۲۱ آذر ۱۳۸۷ تبریز را به قلعه بابکی دیگر تبدیل خواهیم کرد |
گونئي آذربايجان قورتولوش پارتيياسي نين
شهيد اماني-له باغلي رسمي بيلديريشي
بابکین ایتگین عسگرلری(تبریز): اولو آذربايجان تورک ميلتي نين يوزلر امانيسي واردير. امانيلر شهيد اولدوقجا گونئييميزين قورتولوش اوفوقلاري پارلاماغا باشلايير.
عزيز ميلتيميز؛
اليقانلي ايران شووينيست رئژيمي سون زامانلارداکي وحشي داورانيشلارييلا اؤز چيرکين عادتلريندن واز کئچميه جگيني بير داها گؤستردي. ايرانين قورخاق رئژيمي نين ميللي قورتولوش هرکاتيميزين فالارينا قارشي اويغولاديغي بو يئني تئررورو ايلک دئييلدير. پانفاشيست فارسچي رئژيمين ساتتارخاني اتابک باغيندا، باغيرخاني کورد بؤلگه سينده، خيابانيني اؤز آنا وطنينده ترور ائتمه سيله باشلايان قورخاقجا ترورچو عمللري دايانمادان سورمکده دير. فارسچي ايران رئژيمي نين آذربايجان تورکلرينه قارشي يئريتيلن ترورچو سيياستي نين يئني دالغاسي ۱۹۹۶-ايلده محسون غلامپور، غلامعلي صادقي، نجف رنجبرين گيزلي ترور اولمالاري ايله باشلارکن ۱۰۰۷-ايلده پروفسور زهتابيله، ۱۹۹۸-ده تغي عسگريله، ۲۰۰۶-دا ايسه اونلارجا گونئي آذربايجان ميللي ديره نيشچي نين شهيد دوشمه سيله سورموشدور. فارسچي رئژيم بو تروريستي ائيلملريله آذربايجان ميللي هرکاتي نين هر آن يوکسلن تانسييونونو سؤندوره جگيني دوشونسه ده، هر شهيديميزين يئريني مينلرجه گنجين دولدورولماسيني گؤرور و قورخويا دوشمکده دير.
موهنديس امانيني ايرانين اليقانلي رئژيمي ۵-ايل حبس ائتديکدن سونرا دا، بير آن گؤزدن قويماميشدير. گئنج اماني رئژيمين بو گيزلي گودوسونو گؤزه آلاراق، سون زامانلاردا چوخ آز گوندمده اولموش و چئشيدلي شهرلرده اؤرگوتلنديرمه ايشلرينه اوستونلوک وئرميشدير. ائله بو باغلانتيدا، گونئيين اهر شهرينده ميللي فعاللارلا چوخ ياخين ايلگيلر قوراراق رئژيمين جانيلري نين ديقتيني چکميشدير. رئژيم، اونو زيندان و بو کيمي تهديدلرله دوردورا بيلميه جگيني آنلاميش، اونا قارشي وحشي و قورخاقجا تئررور پلاني حاضيرلاميشدير.
پانفاشيست فارسچي رئژيمين آذربايجان ميللي هرکاتي قارشيسيندا اويغولاديغي ستراتئژييه گؤره، اوچ اؤنميلي تاکتيکا يئر آلماقدادير:
۱) رئژيم چاليشير کي، دوستاق، سورگون، کؤچگون دوروملار ياراتماقلا، آذربايجان ميللي هرکاتي نين بئيين و گؤوده سيني بير-بيريندن اوزاقلاشديرسين. بو باغلانتيدا آدليم فالاري زيندانلارا، سورگونلره آتاراق اونلاري توپلومدان اوزاقلاشديرماقلا ياناشي، اوزرلرينده ان چاغداش ايشکنجه و اعتيراف مئتودلاريني دنه يير. رئژيم بو يولدا ايسرايل، آمئريکا، روسييا کيمي اؤلکهلرده اوزمانلاشان مأمورلارييلا توتوقلانانلارين پسيکولوژيک سيستئملريني اله کئچيرمکله، اونلارا قوندارما جاسوسلوق، پانتورکيست، بؤلوجو، آنتي ايسلام و ايران رئژيمي ايتتيهاملاري باغلاماق ايسته يير.
۲) رئژيمين ايکينجي تاکتيکاسي گيزلي و دولايي يوللارلا ترور ائتمکدير. زيندان بويو بوتون ايشکنجه لره باخماياراق رئژيمي اوزدن آپاران عينادلي و ايناملي ميلتچيلرين تئررور ليسته سينده اولماسي مؤهتملدير. بو تئررور پلانلاري نين بللي بير زامان و مکان ايچينده اولماماسينا گؤره، رئژيمين سورجلي گودوکچولري نين و جاسوسلاري نين فعال اولماسي گره کي ر. رئژيم بو ائيلمله ايکي ايمکاني ديرلنديرير. آ) يئني ايليشگيلري تقيب ائدير. ب) يئري گلينجه ترور آکتيني گرچکلشديرير.
۳) رئژيمين يوخاريداکي ايکي تاکتيکاسي نين سونوجو، ميللي هرکاتين اؤرگوتلنمه سينه، گئنيشلنمه سينه و کورسل بير پروبلئم کيمي تانينماسينا ان درين داربالار يئنديرمکدير. رئژيمين بو يؤنده آذربايجانا قارشي اولان کسگين بيلگي و خبر بايکوتو دا چوخ اؤنه مي يئر آلماقدادير. بوتون بونلاري ديقته آلاراق گونئي آذربايجان قورتولوش پارتيياسي نين ميللي هرکاتيميزين اوغورلاري يولوندا داها آز جانلي وارليق حزينه سي اولماسي اوچون، هرکات اؤندرلريميزين گونده ليک قورونما سيستئملرين اولماسيني چوخ گرکلي سانير، رئژيم قارشيسيندا باجارديقجا آماتور فورمادا ياشاماقدان اوزاق اولماغي اومود ائدير.
گونئي آذربايجان قورتولوش پارتيياسي، بيرداها فارسچي رئژيم طرفيندن عزيز غلامرضا اماني نين و ايکي بؤيوک قارداشي نين ميللي شهيد دوشمه لريني اولو تورک ميلتينه، آذربايجانا و اورگي يانار عاييله سينه باشساغليغي وئرير. وطن يولوندا شهيدلر اولمز دييه، اسير وطنيميزه و ميلتيميزه قورتولوش، اؤزگورلوک ديله يير.
گونئي آذربايجان قورتولوش پارتيياسي
يؤنتيم قورولو
۲۵/۱۰/۲۰۰۸
اميرحسين موحدي٫ نفوذي رژيم ٫
بازيگر اصلاح طلبان و نوکر سلطنت طلبان در مورد آذربايجان ميگويد!
بابکین ایتگین عسگرلری(تبریز):برادران موحدي که بارها در خصوص خطرناک بودن آنها در حرکت ملي آذربايجان افشاگري شده است هنوز خود را وکيل آذربايجانيان ميدانند! البته٫ آنها خود را وکيل آذربايجانياني ميدانند که مزدور فارسها باشند!
امين موحدي و برادرش اميرحسن که در شهر خياو (مشکين شهر) فعاليتهاي امنيتي و ستون پنجمي ارائه ميدادن به خاطر برخي تغييرات مجبور به تعويض لباس شدند. يکي رل فراري خارج را بازي ميکند و ديگري نقش مخالف داخل را! و٫ هر دو برعليه آزادي٫ دموکراسي و استقلال ملتهاي تحت ستم٫ مشغول ارائه خدمات شبانه روزي هستند.
بازيگر نقش فراري که متاسفانه از تلويزيون گون آذ نيز اجازه خودنمائي دريافت کرد هنوز از باي بک و اقدامات افشاگرانه آن ناخرسند است و هر از گاهي پيامهاي تحريک کننده ارسال ميکند و البته در ديدارهاي مرموز خود٫ در خصوص به باي بک و فعاليت آن به ايجاد شبهه مشغول ميباشد.
اين دو برادر که هر دو دست در دستان سازمان اطلاعات رژيم و نيز برخي خودگم کردگان خارج نشين دارند به قدري از سوي دوستان خود مردود شده اند که بارها کارشان به درگيريهاي فيزيکي نيز کشيده است. در روزهاي اخير نيز حکم برائت جناب موحدي از سوي دادگاه رژيم صادر شده است که در آن ايشان را به خاطر همکاري نزديک با عوامل نظام! مشمول عفو معرفي کرده است!
و امروز٫ همين فرد در راديو فرانسه* از آذربايجان و حرکت ملي آن سخن ميگويد!
راديو فرانسه در برنامه اي تحت عنوان زمينه ها و رمانه ها اقدام به موشکافي حرکت ملي آذربايجان نموده است. اين برنامه در مدت کوتاه خود از سه مهمان بهره برده است. تورج اتابکی، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل آسیای مرکزی، عارف کسگین، جامعه شناس مقیم آنکارا در ترکیه و امیر حسین موحدی سخنگوی کمیته بحران زندانیان سیاسی ايران! هر کدان نظرات خود را در خصوص آذربايجان ارائه کرده اند.
آقاي اتابکي همچون ديگر پان-فارسهاي دو آتشه وجود تبعيض ملي را انکار کرده و موضوع اصلي را رژيم آخوندي معرفي ميکنند. به نظر آنها آذربايجان و حرکت ملي آن هيچ مشروعيتي نداشته و به زباني ديگر٫ حرکت هويت ملي آذربايجان را لايق سرکوب شدن ميداند!
آقاي کسگين به صراحت و با منطق خاص خود از وجود تبعيض نژادي٫ ايجاد حاکميت ايران امروزي بر مبناي فارس و نيز شدت يافتن استقلال طلبي آذربايجان سخن ميگويد. به نظر ايشان آذربايجان ميتواند و بايد که استقلال ملي خود را به دست آورد و رژيم فعلي يا مشابه آن نميتواند مانعي در برابر آن باشد. ايشان حتي از موج سرکوب وحشيانه اي سخن ميگويند که رژيم فارس پس از مشاهده قدرت گسترده حرکت ملي و پتانسيل عظيم آن در برابر رژيم فارس به راه انداخته است.
آقاي موحدي اما٫ يکي به ميخ و يکي به نعل٫ دروغهاي شاخدار و البته کرشمه هاي فارس پرستانه را به جاي ارائه نظر شخصي خود برگزيده است. ايشان در هيچ موقعيتي خواست خود را به وضوح در قبال وجود ملتهاي تحت ستم در ايران امروزي بر زبان نمياورد.
وي با زيرکي ميخواهد از عدم وجود خواست ملي براي استقلال آذربايجان در داخل ايران امروزي سخن گويد و به نحوي مسئله ملي را با مسائل حقوق بشري با ارجحيت فارس تعويض کند. وي که خود را سخنگوي کميته خودخوانده بحران زندانيان سياسي ميداند از هيچ مشروعيت حرفه اي برخوردار نبوده و حتي از سوي زندانيان سياسي مشهور به جاسوسي متهم شده است. وي و اميرعباس فخرآور به عنوان نفوذيهاي رژيم در آمريکا مشهور شده اند.
حرکت ملي آذربايجان و موج استقلال طلبي آذربايجانيان رفته رفته جايگاه واقعي خود را در جامعه بين المللي کسب ميکند. موقعيتي روز به روز محکمتر و قابل روئيت تر ميشود. اگر تا ديروز سخن از حقوق ملي در آذربايجان جنوبي بود٫ امروز در آذربايجان شمالي نيز سخن از اتحاد بر زبانها جاري ميشود. اگر ديروز دکتر چؤهره قانلي از آزادي فدرالي براي آذربايجان جنوبي سخن ميگفت٫ امروز کانديداي رياست جمهوري آذربايجان از تغيير اسم آن جمهوري به “جمهوري آذربايجان شمالي” سخن ميگويد٫ يعني اگر شمال وجود دارد٫ پس جنوب نيز موجود ميباشد.
به هر حال٫ برخي حرکتهاي موذيانه در رسانه هاي فارس زبان مشغول تحريف ماهيت حرکت ملي آذربايجان وجود دارند. البته بيشتر گناه اين اقدامات را ميتوان از سوي تورکهايي دانست که هنوز هويت ملي خود را نيافته اند. و نيز ميتوان از کمکاري فعالان ملي آذربايجان٫ مخصوصا خارج نشينان گله مند بود. ولي نبايد فراموش کرد که ميزگردهاي مختلف٫ کنفرانسهاي متعدد٫ مذاکره ها در رده هاي بالاي بين المللي و صدها اقدام حقوق بشري نتيجه زحمات سالهاي اخير فعالان انگشت شماري ميباشند که موجب بارور شدن فعالان ملي بيشتر شده اند.
حرکت استقلال طلبانه آذربايجان با هيچ حيله و ترفندي تغيير مسير نخواهد داد.
مجید ماکوئی، فعال دانشجوئی آذربایجان پس از تحمل 57 روز بازداشت به قید وثیقه آزاد شد
بابکین ایتگین عسگرلری(تبریز): مجید ماکوئی دانشجوی کشتی سازی دانشگاه مالک اشتر اصفهان و فعال دانشجویی حرکت ملی آذربایجان ديروز (دوشنبه6/8/1387) پس از تحمل 57 روز بازداشت به قید وثیقه 50 میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شد.
مجید ماکوئی روز دهم شهریور ماه بدنبال دستگیری دانشجویان هویت طلب آذربایجانی دانشگاه تبریز و در پی مراجعه به اداره اطلاعات ارومیه بازداشت و به اداره اطلاعات تبریز منتقل گردید.
مجید ماکوئی پیش از این نیز در جریان اعتراضات مردمی در اعتراض به کاریکاتور موهن روزنامه ایران در سال 85 دستگیر و به قید وثیقه آزاد شده بود.
سازمان عفو بین الملل طی بیانیه ای در 23 سپتامبر2008 به دستگیری این دانشجو اعتراض نموده است.
بنابر اخبار رسيده به سايت جنبش دانشجويي آذربايجان، ساير دانشجويان در بند زندان تبريز نيز امروز
(سه شنبه 7/8/87) به قيد وثيقه آزاد خواهند شد.
راديو فرانسه: هویت طلبان آذری چه می خواهند؟
بابکین ایتگین عسگرلری(تبریز): در چند سال اخیر، جنبش هویت طلبی در آذربایجان ابعاد جدیدی یافته و بنظر می رسد که با گسترش نفوذ خود در میان مردم اشکال متنوعی نیز پیدا کرده است. کسانی مرزهای هویت طلبی اشان با آموزش زبان مادری در مدارس و ترویج سنن بومی به انتها می رسد. گروههای دیگری با توسل به فدرالیسم هویت خود را تعریف میکنند، و سرانجام گرایش سومی از هویت طلبان، استقلال کامل و جدائی از کشور را گزینه مناسب خود می دانند.
در مجلۀ رادیوئی زمینه ها و زمانه ها خواهیم کوشید در پرتو یک بحث رادیوئی و به کمک سه تن از صاحبنظران آذربایجانی، به شناخت بیشتری از جنبش هویت طلبی در آذربایجان دست یابیم.
در این میزگرد، آقای تورج اتابکی، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل آسیای مرکزی، آقای عارف کسگین، جامعه شناس مقیم آنکارا در ترکیه و بالاخره آقای امیر حسین موحدی، سخنگوی کمیته بحران زندانیان سیاسی در مشگین شهر آذربایجان شرکت دارند.
امیر حسین موحدی، فعال مدنی در مشکین شهر آذربایجان می گوید: "در داخل کشور، تمایلات جدائی خواهانه و صحبت از تشکیل آذربایجان بزرگ جایگاه محسوسی ندارد. فعالین جنبش مدنی آذربایجان در حالیکه توسط دولت سرکوب می شوند، مورد بی مهری افراد تندرو و افراطی هم قرار می گیرند."
بعقیدۀ تورج اتابکی:" هیچ کس نباید وکالت تسخیری ملت را بعهده بگیرد. چه حکومت و چه اپوزیسیون!. او معتقد است:" ما در صد سال گذشته، بهای سنگینی برای گرته برداری های تاریخی نادرست خود و گژ رفتاری های خود پرداخته ایم. برای اینکه بر تاریخ خود اشراف نداریم....
گفتگو: بیژن برهمندی
http://www.rfi.fr/actufa/articles/106/article_4082.asp
خبر زير در خبرگزاري فارس منتشر شده است. بخشهاي بودار آن پررنگتر شده و توضيح لازمه افزوده شده است.
رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آذربايجان شرقي گفت: تمام مصوبات هيئت دولت در خصوص تملك بناهاي تاريخي دراستان محقق شد. (آذربايجان شرقي يعني تبريز٫ مصوبات هيئت دولت نيز به معني تملک دو فقره ساختمان تاريخي ميباشد!)
تراب محمدي افزود: براي تملك و خريد بناهاي تاريخي و ارزشمند استان مبلغ ۱۴ ميليارد اعتبار اختصاص يافته بود كه اعتبار فوق به طور كامل اختصاص يافته و هزينه شد. (چگونه ميشود که براي آذربايجان شرقي فقط ۱۴ ميليارد تومان اختصاص ميبابد و فقط در تبريز هزينه ميشود٫ ولي در شهر اصفهان براي يک پروزه ۱۰۰ ها ميليارد تومان هزينه نقدي ميشود؟)
وي اضافه كرد: خانه مرحوم پروين اعتصامي شاعره معاصره ايران زمين به مبلغ تقريبي ۴ ميليارد ريال (يعني چي؟ آيا براي مشخص کردن قيمت پرداخت شده براي تملک يک خانه تاريخي٫ به تقريب و حدس و گمان نياز هست؟) تملك شد كه بلافاصله عمليات مرمت و استحكامبخشي بنا توسط سازمان استان آغاز شد كه تاكنون مبلغ ۴۰۰ ميليون ريال نيز براي آن هزينه شده است. (يعني ۴۰ ميليون تومان! از قيمت يک آپارتمان يک اتاق خوابه کمتر!)
