند.

به امید رهایی ملتهای تحت ستم در ایران
کمیته مرکزی شورای اتحاد ملی آزربایجان جنوبی
۲۴/۰۹/۲۰۰۸
(تيتر از باي بک)

  یازیلمیش چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 16  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

گزارشی از اول مهر آذربایجان: خفقان در داخل، اعتراض در خارج

 سال تحصیلی و اول مهر در آذربایجان در حالی شروع می شود که طی دوماه اخیر 8 فعال دانشجوئی و 9 فعال مدنی و ژورنالیست به اتهام فعالیتهای هویت طلبانه، ضد تبعیض نژادی و زبانی توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در شهرهای تبریز و تهران دستگیر شده و بدون برخورداری از کوچکترین حقوق یک زندانی سیاسی در سلولهای های انفرادی تحت کنترل وزارت اطلاعات ایران در بازداشت بسر می برند.

اگرچه خفقان حاکم بر شهرها و دانشگاههای آذربایجان عملا امکان هر گونه اعتراضات خیابانی را محدود ساخته است، اما در خارج از کشور آذربایجانیها به اعتراضات گسترده ای علیه سیاستهای زبانی رژیم حاکم و بازداشتهای خودسرانه وزارت اطلاعات در آذربایجان دست زده اند.

گزارشهای رسیده به اویرنجی نیوز حاکی است در روز یکشنبه برابر با بیست و یکم سپتامبر 2008 جمعی از آذربایجانیهای مقیم لندن همراه با عربهای الاحواز با تجمع در مقابل دفتر بی بی سی و با در دست داشتن پلاکاردهائی که بر روی آنها شعارهائی چون "به قتل عام فرهنگی در ایران پایان دهید"، "چرا فرزندان ما بایستی به زور مجبور به تحصیل به زبان غیرمادری خود فارسی باشند"، "به سیاستهای فاشیستی در ایران پایان دهید" و "ما می خواهیم کتابها و مدارسمان بزبان مادریمان باشد" نوشته شده بود به عدم رسمیت یافتن زبان ترکی در ایران اعتراض نمودند. در حالیکه دهها نفر در این تجمع اعتراض آمیز شرکت نموده بودند بخش فارسی و آذری رادیو بی بی سی هیچگونه گزارش و خبری در این خصوص منتشر ننمود. سیاست سکوت و سانسور بی بی سی در حالی ادامه دارد که بیشتر رادیو و تلویزیونهای خارج کشور اخبار زندان سیاسی آذربایجان را پوشش داده اند. تحریم اخبار نقض حقوق بشر در بخش فارسی بی بی سی مورد اعتراض شدید آذربایجانیهای داخل و خارج کشور قرار گرفته است.

همچنین همزمان با تظاهرات در لندن جمعی دیگر از آذربایجانیهای مقیم سوئد در گوتبرگ نیز تجمع اعتراض آمیزی برگزار نمودند. در این تجمع نیز به سیاستهای زبانی رژیم و بازداشت گسترده فعالان آذربایجانی اعتراض گردیده و تجمع کنندگان خواستار آزادی هر چه سریعتر فعالان بازداشت شده گردیدند. خاطر نشان می شود بیش از 40 فعال آذربایجانی هم اینک به اتهام فعالیتهای ضد تبعیض نژادی و زبانی در ایران در بازداشت بسر می برند.

همچنین گزارشهای رسیده به اویرنجی نیوز حاکی است که سازمان عفو بين الملل، روز دوشنبه اول مهرماه 1387 برابر با ۲۲ ماه سپتامبر 2008 با صدور بیانیه ای  نسبت به «شکنجه» ۹ فعال حقوق مدنی آذربايجان، ابراز نگرانی کرده است. در اعلاميه سازمان عفو بين الملل گفته شده که ۹ فعال آذربایجانی به نامهای عليرضا صرافي مهندس 53 ساله عمران، روزنامه نگار و فعال فرهنگي و مدیر مسئول نشریه توقیف شده دیلماج، اکبر آزاد و مهندس حسن راشدي هر دو نویسنده و عضو شورای نویسندگان نشریه وارلیق در تهران و مدرسین زبان ترکي؛ سعيد محمدي موغانلي، ناشر، شاعر و روزنامه نگار، مهندس حسن رحيمي بيات فعال حقوق بشر، حسين حيدري، دانشجوي ارشد جامعه‌شناسي دانشگاه تهران؛ عباس نعيمي، فعال فرهنگي و عضو NGO اورين در خوی؛ مهدي نعيمي، شاعر و استاد زبان ترکي در دانشگاهها‌ی کشور، صياد محمديان، فعال در زبان ترکي روز ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۸ توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند و هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوين، که زير نظارت سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی قرار دارد، در بازداشت به سر می برند. در گزارش عفو بین الملل عنوان گردیدهاست که بازداشت شدگان آذربایجانی در معرض شکنجه و رفتار خشونت آمیز قرار دارند.

همچنین بمناسبت اول مهرماه جنبش دانشجوئی آذربایجان با صدور اعلامیه ای خواستار رسمیت یافتن زبان تورکی در ایران شد. این بیانیه که بازتاب وسیعی در سایتهای خبری و فعالان سیاسی آذربایجان داشت، نسبت به ادامه تبعیض زبانی در مدارس و دانشگاههای کشور و بازداشت فعالین دانشجوئی و مدنی آذربایجان اعتراض شده است.

