تبليغاتX
ملت غیرتمند آذربایجان جنوبی و فعالین حرکت ملی آذربایجان خود را برای خیزشی عظیم در ۲۱ آذر ۸۷ آماده می کنند. بابکین ایتگین عسگرلری
 
۲۱ آذر ۱۳۸۷ تبریز را به قلعه بابکی دیگر تبدیل خواهیم کرد
 

 

                                   بازداشت جمشید زارعی در تبریز

جمشید زارعی از فعالان ترک، ظهر روز سه شنبه 28 آبان ماه، درمحل کار خود توسط مأموران اداره اطلاعات شهر تبریز بازداشت شد.

دستگیری و بازداشت زارعی درحالی صورت می گیرد که وی در 21 اردیبهشت امسال نیز در تبریز بازداشت و حدود 3 ماه را در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز و زندان عمومی این شهر به سر برد.

از محل نگهداری زارعی و همچنین اتهامات وارده بر وی تاکنون اطلاع چندانی به دست نیامده است.

گفتنی است در ماههای اخیر بازداشت و اعمال فشار بر فعالان ترک افزایش یافته و ده ها نفر از آنان روانه بازداشتگاه ها شده اند .

کمیته گزارشگران حقوق بشر

  یازیلمیش پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

Image

 

Soydaşlarımız Yəzd həbsxanasına köçürülüb

Noyabrın 16-da Urmiya Mərkəzi Həbsxanasında saxlanılan əlallahı (əhli-həqq, ələvi) təriqətindən olan beş güneyli məhbusdan üçü - Səhəndəli Məhəmmədi, Baxşəli Məhəmmədi və İbadulla Qasımzadə Yəzd həbsxanasına köçürülüb. www.D-A-K.org –un Güney Azərbaycan Milli Hərəkatına bağlı www.oyrenci.com xəbər saytına istinadən yaydığı məlumata görə, “Ettelaat” əməkdaşları onları gecə aparıb. Hazırda onlar ağır fiziki və ruhi işgəncə altındadırlar. Məlumatda onların Yəzd həbsxanasında yenidən aclıq aksiyasına başladığı bildirilir. Zindan məsulları isə soydaşlarımızın ailəsi ilə əlaqə saxlamasına imkan yaratmır.

Qeyd edək ki, ki, Urmiya İnqilab Məhkəməsi məhbuslardan Səhəndəli Məhəmmədi, Baxşəli Məhəmmədi və İbadulla Qasımzadəni 13 il müddətinə ölkənin mərkəzi hissəsində yerləşən Yəzd həbsxanasına sürgünə göndərilməsi barədə qərar çıxarıb. Xatırladaq ki, əlallahı (əhli-həqq, ələvi) təriqətindən olan beş güneyli məhbus - Mehdi Qasımzadə, İbadulla Qasımzadə, Səhəndəli Məhəmmədi, Baxşəli Məhəmmədi və Yunis Ağayan Urmiya Mərkəzi Həbsxanasında 55 gün aclıq aksiyası keçirmişdi, Onlar İran adlanan yerin Konstitusiyasının məzhəb və inanc ayrı-seçkiliyi salan  12 və 13-cü maddələrinə etiraz edirdi. Onların dini işlərinin yasaq olması və məzhəb baxımından təziyqə məruz qalmaları bir çox xəbər agentliyi tərəfindən boykot olunub və beynəlxalq təşkilatlar onların var olduğundan belə xəbərsiz qalıb. Onu da qeyd edək ki, 12 və 13-cu maddədə İran adlanan yerdə ana dini İslam və ana məzhəbi Şiəlik bildirilib. Başqa dinlərin sözdə azad olması, ancaq təzyiqlərə məruz qalmaları bir siyasət olaraq hakimiyət tərəfindən həyata keçirilir. Ermənilərin İran adlanan yerdə sərbəst olaraq dini işlərin yerinə yetirə bildiyi halda, başqa din və məzhəbə inananlar bəzən asılmaqla da cəzalandırlır. Digər iki əlallahı məhbusa - Mehdi Qasımzadə və Yunis Ağayana qarşı isə bundan əvvəl çıxarılmış hökm (edam cəzası) qüvvədə saxlanılıb. Bu məhbusların hamısı Güney Azərbaycanın qərb əyalətinin Qoşaçay (indiki Miyandab) şəhərinin Üçtəpə kəndindəndir. Onlar 4 il əvvəl Qoşaçayda hökumətlə Əhli-həqq tərəfdarları arasında baş verən silahlı qarşıdurmada həbs ediliblər. Məhkəmə əvvəlcə onların hamısına qarşı edam hökmü çıxarmışdı. Məhbuslar bu ilin aprel ayında da həbsxanada məruz qaldıqları mənəvi və fiziki təzyiqlərə etiraz əlaməti olaraq aclıq aksiyası keçiriblər