محمدي تصريح كرد: در سال جاري براي ادامه مرمت اين بناي زيبا و ارزشمند كه در كوچه پروين اعتصامي و در كوچه ساوجبلاغي ها واقع شده است مبلغ ۶۰۰ ميليون ريال اعتبار پيشبيني شده است. (يعني هنوز هيچ پولي پرداخت نشده و همه چيز در سطح بزک نمير جريان دارد)
وي گفت: در صورت عدم تحقق اعتبار پيشبيني شده در سال جاري و عدم حمايت نمايندگان استان در مجلس و معاونت برنامهريزي استانداري، مرمت و بازسازي اين بنا تا پايان دو سال ديگر طول خواهد كشيد (جمله را دوباره بخوانيد٫ آيا معني “تا پايان دو سال ديگر طول خواهد كشيد” را ميتوانيد توضيح دهيد؟) و در غير اين صورت كار مرمت در سال ۱۳۸۸ پايان خواهد يافت. (حالا معني کل جمله را توضيح دهيد!)
تراب محمدي همچنين به مدرسه رشديه به عنوان ديگر بناي تاريخي خريداري شده اشاره كرد و گفت: مبلغ تقريبي ۱۰ ميليارد ريال نيز براي خريد و تملك مدرسه رشديه واقع در خيابان ارتش جنوبي و جنب ساختمان اسناد ملي شمالغرب ايران اختصاص يافته است.
وي اظهار داشت: مدرسه رشديه در سال ۱۳۸۱ به شماره ۶۳۹۸ در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده بود كه از وضعيت خوبي نيز برخوردار نبود ولي اينك با اختصاص مبلغ فوق و خريد آن، مرمت و بازسازي آن نيز از ابتداي سال گذشته آغاز شده است و براي اين موضوع مبلغ ۴ ميليارد ريال در سال گذشته و امسال هزينه شده است كه پيشبيني ميشود در اوايل سال آينده كار مرمت و بازسازي اين بنا پايان يابد.
محمدي تصريح كرد: با تملك، بازسازي و مرمت اين اثر يكي از نهادهاي بنيانگذار در آموزش به سبك نوين در ايران كه مثل بسياري از موارد ديگر از تبريز آغاز شده است، احيا ميشود.
محمدي اضافه كرد: در جريان عمليات مرمت و استحكامبخشي، قسمتهاي مربوط به دوره قديميتر به دست آمده كه داراي مشخصههاي معماري قاجار است و هماكنون آن قسمت نيز بازسازي ميشود.
وي در پايان تاكيد كرد: خريد و تملك خانههاي قديمي و آثار تاريخي در استان با اعتبارات استاني غيرممكن است و از بركات سفر رياست جمهوري در دور اول اختصاص ۱۴ ميليارد ريال به اين موضوع بود كه خوشبختانه با تخصيص كامل آن شاهد تملك دو اثر زيبا و مرمت و بازسازي آن هستيم كه بديهي است به عنوان هديه رئيس جمهور به مردم آذربايجان تقديم ميشود. (يعني چه؟ مگر آثار باستاني آذربايجان تعلقي به فارسهاي شوونيست دارد که مانند هديه به خودشان بازگردانده شود؟)

حميد بقايي در گفتوگو با ايسنا، درباره بازديدش از پروژه مترو اصفهان و سرانجام اين پروژه، بيان كرد: با استاندار اصفهان مذاكرههايي داشتهايم كه نتايج بسيار خوبي بهدنبال داشت و انتشار اين نتايج، اقتدار ميراث فرهنگي را نشان ميدهد.
.
ملت ایران یا مردم ایران؟
در سالهای اخیر بحثهای زیادی در مورد مساله ملی در ایران انجام شده است ولی این بحثها بین موافقان و مخالفان در همان ابتدای کار در تعریف «ملت» به بن بست رسیده است! در این نوشتار تلاش می شود تا به این مساله از زاویه جدیدی پرداخته شود تا راهکاری برای برون رفت از این بن بست موجود در مورد تعریف «ملت» و این که آیا ایران کشوری کثیرالملله است یا کشوری تک ملیتی با «ملیت ایرانی» که در آن فقط «ملت ایران» وجود دارد که از قومیت های مختلف تشکیل شده است، ارائه شود.
در تعریف ملت دیدگاههای مختلفی تاکنون ارائه شده است. دیدگاه اول ملت را با دولت تعریف می کند. یعنی به تناظر یک به یک ملت-دولت (nation-state) معتقد است. یعنی هر ملتی را با دولت تعریف می کند لذا نتیجه می گیرد که چون در ایران فقط یک دولت وجود دارد، پس فقط یک ملت وجود دارد و آن «ملت ایران» است. اما این طرز تفکر در درون خود متناقض است. زیرا هرگاه یک کشوری توسط کشوری دیگر اشغال شود و دولت آن را برچیند، دیگر آن ملت بکلی از معنا تهی می شود! مثلا فرض کنیم که روسیه ایران را اشغال کند و آن را ضمیمه خاک خود اعلام کند، در آن صورت بنا به گفته طرفداران این نظریه، به همین سادگی «ملت ایران» از معنا تهی می شود و ما تبدیل به قومی یا اقوامی در درون «ملت روسیه» می شویم!
|
ملت قهرمان آذربایجان! رژیم اشغالگر جمهوری نژادپرستان ،کینه ونفرت عمیق خود از تاریخ وفرهنگ ترک آذربایجانی را به جائی رسانده که حتی سایت مزدور محسن رضائی، سرکرده قاتلین فرزندان برومند آذربایجان ،مجبور به اعتراف شده، ننگ ونفرت بر رژیم اشغالگرو نژاد پرست
|





قایناق:http://gaxm.blogfa.com
واحید مستقیل آذربایجان جبهه سی نین باش ساغلیغی!
باش ساغالیغی
حورمتلی وطنداشلار
چوخ ـ چوخ تاسوفله میللتیمیزین ایگیت و فداکار اوغوللاریندان اولان مهندیس غلامریضا امانی به ی ایکی قارداشی جعفر وکریم به یله بیرلیکده اهر یولوندا بللی اولمایان سببله ماشین تصادوفو نتیجه سینده دونیالارینی ده ییشمیشلر. بو بویوک ایتگینی بوتون آذربایجان میللتینه، اونلارین بوسقوداشلارینا(هم سنگرلرینه)، یولداشلارینا و مخصوصن امانی به یین عائله سینه، قوهوم و تانیشلارینا تسلیت دئییب، اونلارا صبیر دیله ییریک. بونودا قئید ائتمک ایسته ردیک کی، میللتیمیز بئله جان قویارلارینی( شهیدلرینی)اونودمییاجاق، اونلار میللتیمیزین اوره یینده و آزادلیق و مستقیللیک ساواشیمیزین تاریخینده یاشایاجاقلار. اوزو قارالیق مستملکه چیلره قالاجاقدیر، اونلارین جینایتلریده جوابسیز قالمییاجاقدیر.
درین حورمت و ائختراملا واحید مستقیل آذربایجان جبهه سی /تبریز
آذر جمعیتی نین غلامرضا امانی نین دونیاسینی دئیشدیرمه سی باغلی بیلدیریسی
آذربایجان کدرلی گونلرینی یاشاییر. آذربایجانین دیرلی ایگیتی امانی بئی ایکی قارداشی ایله بیرلیکده دونیالارینی دئییشمهلری آذر جمعیتینه ده باشقا آذربایجان میللی حرکاتینین فاللاری کیمی چوخ آغیر و هوزونلو بیر فاجعه اولوب.
امانی بی تکجه آذربایجان دئییل، اینسانلیق تاریخینده ابهدی قالاجاق و اونون وطن اوچون و خالق اوچون چکدیگی ایشکنجلئر، هبسلئر و ازابلار هئچ بیر زامان اونوتولمویاجاق.
امانی بی و آذربایجانین بوتون شهیدلرینه سؤز وئریریق کی اونلارین تاشیدیغی بایراغی یئردئ قویمویاجاییق. بو یولو خالقیمیز، آذربایجانین میلیونلارجا امانیلری، داوام ائتدیرهجک. شهیدلریمیزین آرزو ائتدیغی مقصد و آذربایجانی اوغورلارا چاتدیرماق بیزیم بورجوموزدور. آذر جمعیتی، امانی آیلسینئ و بوتون آذربایجانا باش ساغلیغی وئریر.
آذر جمعیتی، ایسوئچ
بابکین ایتگین عسگرلری(تبریز): از تبریز خبر می رسد که امروز دو شنبه پنجم آبانماه، بازپرس دانشجویان بازداشت شده تبریزی، قرار وثیقه دانشجویان امیر مردانی، آیدین خواجه و فراز زهتاب را تایید نموده است.
تایید وثیقه این مبارزان به این معنا است که به احتمال قوی این سه دانشجوی عزیز به زودی به دامن خانواده های خود و آغوش ملت آذربایجان باز خواهند گشت.
گفته می شود که فردا سه شنبه نیز منصور امینیان وثیقه مورد نظر را تامین خواهد کرد.
در این میان در خصوص سجاد رادمهر نیز گفته می شود این مبارز جسور آذربایجانی، از وضعیت جسمانی مناسبی برخوردار نیست و دچار بیماری شده است. خبر رسیده حاکی از آن است که سجاد در حال حاضر گرفتار تنگی نفس، بی اشتهایی شدید و بی حالی مفرط است.
همچنین از زندان خبر می رسد که در دستان رادمهر جای سوختگی سیگار دیده شده است.
متاسفانه از مجید ماکویی و ائلچین حاتمی و احسان نجفی نیز خبری در دست نیست.
بو حساب سورولاجاک
بابکین ایتگین عسگرلری (تبریز): براساس اخباری که از فعالین حرکت ملی آذربایجان در تبریز به دست آورده ایم گفته می شود که پس از حادثه تصادف اتومبیل پیکان حاوی مهندس غلامرضا امانی و دو برادرش کریم و جعفر امانی با دو وسیله سنگین باربری در جاده اهر به تبریز، کریم و جعفر در همان لحظات اولیه جان داده و مهندس امانی به دنبال یک تاخیر 4 و نیم ساعته به بیمارستان امام رضای تبریز منتقل می شود.
فعالین حرکت ملی به نقل از شاهدان عینی می گویند که اولا صحنه تصادف مشکوک بوده، ثانیا کامیونی که از عقب به پیکان برخورد کرده و این اتومبیل را به سمت تصادف با کامیون خاور حرکت داده متعلق به سپاه پاسداران بوده است. ثالثا پیکر نیمه جان امانی با چهار و نیم ساعت تاخیر راهی بیمارستان شده و رابعا اینکه مامورین اطلاعاتی بدون اجازه پزشکان وارد اتاق عمل بیمارستان امام رضا شده و مدتی را در آنجا مانده اند.
خامسا اینکه برای اولین بار در تاریخ فعالیت سیمای حکومتی تبریز به نقل از یکی از مامورین نیروی انتظامی به نام یاقوتی اقدام به توضیح حادثه تصادف بدون ذکر نام مقتولین کرده و فاجعه کشتار خانواده امانی را بعنوان یک حادثه ترافیکی جانگدازتوجیه شده است.
از سوی دیگر گفته می شود که یک هفته قبل از حادثه، اتوموبیل شخصی امانی همراه با مدارک وی به سرقت رفته بوده است. هفتم اینکه وی به هنگام مراجعه به دادگاه جهت پی گیری این سرقت با قاضی بیدادگاهی که وی را به دلیل فعالیتهای هویت طلبانه اش به 5 سال زندان محکوم کرده بود برخورد می کند و این قاضی در خصوص عواقب بد هویت طلبی او و همسرش به غلامرضا تذکر می دهد.
نهایت اینکه به نقل از چند تن از فعالین حرکت ملی آذربایجان گفته می شود که مرحوم غلامرضا امانی بارها به مراکز اطلاعات احضار شده و مورد تهدید قرار گرفته بود.
فرزاد صمدلی از فعالین حرکت ملی، در خصوص یکی از این تهدیدات که به واسطه یکی از هویت طلبان سرشناس آذربایجانی در جریان آن قرار گرفته است می گوید که مرحوم غلامرضا امانی، تابستان سال 85 به دنبال بازجویی در اداره اطلاعات تبریز به صراحت به مرگ تهدید شده بود و بازجوی وزارت اطلاعات به تندی و خشم به او گفته بود:" مطمئن باش که حتی اگر در آذربایجان اتفاقی بیفتد تو یکی هرگز آنرا نخواهی دید!"
آغاز آموزشهای نظامی ارمنی ها در سرزمینهای اشغالی آذربایجان
بابکین ایتگین عسگرلری (تبریز): نیروهای مسلح ارمنستان از ساعت 11 بامداد امروز مجدداً آموزشهای نظامی در سرزمینهای اشغالی منطقه آغدام را شروع کردند.
این آموزشها در روستای اشغالی اوزون دره برگزار می شود. گلوله های پرتاب شده از جنگ افزارهای زرهی در این منطقه باعث انفجارهای شدیدی می شود. صدای انفجار در مناطق مسکونی و روستاهای نزدیک به خط مقدم جبهه براحتی شنیده می شود. انفجارهای قوی همچنین باعث لرزش زمین در روستاهای مرزی می شود. بعلت خارج از نظارت بودن سرزمینهای اشغالی آذربایجان، نیروهای مسلح ارمنستان هر موقع در این مناطق آموزشهای نظامی انجام می دهند.
اِلدار صابر اوغلو مسئول واحد مطبوعاتی وزارت دفاع آذربایجان اعلام کرد، این نخستین آموزشهای نظامی ارامنه در سرزمینهای اشغالی جمهوری آذربایجان نیست. وی افزود که نیروهای مسلح آذربایجان از بابت این نگران نیست و آماده پاسخ به هر حمله دشمن میباشد.
ارمنستان 20 درصد از سرزمینهای آذربایجان- قره باغ کوهستانی و هفت ناحیه اطراف آنرا اشغال کرده است. این اشغال از سال 1988 آغاز شده و تا ماه دسامبر سال 1991 به استثنای منطقه شوشا و خوجالی، قره باغ کوهستانی از کنترل جمهوری آذربایجان خارج شده است.
طی سالهای 1992 و 1993 نیز مناطق شوشا و خوجالی و هفت ناحیه دیگر حومه قره باغ کوهستانی تصرف شده است. در سال 1994 بین ارمنستان و آذربایجان توافق آتش بس حاصل گردیده و همچنان مذاکرات صلح بین طرفین ادامه دارد.
گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا عبارت از سه کشور- ایالات متحده آمریکا، فرانسه و روسیه در مسئله حل صلح آمیز مناقشه قره باغ کوهستانی میانجیگری می کنند. (بیزیم سولدوز)
داها هئچ واقت سوسماياق-اولوس
قولامرضا اماني نين دوغما قارداشلاري ايله فاجيعه لي اولومو، سوسقونلوغوموزون دهشتلي فاجيعه لرله نئجه نتيجه لندي ييني بير داها دا سرگيله دي بيزلره. گوزلريميزده دونموش دامجي لاري، شهيدلريميزين آل بويالي قانلاريلا ده ييشک...!
حرکاتي ميزا قوربان وئردي ييميز ميللي – آزادليق حرکاتي ميزين سئچمه ائولادلاري نين آمانسيزجا قتله يئتيريلمه لري، آيدين لاري ميزين بيرر- بيرر توتوقلانمالاري، حرکاتچي لاري ميزين اوزون موددتلي حبسلرله ايشکنجه لره معروض قالمالاري، سورگونلويه سوروکلنن وطن ائولادلاري نين آجي طالعلريني دوشونرکن، عصيرلر بويو ميللتيمزه، توپراغيميزا و وارليغيميزا قارشي حياتا کئچيريلن گئنيش ميقياسلي تجاووزلر بير داهادا بيزلري دوشوندورمه لي دير.
"يا اؤلوم يا اولوم" دئيه رک يئني ده ن يولا چيخمالي...
ميللي – آزادليق حرکاتي ميزين تام وارليغي ني هدفه آلما آرزوسوندا اولان ايشغالچي لار سوسقونلوق يارانيرسا داها دا قوودوزلاشيرلار. پس نده ن سوسمالي ييق؟!!! اينساني ده ير آدلي بير دوشونجه يه ماليک اولمايان ايشغالچي دان نه گوزله ييريک؟!!! افشاري، قاسمي، اماني لر و آدلاريني آل قان بوياسي ايله يادداشتلاري ميزدا حکک ائده بيلدي ييميز ديگر شهيدلرين آل قانلاري قارشي سيندا هامي ميز جاواب وئرمه يي باجارمالي ييق. جانلاريندان، ماللاريندان اوستون توتدوقلاري او دوغال دوشونجه هامي ميزي آلوولانديرمالي دير.
گونئي آذربايجانين سياسي – ايجتيماعي موحيطيني قورخونج بير موحيطه چئويرمکله برابر سياسي رهبريتين فورمالاشماسيني نين قارشي سيني آلماغا جان آتيرلار. حرکاتين فيزيکي و ذهني قوللاريني ضعيفلتديرمکله، ميللي وارليغيمزا سون ضربه ني ائنديرمه يه جهد گوسته ره جکلر. بونا ساده جه اولاراق "سوي قيريم" دئيرلر!!! بيرلي ييميزله گونئي يي يئني ده ن دونيانين اساس پروبلئمينه چئويره ک...