احسان تبریزلی، فعال دانشجوئی و حقوق بشر در تبریز

 
  یازیلمیش چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 16  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

مراجعه خانواده دانشجویان دربند هویت طلب به دادگستری

 در اعتراض به لغو ملاقات حضوری فرزندانشان

خانواده دانشجویان دربند تبریز امروز سه شنبه ۲ مهر ماه با تجمع در مقابل دادگستری تبریز خواهان پاسخ گویی مسئولان مربوطه و بازپرس پرونده در ارتباط با لغو  ملاقات حضوری فرزندانشان شدند.

هاشم زاده با سلب مسئولیت از خود، نهاد های امنیتی را مسئول این امر معرفی کرد.

خانواده دانشجویان دربند با این گفته که آنان با قلم خود با انحصار طلبان مقابله می کردند، اعتراض خود در مورد تسویه حساب اقتدارگرایان با دانشگاه تبریز را اعلام کردند.

  یازیلمیش چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 16  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

سال تحصیلی 1387و خواندن و نوشتن به زبان مادری - آراز تبريزى

سال تحصیلی 1387 در حالی آغاز می شود که تحقق ابتدایی ترین حقوق انسانی اکثریت شهروندان ایران یعنی خواندن و نوشتن به زبان مادری در هاله ای از ابهام قرار گرفته و هنوز حاکمیت جمهوری اسلامی پذیرای این حق خدادادی نشده است. در واقع به جرأت می توان گفت که ایران تنها کشوری است که چنین ظلمی در حق اقوام و ملل غیر فارس این سرزمین اعمال می شود. کودکانی که با زبان مادری خود خو گرفته و جهان بینی آنها با این زبان شکل گرفته است در مدارس با جو ناآشنایی مواجه می شوند که تمام درک وی از جهان هستی و ساختار ذهنی اش را بهم می ­ریزد. در چنین شرایطی یک شخصیت دوگانه ای در کودکان شکل می گیرد که به نظر روانشناسان بتدریج باعث از بین رفتن هویت واقعی آنها می گردد.

 

هویت انسان نیز یکی از اصلی ترین ابعاد شخصیتی یک فرد به شمار می رود که با اضمحلال آن موجودیت شخص نیز در آن اجتماع زیر سوال می رود. با این تفاصیر ابعاد یکی از بزرگترین ظلم های بشری نمایان می شود که اکثر شهروندان یک مملکت دچار تناقض شخصیتی می شوند. این در حالی است که مسئله خواندن و نوشتن به زبان مادری در اکثر کشورهای دنیا حل شده ولی در حال حاضر کشور ایران نتوانسته خود را با قوانین داخلی خود و موازین بین المللی در این زمینه تطبیق دهد. در حالیکه طبق اصل 15 قانون اساسی این جزو حقوق طبیعی مردمان ساکن در ایران بشمار می رود که غیر از زبان فارسی می بایست همه اقوام و ملل ساکن در ایران حق خواندن و نوشتن به زبان مادری خود را داشته باشند. با توجه به لازم الاجرا بودن قانون اساسی کشور هنوز دستهایی از حاکمیت از اجرایی شدن این مهم خودداری کرده و حتی عرصه فعالیت حقوق زبانی را بسان یک خط قرمز قلمداد کرده و فعالین این عرصه را تحت تعقیب بعنوان عناصر تجزیه طلب و ... قرار می دهند.

 

در حال حاضر می توان گفت جرم اکثریت فعالین اقوام و ملل غیر فارس که در بند نیروهای امنیتی و قضایی هستند، تنها دفاع از حق تحصیل به زبان مادری و رسمیت یافتن آن در فضای عمومی کشور است. در این بین فعالین آذربایجان بیشتر نمایان هستند که در وضعیت کنونی نزدیک به 50 نفر در زندانهای رژیم تحت انواع شکنجه های روحی و جسمی قرار گرفته اند. پیشرو حرکت فعالین ملی آذربایجان نیز جنبش دانشجویی آذربایجان است که در همه عرصه های ملی و زبانی بیشترین ناملایمات را به جان خریده اند.

 

این جنبش که بصورت مستقل و خودجوش در این عرصه فعالیت می کند،‌ توانسته است با بکارگیری روشهای مختلف مدنی از جمله انتشار نشریات دانشجویی به زبان تورکی،‌ برگزاری کلاسهای آموزش زبان تورکی در سطح دانشگاههای مختلف کشور،‌ برگزاری مراسمها و سمینارهای مختلف در زمینه هویت و فرهنگ آذربایجان،‌ برگزاری شبهای شعر تورکی در نقاط مختلف کشور و غیره نسبت به تحقق حقوق اولیه اقوام و ملل این سرزمین قامهای بلندی بردارد. به تبع آن بیشترین ضربه ها نیز به این جنبش وارد شده بطوریکه شمار زیادی از این دانشجویان در حال حاضر در زندان بسر می برند و خیلی های دیگر نیز محرومیت از تحصیل های آکادمیک را تجربه می کنند. در صورتیکه خواسته آنها که برگرفته از مطالبات ملت آذربایجان می باشد،‌ رسمیت یافتن زبان تورکی در کشور و حق حیات به متکلمین این زبان شیرین می باشد. جنبش دانشجویی آذربایجان و ملت آذربایجان اصلی ترین خواسته خود را در قالب شعر معروف پروفسور ذهتابی دنبال می کنند که:

 

سو دئییب دیر منه اولده آنام آب کی یوخ

    یوخو اؤیرتدی اوشاقلیغدا منه خواب کی یوخ

ایلک دفعه کی منه وئردی چؤرک، نان دئمه دی

    اولیندن منه دوزدانه، نمکدان دئمه دی....