 

  یازیلمیش پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

اوخيين اورمو بيليم يوردوندان:

سايين و حورمتلي تورك اؤرنجيلر

اورمو بيليم يوردوندا گئچن ائیل تورک اؤرنجيلری همت ائدیب شورای صنفی انتخاباتیندا،10 واحیدیندن 9 واحیدین آراز و یاشیل ائتیلافلار آدیلا اؤز أللرینه توتدیلار.ها بئله بو ائیلده داها آرتیق چالیشیب و بوتون واحید لری آراز و یاشیل ائتیلافلار آدیلا أله گئتیریبلر. بو یولدا اؤرمو بیلیم یوردوندا اولان کؤرد و فارس اؤرنجيلری، ائتیلافلارینین چیخماماقلیخ لاری ایچین أل دبردیب هر ایشدن چیخدیلار، ساواشیق سالدیلار، پیچاخ چکدیلر،ائتیصاب ائله دیلر و اسلامی انجمنین پان فارس باشچیلاریدا بو یولدا اونلارا قوشیلیب وسئچیم گونی بیانیه وئریب و آراز آدینین باتیرماقی ایچین چالیشدیلار و سورالار اؤز هردن چیخان آفتاب آدلی درگی سینده ایلک دفعه گئچن ایلکی شورای صنفینی توپلاییب و اوغرو آدلادیلار. سونرا ایشی بؤییدیب بئشینجی ائیل- دؤردینجی ساییدا اوغان تؤرک میللتینه توخینیب و سوسک ها نمی میرند آدیندا بیر سوتون ایران قزیتینده یازیلان سؤزه تای سؤز یازدیلار.دئمه لییخ اؤرمو بیلیم یوردونین بوتون صنفی شوراسینین ساییسی 58 نفردیرو بونلارین 56 نفری تؤرکدیلر.بو یازیدا یازیلان 56 سوسک ائله بو صنفی شوراسینین تؤرک اعضاسینا قاییدیر.

عکس لر:

 

2

 

قایناق:http://www.oyrenci.blogfa.com/

  یازیلمیش پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

ستارخان

ستار قره‌داغی سومین پسر حاج حسن قره داغی در سال ۱۲۸۵ق (۱۸۶۸ میلادی) به دنیا آمد. او از اهالی قره‌داغ آذربایجان بود که در مقابل قشون عظیم محمد علی شاه پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی و تعطیلی آن که برای طرد و دستگیر کردن مشروطه خواهان تبریز به آذربایجان گسیل شده بود ایستادگی کرد و بنای مقاومت گذارد. وی مردم را بر ضد اردوی دولتی فرا خواند و خود رهبری آن را بر عهده گرفت و به همراه سایر مجاهدین و باقرخان سالار ملی مدت یک سال در برابر قوای دولتی ایستادگی کرد و نگذاشت شهر تبریز به دست طرفداران محمد علی شاه بیفتد. اختلاف او با شاهان قاجار و اعتراض به ظلم و ستم آنان، به زمان کودکی اش بر می‌گشت. او و دو برادر بزرگ‌ترش اسماعیل و غفار از کودکی علاقه وافری به تیراندازی و اسب سواری داشتند، اما اسماعیل فرزند ارشد خانواده در این امر پیشی گرفته بود و شب و روزش به اسب تازی، تیراندازی و نشست و برخاست با خوانین و بزرگان سپری می‌شد، سرانجام او در پی اعتراض به حاکم وقت دستگیر و محکوم به اعدام شد. این امر کینه‌ای در دل ستار ایجاد کرد و نسبت به ظلم درباریان و حکام قاجاری خشمگین شد.