کيمسه، کيمسه ده ن اينجي ييب سه ده، کيم ايسه کيمي ايسه ده ن کوسوب سه ده، "وطن" دئيه بيرلي يه جان آتمالي دير. ايچ ده ياخود ديش دا، هارادا ياشاديغيندان آسيلي اولماياراق، بين الخالق عدالت کوميته سي نين ياراديلماسي ايسته يي ايله دونيا ايجتيماعيتينه اوز توتمالي. حتتا تصديق ائتديکلري غيري اينساني قانونلاري پوزدوقلارينا گوره دونيا ايجتيماعيتي قارشيسيندا جاواب وئرمه لي ديرلر.
هارادا بير گونئلي وارسا، هارادا بير آذربايجانلي وارسا اورادان گونئي آذربايجان هايخيري سي دويولمالي دير. چاغداش دونيانين اساس پروبلئمي حساب ائديلن ايران ادلي ايرتيجاع يالنيز و يالنيز گونئي آذربايجان آدلي آنلاييشين الي ايله آرادان قالديريلاجاق. تاريخي بورجوموزو يئرينه يئتيرمک اوچون اللريميزي بير بيريميزه اوزالداق...
حرکاتي ميز کوتلوي لشيب، حرکاتي ميز دونيا چاتيندا تاني نيب. ايران آدلانديريلميش اراضي مجموعه سينده آنجاق گونئي آذربايجان آدلي بير آنلاييش ايرتيجاع ني سوسدورا بيلر. گوجوموزه يئني ده ن ايناناق.
قولامرضا اماني ايله برابر اونلارلا شهيديميزين روحو بيزي سسله يير دوغال روحلارين سسلرينه سس وئره ک.
"اؤلومه" مئيدان اوخويانلار سوندا قاليب گلنلرديلر.
آنجا که زبان مادری می میرد، آیدین آلیشان
هنگامی که انسان چشم به عالم هستی می گشاید، اولین صدایی که به گوشش می رسد، صدای گریه های خود اوست و پس از آن صدای شیرین مادر است که او را به خود می خواند. مادر مهربان فرزند عزیزش را در آغوش می گیرد و با مهر و عطوفت خود با جملاتی شیرین و کودکانه با او سخن می گوید و او را نوازش می کند. این جملات و سخن ها در ضمیر ناخودآگاه کودک ثبت و ضبط می شود و به مرور زمان زبان مادری اولین عامل در شکل گیری شخصیت و فرهنگ و هویت فرد می شود. در اینجا می خواهم به اهمیت زبان مادری از چند دیدگاه بپردازم تا برهمگان روشن شود که آنجا که زبان مادری می میرد، شخص نیز وجود حقیقی خود را از دست می دهد و در کلام ساده از هویت خویش فاصله می گیرد تا آنجا که خود را در ورطه ی نابودی می بیند و ...
1- جنبه ی شخصی و شخصیتی
همه ی روانشناسان و جامعه شناسان بر این باورند که زبان مادری اولین و مهمترین عامل در شکل گیری شخصیت انسان است. از نظر روانشناسی اولین و مهمترین وسیله ی برقراری ارتباط با افراد همین زبان مادری است. انسان به زبان مادری خود با دیگران رابطه ی عاطفی برقرار می کند و خواسته ها ونیازها و آرزوهای او ابتدا بر زبان مادری جاری می شود و مادر اولین شخصی است که انسان با او چنین رابطه ی گرم و صمیمی برقرار می کند . همانگونه که انسان به زبان مادری سخن می گوید، در قالب زبان مادری نیز فکر می کند و می اندیشد. تصمیم ها، آمال و آرزوها و... هر فرد در ارتباط مستقیم با زبان مادری در ذهن او شکل می گیرد. یادگیری هر زبان در چهار مرحله صورت می گیرد اول : شنیدن دوم : صحبت کردن سوم : خواندن و چهارم : نوشتن . طبیعی است که زبان مادری اولین زبانی است که بایستی در این چهار مرحله آموخته شود. چنانچه در فرایند یادگیری زبان این چهار مرحله طی نشود و یا نیمه کاره طی شود و یا به جای زبان مادری ، زبان دیگری آموخته شود ، مشکلات زیادی برای فرد و جامعه به وجود می آید به عنوان مثال ممکن است چنین فردی دچار ضعف در یادگیری و آموزش شده و از درک حقایق آنگونه که هست باز بماند یا دچار ضعف شخصیتی شده و خصوصیات اخلاقی مانند ترس ،کم رویی، خجالتی بودن ، منزوی بودن و ... در وجود او شکل گیرد . چنین فردی در برقراری ارتباط سالم و مفید با پیرامون خود دچار مشکل شده و خود را از جامعه ای که در آن زندگی می کند جدا می یابد ، جامعه نیز چنین فردی را یک فرد غیر عادی و بیگانه به حساب آورده و در نتیجه بین فرد و جامعه فاصله می افتد.
2- جنبه ی مکتبی و مذهبی
خداوند حکیم در قرآن کریم می فرماید همانا ما قرآن را به زبان عربی نازل کردیم و در نزول آن به زبان عربی برای آنان که می اندیشند حکمتهایی وجود دارد.
همه می دانیم که قرآن در یک سرزمین عرب زبان نازل شده است . بدیهی است که یک فرد عرب زبان باید به زبان عربی آموزش ببیند چرا که به زبان عربی تسلط دارد و آن را بهتر از همه ی زبانها می فهمد و درک میکند. این امر نشان دهنده ی آن است که برای درک مفاهیم دینی و ... بهترین راه آموزش ، آموزش به زبان مادری است . چرا که انسان با زبان مادری بهتر و سریع تر می فهمد و درک می کند. آیا اگر قرآن کریم به زبانی غیر از زبان عربی نازل شده بود می توانست در عربستان طرفدارانی پیدا کند!!؟ آیا اصلا اعراب آن را می فهمیدند !!؟ حال چه رسد که آن را حفظ و صیانت کنند و در سراسر جهان گسترش دهند!!! از طرفی دیگر اگر قرار بود همه ی انسانها برای درک قرآن و مفاهیم اسلام عربی بیاموزند در این صورت چه لزومی داشت که این همه ترجمه به زبانهای مختلف دنیا از قرآن کریم صورت گیرد!!؟ موارد یاد شده نشان می دهد که برای فهم و گسترش یک فکر و دین و مذهب و ... باید آن را به زبان هرکس به او فهماند و مفاهیم آن را اشاعه داد. خداوند حکیم در قرآن می فرماید ما انسان ها را با تنوع قومی و زبانی آفریدیم و همانا در آفرینش آن برای خردمندان درسهایی است . این امر نشان دهنده ی توجه و احترام خداوند به همه ی اقوام و زبانها است .
3- جنبه ی تاریخی ، اجتماعی و فرهنگی
اولین و بهترین راه برای تحریف تاریخ یک ملت و نفوذ در فرهنگ و اجتماع آن از بین بردن زبان مادری آن ملت است. پایه و اساس تاریخ یک ملت و فرهنگ و هویت او زبان مادری اوست. ملتی که تاریخ خود را نداند همانند فردی است که شناسنامه ندارد و از کجا آمدن و به کجا رفتن او معلوم نیست. اگر زبان مادری از بین برود رفته رفته تاریخ ملت نیز به فراموشی سپرده شده و سوء استفاده کنندگان به تحریف تاریخ آن پرداخته و ذهن و فکر یک ملت را بیمار خواهند نمود. با مرگ زبان مادری رفته رفته همه ی ابعاد وجودی یک ملت مانند تاریخ ، آداب و رسوم ، موسیقی ، ادبیات و... نیز از بین خواهد رفت .
4- جنبه ی سیاسی
هیتلر می گوید اگر می خواهید یک ملت را از بین ببرید ابتدا زبان مادری او را از بین ببرید. این حرف آن هم از زبان شخصی که زمانی جهان را به لرزه در آورده و یکی از بزرگترین جنایتکاران جهان است ، نشان دهنده ی اهمیت زبان مادری است . زبان مادری علاوه بر اینکه نقش اساسی در شکل گیری هویت شخصی فرد دارد ، در شکل گیری هویت ملی نیز مهمترین نقش را ایفا می کند. استعمارگران و استثمارکنندگان با ازبین بردن تدریجی زبان مادری یک ملت راه را برای استعمار و استثمار سیاسی و فکری و فرهنگی و دریک کلام استعمار و استثمار تمامی وجود یک ملت باز می کنند . مستبدین و استعمارگران پس از، از بین بردن زبان مادری یک ملت اقدام به ساخت هویت جعلی برای ملت می کنند و تمام هستی آن ملت را در دست می گیرند. چنین ملتی مانند کشتی است که سکان آن در دست استعمارگران و مستبدین است .
5- اهمیت زبان مادری در ایران
بر همگان روشن است که ایران یک کشور کثیرالملله است که اقوام و ملل مختلفی در آن درکنار هم زندگی می کنند. آموزش به زبان مادری در کشور ما از همه چیز مهمتر و واجبتر است. چرا که برای احقاق حقوق انسانی برابر بین همه ی اقوام و ملل و برقراری اتحاد و آشنایی هریک از ملل و اقوام با تاریخ ، فرهنگ و هویت خود و شناساندن آن به دیگران و در نهایت ایجاد یک زندگی آرام و برابر در کنارهم آموزش به زبان مادری را ایجاب می نماید .در همه جای دنیا انسان ابتدا زبان مادری و ملی خود سپس زبان رسمی کشوری را که در آن زندگی میکند و بعد زبان بین المللی را می آموزد. من به عنوان یک آذربایجانی که در ایران به دنیا آمده ام و دراین کشور زندگی می کنم ، زبان ترکی را زبان مادری و ملی خود و زبان فارسی را زبان رسمی و ارتباط با ملل و اقوام ساکن در ایران و زبان انگلیسی را زبان بین المللی خود می دانم . باید بگویم که زبان مادری قابلیت رسمی شدن نیز دارد که این امر باید از طرف هیئت حاکمه صورت گیرد.تاریخ نشان داده است که زبان مادری و ملی هیچ گاه تغییر نمی کنند ولی زبان رسمی و بین المللی با توجه به رویدادهای سیاسی ، فرهنگی ، علمی و در کل مقتضیات زمان قابل عوض شدن است . پیشنهاد من به عنوان یک شهروند ایرانی این است که آموزش برا ی هرکس در مدارس و دانشگاهها ابتدا به زبان مادری باشد سپس به زبان های دیگر دلیل این امر هم در سراسر این مقاله قابل شهود و درک است .
سو دئییبدیرمنه اولده آنام آب کی یوخ
آذربایجانلی بیلی یوردلولار توپلومو نون مهندیس امانی جینابلارینین وفاتیله باغلی بیاناتی
اولو تانرینین آدییلا
بیر داها آجی بیر خبر آذربایجانی یاس و ماتمه بورودو. درد ایچینده بوغولموش، ائولادلاری دوستاقلارا قووولموش و مینلرجه ایگیدلری دیار - دیار سورگون دوشموش آذربایجان، بیر داها باشقا بیر ایگید اوغلونون ایتگیسینه شاهید اولدو. نه یازیق کی بو دفعه بئش ایل گنج یاشینی دوستاقلاردا باشا وئرن، میلتینین اوغروندا بیر موباریز کیمی چالیشیب - یاشییان موهندیس «غلامرضا امانی» تانریسینا قوووشدو.
موهندیس غلامرضا امانی مینلرجه آذربایجان ائولادی کیمی وطن سئورلیک عشقیله ماراقلاندی. آنجاق او مینلرجه میلتچی کیمی تانینان و یاشییان اینسانلارین سئچیلمیشی ایدی. قورخمازلیق، شجاعت و آلیشقانلیق اونون ان بویوک سجیه سی ایدی. بئله دیرکی اونون اینانیلماز اؤلومو آذربایجان و اونون میلی حرکتی اوچون ان بؤیوک ایتگی ساییلیر.
بوگون موهندیس غلامرضا امانی آذربایجانین موقدس توپراغینا تاپشیریلدی. آنجاق نه یاخشی اولار یالنیز بئله بیر آنلاردا یوخ، بلکه دیری ایکن آذربایجان میلتچیسی بیربیرينین قدرینی بیلیب، آذربایجان اوغروندا اورکلری چیرپینان اینسانلاری باغرینا باسیب، ساختا گروهبازلیقلاردان و هابئله یاراشمایان سیاست بازلیقلاردان اوزاق گزسین.
«آذربایجانلی بیلی یوردلولار توپلومو» بو آغیر و آجی ایتگینی آذربایجان میلتینه و بوتون میلتچیلره اؤزللیکله امانی عائیله سینه باش ساغلیغی وئریر، اولو تانریدان موهندیس امانی و قارداشلارینا رحمت دیله ییر، هابئله اونون آرزیلارینی یاشادیب، اوغروندا چالیشیب و سونوجدا الده ائتمه یی بیر میلی و اخلاقی بورج سانیر.
آذربایجانلی بیلی یوردلولار توپلومو
۴/۸/۱۳۸۷

به اطلاع ملت غیرتمند آذربایجان میرساند
مراسم سوم مهندس امانی در مورخه ۵/۸/۸۷ از
ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۷:۳۰ واقع در تبریز - خیابان
منبع - مسجد طالقانی برپاست
آخرين گزارش راديو زمانه در مورد فعالان محبوس آذربایجان
نگرانی عفو بینالملل از «شکنجه» چهار فعال آذری
بابکین ایتگین عسگرلری (تبریز): سازمان عفو بینالملل با صدور اطلاعیهای اعلام کرد که نگران وضعیت چهار فعال آذربایجان در زندانهای ایران است.
در اطلاعیه عفو بینالملل که نسخهای از آن در اختیار رادیو زمانه قرار گرفته، آمده است که چهار فعال آزبایجان در بند ۲۰۹ زندان اوین همچنان در معرض «شکنجه و رفتار خشونت آمیز» قرار دارند.
این افراد جزء ۹ نفری هستند که ۲۰ شهریورماه امسال از سوی نیروهای وزارت اطلاعات در تهران بازداشت شدهاند.
۵ تن از آنها تاکنون به طور موقت آزاد شده و آنطور که سازمان عفو بینالملل میگوید بقیه این افراد (چهارنفر) در سلول انفرادی نگهداری میشوند.
از میان افراد آزاد شده تنها یکی از آنها به قید ضمانت و بقیه با تامین وثیقهای ۵۰۰ میلیون ریالی (در مجموع ۲۰۰۰میلیون ریال) توانستهاند به طور موقت خارج از زندان باشند.
اکبر آزاد که به قید ضمانت آزاد شده گفته است که مدتها تحت بازپرسی قرار داشته و بازجوها وی و خانوادهاش را تهدید به مرگ کردهاند.
عفو بینالملل در بیاینه خود با ابراز نگرانی از وضعیت این چهار زندانی خواستار آزادی بیقید وشرط آنها شده است.
۷ مهرماه امسال نیز گروهی از فعالان مدنی با صدور بیانیهای خواستار آزادی این افراد شده بودند.
این بیانیه با ابراز تاسف از اینکه در دو سال گذشته دستگیریها و بازداشت فعالان آذربایجانی به صورت «مخفیانه» صورت گرفته، آورده است که چنین رفتارهائی «موجب هتک حرمت فعالان و ورود ضربات روحی شدید به خانوادههایشان میشود.»
قوه قضائیه ایران در خرداد ماه امسال نیز ۱۰ فعال سیاسی و حقوق بشر این منطقه آذری نشین را به زندان محکوم کرده بود.
در اردیبهشت ماه همین سال نیز شش روزنامهنگار دراستان اردبیل به اتهام «ترویج قومیتگرایی» از سوی نهادهای امنیتی این استان دستگیر شده بودند.
بنا به گزارش کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان (آسمک) هم اکنون نزدیک به ۴۰ فعال هویتطلب ترک در زندانهای ایران به سر میبرند
مراسم تشییع جنازه مهندس امانی ازفعالین باسابقه حرکت ملی آذربایجان

بابکین ایتگین عسگرلری (تبریز): مراسم تشییع جنازه مهندس امانی یکی از فعالین باسابقه حرکت ملی آذربایجان از صبح دیروز از جلوی درب منزل برادر مهندس امانی به طرف قبرستان بقیع با شور واستقبال بی نظیری برگزار گردید .از همان ساعات اولیه که خبر مرگ ناگهانی ومشکوک مهندس در سایتها ورسانه های منتسب به حرکت ملی آذربایجان منعکس شد سیر جمعیت بطرف منزل ایشان تداوم یافت واز شهرهای آذربایجان مردم قدر شناس آذربایجان کیلومترها راه پیموده ودرمراسم تشییع جنازه مهندس امانی ودوبرادر ایشان شرکت نمودند.
از همان ساعات شروع مراسم حاکمیت جهت ممانعت از برگزاری مراسم تدابیر امنیتی شدیدی را تدارک دیده بود، بطوریکه نیروهای لباس شخصی در میان جمعیت حاضر در مراسم توزیع گردیده وبا دوربین های خود به فیلمبرداری می پرداختند و درب ورودی قبرستان مارالان را نیروی انتظامی قرق کرده بود و مینی بوسهای نیروی انتظامی پراز ماموران یگان ویژه بودند تا درصورت نیاز جلوی هرنوع اتفاقی را بگیرند.
مراسم تشییع جنازه با شور واشتیاق خاصی حوالی ساعت 12 شروع گردید وحاضران در مراسم شعارهایی چون آذربایجان باشین ساغ اولسون سرمی دادند. درابتدا آقای چنگیز بخت آور به جمعیت حاضر در مراسم خیرمقدم گویی نمودند، سپس حسن دمیرچی ازفعالین حرکت ملی آذربایجان اشعاری را خواندند .