  یازیلمیش چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 16  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

این است ادب و حیای فارس

ادبیات آریائی یعنی این......

قلم به دست ميگيرم و نوشته ام را آغاز ميکنم. و گیرت ترکی را به همه نشان میدهم

البته واضح و مبرهن است که غيرتي بودن کار خوبي است ولي اينجا در ایالت

ترکستان ،اگر بگوئيم غيرتي هستيم دولت ما را اعدام میکند و ميگويد:اگر قرار باشد

غيرتی باشی پس رشد اقتصادی ملل ترک را از کجابیاوریم ؟...

میتوانید جوابتان را در وبلاگ http://pansag.blogfa.com/  دریافت کنید...


یازینین آردی
  یازیلمیش چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 16  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

قالخ آیاقا آذربایجان

آتا بابکیم،آتا بابکیم، قویما ائلیم یاتا بابکیم!

اویان اویان اویان آذربایجان

ساباح حساب گونودور

 

 

آتا بابکیم دور ایاقا گور نه لر اولدو 

 

۲ مهر در تمام مناطق آذربایجان جنوبی

 

  یازیلمیش دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 14  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

یاشاسین گونئی آذربایجان

 

آذربایجان جنوبی

موقعیت جغرافیائی

 

آذربایجان جنوبی منطقه ای بوسعت  107.000 km2  است که در شمالغربی ایران واقع گردیده و اکثریت جمعیت آنرا ترکهای آذربایجانی تشکیل میدهند. این منطقه از شرق به دریای خزر ، از غرب به ترکیه و از شمال نیز با جمهوری آذربایجان شمالی و قفقاز محدود میباشد.

آذربایجان جنوبی سرزمینی نیمه کوهستانی بوده و بهمین دلیل رودخانه ها و آبهای جاری بسیاری آنرا غنی ساخته اند.در میان کوههای مهم آذربایجان جنوبی میت

وان سهند،سبلان،هرکان داغ، بزقوش، پکچین، قافلانکوه، سیندان،چرکین و دمیرلی را نام برد. مرتفع ترین کوه آذربایجان جنوبی  با ارتفاع 4811 متر سبلان نام دارد. آذربایجان جنوبی از لحاظ منابع آبی زیرزمینی نیز سرزمینی بسیار غنی بوده و بدلیل کوههای سربفلک کشیده اش پتانسیل باران گیری خوبی را شکل میبخشد.این سرزمین زیبا تحت تاثیر هوا و رطوبت دریای خزر،دریای سیاه و ومدیترانه  بارشی مداوم داشته و منابع آبی آن تمامی ندارد .از طرف دیگر بدلیل ارتفاع بالا از سطح دریا ،میانگین دمای سالانه در منطقه پائین بوده و بهمین دلیل نیز محصولات زراعی در آن دیرتر بعمل میآیند.در  سرزمین آذربایجان جنوبی تنوع محصولات کشاورزی محدود میباشد .با انجام اصلاحات ارضی در رژیم پهلوی و بعد از انقلاب اسلامی  ایران زمینهای زیر کشت کاهش و جمعیت سیری رو به افزایش داشته و بدین ترتیب قابلیت زراعی آذربایجان جنوبی نیز افت نمود. بدلیل عدم توسعه صنعتی علی الخصوص در استانهای آذربایجانغربی،اردبیل و همدان خلق بیشتر به زراعت مشغول بوده و بهمین دلیل بیشتر جمعیت زارع ایران در این منطقه زندگی میکنند. رودخانه هائی که بیشترین پتانسیل هیدروالکترک دارند نیز در آذربایجان جنوبی جریان مییابند. عموما اولین فعالیت اقتصادی را کشاورزی و دامداری تشکیل میدهد.

اقلیم

آذربایجان جنوبی دارای سه اقلیم مختلف میباشد:

الف) آب و هوای سرد که مخصوصا مناطق مرتفع را تحت تاثیر میگذارد.

ب) آب و هوای معتدل که بیشتر دامنه کوهها و دشتها را زیر نفوذ خود میگیرد.

ج) هوای نسبتا گرم که بیشتر در مناطق پست حاکم است.