ستار در جوانی به جرگه لوطیان (جوانمردان، یا اهل فتوت) محله امیرخیز تبریز درآمد و در همین باب در حالی که به دفاع از حقوق طبقات زحمتکش بر می‌خاست با مأمورین محمدعلی شاه درافتاد و به ناچار از شهر گریخت و مدتی به راهزنی مشغول شد، اما از ثروتمندان می‌گرفت و به فقرا می‌داد. سپس با میانجیگری پاره‌ای از بزرگان به شهر آمد و چون در جوانی به درستی و امانتداری در تبریز شهرت داشت به همین دلیل مالکان حفاظت از املاک خود را به او می‌سپردند. او هیچ گاه درس نخواند و سواد خواندن و نوشتن نداشت، اما هوش آمیخته به شجاعتش و مهارت در فنون جنگی و اعتقادات مذهبی و وطن دوستی اش، او را در صف فرهیختگان عصر قرار می‌داد.

او در مدت یازده ماه از ۲۰ جمادی الاول ۱۳۲۶ق تا هشتم ربیع الثانی ۱۳۲۷ق رهبری ِ مجاهدین تبریز و ارامنه و قفقازی‌ها را بر عهده داشت و مقاومت شدید و طاقت فرسای اهالی تبریز در مقابل سی و پنج الی چهل هزار نفر قشون دولتی، با راهنمایی و رهبریت او انجام گرفت، به طوری که شهرت او به خارج از مرزهای کشور رسید و در غالب جراید اروپایی و امریکایی هر روز نام او با خط درشت ذکر می‌شد و درباره مقاومت‌های سرسختانه وی مطالبی انتشار می‌یافت.

در اواخر کارِ محاصره تبریز قوای روسیه با موافقت دولت انگلیس به سوی تبریز آمد و راه جلفا را باز کرد. قوای دولتی با دیدن قوای روس به تهران بازگشت و محاصره تبریز پایان گرفت، اما ستارخان حاضر به اطاعت از دولت روس نشد و در اواخر جمادی الثانی ۱۳۲۷ق (اواخر ماه مه ۱۹۰۹م) به ناچار با همراهانش به قنسول خانه عثمانی در تبریز پناهنده شد. در منابع ذکر شده‌است که ستارخان به کنسول روس (پاختیانوف) که می‌خواست بیرقی از کنسول خانه خود به سر در خانه ستارخان زند و او را در زینهار دولت روس قرار دهد گفت: «ژنرال کنسول، من می‌خواهم که هفت دولت به زیر بیرق دولت ایران بیایند. من زیر بیرق بیگانه نمی‌روم.»

پس از عقب نشینی قوای روس مردم شهر به رهبری ستارخان در برابر حاکم مستبد تبریز رحیم خان قد علم کردند و او را از شهر بیرون راندند، اما اندکی بعد ستارخان در زیر فشار دولت روس، دعوت تلگرافی ِ آخوند ملامحمدکاظم خراسانی و جمعی از ملیون را پذیرفت و با لقب سردار ملی به سوی تهران حرکت کرد. در این سفر باقرخان سالار ملی نیز همراه او بود.