گرچه مامورین اطلاعاتی امنیتی بارها خواستند جلوی مراسم مذکور را بگیرند ولی درنهایت همسر مهندس امانی (گونش خانم بویه) طی سخنانی کوتاه که با خیر مقدم گویی وتشکر از حاضران درمراسم همراه بود و با خواندن شعری که خود سروده بودند، مرگ مهندس امانی را ضایعه ای برای آذربایجان بزرگ دانسته واز عموم حاضران در تشییع جنازه خواستار تداوم اندیشه و مرام همسر خود شدند.
پس از او، برادر بزرگ مهندس امانی و هوشنگ جعفری نیز به ایراد سخنرانی پرداختند.
از جمله فعالان حاضر در این مراسم می توان به حسن دمیرچی، اکبر آزاد، حسن رحیمی، سعید متین پور، هوشنگ جعفری، هدایت ذاکر، چنگیز بخت آور، عبدالله جوان، شهناز غلامی، محمود فضلی و ... می توان اشاره کرد.
بعد از اتمام مراسم تا درب ورودی قبرستان حاضران شعارهایی از قبیل «یاشاسین آذربایجان»، «آذربایجان باشین ساغ اولسون»، سردادند و در پایان نیز مارش ملی آذربایجان و چند سرود حماسی دیگر توسط همه حاضران که تعدادشان قریب 800 نفر بود، خوانده شد.
گفتنی است از ابتدای مراسم تا پایان آن با این که باران شدیدی می بارید، اما مراسم تشییع جنازه شادروان مهندس امانی و دو برادرش مملو از جمعیت بود.
خبری جالب از جاسوسی!!!!!!
کبوتران که همواره نماد صلح در زندگی بشر معرفی شدهاند، به تلاشهای جاسوسی علیه برنامه هستهای ایران پیوستهاند.
خبر دستگیری کبوتران جاسوس اطراف نیروگاه هستهای نطنز، در مطبوعات غربی بیش از مطبوعات کشور بازتاب داشت.
مطبوعات غرب به نقل از روزنامه اعتماد ملی نوشتند نیروهای امنیتی ایران یکی از کبوترهای جاسوس را در یک محل گلابگیری در شهر کاشان دستگیر کردهاند.
Dr.Çöhreqanlıdan Türk ulusuna baş sağlığı - ses
Jınayetkar faşıst fars rejımı hereketın dırenış semvolu olan M.Amanı
janablarını qanlı jınayetle elımızden aldı
مسئولان در باره حادثه سوم آبان اطلاع رسانى كنند - آراز تبريزى
بابکین ایتگین عسگرلری (تبریز): حركت ملى آذربايجان در روز جمعه سوم آبان ماه، يكى از فعالان خود مهندس غلامرضا امانی فارغ التحصل دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز را در يك سانحه رانندگى از دست داد. دو برادر وى نيز در آن حادثه جان باختند. غلامرضا امانی بيش از چهار سال در زندان هاى جمهورى اسلامى محبوس گردیده بود. او سى وپنج ساله بود كه وفات يافت.
چند ماه قبل يكى از جوانان فعال هويت طلب تورك به نام فرهاد محسنی نگارستان به طرز مشكوكى در تبريز به قتل رسيد. مرگ او در حالى اتفاق افتاد كه وى قبلا توسط نيروهاى امنيتى بازداشت گرديده و در یکی از بازداشتگاههای مخفی وزارت اطلاعات نگاه داشته مى شد. به گفته یکی از اعضای خانواده او٬ فرهاد به احتمال بسیار زیاد بر اثر شوک الکتریکی که به خاطر گرفتن اعتراف به او وارد کرده بودند، جان خود را از دست داد.
در همان اوان و بر اساس گزارش مستند خانم شهناز غلامى، روزنامه نگار، يكى ديگر از جوانان فعال تورك در جريان يك تعقيب و گريز در شهر تبريز با ماموران اطلاعاتى بر اثر سقوط از موتورسيكلت جان خود را از دست داد. قادر صديقى در يك برنامه تعقيب و گريز كه از سوى ماموران امنيتى به اجرا در آمده بود، در روز نهم خرداد ١٣٨٧ در جاده سنتوى تبريز جان سپرد. دو تن ديگر از همراهان وى زخمى و روانه بيمارستان شدند. عاملان اين تصادف عمدى كه با خودروى سمند در خلاف مسير درست، در حركت بودند، موتورسيكلت قادر صديقى و همراهانش را واژگون ساخته و از محل حادثه گريختند. بنا به اظهار نظر کتبی رئیس کلانتری 18 تبریز، سرهنگ شفیعی قاتلان این فعال حرکت ملی آذربایجان از کارکنان رسمی کلانتری 18 تبریز محسوب میشوند.
نيروهاى امنيتى جمهورى اسلامى همواره نشان داده اند كه براى جلوگيرى از رشد آگاهى و بالندگى حركت ملى و مدنى در آذربايجان از هيچ اقدامى فرو گذار نمى كنند و حتى رذيلانه جوانان صديق و بيگناه را در شكنجه گاه ها بقتل مى رسانند. نيروهاى پليسى دولت احمدى نژاد حتى كودكانى را كه پدرشان بدليل ابراز نظر سياسى خود در زندان ها محبوس گشته است بر سر سفره افطار دستگير و به زندان مى برند. ماموران امنيتى ثابت كرده اند كه به هيچ قانون و قاعده اى پايبند نيستند و هر آنچه بتوانند بر عليه مردم خودى روا مى دارند.
بنا بر اين مشكوك شدن به اين نيروها در جريان سانحه جاده تبريز -اهر و جان سپارى غلامرضا امانى و بردارانش بى دليل نيست. مردم حق دارند مشكوك باشند چرا كه چنين جنايتى ازسوى نيروهاى مخوف جمهورى اسلامى اصلا بعيد نيست. مردم به قوه قضائيه اين نظام اعتماد ندارند و اطمينان دارند كه اين دستگاه در پى عدالت نيست. دستگاه قضائيه تا به امروز هيچ اقدامى براى روشن ساختن پرونده قتل فرهاد محسنی نگارستان و قادر صديقى انجام نداده است. تا به امروز مسئولين قتل فرهاد و قادر معرفى نشده اند و دستگاه قضائى جمهورى اسلامى به احتمال قريب به يقين هرگز اسامى آنها را فاش نخواهد ساخت.
بر ماموران اجرايى و دولتى است كه در اسرع وقت جزئيات حادثه اسفبار سوم آبان را روشن ساخته و آن را به طور كامل در اختيار رسانه ها قرار دهند. خانواده امانى، مردم و فعالان حق دارند جزئيات اين سانحه را بدانند. بايد بطور دقيق مشخص گردد كه اين حادثه چگونه بوقوع پيوسته و مسئولان امنيتى بايد عدم دست داشتن در آن را از طريق رسانه ها به اطلاع مردم برسانند.
وظيفه عاجل مسئولان است تا اطلاع رسانى كنند. مسئولين امور بايد با تشكيل كميسيون ويژه اى به اين واقعه رسيدگى كنند. در پرده ماندن جزئيات اين واقعه، به شك و ترديد ها دامن مى زند. بر مسئولان است كه با شتاب تمام اطلاع رسانى كرده و همگان را از چگونگى جان سپارى غلامرضا امانی و برادرانش با خبر سازند

بابکین ایتگین عسگرلری(تبریز): خبر تاسف بار درگذشت مهندس غلامرضا امانی و دو برادر گرامیشان در سانحه مشکوک تصادف اتومبیل ، حرکت ملی آذربایجان جنوبی را با ضایعه ای بزرگ روبرو ساخته و فعالین حرکت ملی را در هاله ای از بهت و نگرانی فرو برد. تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان ضمن اعلام همدردی با خانواده محترم مهندس امانی ، این داغ بزرگ را به عموم فعالین حرکت ملی آذربایجان جنوبی تسلیت می گوید.
با توجه به سابقه 30 ساله نظام جمهوری اسلامی ایران در حذف فیزیکی مخالفین و منتقدین سیاسی و فرهنگی بواسطه حوادث مشابه و چندین حادثه مشکوک دیگر که منجر به قتل فعالین حرکت ملی در شهر های آذربایجان گردیده ، در این حادثه نیز انگشت اتهام ملت آذربایجان متوجه محافل نزدیک به نظام می باشد که سابقه تاریکی در قتل روشنفکران ، روزنامه نگاران و فعالین سیاسی و فرهنگی داشته است. لازم به ذکر است این نیرو ها ارتباط تنگاتنگ عقیدتی و گروهی با محفل میثاق تبریز دارند.
حرکت ملی آذربایجان بعد از قیام خرداد 85 بارها شاهد حوادث و قتل های مشکوکی بوده که پرونده این حوادث به طرزی مرموز و در سیری غیر واقعی مشمول بروکراسی اداری و گذر زمان گردیده و خانواده آنها نیز به دلیل عدم توان مالی مجبور به تمکین و یا با تهدید مجبور به سکوت شده اند.
این روند اعتراضات جددی مدافعان حقوق بشر آذربایجان را در پی داشته است. تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان با اعلام نگرانی از فعال شدن این محافل جهت حذف آرام و سیستماتیک فعالین حرکت ملی که بعضا آنهارا آشکارا به قتل تهدید می کنند، خواستار دخالت مجامع بین المللی و حقوق بشری و تشکیل کمیته مستقل حقیقت یاب با حضور فعالین حقوق بشر بین المللی و اعضای خانواده مقتولین حرکت ملی آذربایجان دراین حادثه و حوادث مشابه ، جهت نظارت بر سیر قضایی پرونده و علت حادثه و اطلاع رسانی دقیق به افکار عمومی می باشد. بدیعی است عدم جدیت در آشکار شدن علل حوادث، محافل جنایت کار را مصمم تر نموده و ممانعت های دولتی از تشکیل این کمیته، نظام ایران را در معرض اتهام قرار خواهد داد. ملت آذربایجان یاد مبارزان و فعالینی که در حوادث مشکوک به قتل میرسند را فراموش نخواهد کرد و منتظر روزی خواهد بود که محاکم مستقل قضایی حکم محکومیت عاملین آنهارا صادر کند.
تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان - شورای مرکزی
آذربایجان جنوبی – 1387.08.04
آذربایجان باشین ساغ اولسون
هله ده بوتون حوزونه بورونموشم اینانابیلمیرم بو آجی خبری...
یالنیز دئییه بیللم آذربایجانیمیزین باشی ساغ اولسون...
مراسم شام غریبان این فعال گرانقدر حرکت ملی آذربایجان
در مورخه ۴/۸/۸۷ از ساعت ۱۸:۳۰ الی ۲۱:۳۰ واقع در
مسجد طالقانی (محله منبع تبریز) برگزار خواهد شد
وبلاگ یاد بود مهندس امانی
»»»»»»http://amaani.blogfa.com
DAK Uca Türk Millətinə başsağlığı verir
QULAMRZA ƏMANİNİ yaman erkən itirdik. Fələk onu aramızdan çox tez uzaqlara apardı. Nə yazıq ki, QULAMRZA ƏMANİ İran adlanan yerdə hakim olan, bütün millətlərin haqq səsini boğan fars şovinist rejiminin müxtəlif zamanlarda istifadə etdiyi tələlərdən biri olan avtomobil qəzasına qurban getdi. Ancaq VƏTƏN və MİLLƏT uğrunda canını fəda edənlər ölü sayılmırlar. QULAMRZA ƏMANİ də UCA TÜRK MİLLƏTİNİN şəhid övladlarından biridir. Çünki o, millətinin fədaisi, haqq səsi idi. Atalarımızın yaxşı bir deyimi var: “Vətən uğrunda ölən varsa, şəhiddir!” QULAMRZA ƏMANİ də özünü VƏTƏN və MİLLƏT uğrunda qurban verdi. Ona görə də onun ruhu daima VƏTƏNİ və MİLLƏTİ ilə olacaq və VƏTƏNİNİ və MİLLƏTİNİ sevən hər bir kəsin qəlbində əbədi yaşayacaq.
QULAMRZA ƏMANİ İran adlanan yerdə öz tarixi torpaqlarında yaşayan 35 milyondan artıq Güney Azərbaycan türkünün milli-mədəni hüquqları uğrunda mübarizə aparırıdı. QULAMRZA ƏMANİ GÜNEY AZƏRBAYCANI müstəqil, Azərbaycanımızı BÜTÖV görmək istəyirdi. Bu səbəbdən fars şovinist rejiminin təqib və təzyiqlərinə məruz qalmış, nəticədə ömrünün yetkinlik çağının 5 ilini müxtəlif həbsxanalarda keçirmək məcburiyyətində qalmışdı. Ancaq bütün bünlar da milli fəalı öz haqq yolundan çəkindirə bilməmişdi. Nəhayət, fars şovinist rejimi çox qəddar və amansız bir hiylə ilə milli fəalı əlimizdən aldı.
QULAMRZA ƏMANİ GÜNEY AZƏRBAYCAN MİLLİ HƏRƏKATINA az töhfə vermədi. Ancaq yaşasaydı, daha çox əməyi keçəcəkdi. Hər halda milli fəal özündən sonra tutduğu haqq yolu davam etdirmək üçün körpə balamız ARAZI varis qoyub getdi. İnanırıq ki, ARAZ balamız atasının şərəfli mübarizə yolunu uğurla davam etdirəcək.
QULAMRZA ƏMANİYƏ GÜNEY AZƏRBAYCANI müstəqil, Azərbaycanımızı BÜTÖV görmək nəsib olmadı. Ancaq o öz ölümü ilə Güney Azərbaycan türklərinə daha da səbrli və dözümlü olmağı təlqin etdi. İnanırıq ki, UCA TÜRK MİLLƏTİ onun qanını yerdə qoymayacaq və bir gün fars şovinist rejimindən öz acı intiqamını alacaq. Nəhayət, çox yaxında GÜNEY AZƏRBAYCAN müstəqil, Azərbaycanımız BÜTÖV olacaq.
Dünya Azərbaycanlıları Konqresinin (DAK) həmsədrləri – Sabir Rüstəmxanlı və Firidun Pərviznia, DAK Daimi Şurasının sədri Əjdər Tağızadə, DAK İdarə Heyətinin üzvləri və fəallar VƏTƏN və MİLLƏT uğrunda canını fəda edən QULAMRZA ƏMANİNİN ailəsinə dərin hüznlə başsağlığı verir, mərhumun yaxınlarına və mübarizə yoldaşlarına səbrli və dözümlü olmağı arzulayır.
Allah rəhmət eləsin!
Uca Türk millətinin başı sağ olsun!
Tanrı Türkü qorusun
kash bu xeber yalan olsun
|
Güney Azərbaycan milli azadlıq hərəkatının tanınmış şəxsiyyətlərindən olan Qulamrza Əmani şübhəli şəkildə qətlə yetirilib
Güney Azərbaycan milli azadlıq hərəkatının tanınmış şəxsiyyətlərindən olan Qulamrza Əmani şübhəli şəkildə qətlə yetirilib. DAK informasiya mərkəzinə güneydən daxil olan məlumatlara əsasən 24 oktyabr 2008 inci il tarixində Güney Azərbaycan milli azadlıq hərəkatının tanınmış şəxsiyyətlərindən olan Qulamrza Əmani iki qardaşı ilə birlikdə Əhər-Təbriz yolunda Təbrizin girişində şəxsi maşınlarında İranın Sepah Pasdaranına məxsus yük maşını vasitəsilə ağır yol qəzasında qətlə yetiriliblər. Hadisə zamanı iki qardaşı dərhal həlak olmuş Qulamrza bəy ağır bədən xəsarətı alaraq Təbrizdə İmam xəstəxanasına aparılıbç lakin xəsarətləri ağır olduğundan xəstəxanada vəfat edib. Xatırladaq ki Qulamrza Əmani 1973 cü ildə anadan olub. Təbrizdə Kənd Təsərrüfati Universetini bitirib. 1997 - ci illərdən Güney Azərbaycan milli hərəkatında fəal iştirakçılardan olmuşdur. Milli fəaliyyətinə görə Təbriz ETTELAATI tərəfində dəfələrlə həbs edilmiş və ağır fiziki və ruhi işgəncələrə məruz qalmışdır. O, beş ildən artıq həbs cəzaları çəkmiş, lakin bu qədər işgəncə və həbslər onun iradəsini sındıra bilməmiş, əksinə millətinin haqlarını tələb etməkdə fəaliyyətini qorxmadan davam etdirmişdir. Son zamanlarda İranın Təhlükəsizlik quvvələri Qulamrza Əmanini dəfələrlə istintaqa cəlb etmiş və onu ölümlə hədələmişlər. Nəhayət, faşist molla hakimiyyəti hiyləgər yollarla Azərbaycanın seçilmiş övladlarını nə vasitə ilə olur-olsun aradan aparmağı qarşısına məqsəd qoyduğundan onu vəhşicəsinə qətlə yetirmişdir. Ulu Tanrıdan başda Qulamrza Əmani və qardaşları olmaqla bütün şəhidlərimizə rəhmət diləyirik
Bu igidlər Azerbaycanın sarsılmaz qəhrəmanları Əmani qardaşlarıdır…
Aldığımız acı xəbərə görə Məhəndis Qulam Rıza Əmani və iki qardaşı dünən Oktyabırın 23 də Güney Azerbaycanın Tebriz şəhərində iran dövləti tərəfindən uydurma maşın qəzası sonucunda dünyasını dəyişiblər.