در آذربایجان جنوبی زمستان طولانی و سرد گذشته و دما میتواند تا 20 درجه زیر صفر پائین آید. فصل تابستان نیز کوتاه و گرم سپری شده و دمای آن میتواند تا 27 درجه سانتیگراد بالا رود.در فصل زمستان بارش بیشتربشکل برف بوده و برف میتواند مدتی مدید بر روی زمین بماند.تفاوت دمای سالانه بیش از 30 درجه سانتیگراد است.هرچه به شرق و جنوب آذربایجان جنوبی نزدیکتر بشویم درجه حرارت همانقدر گرمتر میشود.با افزایش سطح حرارت در سالهای اخیر بیشترین بارش در فصول گرم و کمترین بارش در فصول سرد سال تحقق یافته و میانگین بارش سالانه رقمی معادل 400-200 میلیمتر میباشد. در این منطقه اردبیل بدلیل ارتفاع بیشتر سطح بارش بالائی داشته و زمستانهای سرد و سختی را متحمل میگردد.  آذربایجان جنوبی علاوه بر بادهای محلی تحت تاثیر بادهائی که هسته آنها از مدیترانه،دریای سیاه ،آذربایجان شمالی و دریای خزر نشات میگیرند قرار میگیرد. بدلیل وزش مداوم بادها هوای آذربایجان جنوبی تمیز و پاک است و علی الخصوص باد در تبریز میتواند بعنوان منبعی مهم برای کسب انرژی مورد استفاده قرار بگیرد.

زراعت و دامداری

نوع پوشش گیاهی در آذربایجان استپ بوده و بدلیل بارشهای بهاری و تابستانی این استپها حالت کراتع و مرغزارها را میگیرند.در مناطق کوهستانی با بارش بیشتر میتوان بیشه ها و جنگلها رامشاهده نمود.بعنوان مثال جنگلهای بسار قدیمی سردشت دارای درختان و پوشش گیاهی کمیابی است.جنگلهای سردشت بدلیل سیاستهای غلط دول حاکم بر منطقه و قطع درختان برای سوخت و ساز از طرف مردم بومی رو به نابودی میباشد.درختان کمیاب این منطقه جنگلی در سالهای اخیر تحت محافظت بیشتری قرار گرفته است.بدلیل شکل توپوگرافیک و اقلیم مناسب فعالیتهای زراعی در آذربایجان جنوبی توسعه یافته است.مهمترین منطقه زراعی آذربایجان جنوبی دشت مغان نام دارد که دارای بالغ بر صد هزار متر مربع است. بخش دیگری از این دشت که در آذربایجان شمالی جای میگیرد بیست هزار مترمربع وسعت دارد.

دامداری در آذربایجان جنوبی همانند شرایطی مناسب دارای شرایطی نامناسب نیز است.وجود مراتع سرسبز در این سرزمین خود عاملی تشویق کننده و زمستانهای سرو و سخت عاملی محدودکننده در این راستاست. مراتع سرسبز اطراف ماکو،مرند،اردبیل و خوی در نوع خود برای پرورش گوسفند بی نظیر قبول میگردند. مرغزارهای میاندوآب ،ارومیه و زنجان نیز برای پرورش گاو و گوساله محلی مناسب میباشد. در این مناطق تولید و فروش شیر،گوشت،کره،پنیرو پشم دامها یکی از منابع درآمد مهم مردم بشمار میآید.در ارومیه،اردبیلو مرند نیز پرورش زنبور عسل توسعه یافته و عسل اردبیل یکی از لذیذترین عسلهای جهان بشمار میرود.

رودخانه ها

رودخانه های آذربایجان جنوبی بدو حوضه دریای خزر و دریاچه ارومیه میریزند. رودخانه مشترک و بزرگ آراز بعد از جمع آوری رودها و آبهای کوچک و بزرگ به دریای خزر میپیوندد. از میان رودخانه های آذربایجان جنوبی میتوان به قزل اوزن،سیمینه رود،زرینه رود ،تلخه رود،نازلوچای،شهرچای،باراندوزچای،میاناچای،ترکمنچای،قراچای،قطور سو،دره چای،شاه چای،آقچای،کیوی چای،زنجان چای، ابهر چای، زنگمار ،ساری سو،قره سو تالوار چای اشاره نمود.

 

منابع آبی زیرزمینی

آذربایجان جنوبی از نظر منابع آبی زیرزمینی نیز بسیار غنی بشمار میآید. از اینرو منابع آبی بروشهای متفاوتی مورد استفاده قرار میگیرد.این منابع آبی از طریق چاههای عمیق ویا نیمه عمیق استخراج میگردند.در آذربایجان جنوبی همچنین آبهای معدنی فراوانی برای مداوای بیماریهای خاصی استفاده میشوند.این آبهای شفابخش بیشتر در مناطق اردبیل،سلماس و سراب قرار دارند.از میان منابع آبی معدنی آذربایجان جنوبی میتوان به آبهای معدنی سرعین،سردابه،آب قطور،بیله درسی ،شابیل ،آب خلخال،بستان آباد، آبهای معدنی سراب و مراغه،کندوان،صوفیان،تاپتاپان،توفارگان،ارکون،ابدال،شوط و سلماس را نام برد. متاسفانه از این منابع به اندازه کافی استفاده نمیشود .اگر در این اماکن سرمایه گذاریهای مناسب انجام گرفته و تاسیسات توریستی احداث گردد،مطمئنا همین منابع آب معدنی میتوانند منبع درآمد فوق العاده ای برای مردم محروم آذربایجان جنوبی شوند.