 

هدف دولت مشروطه از این اقدام که به بهانه تجلیل از ستارخان و باقرخان صورت گرفته بود در واقع کنترل آذربایجان و خلع سلاح مجاهدین تبریز بود. روز شنبه ۷ ربیع الاول سال ۱۳۲۸ق در شب عید نوروز، جمعیت زیادی از مردم و رجال شهر از جمله یپرم خان ارمنی برای وداع با ستارخان و باقرخان جمع شدند و آنان درمیان هلهله جمعیت از منزل خود بیرون آمدند و به سوی تهران حرکت کردند. در بین راه نیز در شهرهای میانه، زنجان، قزوین و کرج استقبال باشکوهی از این دو مجاهد راستین آزادی به عمل آمد و هنگام ورود به تهران نیمی از شهر برای استقبال به مهرآباد شتافتند و در طول مسیر چادرهای پذیرایی آراسته با انواع تزیینات، و طاق نصرت‌های زیبا و قالی‌های گران قیمت و چلچراغ‌های رنگارنگ گستردند. در سرتاسر خیابان‌های ورودی شهر، تابلوهای زنده باد ستارخان و زنده باد باقرخان مشاهده می‌شد. تهران آن روز سرتاسر جشن و سرور بود. ستارخان پس از صرف ناهار مفصلی که در چادر آذربایجانی‌های مقیم تهران تدارک دیده شده بود به سوی محلی که برای اقامتش در منزل صاحب اختیار (محلی در خیابان سعدی کنونی) در نظر گرفته بودند رفت. او مدت یک ماه مهمان دولت بود، اما به دلیل وجود سربازان و کمی جا دولت، محل باغ اتابک (محل فعلی سفارت روسیه) را به اسکان ستارخان و یارانش و محل عشرت آباد را به باقرخان و یارانش اختصاص داد. پس از چند روزی که نیروهای هر دو طرف در محل‌های تعیین شده اسکان یافتند مجلس طرحی را تصویب نمود که به موجب آن تمامی مجاهدین و مبارزین غیرنظامی از جمله افراد ستارخان و خود او می‌بایست سلاح‌های خود را تحویل دهند. این تصمیم به دلیل بروز حوادث ناگوار و ترور مرحوم سید عبدالله بهبهانی و میرزاعلی محمدخان تربیت از سران مشروطه گرفته شده بود.، اما یاران ستارخان از پذیرفتن این امر خودداری کردند. به تدریج مجاهدین دیگری که با این طرح مخالف بودند به ستارخان و یارانش پیوستند و این امر موجب هراس دولت مرکزی شد. سردار اسعد به ستارخان پیغام داد که «به سوگندی که در مجلس خوردید وفادار باشید و از عواقب وخیم عدم خلع سلاح عمومی بپرهیزید.»، اما باز یاران ستارخان راضی به تحویل سلاح نشدند.

بعدازظهر اول شعبان ۱۳۲۸ق قوای دولتی، که جمعا سه هزار نفر می‌شدند به فرماندهی یپرم خان، یار قدیمی ستارخان در تبریز و رئیس نظمیه وقت باغ اتابک را محاصره کردند و پس از چندبار پیغام، هجوم نظامیان به باغ صورت گرفت و جنگ بین قوای دولتی و مجاهدین آغاز گشت. در این جنگ قوای دولتی از چند عراده توپ و پانصد مسلسل شصت تیر استفاده کردند و به فاصله ۴ ساعت ۳۰۰ نفر از افراد حاضر در باغ کشته شدند. ستارخان راه پشت بام را در پیش گرفت، اما در مسیر پله‌ها در یکی از راهروهای عمارت تیری به پایش اصابت کرد و مجروح شد و قادر به حرکت نبود. اندکی بعد قوای دولتی او را دستگیر کردند و به منزل صحصام السلطنه بردند و خود و اتباعش ناچار به خلع سلاح شدند (۳۰ رجب ۱۳۲۸ق).