Bu inanılmaz olay Əmani bəyi yaxından və uzaqdan tanıyan hərkəsi şübhəsiz böyük bir üzüntüyə məruz qoyubdur. Gəncliyinin beş ilini fars şovenizminin zindanlarında milləti,yurdu və inancı yolunda təqdim edən Məhəndis Əmani artıq bizdən ayrıldı və ayrılması ilə bütün Azerbaycan millətini sonsuz bir acı və kədər içində buraxdı.
Bu itgi ilə bağlı hər nə qədərdə ciddi olsaq yinə də inanmaq olmur.
Məhəndis Əmanidən Azerbaycan Türk Millətinə miras qalan bugünkü Azerbaycan Milli Hərəkatı və onun balaca oğlu Arazdır. İnanıram millətimiz bu iki əmanətə kifayət qədər sahab çıxacaqdır.
Bir daha bu böyük itgini Azerbaycan xalqına, Məhəndis Əmani Bəyin hörmətli ailəsinə və bütün Azerbaycan Milli Hərəkatının mənsublarına başınız sağlığl verib, o böyük kişinin yolunun dəvamlı və gedərli olacağını umid edirəm.
Tanrı o böyük kişiyə rəhmət eyləsin.
Hörmetlə: Tekin Maharlı
Oktyabr 2008
Quzey Amerika
"من در قرنطینه زندان تبریز هستم"
بنا به گزارشات رسیده به کمیته پیگیری، سجاد رادمهر طی تماسی با خانواده خود چهارشنبه ۱ آبان ماه گفته است که به قرنطینه ی زندان تبریز منتقل شده است.
وی وضعیت جسمی خود را نا مساعد توصیف کرده است.
گفتنی است وضعیت انتقال به زندان مهندس رادمهر از ۲۷ مهر ماه تا کنون در وضعیت مبهمی قرار داشت. نهاد های امنیتی در حالی ۲۷ مهر ماه اعلام کرده بودند که وی به همراه احسان نجفی نسب دیگر دانشجوی دربند، به زندان منتقل شده است که این گفته صحت نداشته است.
پرونده دانشجویان هویت طلب دربند تبریز به شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز ارجاع داده شده است.
هنوز خبری از تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه داده نشده است.
قرار بازداشت منصور امینیان و مقصود عهدی تمدید شد
بابکین ایتگین عسگرلری (تبریز): سه شنبه ۳۰ مهر ماه قرار بازداشت دو ماهه منصور امینیان و مقصود عهدی دو فعال هویت طلب دانشگاه تبریز تمدید شد.
بازپرس هاشم زاده از اعلام دقیق مدت زمان تمدید امتناع کرده است.
منصور و مقصود،۳۰ مرداد ماه توسط نهاد های امنیتی دستگیر شده و در اواخر شهریور ماه به زندان تبریز منتقل شده اند.
آذربایجان باشین ساغ اولسون
آذربایجان میللتی بوتون بالالارینا صاحیب چیخمالی دیر
اخرین خبر ها از شوک در گذشت مهندس امانی
بابکین ایتگین عسگرلری (تبریز):ظهر امروز(جمعه 3/8/87) مهندس غلامرضا اماني فعال با سابقه حركت ملي آذربايجان به همراه 2 برادر ديگر خود بر اثر سانحه تصادف رانندگي جان باختند.
براساس اطلاعات اوليه دوبرادر ايشان درمحل وقوع حادثه در جاده تبريز-اهر دردم جان باخته اند ومهندس اماني نيز پس از انتقال به بيمارستان امام رضا تبريز تحت عمل جراحي قرار گرفته است كه متاسفانه براثر شدت جراحات وارده فوت گرديدند.
مرگ وي از سوي مسؤولين بيمارستان امام تبريز تاييد شده است و هم اكنون جنازه وي به سرد خانه بيمارستان منتقل شده است.
هم اكنون اطراف بيمارستان امام و خيابان تبريز مملو از جمعيتي مي باشد كه جهت نگراني از احوال وي از ساعاتي قبل اقدام به تجمع در داخل وخارج بيمارستان كرده اند.
گزارشات رسيده از حضور پرتعداد نيروهاي امنيتي و لباس شخصي جهت مقابله با وقايع احتمالي در خيابان گلباد حكايت مي كند.
بعلت نامساعد بودن احوال خانواده واطرافيان وي در اثر شوك وارده اخذ اطلاعات بيشتر درمورد چگونگي وچرايي اين حادثه دلخراش امكانپذير نشده است.
نزديكان و خانواده وي هم اكنون در منزل برادر مهندس اماني واقع در خيابان مفتح جنب قهوه خانه آقا جان منزل شخصي اماني مراسم سوگواري برپا كرده اند
وفا قولی زاده: "قاراباغ دانیشیقلارینا فاسیله وئرمک لازیمدیر"
علی اکبر رعوف اوغلو
واشینقتون
روسیا پرئزیدئنتی دمیتری مئدوئدئو بو گون ائرمنیستانا سفرینی باشا ووردوقدان درحال سونرا آذربایجان پرئزیدئنتی ایلهام علیئوه تئلئفونلا زنگ ائدیب. کرئملین یایدیغی معلوماتدا بیلدیریلیر کی، دؤولت باشچیلاری داغلیق قاراباغ موناقیشهسینه دایر فیکیر موبادیلهسی آپاریبلار. اساس موزاکیره مؤوضوسو یاخین واختلاردا باش توتاجاغی گؤزلنن آذربایجان، روسیا و ائرمنیستان پرئزیدئنتلرینین اوچ طرفلی گؤروشونه حاضرلیق مسئلهلری اولوب. آذربایجاندا ایسه موستقیل سیاستچیلر اؤلکه باشچیسینی موسکوا گؤروشونه قاتیلماماغا، قاراباغ دانیشیقلارینا فاسیله وئرمهیه چاغیریرلار. "آمئریکانین سسی"نین امکداشی علکبر رعوف اوغلو مسئله ایله باغلی سابیق دؤولت موشاویری وفا قولی زاده ایله صحبت ائدیب:
سوال: روسیانین واسطهچیلیگی ایله آذربایجان و ائرمنیستان پرئزیدئنتلرینین گؤروشمهسینه حاضردا احتیاج وارمی؟
جاواب: من حساب ائدیرم کی، روسیا تامامیله غئیری-صمیمیدیر. چونکی گورجوستانا هوجوم ائدندن سونرا دونیایا مئساژ گؤندریر کی، من صولح پرور دؤولتم و مینسک قروپونون عضوو کیمی، فعالیتیمی داوام ائتدیریرم و صولح آختاریشیندایام. اما اصلینده بو، روسیانین اؤزونون یانلیش ایمیجیدیر. چونکی قاراباغی ایشغال ائدن اصلینده روسیا اولوب. ائرمنیستانین اؤزو ده حاضردا تامامیله ایشغال آلتیندادیر. اورادا یئرلشن بازالارین هامیسی ائرمنیستانا توشلانیب کی، ایروان صولحه دوغرو آددیم آتماسین. یعنی همیشه صولح یاخین یاخین اولاندا، روسیا اونا ضربه ائندیریب. ایندیکی شرایطده ایسه روسیا یالنیز اؤزونو صولح پرور کیمی نوماییش ائتدیرمک ایستهییر. اونا گؤره پرئزیدئنتلری موسکوایا دعوت ائدیر و گؤروش تشکیل ائتمک ایستهییر. حساب ائدیرم کی، بو گؤروشون هئچ یئری دئییل. قوی روسیا اولجه گورجوستانا قارشی گؤتوردوگو بوتون عؤهدهلیکلرینین یئرینه یئتیرسین: گورجوستان برپا اولونسون. اگر روسیا داغلیق قاراباغدا صولح ایستییرسه، بونو آشاغیداکی فورمادا ایستهییر: ائرمنی قوشونلارینین عوضینه بؤلگهیه صولح مراملی قوشونلار آدی ایله روس ایشغالچیلاری یئرلشدیریلسین. یعنی، آذربایجان تورپاقلاری یئنه ده تک باشینا روسیا قوشونلارینین ایشغالی آلتیندا اولسون. روسیا آذربایجاندان پای آلماسا، هئچ واخت بو مسئلهیه کؤمک ائتمز.
سوال: بیر نئچه گون اول آبش رسمیسی دانیئل فرید ده قاراباغ موناقیشهسینین بو ایلین سونونا قدر حللینین مومکونلوگونو بیان ائدیب. واشینقتونلا موسکوانین سون سعیلری آراسیندا کووردیناسیا وارمی؟
جاواب: دانیئل فریدین تکرار ائتدیگی مسئلهلر تزه دئیل. او، بیر داها بیلدیردی کی ائرمنیستانلا آذربایجان چتیم قرارلارا حاضر اولمالیدیر. بونلاری ایستیوئن منن ده دئییب، اوندان اول ده دئییبلر. مئدوئدئو ده ائله بونلاری تکرار ائدیر. ایندیکی شرایطده روسیانین باشی بحرانا، آمئریکانین باشی ایسه سئچکییه قاریشیب. اونا گؤره ده، بیز آمئیرکاداکی سئچکیلری گؤزلملییک. اورادا حاکمیته کیمین گلمهسیندن آسیلی اولمایاراق، آدمینیستراسیا دییشجک. بیز اونلارلا علاقه قورمالی، پروبلئملریمیزی ایضاح ائتملییک. اوندان سونرا مسئلهنین حللینه یاخینلاشا بیلریک.
سوال: دئمهلی، حساب ائدیرسینیز کی، آذربایجان موسکوا گؤروشونه قاتیلمامالیدیر؟
جاواب: گؤرونور، آذربایجان پرئزیدئنتی موسکوا گؤروشونه قاتیلماق ایستمیردی. لاکین بو گون مئدوئدئو تئلئفونلا زنگ ائتدی و چوخ تأکیدله خواحیش ائتدی. یقین کی هر حالدا، بوندان سونرا آذربایجان پرئزیدئنتی راضیلیق وئرهر. اما هئچ نیین دالینجا نه قدر گئتمک اولار؟ موسکوادا، سانکت-پئتئربورقدا نه قدر گؤروش کئچیریلیب. نتیجهده اورتالیغا هئچ بیر شئی قویولمادی. منجه، بورادا بیر بالاجا فاسیله وئرمک لازیمدیر...
آمرکانین سسی
حمایت دبیر کل سازمان ملل از مبارزات مدنی اذربایجان جنوبی
دبیر کل سازمان ملل متحد با ابراز نگرانی از وضعیت اقلیتها در ایران از نقض حقوق اقلیت بهایی و برگزاری دادگاههای نا عادلانه و نقض حق مالکیت انها و همچنین نقض حق تحصیل خواستار رعایت حقوق این جامعه اقلیتی در ایران گردید.
بان کی مون با بیان لزوم اصلاحات اساسی در ایران از نقض حقوق اهالی اذربایجان به عنوان بزرگترین اقلیت ملی ابراز نگرانی نموده و افزود: فعالان ملی اذربایجان بدلیل مطالبه حقوق ملی از جمله حق تحصیل به زبان مادری و برگزاری جشنهای فرهنگی و تاریخی زندانی گردیده و تحت تعقیب قرار میگیرند. سازمانهای حقوق بشری بین المللی این بازداشتها را محکوم و دستگیر شدگان را زندانیان وجدان قلمداد میکند.
با وجود گذشت ۱۶ روز از بازداشت صمد مولاقلی هنوز خبر مشخصی از وی در دست نیست 
بابکین ایتگین عسگرلری(تبریز): براساس گزارشات رسیده از تبریز، "صمد مولاقلی" ۲۳ ساله، دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه آزاد شبستر و از فعالین هویت طلب آذربایجانی ، از روز دوشنبه ۱۵ مهر حوالی ظهر، در منزل پدری خود توسط ماموران امنیتی دستگیر شده و تا کنون تنها یک تماس کوتاه تلفنی با خانواده اش را داشته است.
نیروهای امنیتی هنگام بازداشت ضمن تفتیش خانه، کامپیوتر، کتابها و دیگر اشیای شخصی وی را نیز با خود بردند.
لازم به ذکر است نامبرده، چند ماه پیش یعنی در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ نیز در آستانه دومین سالگرد اعتراضات خرداد ۸۵ آذربایجان دستگیر شده و مدت چند روز در بازداشت موقت به سر برده و سپس با قرار وثیقه آزاد شده بود.
دهكده جهانى و زبان فارسى
از سرى "موقعيت و آينده زبان فارسى در كشور"
برخى از دوستان و خوانندگان بين رسمى و دولتى شدن و رفع ممنوعيت موجود از زبان و فرهنگهاى اكثريت مردم ايران از سويى و روند جهانى شدن از سوى ديگر ضديتى مىبينند. به عبارت ديگر روند جهانى شدن را منوط به سلطه و حاكميت انحصارى زبان٫ فرهنگ و قوم فارس بر كشور ايران مىدانند. نوشته حاضر جمع بندى و بازنويسى نظرات چندى است كه در اين باره پيشتر خطاب به اين دوستان و خوانندگان به مناسبتهاى گوناگون نوشته بودم و در آنها اصرار بر حاكميت انحصارى زبان و فرهنگ فارسى بر مردم و ملل ايران و يكرنگ سازى زبانى و فرهنگى را دشمنى با فرايند جهانى شدن و روند دمكراتيزاسيون ايران دانسته همچنين اين سوال را مطرح كرده بودم: چه كسى گفته است كه جهانى شدن و دهكده جهانى حكما و منحصرا با زبان و فرهنگ فارسى دست يافتنى است؟
چيزهايى در حال تغييراند
خريطه نى بؤيوك اؤلچولرده گؤره بيلمك اوچون٬ اوزه رينه تيخلايينּ
اتفاقاتى در دنيا روى مىدهند٫ در منطقه و كشورهاى اطراف چيزهايى در حال تغييراند. زيرا آنانكه موظف به آموختن از تاريخ اند٫ درسهاى لازمه را فراگرفته اند. افزون بر آن فرايند جهانى شدن در اقتصاد و ارتباطات و انتگراسيون بين ملتها٫ مرزهاى مصنوعى خارج و داخل كشورى را بىمعنى نموده است. در منطقه ما همه به آرامى و بى انقطاع٫ با بهت و حيرت ٫ با آنچه كه در جهان و همسايگان روى ميدهد و با حق و حقوق خود كه ديرزمانى است از آن محروم نگاه داشته شده اند آگاهتر و آشناتر مىشوند. خطوط قرمز سابق در حال پاك شدنند. به جاى كشيدن خطوط قرمز تازه اى كه بىشك سريعتر از قبلىها پاك خواهند شد ٫ آيا بهتر نيست با اتخاذ سياستهاى پراگماتيك ترى به واقعيت چندمليتى بودن كشور ايران و شرايط و الزامات جديد جهانى گردن نهاد؟ به گمانم در مواجه با وضعيت جديد جهانى و منطقه اى مىبايست در ايران نيز سياست جديدى در رابطه با مليت ترك و عموما سياست نوى در رابطه با مساله مليتهاى ايرانى غيرفارس بنيان گزارده شده٫ به تبييبن جايگاهى معقول و متناسب براى مليت فارس و زبان و فرهنگش در اين سيستم آغاز و تدابيرى جدى و عاجل براى مهار افزون خواهىهاى افراطيون منسوب به اين عنصر قومى كه در بسيارى از مراكز تصميمگيرى فرهنگى و آموزشى و تحقيقاتى كشور لانه كرده اند اتخاذ شود. از جمله مىبايست چهارچوب حقوق خلق فارس به عنوان يكى از ملتهاى برابر حقوق تشكيل دهنده ايران و موقعيت متساوى زبان و فرهنگ و قوم فارسى با ديگر زبانها و مليتهاى ايرانى صريحا و بدون ابهام در قانون اساسى ذكر شود.
دوران گفتمان ها و روشهاى كهنه به سر آمده است. ديگر نمىتوان از "ملت" هاى ايرانى به نام "قوم" ياد كرد٫ و زبان و فرهنگ و مدنيتشان بويژه تركى را "محلى" نماياند. ديگر نمىتوان "اقليت" را اكثريت٫ "اكثريت" را اقليت٫ زبان "سراسرى" را محلى و زبان "محلى" را سراسرى٫ زبان "تحميلى" را طبيعى و زبان "طبيعى" را تحميلى نماياند. (اگر قرار باشد از زبانى تحميلى در ايران سخن راند٫ بى شك اين زبان٫ زبان تركى -كه هيچ دليل و شاهدى بر تحميل سازمان يافته و اجبار دولتى آن در هيچ برهه از تاريخ ايران وجود ندارد- نخواهد بود. اما به راحتى مىتوان صفت تحميلى را براى زبان فارسى - كه مليتهاى ايرانى اجبار و تحميل آنرا در يكصد سال اخير به عينه شاهد بوده و با گوشت و پوست خود حس مىنمايند بكار برد). ديگر نمىتوان زبان و فرهنگ و مدنيت قوم اقليت فارس را به عنوان زبان و فرهنگ و مدنيت "ملى" ايرانى به مليتهاى غيرفارس ايران تحميل نمود٫ ديگر نمىتوان و نبايد به هيچ بهانه اى مليتهاى ايرانى را از اداره امور فرهنگى و سياسى و اقتصادى خود٫ از كاربرد و حفظ و شناسايى و توسعه زبان و فرهنگ مليشان محروم نگه داشت. ديگر نمىبايد اكثريت مردم ايران و در راسشان ملت ترك را به بهانه هاى تماميت ارضى٫ امنيت كشور٫ وحدت ملى و برادرى اسلامى .... اما در واقع صرفا در راستاى قوميتگرايى افراطى فارسى٫ از وقوف به حقوق ملىشان و دستيابى به آنها محروم نمود. ديگر آموزش اجبارى زبان فارسى به كودكان و نوجوانان و زنان و بزرگسالان و طوائف ترك در سراسر ايران٫ در آذربايجان٫ در مركز ايران٫ در جنوب ايران٫ در شمال شرق كشور٫ آنهم در حاليكه اين ملت و اين مردم و اين شهروندان از آموختن و آشنايى با زبان٫ فرهنگ تركى و تاريخ ملى خود محروم نگه داشته شده اند٫ نمىتواند ادامه يابد و مىبايست كه اين كار غير اخلاقى و فاقد مشروعيت در سراسر كشور متوقف شود.