دریاچه ها

مهمترین و بزرگترین دریاچه آذربایجان جنوبی دریاچه ارومیه میباشد . این دریاچه با وسعتی بیش از 4000 کیلومتر مربع از سطح دریاهای آزاد 1275 متر ارتفاع داشته و بعد از بحرالمیت شورترین آب جهان بشمار میرود.از آب و لجن این دریاچه که بسفرهای دریائی نیز امکان میبخشد ،میتوان درآمد تورستی فراوانی بدست آورد.در دریاچه ارومیه دو جاندار بنام اگلنا که نوعی جلبک است و آرتمیا که نوعی زئوپلانکتون میباشد ،زندگی مینمایند.در اصل لجن شفابخش این دریاچه از لاشه های این زئوپلانکتون و جلبکها تشکیل شده است.آرتمیا که پرورش و فروش آن خود منبع درآمدی فوق العاده است سالها به خارج از کشور صادر شده و علت اصلی مهاجرت پرندگان مختلف و در راس فلامینگو به منطقه است.در دریاچه ارومیه جزایر کبودان،شاهی،آسپیر،آرزو و اشک وجود دارند. بزرگراه کلانتری که از وسط دریاچه ارومیه میگذرد استانهای آذربایجان غربی و شرقی را به یکدیگر وصل مینماید. با ساخت سدهای مختلف بر روی رودهای مغذی دریاچه ارومیه در سالهای اخیر سطح آب این دریاچه قدیمی افت محسوسی داشته است.این کاهش سطح آب بسرعت ادامه داشته و بدین ترتیب  باید گفت دریاچه ارومیه با فلاکت زیست محیطی بزگی روبرو شده است .

بعد از دریاچه ارومیه میتوان از دریاچه های شورابیل نئور سخن گفت که هردو در حوضه آبی اردبیل قرار میگیرند. آب این دریاچه شیرین بوده و در آنها قزل آلا پرورش داده میشود. در 45 کیلومتری تبریز نیز دریاچه قره گل محیطی مناسب برای تفریح خلق بشمار میرود.

سدها

در آذربایجان جنوبی سدهای مختلفی برای کنترل آب رودخانه ها احداث شده و اخیرا تاسیساتی برای استفاده از منابع آبی در حال شکل گیری میباشد.از میان این سده میتوان به :سد ارس(آراز)،سد خداآفرین،سد سویوق بولاغ ،سد آیدوغموش،سد علویان،سد خاکی شهرچای و سد خاکی بارون در ماکو اشاره ورزید. تعدد منابع آبی در منطقه و کثرت آبهای جاری احداث سده و تاسیسات آبی در آذربایجان جنوبی را الزامی میدارد.این سدها احتیاجات برق و آب را برطرف میسازند.

برای شناخت هرچه بهتر آذبایجان جنوبی ،  باید این  سرزمین کهن را در قالب استانها و مناطق تشکیل دهنده آن بررسی نمود.

  یازیلمیش دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 14  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

آگهی پرشین :

به یک نفر آشنا به زبان فارسی جهت آموزش در افغانستان برای فارسی زبان ها نیازمندیم

تلفن : 021-44438547

  یازیلمیش دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 13  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

نیروهای امنیتی با یورش به منزل پدر زن مهندس راشدی خانه را تفتیش کردند

بابکین ایتگین عسگرلری: بنا به گزارشات رسیده به سایت اویرنجی، نیروهای امنیتی امروز یکشنبه 31 شهریور ساعت 11 صبح نیروهای امنیتی با یورش به منزل پدر زن مهندس حسن راشدی،  به مدت 1 ساعت خانه را تفتیش کرده اند. ماموران امنیتتی که 3 نفر بوده اند، یکی از آنها خود را معاون دادستان معرفی کرده است. ماموران امنیتی بعد از تفتیش 1 ساعته که چیزی را پیدا نکرده اند، فقط توانستند دفتر تلفن را با خود برده اند.

مهندس حسن راشدی از فعالان مدنی آذربایجانی است که در شب افطار 20 شهریور همراه با دیگر فعالان مدنی دستگیر شده است. آقای راشدی از زمان دستگیری هیچ تماسی با منزل نداشته و از دسترسی به وکیل محروم بوده است.

مهندس حسن راشدی: نویسنده سه کتاب است به نامهای "زبان ترکی و موقعیت گذشته و کنونی آن در ایران!"٬ "گرامر ساده زبانمان"٬(به زبان ترکی) و "ترکان و بررسی تاریخ، زبان و هویت آنها در ایران" که توسط انتشارات "اندیشه نو" در تهران انتشار یافته اند. وی مقالات متعدد در زمینه های سیاسی٬ اجتماعی٬ تاریخ و ادبیات نوشته است که در نشریات و روزنامه های مختلفی از جمله "وارلیق"٬ "یارپاق" "یول"(از طرف کیهان هوایی منتشر می شد)٬ روزنامه شرق٬ هفته نامه نوید آذربایجان چاپ شده اند. او همچنین عضو مؤسس کانون "چیچکلر قورولوشو" است که در سال ۱۳۷۲ به منظور فعالیت در زمینه کودکان تأسیس شد. وی معلم زبان و ادبیات تورکی بوده است.