بعد از این وقایع، ستارخان خانه نشین شد و پزشکان حاذق برای مداوای پای او تمام تلاش خود را کردند، اما معالجات به جایی نرسید و در تاریخ ۲۸ ذی الحجه ۱۳۳۲هـ. ق (۲۵ آبان ۱۲۹۳ش/ ۱۶ نوامبر ۱۹۱۴م) در تهران دار فانی را وداع گفت و برخلاف وصیتش، در باغ طوطی در جوار بقعه حضرت عبدالعظیم حسنی در شهرری درحالی که هزاران هزار تهرانی با چشمانی گریان جنازه او را تشییع می‌کردند به خاک سپرده شد. او هنگام فوت حدود ۵۳ سال داشت.

  یازیلمیش پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 


                          Barak Obama və güney Azərbaycan
     
Bütün dərdlərin dərmani demokrasidədəir, ancaq, İranda demokrasinin ən böyük əngəli fars şovinizmidir. Başqa sözlə Riza şahin Hitler sayağı yaratdığı farsçılıq siyasəti dəvam etdikcə o ölkədə demokrasidən vəya millətlərin hüququndan danışmaq Azərbaycan milli hərəkatını təhrifdən başqa bir işə yaramaz. Onun üçündür ki, biz Azərbaycan Milli hərəkatının daxilində demokrasidən söz edərkən ancaq “ Azərbaycan Mərkəzli Düşüncə sitəmində” milli müqəddəratımızı təyin siyasətini güdürük. Bunada inanırıq ki, fars şovinizmi də bütün irticai baxışlar kimi kartondan düzədilmiş içi boş qaplandı, kişləndikcə əyilərək yıxılacaq.

Tarixə altı çizilərək yazılması gərəkən, Amerikaya bir qara dərilinin prezident seçilməsi çağımızın ən mənali hadisəsi kimi qəbul edilməkdədir.  85%- ni aq dərililərin təşkil etdiyi Amerika birləşik devlətlərinin səs verənlərinin % 70-dən yuxarısının bu mələz qara dəriliyə səs verməsi bu ölkə insanlarının ırq vəya dinindən asılı olmuyaraq dünyaya yeni bir baxış zaviyəsi açdığının göstərcəsidir.
Barak Obama, söz verdiyi deyişiklikləri edib-edmiyəcəyi vəya edə bilib-edə bilmiyəcəyi məsələsini gələcək aydınlaşdıracaq. Bugünlər Amerika və İraq arasında bağlanmış “qarşılıqlı əmniyət müqaviləsi” diqqətdən qaçmamalıdır. Buda aydındır ki, Amerika kimi bir nəhəng ölkənin siyasətlərindəki böyük deyişiklik, dünyada çalxantılara yol aça bilər. Təbiidir ki, buda Amerika siyasətçilərinin gözündən qaçmıyacaqdır. Ancaq, bütün siyasi təhlilçilərin nəzəriyəsinə baxmıyaraq bu seçgilər iki müvzuya aydınlıq gətirdi:

1- Demokratik usullarla ən çətin, qarışıq və mürəkkəb siyasi probləmlərin həlli qansız-qadasız mümkündür.
2- Məzlum millətlərin dayanıqlı, ağıllı və bıxıb usanmadan demokratik mübrizələri nəhayət öz səmərəsini verəcəkdir.

Ancaq, bu mübarizədə zindandan, ölümdən, şkəncə və təhdidlərdən çəkinməyən milli qəhrəmanların vacibliyi inkar edilməzdir. Amerikada Martin Luther King, cənubi Afrikada Nilson Mandella bunun əyani sübutudur.
Amerika tarixinin üzü qara səhifələri qarşısında, qaraların qul kimi satılıb-işlədilməsinə son verən və bu yolda bir aq ırqçının gülləsi ilə 1865-də həyatını itirən demokrat Abraham Linkoln bu tarixin üzünü ağardanlardan hesab edilməlidir.