جهانى شدن يعنى چندگانگى٫ جهانى شدن يعنى رنگارنگى٫ جهانىشدن يعنى ديگرپذيرى
شرط لازم براى همگامى با جهان معاصر و دهكده جهانى پايان دادن به انحصار يك زبان و يك فرهنگ اجبارى در كشورى مانند ايران است. با ممنوع اعلام كردن زبان و فرهنگ ملل ايرانى و اعمال زور در جايگزين ساختن زبان و فرهنگ فارسى٫ باغ رنگارنگ زبانى٫ فرهنگى و ملى ايران به سرعت در حال از بين رفتن و تبديل شدن به خشكزار يكرنگ فارسى است. من قويا اعتقاد دارم كه وضعيت زبانى٫ فرهنگى و ملى حاضر ايران٫ يعنى سلطه انحصارى فارسى در تناقض ريشه اى با جهانى شدن و مدنيت است. با حاكميت انحصارى زبان و فرهنگ فارسى در ايران نه جهانى شدن ممكن است نه معاصر شدن. اگر همچو چيزى ممكن مىبود پس از هشتاد سياست رسمى و دولتى فارس سازى و انكار و تضعيف زبان و فرهنگهاى مليتهاى غيرفارس الان ايران سال مىبايست متمدنترين و جهانىترين كشور دنيا مىشد٫ در حاليكه وضع كاملا بر عكس اين است. اجماع بين المللى اى - از نهادهاى بين المللى فرهنگى مانند يونسكو تا تشكيلات حقوق بشرى و سياسى جهانى مثل سازمان ملل و اتحاديه اروپا و.... – وجود دارد كه پيش شرط مدنيت٫ دمكراسى٫ تلرانس و آنچه كه جهانى شدن ناميده شده است را در احترام به زبانها و فرهنگها و گروههاى قومى و اعتقادى مختلف مىداند و اين حتما و قبل از همه از داخل كشور آغاز مىگردد. مقدمه انديشيدن در باره ايران و جهان٫ انديشدن هر گروه ملى و زبانى و فرهنگى و اعتقادى و اجتماعى پيشتر در باره گروه خود٫ شناختن تاريخ و حقوق خود٫ بازگشت به خويشتن و رنسانس فرهنگى است. نمىتوان انتظار داشت كه جامعه ايرانى در حاليكه تركهاى ايران يعنى اكثريت مردم به زبان و فرهنگ و تاريخ خود پشت كرده اند و مشغول به دغدغه هاى زبانى و فرهنگى و سياسى قوم همسايه مانند فارس و يا عرب اند قدمى در راه تمدن بتواند بردارد٫ همانطور كه نتوانسته است. در كشورى كه مردم آن٫ آنهم اكثريت مردم حتى روشنفكران و قلم بدستانشان از خواندن و نوشتن به زبانهاى ملى و مادرى خود محرومند غير از عقب ماندگى٫ خشونت٫ باستان گرايى و انزوا ٫ يعنى حال و روز ما نمىتوان انتظارى داشت.
سلطه انحصارى زبان فارسى بر ايران٫ سد راه روند جهانى شدن
اين ادعاى مطرح شده از سوى برخى از قوميتگرايان و ناسيوناليستهاى افراطى فارس مبنى بر اينكه زبان فارسي بهترين و كم هزينه ترين گزينش براي پيشروي بسوي دهكده جهاني در ايران است٫ از بنيان نادرست است. نه تنها تناظرى بين اين دو وجود ندارد به عكس٫ حاكميت انحصارى زبان و فرهنگ و قوم فارس بر ايران-تجربه اى كه در سده اخير آنرا تجربه مىكنيم- در تضاد كامل با جهانى شدن و حركت به سوى دهكده جهانى است و حتى يكى از عوامل عمده دور شدن و تجريد ايران از جهان معاصر و مدنى در سده اخير به شمار مىرود. در حاليكه در شرايط فعلى ايران و منطقه و جهان٫ زبان تركى- زبان اكثريت مردم ايران- به شرحى كه خواه آمد براى نزديكى به دهكده جهانى به مراتب كارآتر و مناسبتر از فارسى است٫ زبان فارسى بدترين گزينه ممكن براى پيشروى بسوى دهكده جهانى است:
1- در منطقه ما٫ تعداد متكلمين زبان تركى (آذرى و استانبولى) به تنهايى بيش از دو برابر كل متكلمين زبان فارسى (+تاجيكها+دريها) است. در سال ٢٠٠٠زبان تركى ]سه لهجه عمده آن: توركجه (تركيه)٫ تركى آذرى و تركمنى[ زبان اقلا ٩٨ ميليون نفر در خاورميانه٫ قفقاز٫ آسياى ميانه و شبه جزيره بالكان-اروپا بوده است. در همين سال زبان فارسى ]سه لهجه عمده آن: فارسى (ايران)٫ درى (افغانستان) و تاجيكى[ زبان تقريبا ٤٠ چهل ميليون نفر در خاورميانه و آسياى ميانه٫ آنهم فقط در ايران و افغانستان و تاجيكستان بوده است.
2-در سطح جهانى شمار كل متكلمين به يكى از زبانهاى خانواده زبانهاى تركى حداقل يك و نيم برابر تعداد متكلمين به يكى از زبانهاى خانواده زبانهاى ايرانى است. بنا به لينگواسفر در حاليكه در سال ٢٠٠٠ گويشهاى عمده خانواده زبانهاى تركى٫ زبان تقريبا ١٢٥ (يك صد و بيست و پنج ) ميليون نفر در آسيا و اروپا بوده است٫ گويشهاى عمده خانواده زبانهاى ايرانى زبان تقريبا ٨٠ (هشتاد) ميليون نفر آنهم فقط در آسيا بوده است.
3-در منطقه٫ زبان فارسى زبان دوم فقط ايران و كشور همسايه افغانستان است در حاليكه زبان تركى زبان اول تركيه٫ آذربايجان٫ ايران و تركمنستان (تركى آذرى در آذربايجان و ايران٫ تركى آناتولى در تركيه٫ تركى تركمنى در تركمنستان) و قزاقستان (اين آخرى همسايه دريايى) ٫ زبان دوم ارمنستان و زبان سوم دو كشور همسايه عراق و افغانستان (تركى آذرى در عراق٫ تركى ازبكى در افغانستان) است. انتخاب زبان تركى به عنوان يكى از زبانهاى دولتى براى دولت ايران و زبان مشترك براى مردم ايران باعث نزديكى ملتها و كشورهاى ايران٫ تركيه٫ آذربايجان٫ عراق و افغانستان٫ انتخاب زبان فارسى باعت نزديكى با تنها يك كشور همسايه افغانستان مىشود.
به عبارت ديگر از او زبان بومى ايران تركى و فارسى٫ در حاليكه زبان بومى تركى امكان ارتباط قشر وسيعى از ايرانيان با تعدا قابل توجهى از ملل و كشورهاى همسايه و جهان را فراهم مىكند (اين يعنى جهانى بودن٫ اين يعنى كمك به روند جهانى شدن)٫ زبان بومى فارسى از همچو امكان و قابليتى محروم است.
4- دو تركى آذربايجانى و استانبولى از زبانهاى رسمى پارلمان اروپا (با عضويت تركيه و آذربايجان در اين پارلمان) هستند. زبان تركى در آينده نزديك احتمالا با عضويت تركيه و قبرس در اتحاديه اروپا يكى از زبانهاى اتحاديه اروپا نيز خواهد بود. همچنين زبان تركى زبان شش دولت عضو كنفرانس اسلامى (تركيه٫ آذربايجان٫ تركمنستان٫ قيرقيزستان٫ قزاقستان و ازبكستان) است٫ در حاليكه فارسى-تاجيكى زبان دولتى تنها دو كشور عضو (ايران و تاجيكستان) اين اتحاديه است. بنابراين دولتى شدن زبان تركى در ايران پيوندها٫ آشنايى و نزديكى مردم اين كشور را با هر دو گروه كشورهاى اروپايى و اسلامى تقويت خواهد نمود. علاوه بر آن زبان تركى اين كشورها با خط لاتين نوشته مىشود كه عامل مهم ديگرى در تسهيل نزديكى با فرهنگ سياسى اروپا و مدرنيته بشمار مىرود. فارسى (هر سه لهجه آن) به خط عربى نوشته مىشود. سهولت و گستردگى كاربرد زبان تركى و خط لاتين آن در عرصه هاى ادبيات مكتوب٫ راديو ، كانالهای تلويزيونی ، كانالهای ماهواره ای ٫تكنولوژى كامپيوترى و اينترنت برتريت و مزيت بارزى بر زبان فارسى و خط عربى اش دارد.
مساله اين است: دهكده جهانى؟ يا روستاى فارسى؟
عده اى از قوميتگرايان افراطى فارس٫ با شعار طرفدارى از دهكده جهانى بر عليه رسميت يافتن زبانهاى ملى در ايران و دولتى شدن زبان تركى در اين كشور برخاسته اند. حال آنكه٫ آنچه اين هموطنان مدافع آنند دهكده فارسى است نه دهكده جهانى. آنهاييكه از آموزش اجبارى زبان و فرهنگ فارسى به تركها٫ در حاليكه كاربرد زبان مادري و ملى اكثريت مردم ايران در مدارس٫ ادارات٫ ارتش و مراكز و نهادهاى دولتى قدغن است دفاع مىكنند در عمل در حال تبديل كردن ايران به دهكده كوچك و منزوى فارسى اند (كه قسما موفق به تحقق آن هم شده اند). آنهايى كه فكر و ذكرشان دهكده فارسى است مانع اصلى پيوستن مردم ايران به كاروان دهكده جهانىاند. در شرايطى كه مرزهاى جهانى در حال فرو ريختن است٫ تحميل زبان فارسى به مردم ايران به عنوان تنها زبان دولتى و تنها زبان رسمى٫ عملا ايجاد سدى در مقابل فرايند جهانى شدن و كشيدن ديوارى مرزى براى جداسازى مردم ايران از جهان مدرن و دمكرات و هم تبارانشان در كشورهاى همسايه است.
محروميت تركها- اكثريت جمعيت كشور- و ديگر مليتهاى ايرانى از تعليم و تعلم به زبانهاى ملى و مادريشان٫ معضلى بسيار بزرگ و از عوامل عمده عقب ماندگى عمومى جامعه ايرانى از جهان متمدن و معاصر است. با اينهمه محروم بودن فارسها از يادگيرى ديگر زبانها و آشنايى با فرهنگهاى ملى ايران و در نتيجه محدود ماندن فوق العاده دنياى ذهنى و كاناليزه و تنگ شدن افقشان نيز به همان اندازه معضلى بزرگ و از عوامل عقب نگهداشته شدن جامعه ايرانى است٫ بويژه با توجه به اين واقعيت كه اقتدار انحصارى سياسى و حاكميت دولتى در سده اخير در دست همين عنصر قومى فارس مىباشد. هر زبان دريچه اى است به دنيايى و در ايران اكثر تركها از دو دريچه به دو دنيا مىنگرند. ولى متاسفانه فارسها از اين نعمت محرومند و فقط محكوم به نگريستن از دريچه فارسى شده اند٫ كه آنهم تنها رو به افغانستان دارد. هر زبان معرف نگرش صاحبان آن زبان به دنيا و برداشتشان از دنيا٫ آيينه تمام نماى سطح رشد اجتماعى٫ فرهنگى ٫ سياسى و تكنولوژيك اجتماعى است كه در آن بكار مىرود و تناسب مستقيمى با آن دارد. زبان فارسى به عنوان زبان بومى تنها منعكس كننده حيات اجتماعى و سياسى و فرهنگى فارسستان٫ افغانستان و تاجيكستان است. (تصادفى نيست كه در بخش فارسى بىبى سى پيوندهاى افغانستان و تاجيكستان هم جا داده شده و اخبار و گزارشات ايندو كشور جاى ويژه اى دارند). شايد علت تنگ نظرى و محدود بودن افق ديد اكثر روشنفكران و سياسيون فارس در قرن بيستم هم نبود دريچه اى متفاوت براى نگريستن است. ازينروست كه در ايران مدنى٫ علاوه بر آنكه مليت هاى مختلف ايران حق دارند كه به زبان ملى خود آموزش ببينند و آنرا در ادارات و ارتش ٫ در عالىترين سطوح بكار برند. مىبايست كه با اتخاذ تدابيرى قانونى٫ فارسها مطلقا موظف به يادگيرى يكى از زبانهاى ملى ايران شوند.
محكوم كردن تركهاى ايران به زبان و فرهنگ فارسى محكوم كردن آنها به جهان و ذهنيت فارسستان٫ افغانستان و تاجيكستان نيز هست و بستن دريچه تركى به رويشان بستن دريچه كشورهاى تركزبان مجاور از جمله تركيه و آذربايجان. دريچه اى كه از آن از جمله مىتوانند شاهد دو الگوى زير باشند:
-ادبيات و موسيقى مدرن تركى (تركيه و آذربايجان) دهها شخصيت مطرح جهانى (ناظم حكمت٫ ياشار كمال٫ عزيز نسين٫ اورهان پاموك٫ اورهان كمال....) دارد. موسيقى و ادبيات فارسى (فارسستان و افغانستان و تاجيكستان) حتى يك شخصيت معاصر مطرح جهانى ندارد. بسيارى از شخصيتهاى نسبتا شناخته شده فرهنگ و ادب ايرانى در خارج نيز به لحاظ مليت نه فارس بلكه تركند (تهمينه ميلانى٫ رضا براهنى٫ صمد بهرنگى٫ احمد شاملو٫ جعفر پناهى٫ غلامحسين ساعدى٫ رضا دقتى٫ شيرين عبادى.....).
-زبان و فرهنگ فارسى باعث عقب ماندگى و جداشدن بخصوص زنها از دنياى معاصر و دمكرات و مدرن شده است. بدون رشد موقعيت اجتماعى زنان سخن از رشد فرهنگى و سياسى جامعه و فرايند جهانى شدن نمودن عبث است. طبق يكى از آمارهاى موجود٫ نرخ باسوادى زنان تركى زبان چهار برابر بيش از باسوادى در ميان زنان ايرانى زبان است. نرخ باسوادى در تركى زبانان به طور متوسط ٨٧٫٥% ٫ زنان ٨٥% و مردان ٩٠% است. نرخ باسوادى در ايرانى زبانان به طور متوسط ٣٢٫٥% ٫ زنان ٢٠% و مردان ٤٥% است. درصد باسوادى فارسها مشخصا ۶۲.۵٪٫ ٫ زنها ۵۰٪ ٫ مردها ۷۵٪ است. در هيچكدام از كشورهايى كه زبان فارسى زبان دولتى و رسمى شان مىباشد (ايران٫ افغانستان٫ تاجيكستان) نمىتوان از برابرى كامل حقوقى و اجتماعى زنان با مردان سخن راند. از سوى ديگر در جهان اسلامى كشورهاى تركىزبان جوامعى اند كه استاندارد قابل قبولى از برابرى زنان و مردان را بدست آورده اند. به عنوان مثال فرهنگ و همچنين آموزش سنتي فرهنگ در كشور آذربايجان٫ بر خلاف ايران بيشتر مربوط به حوزة زنان ميگردد. اكثريت كارمندان كتابخانه ها، موزه ها، آرشيوها، مدارس موسيقي و تئاترهاي آذربايجان را زنان تشكيل ميدهند و بطور فعال در مديريتهاي فرهنگي كشور نقش ايفا ميكند. (اين كشور شاهد شكل گيرى جنبش گسترده زنان در سرتاسر جمهوري آذربايجان٫ تأسيس سازمانهاي متعدد تخصصي در حوزة فرهنگ زنان آذربايجاني نظير سازمان موسيقي زنان و سازمان زنان خلاق كشور و چاپ گسرده مجلات فرهنگي و اجتماعي براي زنان است).
كژراه اى كه در آنيم
كاربرد رسمى و آموزش انحصارى-اجبارى زبان فارسى مانع متمدن شدن٫ بسط دمكراسى در ايران و يكى از عمده ترين عوامل عقب ماندگى٫ پسرفتگى و جداشدن ايران از دنياى معاصر است. دكتر رضا براهنى انديشمند فرهيخته٫ نويسنده بزرگ ترك و رئيس انجمن قلم كانادا٫ مىگويد كه "علت عقب ماندگى فرهنگى و روشنفكرى ايرانيان در سده اخير اين است كه آنها را از زبانهاى ملى و مادرى خود محروم كرده اند". نيك مىدانيم كه نزديك به تمام جنبشهاى سياسى و جريانات فكرى تجددگرا و حركات ترقى خواه سده اخير در اين كشور ٫ از مفاهيم وطن و جمهوريت تا آرمانهاى آزادى زنان و عدالت اجتماعى ٫ از پروتستانيسم اسلامى و سوسياليسم تا مبارزه ملى كردن نفت و حركت كارگرى٫ به واسطه فعالين سياسى و اجتماعى و روشنفكران و نخبگان تركهاى ايران٫ يعنى آنانىكه از يك طرف با زبان و فرهنگ تركى تغذيه مىشدند و از طرف ديگر از قفقاز و عثمانى ترك الهام مىگرفتند٫ آغاز شده است.