حسن راشدی یازدهم تیر ماه ۱۳۸۵ حدود یک ماه بعد از تظاهراتهای سراسری خرداد ۱۳۸۵ در شهرهای آذربایجان در محل کارش متروی فلکه صادقیه تهران توسط ماموران اطلاعات بازداشت و حدود سه ماه بعد روز چهارم آبانماه ۱۳۸۵ به قید وثیقه از زندان اوین آزاد و در حکم صادره از طرف دادگاه شعبه ۱۳ انقلاب اسلامی به یکسال حبس تعلیقی به مدت ۵ سال محکوم گشت. شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب تهران برای حسن راشدی فعال فرهنگی آذربایجان با ذکر موارد تدریس زبان وادبیات ترکی در دانشگاهها وشرکت در سمینارهای برگزار شده در دانشگاهها در مورد اقوام و اطلاع رسانی حوادث آذربایجان وتهران در خرداد ۸۵ به خبرگزاریهای داخلی و خارجی ونوشتن مقاله ای تحت عنوان فدرالیسم در مجله سیاسی و اجتماعی دیلماج تبریز و حضور در سالگرد ستارخان بر سر مزار سردار ملی،حکم یکسال زندان تعلیقی صادر نمود. اتهام راشدی تبلیغ علیه نظام ذکر شده بود.

  یازیلمیش دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 13  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

ما شا الله به این جسا رت !

     رئیس جمهور :

      " عدالت ، مهرورزی، حفظ کرامت انسانی و توجه به اخلاق و معنویت"

       در فرهنگ لغات شما : عدالت  =  داشتن 14 میلیون انسان زیر فقر.

       مهرورزی =  داشتن یک دوجین  زن برای یک مشت انگل جامعه

    حفظ کرامت انسانی وو =  اعدام های دسته جمعی ، شکنجه های قرون وسطائی !

                 بیاید ! کرکره چنین کشوری را پایین بکشیم  !

    در کشوری که : کودک آزاری ، زن ستیزی ، بی کاری و بی قانونی ، گرانی،

   عدم پرداخت  حقوق معوقه بیش از شش ماه کارگران ، ستم مضاعف بر ملیت ها ،

    قوه قضایه  بااعدام هایش ، قوه مقننه  مشغول گذراندن قانون دوجین زوجین

     به مردان " انچوچگش" و مجریه اش متاسفانه از گفتنش شرم دارم !

             بیاید! کرکره چنین کشوری را  پایین بکشیم !

     کشوری که: در حل معظلات اجتماعیش  به کوه آتشفان شبیه است  ،مجلس مقننه

    مشغول حل دوجین زوجین برای نرینه ها ست که فکرشان از پایین تنه شان به

    بالا کار نمی کند . رئیس جمهورش برای حل مشکلاتش منتظر ظهور امام زمان

    است ! "ابرقدرت خاورمیانه اش بخوانید""آزادترین کشور دنیا بنامید !!"

            بیاید ! کرکره چنین کشوری را پایین بکشیم !

     هرکس مدارک اشتغال به تحصیل یا فارغ التحصیلی ووو جعل

   ویا علم به جعلی بودن آن را مورد استفاده قرار دهد به حبس

   ازیک تا سه سال محکوم خواهدشد . قابل توجه وزیرکشور

       ورئیس جمهور! . در کشوری که وزیر ارشادش دموکراسی

   را حرف مزخرف بخواند و استاد دانشگاهش با داشتن همسر

    آن فجایع را ببار بیاورد ، وجای شاکیان و مجرم عوض شود !!

           بیاید ! کرکره چنین کشوری را پایین بکشیم

     در کشوری که هر حرف و سخن گفته و نوشته، از طرف

   دولتیان به عنوان : " نشر اکاذیب " " اقدام علیه امنیت ملی"

     " توهین به مقامات کشور " "تشویش اذهان عمومی"

   " تبلیغ علیه نظام " تلقی شود وکارش به ناکجا آباد کشد !!

   بیاید! بیاید! کرکره چنین کشوری را پایین بکشیم !

http://shajin.blogfa.com

  یازیلمیش دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 13  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

کمپین دفاع از حقوق انسانی زندانی سیاسی آذربایجان علیرضا صرافی

 

  کمیته دفاع از حقوق آذربایجانیهای جهان طی نامه ای که به کمسیون حقوق بشر سازمان ملل نوشته است، از این کمیته خواسته است تا کمپینی در ارتباط با حقوق زندانی سیاسی آذربایجان علیرضا صرافی از سوی کمیساریای عالی حقوق بشر صورت گیرد.

بنا به گزارش اویرنجی نیوز کمیته دفاع از حقوق آذربایجانیهای جهان ضمن ارائه توضیحی مبنی بر بازداشت وی در یک مهمانی افطار همراه با بیست فعال آذربایجانی دیگر و با ضمیمه نمودن مدارکی دال بر تفتیش منزل وی و گوشه ای از مبارزات ضد تبعیض زبانی علیرضا صرافی به این نامه به بازداشت خودسرانه وی اعتراض نموده و خواهان استیفای حقوق ایشان شده است.

 

متن تورکی این نامه به شرح زیر می باشد:

 


یازینین آردی
  یازیلمیش دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 13  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

ملاقات خانواده دانشجویان در بند با معاون دادستان تبریز

یکشنبه 30 شهریور ماه، خانواده دانشجویان دربند تبریز برای با ملاقات با آقای خلیل الهی معاون دادستان تبریز برای چندمین بار فرم درخواست ملاقات حضوری با فرزندانشان را پر کردند. قرار است در صورت موافقت دادستان اموروز دوشنبه این ملاقات صورت پذیرد. تا لحضه تهیه خبر اجازه ملاقات به رغم وعده داده شده، صادر نشده است.