Aq-qara ayrı seçgiliyinə 1965-də son qoyan demokratlar, 43 il sonra Barak Obamanı seçməklə tarixi təkamül qanunlarını təsdiqlədilər.

Təbii olaraq hər kəs öz təfəkkür dairəsində formalaşdırdığı dünya görüşü çərçivəsində vəya siyası çıxarlar dəngəsi ilə bu seçgiləri dəyərləndirər vəya ona istədiyi donu geydirə bilər. Ancaq, məsələyə hansi zaviyədən baxarsaq-baxaq, dünyada ırqçılıq təfəkkürünün sona ərməsi, əsir millətlərin azadlığa qovuşması, fars şovinizminə ibrət dərsi olarkən, Azərbaycan Milli Hərəkatının gələcəyinin aydınlığından xəbər verməkdədir.

Nə İranda 90 ildir hakim olan fars şovinistlərini Amerika xalqi ilə ölçmək olar, nə Amerikadaki demokrasini İran faşizmi ilə bir tərəziyə qoymaq olar, nə də Barak Obama-nın Güney Azərbaycanı nəcat verəcəyinə bel bağlamaq düzgündür. Ancaq, seçgi təbliqatlarında Obama-nın Güney Azərbaycandakı ədalətsizliyə toxunduğunu nəzərdə alaraq, azərbaycanlıəlar demokrat partiyasına yaxınlaşaraq verilən sözləri xatırlatması faydalı ola bilər.

Bütün bunları göz önündə tutmaqla birlikdə Azərbaycan milli hərəkatı 30 milyon günüey Azərbaycan türkünün potansiyelinə arxalanaraq, dünyada yaranmaqda olan yeni siyasi vəziyətdən istifadə etməyi bacarmalıdır. Bu potansiyəli işə salıb, birləşmiş millətlər təşkilatının bəyannamələri əsasında “Milli Müqəddəratımızı Təyin” etmək bugünkü şəraitin gələcək pəncərələrini aça bilər.

“Hadisələr həmişə bir sayaq baş verməz” fəlssəfəsinə inanaraq, unutmamalıyıq ki, Amerikanın demokrat prezidenti Cimi Karterin Tehran səfərindən sadəcə bir il sonra Şah qaçdı. Bir tək söz “açıq siyasi hava” bütün gedişatı deyişdi, o günə hazır olmalıyıq.

Bugün zindanlarda yatanlar, işkəncələrə məruz qalanlar, maddi sıxıntı çəkməyə məcbur edilənlər və bütün millətimiz öz dirənişini daha da gücləndirərək fars şovinizmini dizə çökdürməlidir, zatən o günə çox qalmayıb. Bu şovinizm, Amerika ırqçılarından güclü olmadığı kimi bizim mübarizlərimizin də əyilməzliyi inkar edilməzdir. Geçən 5-6 ildə bütün asdı-kəsdi siyasətinə baxmıyaraq göstərilən milli müqavimət və gəlişməkdə olan milli hərəkatımız, bizim umid qaynağımız, millətimizin ruh yüksəkliyi və gələcəyimizin aydınlıq çırağıdır.

Güney Azərbaycan Milli birlik Şurası

( Milli Şura)
                    19.11.2008

  یازیلمیش پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

 






 
امروز وقتی که مشغول گردش در سایتهای ادبی و فرهنگی بودم چشمم به مقاله ای افتاد که نویسنده آن به انتقاد از یکی از سریالهای تلویزیونی پرداخته بود که گویا پخش سریال مربوطه هفته گذشته از تلویزیون ایران به پایان رسیده بود.
 