انقلاب مشروطيت ايران تنها يكى از كلاسيك ترين اين نمونه هاست. اين انقلاب تماما كپى و انتقال رويدادهاى امپراتورى عثمانى و قفقاز ترك –استانبول و باكو- در آذربايجان ايران-تبريز و سپس ايران توسط شخصيتهاى ترك و نهادهاى آذربايجانى است (سيد جمال الدين اسدآبادى٫ ميرزا فتحعلي آخوندزاده٫ عبدالرحيم طاليبوف٫ ميرزاجليل٫ حيدرعموغلو٫ رسول زاده٫ رفعت٫ دهخدا٫ مجله ملانصرالدين٫ انجمن سعادت و مجله اختر در استانبول ٫ .... ). آذربايجان ايران علاوه بر عينيت زبانى و فرهنگى و تبارى٫ به لحاظ سياسى و اقتصادى هم ادامه طبيعى قفقاز و آناتولى در ايران بوده و است. بسيارى از نخبگان٫ پيشگامان و روزنامه نگاران ايرانى ترك و غير ترك عصر مشروطه و قبل از آن به زبان تركى ادبى و نوشتارى آشنا و يا مسلط بودند و میتوانستند مستقيما به نظريه ها و تئوریهای علمی دنيا كه در مطبوعات و محيط سياسى و روشنفكرى قفقاز و عثمانى ترك عينا و پيشتر از ايران مطرح بود دست يابند. حتى اكثر آنها بخشى از حيات سياسى و اجتماعى و فكرى خود را در قفقاز و عثمانى ترك گذارانده بودند و اول بار در آن ديار با دنيای جديد و مدرنيته آشنا شده بودند و اين باعث گرديده بود كه بتوانند بالذات كشور خود و جايگاه انسان ايرانی را با موقعيت انسانهای ديگر و كشورهايى با شرايط مشابه كه گامهاى بسيارى جلوتر از ايران بودند مقايسه كنند و بدانند كه جامعه ايرانى چه مسيرى را و چگونه مىبايست طى كند و در مسير راه چه موانع و مشكلاتى٫ چه راه حلهايى وجود دارد.
ولی امروز با متروك ساختن تركى٫ دروازه مدرنيته و معاصر شدن٫ ترقىخواهى و اصلاحات به روى مردم ايران بسته شده است. اكنون نه تنها فارسها بلكه تركهاى ايران نيز از خواندن و استفاده از متون و نشريات كاغذى و اينترنتى تركى عاجز و از تجربه آموزى از جوامعى كه ايران باتاخير فاز در راه پيموده شده توسط آنان در حال راهپيمايى است محروم شده اند. سيستم دولتى و سياستهاى كلان فرهنگى و آموزشى و دانشگاهى هم اين فاصله ها را تشديد مىكند. در نتيجه ، بسيارى از نخبگان فارس و ايرانى در حاليكه در عالم تخيل خود را بهترين ها میدانند و با جوامع و كشورهاى ليگ اول٫ سوئيس و ژاپن و آلمان مقايسه مىكنند٫ در آرزوى مدلبردارى و جهش يك شبه به سطح توسعه و رشد اجتماعى و سياسى آنهايند. (بدون طى مراحل ميانىمثل آذربايجان و تركيه كه ديگر بر خلاف دوران مشروطيت ناتوان از برقرارساختن ارتباط و تجربه آموزى از آنهايند ). نتيجه حاصله: تجريد از مدنيت معاصر٫ پسرفت مدام در كجراه استبداد٫ بنيادگرايى٫ خشونت طلبى و .....
سرحدات تاريخي آذربایجان و اسنادی ازقدمت حضور ترکان در آن مملكت
میراسماعیل سید موسوی
توجه… در اين نقشه نادرست بخشي از اراضي تاريخي آذربايجان جنوبي كه در داخل اراضي استانهاي جديد التاسيس و غير تاريخي مركزي٬ كردستان٬ كرمانشاهان٬ تهران و قم قرار دارد منظور نشده
مدخل:
در سالهای اخیر به دلایل عدیده ا یی ، تلاش می شود تا حدود تاریخی آذربایجان محدود به سرحدات استانهای كنوني آذربایجان ایران نشان داده شود. بی تردید سرحدات آذربایجان در طول تاریخ به تعبیر‹ریچارد فرای› متغیر بوده است .لیکن طراحان این تبليغات آماج وآمال سیاسی خطرناكي را دنبال می کنند و نه ایضاح حقایق تاریخی.در اینجا چند نمونه ازاسناد تاریخی را که ناقض تحريفات و تبليغات این قبیل افراد است . حضور خوانندگان محترم تقديم مي كنيم. اما قبل از آن اشاره به چند نکته ضروری است:
اولا. آنچه در اینجا ذکر می شود، فقط نمونه است و در لابلای مطالعات غیرتاریخی و حسب اتفاق رویت شده اند و لذا محققین حرفه یی به اسناد و مدارک متنوع تری خواهند رسید.
ثانیا. اساتیدوعلمای محترم سابقا به کار مشابهی دست زده اند(مرحوم تیمور پیرهاشمی در مقاله اران ولایتیست از آذربایجان” در نشریه وارلیق ؛ پرفسور جواد هیئت در همان نشریه ؛پرفسور محمدزاده صدیق در نشریه نوید آذربایجان و مقالات محقق محترم صمد سرداری نیا و مقالات پراکنده دیگر که امید است محققان به جمع آوری آنها اقدام کنند )در این وجیزه سعی بر عدم نقل منقولات مقالات سابق است .
ثالثا. مؤلف این سطور هیچ غرضی غیر از ایضاح علمی ندارد و این سطور به معنای طرد یا قبول نظر سیاسی نیست .
رابعا.اکثر این منابع توسط افراد ناسیونالیست ضد ترک منتشر شده اند .
برخي از اسناد حدود تاريخي سرزمين وسيع آذربایجان
"İranın tarixi atlasında Azərbaycan adlı ölkə yoxur
"Tariximizi doğru-düzgün, ilk mənbələrə əsaslanaraq araşdırmalıyıq. Bu kiminsə xoşuna gəlmirsə, bu onun öz problemidir"
"Ərəb xilafətinin süqutundan sonra Cənubi Qafqaz və Yaxın Orta Şərq regionunda Azərbaycan dövlətləri hökmranlıq ediblər...
Elman Cəfərlinin Müsahibəsi Milli Elmlər Akademiyasının Tarix İnstitutunun direktoru, tarix elmləri doktoru, Yaqub Mahmudov ilə
کلیک کنید:
در صورت نیاز استفاده کنید فیلتر شکن
تاريخ فشرده پرچم آزربايجان جنوبي در سده بيستم
عصيان « زينب پاشا» عيار آذربايجان
عبدالحسين ناهيدی آذر
در تاريخ پرفراز و نشيب ما، زنانی نيز بوده اند که برای بهبود وضع اسف بار اجتماعی خود و همنوعانشان، مبارزه کرده اند. آنان به فراست دريافته بودند که رهايی زنان از ستم چند لايه زمانه، تنها از خودشان ساخته است. اغلب اين زنان را زنان طبقه اشراف و ممتاز تشکيل مي دادند ولی زينب پاشا از معدود زنان انگشت شماری است که طبقه پايين اجتماعی، عليه نظام ستمگر زمانه خود سر به عصيان برداشت. لکن پيکار او مانند ديگر پيکارگران زن ايرانی، ناشناخته باقی مانده بود و جسته و گريخته از آن زير عناوين «کيد زنان»، «مکر زنان» در تاريخ مذکر نام برده می شد. تا اينکه در سال 1360 شمسی اين افتخار را پيدا کردم که شرح مبارزات اين زن عيار و مبارز را برای نخستين بار در کتاب «زنان ايران در جنبش مشروطه» گرد آورم.
زينب پيشتاز بيداری زن قرنها ستمديده ايرانی است. وی تقريباَ 110 سال پيش مهر سکوت تاريخ را از لب برمی دارد، زنجير سنن و قوانين فئودالی را می گسلد و برای نخستين بار د ر تاريخ با چهل نفر از زنان قهرمان تبريز عليه ستم، ستم پيشگان داخلی و استعمار گران خارجی و به موازات آن عليه نابرابریهای جنسی به جنگ مسلحانه دست می زنند. زينب معروف به « بی بی پاشا»، « زينب باجی»، « ده باشی زينب»، «زينب پاشا» در يکی از محلات قديم تبريز- عمو زين الدين، در يک خانواده روستائی به دنيا آمده است. پدرش شيخ سليمان، دهقان بی چيزی بوده که مانند ديگر روستائيان بسختی روزگار می گذرانيده. از زندگی زينب پيش از واقعه رژی، بيش از اين اطلاعاتی در دست نيست. همانطور که از زندگی افسانه آميز ديگر عياران بنام اين عصر، حلاج اوغلی، حاج اللهيار، چيز زيادی نمی دانيم. آنچه که مسلم است زينب در رنج و محنت بزرگ شده و سالها به علل شوربختی خود و مردم زجر کشيده اش فکر کرده و از تجارب غنی قرنها مبارزه مردمش، ساده و بیواسطه، مانند بابک، کوراوغلی، قاچاق نبی و ... درس آموخته است.
کند. « انگليسيان به ايران آمده، مانند دولتی که ايران را فتح کرده باشند به تمام بلاد ماُمور می فرستند.(1) امتياز رژی کاسه صبر مردم را لبريز می کند. تبريز نخستين شهری است که عکس العمل تندی نشلن مي دهد و پرچم مخالفت را بلند مي کند. بازا اين شهر به علامت اعتراض بسته می شود و متجاوز از بيست هزار نفر مسلح می شوند.»(2) و به شاه تلگراف می کنند که به هيچ وجه زير بار اين قرارداد نخواهند رفت. پس از چند روزی که از بسته شدن بازار می گذرد، ماُموران دولتی بزور ارعاب و تهديد و وعده و وعيد بازاريان را مجبور به باز کردن بازار می کنند لکن چند ساعتی از باز شدن بازار نگذشته بود که « دسته ای از زنان مسلح با چادر نمازی که گوشه های آن را به کمر بسته بودند، در بازار ظاهر می شوند و دست به اسلحه می برند و بازار را مجبوراَ می بندند.»(3) و سپس بسرعت در کوچه پس کوچه ها از نظرها پنهان می شوند. رهبری اين زنان را زينب به عهده داشت. ماُمورين دولتی بارها سعی در باز کردن بازار می کنند ولی گروه زينب هربار با اسلحه گرم و سنگ و چماق به بازار می ريزند و رشته های دولتيان را پنبه می کنند. ميرزا فرخ يکی از شعرای معاصر زينب که خود شاهد مبارزات زينب و ياران او بوده، در اين باره شعری دارد که آن روزها ورد زبان مردم تبريز بوده است:
فارسستان در يك نگاه
مئهران باهارلي
بخش اول: فارسستان در يك نگاه
مملكت فارسستان و يا فارسستان ائتنيك منطقه سكونت پيوسته فارسزبانها در ايران است. اين منطقه به تقريب به جز شمال، غرب و جنوب شرقي ايران نواحي باقيمانده شرقي، مركزي و جنوبي آنرا در بر مي گيرد. فارسستان ائتنيك حدود ٥٠ درصد از كل مساحت ايران و حدود ٣٠ در صد از كل جمعيت آنرا تشكيل مي دهد. ٦٥ تا ٧٥ درصد از جمعيت فارسستان را فارس زبانان تشكيل مي دهند. مملكت فارسستان از استانهاي سمنان، خراسان جنوبي، يزد، كرمان و بخشهائي از استانهاي اصفهان، فارس، تهران، قم، خراسان رضوي و مركزي تشكيل مي شود. در اينجا تاكيد بر كلمه "بخشهائي" ضروري است زيرا قسمت عمده اي از استانهاي تهران، قم و مركزي جزئي از آزربايجان، بخشي از خراسان رضوي جزئي از افشار يورد و بخشهائي از استانهاي اصفهان و فارس جزئي از قاشقاي يورد و لرستان ائتنيك اند. فارسستان با داشتن تراكم جمعيتي كمتر از ٢٠ نفر در كيلومتر مربع، پس از بلوچستان و لارستان، داراي كمترين تراكم جمعيتي در ميان ممالك و يا مناطق ملي ايران است (مقايسه كنيد با مازندران ائتنيك با تراكم جمعيتي ٢٣٠ نفر در كيلومتر مربع، آزربايجان ائتنيك داراي تراكم جمعيتي بيش از ٧٠ نفر در كيلومتر مربع و كردستان ائتنيك با تراكم جمعيتي ٤٠ نفر در كيلومتر مربع). برخي از شهرهاي فارسستان ائتنيك عبارتند از: دماوند، محلات، دليجان، خمين، مشهد، قائنات، سبزوار، تربت حيدريه، نيشابور، تربت جام، فردوس، طبس، تايباد، اصفهان، شهرضا، نجف آباد، گلپايگان، خوانسار، كاشان، نائين، اردستان، نطنز، شيراز، كرمان، جيرفت، رفسنجان، بم، بافت، بندرعباس، يزد، سمنان، دامغان، گرمسار (قشلاق)،...
بیر گوزل فیلتر سیندران
http://www.findit.webs-best.co.uk/proxy
مرگ بر شوونیزم فارس
»»»آقاى احمدى نژاد، دانشجويان آذربايجان به شما و سفر شما به
آذربايجان "نه" مى گويند!!!
بابکین ایتگین عسگرلری(تبریز):
ملت غیرتمند و با شرافت آذربایجان نه کوبنده ای را تقدیم احمدی نژاد خواهند کرد!!!!!
“Türk birliyi bizim xalqların yeganə nicat yoludur”
DAK həmsədri Sabir Rüstəmxanlı: “Biz islami dəyərlərə söykənərək türklüyümüzü qorumalı və Avropanın əldə etdiyi nailiyyətlərə yiyələnməliyik”
“Media forum” oxucularının suallarını Dünya Azərbaycanlıları Konqresinin (DAK) həmsədri Sabir Rüstəmxanlı cavablandırır. ”Azərbaycan diasporu bu gün” mövzusunda keçirilən forum “İnam” Plüralizm Mərkəzinin Azərbaycan prezidenti yanında Qeyri-Hökumət Təşkilatlarına Dövlət Dəstəyi Şurasının maliyyə dəstəyi ilə gerçəkləşdirdiyi “Azərbaycançılıq məfkurəsi və onun dünya arenasında yeri” layihəsi əsasında baş tutub.
Vüsal Qurbanov, Çin, Renmin Universiteti: Sabir müəllim, sizin tez-tez Avropada və Amerikada dünya azərbaycanlarının forumlarını təşkil etməyiniz, azərbaycanlılarla görüşməyiniz bizləri çox sevindirir. Bəs nə üçün sizin qurumun və yaxud Xaricdə Yaşayan Azərbaycanlılarla İş üzrə Dövlət Komitəsinin Uzaq Şərqdə - Çin, Koreya, Yaponiyada fəaliyyəti nəzərə çarpmır? Çox istərdim ki, bu məsələyə aid fikir və planlarınızı bildirəsiniz. Yaxın müddətdə Uzaq Şərqdə yaşayıb fəaliyyət göstərən azərbaycanlıların qurultayını və ya yığıncağını təşkil etmək olarmı?
Cavab: Əzizim Vüsal, çox maraqlı və mühüm bir məsələyə toxunmusunuz. Söylədiyiniz ölkələrdə yaşayan azərbaycanlılar haqqında bilgilərimiz təəssüf ki, azdır. Eyni zamanda həmin ölkələrlə türklərin tarixən çox böyük əlaqələri olsa da, son əsrlərdə bu əlaqələr zəifləyib, mühacirət daha çox Avropa və Amerikaya istiqamətlənib. Sizin kimi gənclər söylədiyiniz ölkələrdəki soydaşlarımızın diaspor fəaliyyətinin güclənməsində və DAK-la onlar arasında əlaqələrin yaranmasında yardımçı olsanız, işimizə böyük köməklik göstərərsiniz. Təəssüf ki, bizim uyğur türkləri ilə əlaqələrimiz də başqa türk xalqlarına nisbətən zəifdir. Doğu Türküstan Türk Dünyasının çox mühüm ölkələrindən biridir. Biz DAK olaraq yaxın vaxtlarda bu bölgəyə səfər edəcəyik. Son vaxtlar Avstraliya qitəsində azərbaycanlıların diaspor fəaliyyəti güclənir. Dərnəkləri, ana dilində radioları var. 2009-cu ilin yazında ora səfərimiz nəzərdə tutulur. Adını çəkdiyimiz ölkələrdə Azərbaycan dərnəklərinin vəziyyəti barədə məlumatlarınız varsa, bizə bildirməyinizi xahiş edirəm. DAK-la bağlı məlumatları www.d-a-k.org saytından ala bilərsiniz.
Turan, Almaniya: Bizim diasporumuzda parçalanma tendensiyası birləşmə meylindən çoxdur. Bu bizdə birgə işləmək vərdişinin olmamasından irəli gəlir, yoxsa bir xalq kimi üz tutası ideologiyamız yoxdur?
Mənim Avropa azərbaycanlılarının durumundan məlumatım var, ABŞ və Kanadada necə qurulur diaspor işi? Oradan yenicə qayıtmısınız, diasporumuzu necə gördünüz?