همچنین معاون اول دادستان تبریز خلیل الهی، از امکان لغو تمدید قرار بازداشت فراز زهتاب، آیدین خواجه ای و امیر مردانی خبر داده است ولی با مخالفت بازپرس پرونده، قاضی هاشم زاده، هنوز وضعیت آنان نا مشخص است. خلیل الهی از وضعیت سجاد رادمهر سخنی به میان نیاورده است. همچنین هیچ خبری از داریوش حاتمی و مجید ماکویی در دست نیست. آنان از زمان بازداشت تا کنون هیچ تماس تلفنی با خانواده خود نداشته اند. منصور امنیان و مقصود عهدی دیگر دانشجویان دانشگاه تبریز که در قرنطینه زندان تبریز به سر می بردند به بند مالی زندان منتقل شده اند. آنان با خانواده خود ملاقات داشته اند. دادگاه از تبدیل قرار بازداشت آنان به قرار وثیقه امتناع می ورزد.

همچنین قاضی هاشم زاده پدر فراز زهتاب و آیدین خواجه ای را تهدید به دستگیری کرده است. او با این گفته که "مدارک کافی برای دستگیری شما داریم" آنان را از ادامه اعتراضات خود برحذر داشته است.

فایل انتخاب واحد فراز زهتاب نیز کماکان مسدود است. این در صورتی است که شهریه ثابت ترمی که فراز در تعلیق بوده نیز به صورت غیر قانونی استرداد شده است. آقای عادلی رئیس حراست دانشگاه تبریز با تهدید مادر فراز زهتاب به سختتر شدن وضعیت فرزندش، 100 هزار تومان شهریه ترمی که فراز در آن ترم در محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات قرار داشت استرداد کرده ولی به رغم وعده خود از باز کردن فایل انتخاب رشته فراز جلوگیری به عمل آورده است.

ماشینی که امیر مردانی حین رانندگی آن دستگیر شده است با گذشت 40 روز از توقیف آن هنوز رفع توقیف نشده است. به رغم شکایت پدر امیر مردانی از توقیف ماشین خود بازپرس با رفع توقیف آن مخالفت کرده است.

  یازیلمیش دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 13  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

گزارش رادیو فردا از دانشجویان دربند تبریز در گفتگو با شهرام رادمهر

رادیو فردا: شش دانشجوی دانشگاه تبريز، يک دانشجوی دانشگاه اصفهان و يک فعال دانشجویی سابق که طی دو ماه پيش بازداشت شده اند، همچنان در تبريز در زندان به سرمی برند. دانشجويان بازداشتی سجاد راد مهر، آيدين خواجه ای، فراز ذهتاب، منصور امينيان، مقصود عهدی و امير مردانی  از دانشجويان دانشگاه تبريز و مجيد ماکوئی زاد از دانشگاه اصفهان هستند و فعال دانشجويی سابق، داريوش حاتمی، نام دارد.

خانواده اين زندانيان می گويند طی دو ماه گذشته، از زمان بازداشت آنان، هيچ ملاقاتی با آنها نداشته اند.

شهرام راد مهر، برادر سجاد راد مهر، درگفت و گو با « راديوفردا»، در مورد  سرنوشت برادرش و ساير دانشجويان اظهار نگرانی می کند.


یازینین آردی
  یازیلمیش دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 13  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

 

 پخش اعلامیه در شهرستان جلفا برای حمایت از محبوسین سیاسی و

 2 مهر , باز گشایی مدارس


تورکی دیلینده مدرسه

بابکین ایتگین عسگرلری :پخش گسترده اعلامیه شب گذشته در شهرستان جلفا وحومه بر ستون نیروهای امنیتی شهرستان جلفا لرزه انداخت.شب گذشته جمعی از فعالان شهرستان جلفا در تمام نقاط شهرستان جلفا علمدار و گرگرو.... اعلامیه هایی پخش کردند که در این اعلامیه ها مردم را به تظاهرات در ۲ مهر در مورد تدریس به زبان مادری فرا خواندند و هرچه زودتز آزاد شدن فعالان سیاسی آذربایجان از بند رژیم را خواستار شدند

به امید آزادی تمام فعالان سیاسی آذربایجان وتدریس به زبان مادری.

جولفادا بیر میللتچی توتقونلانیب

بابکین ایتگین عسگرلری:دونن آخشام جولفا علمدار گرگر و دوره کتلری مهرین ایکیسی(اخوللارین تحریم الونماسی و اونون آردینجا میللتی بوگونده بویوک بیر تظاهراتا چاغیریش وئرن ) بیلدیریشلر شهرین باشا باشیندا یاییلیب

بوتهلوکه نین آردینجا امنییتی قوه لر بیر میللتچینی بازداشت ائیدیبلر

اوجومله دن علی قهرمانی جولفانین تانینمیش میللتچیلرینن دیرکی

جولفانین اداره اطلاعات طرفیندن توتقونلانیب ونا معلوم یئرلره آپاریبلار.

اولوم اولسون فاشیسته

اولوم اولسون منفور رژیمین منفور قوه لرینه

یاشاسین آزادلیق

یاشاسین دکتر محمود علی چهرگانی

گوزون آیدین چهرگانی(جولفا حرکاتی)

  یازیلمیش دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 13  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

 

۲ مهر نزدیک است ورژیم وحشت زده از عواقب دستگیریهای اخیر........!!!!!!!!!!!