Cavab: Tural bəy, sualınıza cavab verməzdən əvvəl diqqətinizi Azərbaycan diasporunun xüsusiyyətlərinə cəlb etmək istəyirəm. İnsanları köçə sürükləyən səbəblər min illər boyu az dəyişilib: müharibələr, siyasi təzyiqlər, sosial güvən axtarışları, daha rahat yaşamaq istəyi, işləmək, öz fiziki və intellektual imkanlarını reallaşdırmaq arzusu. Bu gün milyonlarla azərbaycanlının dünyanın onlarla ölkəsinə səpələnməsi də təxminən eyni səbəblərlə bağlıdır. Bizim param-parça olub dünyaya yayılmamızda Rusiyanın xüsusi “xidmətləri” olub və bunu xatırlamasaq, xaricdə yaşayan azərbaycanlıların indiki durumunu düzgün qiymətləndirə bilmərik. Bu il Azərbaycanı parçalayan Rusiya-İran müharibələrindən və müharibələrin sonunda Türkmənçay müqaviləsinin bağlanmasından 180 il keçir. Bütün bu 180 il boyunca xalq həmişə birləşməyə can atıb. Bu məqsədlə mübarizə aparıb və həmin mübarizələrdə yüz minlərlə oğlunu, qızını qurban verib. Əhalinin bir qismi də İrandakı etnik repressiyalardan qurtarmaq üçün xaricə üz tutub. Təkcə 20-ci yüzildə İranda Azərbaycan türkləri 3 dəfə milli azadlıq hərəkatına başlayıb və hər dəfə də Avropa ölkələrinin farspərəst mövqeyi, xəyanəti, beynəlxalq güclərin təsiri ilə bu inqilablar və qurulan müstəqil Azərbaycan dövlətləri öz qanında boğulub. Sovetlər Birliyi dağılandan sonra İrandan getmiş emiqrantlara indiki Azərbaycan Respublikasından, yəni Quzey Azərbaycandan gedən soydaşlarımız da qatıldı. Ötən yüz il boyunca, yəni 1905-ci ildən başlayaraq 1988-ci ilədək Ermənistandan qovulmuş milyon yarımdan artıq azərbaycanlının da böyük bir qismi xaricə üz tutdu. Bura Gürcüstandan köçən soydaşlarımızı da əlavə etsək, mühacir azərbaycanlıların necə fərqli mühitlərdən, fərqli sosial sistemlərdən qopub gəldiyi aydın olar. Ona görə də bəzən fikir ayrılıqlarına təbii baxmaq lazımdır. Miqrasiya işi böyük elmi və tarixi-psixoloji araşdırmalar tələb edir. Vətəndən qopmuş insanlar onlarca problemlə üz-üzədir. Yeni seçdikləri yerlərdə necə yaşasınlar? Ona müvəqqəti, yoxsa daimi məskunlaşma yeri kimi baxsınlar? Milli kimliklərini qorusunlar, yoxsa keçmişi unudaraq yeni mühitin axarına qoşulsunlar? Vətənlə əlaqə, vətəndaşlıq işi necə olsun? Uşaqlarına uzaqda qalmış millətlərinin milli dili və tərbiyəsini necə öyrətsinlər? Yoxsa bunu unudub özlərini düşdükləri dil və mədəniyyət mühitinə təslim etsinlər? Suallar qurtaran deyil. Güney Azərbaycanın taleyi, gələcəkdə Azərbaycanın bütövləşmə yollarının hansı mərhələlərdən keçəcəyini də insanlarımız müxtəlif cür, bəzən bir-birinə daban-dabana zidd mövqelərdən incələyir. Buna görə də fikir ayrılıqları yaranır və diasporumuz parçalanır. Hətta məzhəb ayrılığı da müəyyən problemlər yaradır. Bir xalq kimi bizim milli ideologiyamız bayrağımızda əksini tapıb. Biz islami dəyərlərə söykənərək türklüyümüzü qorumalı və Avropanın əldə etdiyi nailiyyətlərə yiyələnməliyik. Türk birliyi bizim xalqların yeganə nicat yoludur. ABŞ və Kanadada yetərincə güclü dərnəklər var. Amma hələ bu gücdən faydalana bilmirlər. Məsələn, Kaliforniyada yüz minlərlə güney azərbaycanlı yaşayır. Təəssüf ki, onlarla ciddi iş birliyi qura bilməmişik.
Aliyə: Yenə iki DAK var. Bu nə vaxtadək davam edəcək? Niyə siz birləşə bilmirsiniz? Sizin bölə bilmədiyiniz nədir? Pulmu?
Cavab: Hörmətli Aliyə xanım! Cavabı ordan başlayım ki, DAK-ın nə əvvəllər, nə də indi pulu olub. Biz qurultayları, səfərləri ancaq öz vəsaitimizlə, yaxud bir neçə imkanlı dostumuzun xırda-para yardımı ilə keçiririk və bu iş o qədər şəffaf bir şəkildə görülür ki, heç vaxt maliyyə söz-söhbəti yaranmır. Bu məsələdən arxayın ola bilərsiniz. Birləşə bilməməyimizin səbəblərini dəfələrlə izah etmişəm. Biz 300 nəfərin iştirakı ilə qurultay keçirdik, qarşı tərəf gəlmədi və gedib 30 nəfərin iştirakı ilə Demokratik DAK-ı DAK elan etdilər. Biz nə eləyə bilərik? Bu düşüncə tərzi xəstəlikdir, müalicəyə ehtiyacı var. Azərbaycanda fəal qüvvələrimiz niyə yüzdən artıq partiyaya paylanıb? Bura baxanda DAK-ın da parçalanma səbəblərini aydınlaşıdra bilərsiniz.
Müəllim, Bakı: Sabir bəy, siz Güney Azərbaycan probleminin həllini necə görürsünüz: bizim soydaşlarımız İranda mədəni muxtariyyət, geniş muxtariyyət, yoxsa müstəqil dövlət qurmaq uğrunda mübarizə aparmalıdır?
Cavab: Bu sualın cavabını Güney Azərbaycanda yaşayan qardaşlarımız özləri verəcəklər. Bizim son məqsədimiz bəllidir. Bir millətiksə, bir dövlətimiz olmalıdır. Ancaq mübarizəni beynəlxalq hüquq normalarını nəzərə almadan aparmaq çətindir. Addım-addım irəli getməliyik. Mümkün olan nə varsa, öncə onu əldə etmək lazımdır. Maksimum istəyib minimal mümkün olanlardan imtina yanlış yoldur. Biz mümkün olanları əldə edə-edə əsas hədəfimizə doğru irəliləməliyik.
Anar, Bakı Dövlət Universiteti: Dünya Azərbaycanlıları Konqresində gənclər varmı? Varsa, kimlərdir? Mən sizin təşkilata və ya onun gənclər bölümünə üzv olmaq istəyirəm, kiminlə və necə əlaqə saxlayım?
Cavab: Əzizim Anar, DAK sıralarında son dərəcə işgüzar, qətiyyətli, savadlı, mübariz gənclər var. Siz bizim www.d-a-k.org saytımızdan bu barədə məlumat ala, ya da birbaşa mənə müraciət edə bilərsiniz.
Pərviz Əhmədi, Təbriz: Sabir bəy, sizə bir xalq şariri kimi hörmətimiz var. Ancaq Dünya Azərbaycanlıları Konqresində Əjdər Tağızadənin yaratdığı Daimi Şura diktatura demək deyilmi? Əjdər kimi adamla bir yerdə çalışanlara necə hörmət etmək olar?
Cavab: Hörmətli Pərviz bəy! Bu sualı bir təbrizlinin dilindən eşitməyimə təəssüflənirəm. Təbrizdə otura-otura DAK Daimi Şurasının nə işlə məşğul olduğunu, onun Əsasnaməsini necə öyrəndiniz? Və bu işi diktatura ilə necə əlaqələndirdiniz? Bizim işimiz diaspor işidir və diktatura anlayışını bu işə bağlamaq olmaz. İkincisi, mən bilmirəm siz Əjdər Tağızadəni hardan tanıyırsnız. Mən onu gəncliyini İran zindanlarında keçirmiş, Quzey-Güney arasında min cür əzab çəkmiş dəyərli bir vətəndaşımız olaraq tanıyıram. Son dönəmlərdə Quzey Azərbaycandakı fəaliyyəti də gözümüzün qarşısında olub. Avropada və Güneydə Əjdər Tağızadə ilə bağlı mənfi fikir formalaşdırmaq istəyənlərin dəlil-sübutları mənə bəlli deyil. Amma nəyə əsaslansanız da, bir mübarizə dostumuz haqqında bu cür fikir formalaşdırmağın yaxşı niyyətdən doğmadığına inanıram. Eyni zamanda onu da deyim ki, DAK-da müxtəlif cür insanlar var. Təşkilat ideya ətrafında formalaşıb, ayrı-ayrı adamların ətrafında yox. Biz gedəcəyik, amma DAK qalacaq. Bizim üçün önəmli olan ideyadır, yoldur. Bu yolda bizimlə yanaşı gedən hər kəs evində rahat oturub, çayını içə-içə bizdə nöqsan axtaranlardan qat-qat dəyərlidir.
Hüseynqulu Hüseyni: Nəyə görə DAK Qərbi Azərbaycandan didərgin düşmüş və Azərbaycan Respublikasında yaşayan diasporun problemlərinə diqqət yetirmir?
Cavab: Azərbaycan Respublikası müstəqil dövlətdir və orda hardan gəlməsindən asılı olmayaraq, bütün soydaşlarımızın problemlərinin həlli üçün şərait var. Öz dövlətimizdir, problemlərimizi də özümüz həll etməliyik. Ermənistan əsilli kifayət qədər siyasətçimiz, vəzifə sahibimiz də var. Bu problemlərlə onlar məşğuldurlar. Biz DAK olaraq müxtəlif beynəlxalq təşkilatlarla görüşlərimizdə davamlı olaraq tarixi torpaqlarımızı əlimizdən alıb orda Ermənistan dövlətinin qurulması, yüz minlərə insanlarımızın qətlə yetirilməsi və deportasiya edilməsi barədə məlumatları çatdırmağa, bu məsələyə diqqətin artırılmasına çalışırıq.
Vətəndaş: Sabir bəy, salam. Siz DAK-dakı işinizi daha vacib sayırsınız, yoxsa Vətəndaş Həmrəyliyi Partiyasındakı? Şəxsən məndən ötrü DAK həmsədri partiya sədrindən mühüm postdur. Bəlkə partiya sədrliyindən istefa verəsiniz? Həm də axı partiya sədrinin korporativ maraqları olur. Bu, DAK-dakı fəaliyyətinizə maneə törətmirmi?
Cavab: Maraqlı sualdır. VHP 16 il öncə yaranıb və mən orda topladığım təcrübə əsasında DAK-a gəlmişəm. DAK sədrliyini və ya həmsədrliyini post və ya vəzifə saymıram. Bu, bir fədakarlıq işidir. Öz vaxtından, sağlamlığından, imkanlarından kəsib milli işə sərf etməkdir. Buna görə də bu iki məsələ arasında ziddiyyət görmürəm. DAK-ın işi ilə partiyanın maraqlarının qarışmasına heç vaxt yol verməmişəm. VHP-də xüsusi korporativ maraqlar yoxdur. Onu da deyim ki, partiya sədri olmağım bəzi beynəlxalq görüşlərimin təşkilində mənə yardımçı olur. İstefa məsələsinə gələndə, zamanında bu işlərin hər ikisindən istefa verəcəyəm. Əsas DAK-dakı təşkilatlanma işinin bizim arzuladığımız şəkildə başa çatmasıdır.
Qəribə adam, Bakı: Sizcə, xaricdəki Azərbaycan diasporu nə vaxt erməni diasporunun topladığı nüfuz və gücə malik olacaq? Məsələn, ermənilər kimi bizim də nüfuzlu tədris ocaqlarında Azərbaycan kafedralamız təşkil ediləcək, dünya muzeylərində ümumi Qafqaz yox, məhz Azərbaycan adı altında eksponatlarımız nümayiş etdiriləcək?
Sizə elə gəlmirmi ki, Azərbaycan diasporu öz fəaliyyətində erməni metodlarından istifadə edir? Ermənilər əsrlərlə ağlayıb-sızlayırlar ki, onlar əzilən və döyülən bir xalqdır, onları da əzən türklərdir. İndi də biz onların yolunu tutmuşuq. Hər il bütün gücümüzü elə ağlaşmaya sərf edirik, bütün Avropa və ABŞ təşkilatlarımız ağlaşma aksiyaları keçirir. Bəs harda qaldı türkün əzəmətli səsi? Bəlkə diaspor siyasətimizi dəyişməliyik?
Cavab: Maraqlı adamın maraqlı sualı. Mən də bütün işlərimizi ermənilərə cavab vermək cəhdləri üzərində qurmağın əleyhinəyəm. Bizim yolumuz, taleyimiz, xarakterimiz ayrıdır. Aşağı-yuxarı iki min il boyunca ermənilərin Qafqazda və Yaxın Şərqdə dövlətləri olmadığı üçün onlar xalq olaraq ümidlərini kilsəyə və müxtəlif təşkilatlara bağlayıblar. Yəni kilsə və diaspor təşkilatları onlara həm vətəni, həm dövləti əvəz edib. Amma biz ümumislam, ümummüsəlman dünyasında və çox böyük əraziləri əhatə edən Azərbaycan-türk sülalə dövlətlərində belə təşkilatlanmalara ehtiyac duymamışıq. Fərq burdan yaranıb. Zaman dəyişib, biz də dünyaya səpələnmişik və təşkilatlanmağa məcburuq. Dünyanı böyük güclər idarə edir, onlarla dil tapmaq zorundayıq. Harda erməni varsa, türkün əleyhinə ağlasığmaz böhtanlar yayır. Bu böhtanlar əks-arqumentlərlə aradan qaldırılmalıdır. Yəni açıq və gizli bir savaş gedir və təəssüf ki, bu savaşın bir çox cəbhələrində biz məğlub durumdayıq. Belə bir durumda türkün böyük qüruru, təəssüf ki, hələ işə yaramır. Başqa bir çox suallarınızın cavabını mən hələ 1988-ci ildə nəşr edilmiş “Ömür kitabı” əsərimdə vermişəm. Hələ o vaxt mən Güney Azərbaycanda tapılan mədəniyyət nümunələrinin hər yerdə öncə İranın, sonra da farsların adına çıxılmasını qeyd eləmişdim. İran əslində yüz illər boyu türklərin dövləti olub. Amma indi tədricən bu adın yerinə Persiya sözü işlədilir və İranın kiçik bir vilayəti türklərin bütün torpağına və sərvətlərinə sahiblənir. Onlarla belə problem saymaq olar. Müstəqil dövlətimiz olmadığından uzun müddət bu problemlərin həlli ilə məşğul ola bilməmişik. İndi gərək bu kimi məsələlərin həlli ilə daha çox dövlət məşğul olsun. Çünki onun buna imkanları var. Bu suallarınızın da bir qismi hakimiyyətə ünvanlanmalıdır. Bu kimi məsələlərə bir məntiqlə yanaşmaq lazımdır. Ya biz millət kimi özümüzdə güc tapıb, milli iradəmizi ortaya qoyub haqqımıza, torpağımıza, sərvətimizə, maddi və mənəvi dəyərlərimizə sahib çıxmalı, onları qorumalı və dünyaya tanıtmalıyıq, ya da parça-parça hər şeyimizi itirib tarixin səhnəsindən silinib gedəcəyik. Bunu görməmək korluq və görə-görə heç bir iş görməmək də cahillikdir. Şəxsən mənim ədəbi fəaliyyətlə yanaşı, həm də müxtəlif ictimai-syasi fəaliyyət növləri ilə məşğul olmağımın kökündə bu dayanır. İstərdim ki, DAK-dakı fəaliyyətimizi də məhz bu baxımdan qiymətləndirsinlər.
با وجود گذشت ۱۶ روز از بازداشت صمد مولاقلی هنوز خبر مشخصی از وی در دست نیست 
بابکین ایتگین عسگرلری(تبریز): براساس گزارشات رسیده از تبریز، "صمد مولاقلی" ۲۳ ساله، دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه آزاد شبستر و از فعالین هویت طلب آذربایجانی ، از روز دوشنبه ۱۵ مهر حوالی ظهر، در منزل پدری خود توسط ماموران امنیتی دستگیر شده و تا کنون تنها یک تماس کوتاه تلفنی با خانواده اش را داشته است.
نیروهای امنیتی هنگام بازداشت ضمن تفتیش خانه، کامپیوتر، کتابها و دیگر اشیای شخصی وی را نیز با خود بردند.
لازم به ذکر است نامبرده، چند ماه پیش یعنی در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ نیز در آستانه دومین سالگرد اعتراضات خرداد ۸۵ آذربایجان دستگیر شده و مدت چند روز در بازداشت موقت به سر برده و سپس با قرار وثیقه آزاد شده بود.
اعلمي: خنده دار است!
نماينده تبريز در دورههاي ششم و هفتم مجلس درخصوص شرط خاتمي براي حضور در انتخابات آتي رياست جمهوري گفت: عليرغم احترامي که براي وي قائلم اما شرط خاتمي مبني براينکه گفته است در صورتي کانديدا ميشود که وضع موجود تغيير يابد، خندهدار است.
به گزارش ايرنا، اعلمي در حاشيه کنگره حزب اعتماد ملي در جمع خبرنگاران در پاسخ به سؤالي در خصوص اينکه آيا ميخواهد براي انتخابات رياست جمهوري کانديدا شود؟، اظهار داشت: حق انتخاب شدن و انتخاب کردن از جمله حقوق اجتماعي است و هر کس در خود شايستگي و صلاحيت ببيند، ميتواند در انتخابات حضور يابد.
وي در ادامه خود را داراي شايستگي براي حضور در انتخابات رياست جمهوري دانست.(اطلاعات)
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|