 اگرقرار است کشته شویم چرا در زندان زیر شکنجه شهید شویم بگذار در خیابان در جلو ملت خویش سنگفرشهای خیابان های اردبیل، تبریز، ارومیه، سولدوز،خیاو... با خون ما رنگین شود و یا پیراهنهای ما خونین شود و این پیراهن ما بایراق و پرچم عصیان بر علیه ظلم و بی عدالتی باشد.

The image “http://i38.tinypic.com/20sg4nr.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

برای دفاع از محبوسین سیاسی آذربایجان ۲ مهر در

تمام مناطق آذربایجان جنوبی

بابکین ایتگین عسگرلری

مرکزی کومیته(تبریز)

»»»»»»وبلاگ پیگیری زندانیان مهمانی افطار در تهران

تیکلیین»»»»»»فرزندان آذربایجان را آزاد کنید

 

»»»انتشار نشریه تروریستی هه تاو در سولدوز

تیکلیین»»»»»10 دانشجوی بازداشتیدانشگاه تبریز که در بند رژیم هستند

تیکلیین»»»»»»»بو دیل بیزیم روحوموز....

 

کلیک کنید:»»»»»»دریاچه ارومیه به دلیل اعمال سیاستهای غلط از سوی ایران ایران در حال خشک شدن است

کلیک کنید:»»»»»»اجراي حکم زندان حسن اسدي، از فعالان مدني آذربايجان . . . . .

کلیک کنید:»»»»»»استراتژي هاي رژيم ايران در تشديد فشار بر فعالان حركت ملي آذربايجان جنوبي؛ چرا و چگونه  

وعده ما ۲ مهر تمام شهرهای آذربایجان جنوبی

 

شعارلاریمیزمهر آیینین ایکینجی گونونده:

هارای هارای من تورکم.

اوز دیلیمده مدرسه -مدرسه

تورک اولر اسیر اولماز .

آذربایجان تورکوندور.

رد اولسون اشغالچی فارس.

بیز قهرمان تورکلریک – فاسلارا باش اَیمه ریک .

شهیدلرین قانینا- قان آلاجاق میللتیم.

اشقالچی فارس جانینا اود سالاجاق میللتیم.

اوز الیمیز اوز باشیمیز.  یاشاسین استقلالیمیز

برای حمایت از دستگیر شده گان اخیر

۲ مهر در تمام شهرهای آذربایجان جنوبی

فریاد خواهیم زد

هارای هارای من تورکم

 

 یاشاسین آذربایجانین سیاسی فعالاری

 

هی تمکین به حاکمیت و هی عقب نشینی عاقبتش این است که در خانه خویش هم امنیت نداشته باشیم آنهم در یک مهمانی افطاری که زنان و کودکان هم در آن حضور دارند اینگونه جسارت قابل قبول نیست؟ حاکمیت چگونه به خود جرات می دهد که به یک مهمانی افطار حمله کند و روزه داران را به بازداشتگاه ببرد؟ تبعیت از قانون جمهوری اسلامی و حتی قوانین خود نوشته که حتی در قانون اساسی هم وجود ندارد عاقبتش این است که فعالان ملی به صورت جمعی به زندان برده شوند. (برگرفته از مقاله نتیجه مبارزه تدافعی)

تحصیل به زبان مادری حق طبیعی و الهی هر ملتی هست که یکی از مواد اساسی منشورحقوق بشر سازمان ملل بوده و از طرف تمامی کشورهای عضو سازمان ملل پذیرفته شده که به اصطلاح ایران نیر عضو آن می باشد!!!!

زمان ومکان تظاهرات :

تمام شهرهای آذربایجان جنوبی

تبریز- ارومو- اردبیل- مشکین شهر(خیاو) - زنگان- همدان - سولدوز - ماکو- خوی- ماراغا-مرند - جولفا - شبستر-موغان-بیله سوار- میانا

ساعت :۱۷:۳۰

این تظاهرات در پایتخت آذربایجان جنوبی (تبریز) از راسته کوچه

 اغاز شده و به تدریج به  تمام محلات اصلی شهر کشیده خواهد شد.

آذربایجانین میللی اویانیش حرکاتی

بابکین ایتگین عسگرلری

مرکزی کومیته(تبریز)

قابل توجه رژیم فاسد ایران:

با این بازداشتها حرکت ملی از این به بعد وارد یک فاز دیگری خواهد شد که میتوان به آن نام" مبارزه خیابانی" یا" شهری عریان" نام نهاد که بعد از این دستگیریها باید حرکت ملی وارد این فاز شود و الا دست آوردهای چندین سال به خاطر عقب نشینی های بی مورد در مقابل حاکمیت از دست خواهد رفت اگر قرار است ما را دستگیر کنند چرا در خانه دستگیر شویم بگذار ما را در مراسم ستارخان، باقرخان، صفرخان، مراسم خوجالی، 21 آذر، روز زبان مادری، یک مهر در بیرون از خانه در حال تقابل با حاکمیت دستگیر کنند چرا در خانه به صورت دسته جمعی بازداشت کنند که حتی به زنان و کودکان هم رحم نشود آنها هم به بازداشتگاه برده شوند.

 

  یازیلمیش دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
ایران كويري است كه ثروت آذربايجان را ميبلعد. نه خود آباد ميشود و نه آذربايجان را آباد ميكند!