البته خواندن چنین مقالاتی پس از پایان پخش یک سریال ایرانی نه تنها چیز عجیبی نیست که دیگر برای همه عادی شده است چرا که سریالهای پخش شده از تلویزیون ایران در چند سال اخیر نتوانسته پاسخگوی روح پرسشگر نسل جوان کشور باشد. نسلی که در یک دهه اخیر با گسترش چشمگیر وسایل ارتباطی و آشنائیش با هم نسلان خود و طرز نگرش آنان به مسائل مختلف در دیگر نقاط دنیا دیگر نمی توان به آسانی ذهن و اندیشه اش را در تسخیر داستانهای جن و پری و اهورا و اهریمنی درآورد.
 
خود من هیچ گاه علاقه ای به پیگیری سریالهای ایرانی نداشتم و علت این بی علاقه گی را نیز تا به حال جستجو نکرده بودم. اما اخیرا با خواندن مقالات انتقادی درباره سریالهای تلویزیونی ایران کم کم علت این بی علاقه گی برایم روشن شده است. معمولا تمام اعتراضها و انتقادها نسبت به یک سریال بر روی یک محور متمرکز شده است: قرار دادن انسانهای خوب و بی آلایش در برابر انسانهای ناپاک و زشت کردار و عدم تطبیق چنین داستانهایی با زندگی واقعی مردم.
 
هیچ کس حتی کم سن و سال ترین مخاطبان چنین سریالهایی نیز نمی تواند وجود انسانی مطلقا خوب و انسانی مطلقا بد را بر خود بقبولاند. این مسئله حتی در مورد سریال حضرت یوسف نیز صدق می کند . در آخرین نقدی که درباره این سریال نوشته شده بود نسبت به تقدس و پاکی حضرت یوسف و حمایت وی از سوی خدا از همان دوران کودکی اعتراض شده بود .
 
در شرایطی که یوسف از سوی خدا به عنوان موجودی پاک و مقدس برگزیده شده و مهر پارسایی بر پیشانیش خورده مخاطب سریال چگونه می تواند مفهوم پارسایی و پرهیزکاری و تلاش برای تهذیب نفس و دوری جستن از گناه را بیاموزد؟ چراکه در ذهن چنین مخاطبی القا شده است که: تو تنها زمانی می توانی پرهیزکار باشی که خداوند چنین خواسته باشد و اگر او نخواهد تو گناهکار خواهی بود !!
 
ترویج چنین اندیشه ها و مفاهیمی اگر صرفا در کتابها و میان کاغذها و نوشته ها باشد تاثیر منفی چندانی بر روی توده مردم نمی گذارد اما زمانی که این مفاهیم از صفحه تلویزیون و در جمع خانواده ها بر ذهن تمام افراد جامعه اعم از باسواد و بی سواد و در هر سن و سالی وارد می شود بی شک عواقب ناگواری را در پی خواهد داشت. به خصوص که اکثریت قریب به اتفاق مخاطبان تلویزیون را بانوان یک جامعه تشکیل می دهند. قشری که به دلیل صرف وقت خود در خانه و انجام امور منزل زمانی برای مطالعه و شرکت در کلاسهای آموزشی نیافته و به ناچار مغز خود را برای یادگیری به صفحه تلویزیون خانه سپرده و سپس بر اساس این آموزه ها به تربیت فرزندان خود و نسل آینده جامعه مشغول می شوند.
 
سریالهای تلویزیونی هر چقدر که به واقعیت نزدیکتر باشد و تا هر اندازه که مسائل و مشکلات واقعی مردم را به تصویر کشیده و به صورت هنرمندانه علتها و راه حلها را نمایان سازد تا به آن اندازه پرمخاطب و تاثیرگذار خواهد بود. و این همان است که صاحبان رسانه در اغلب کشورهای دنیا به آن رسیده و سریالهای پرمحتوا و موفقی همچون " سالهای دور از خانه"، "جواهری در قصر" و "گمشده" را تولید و به دنیا عرضه کرده اند که با سیل عظیم مخاطبان در تمام دنیا مواجه شده است.



سریال "یاپراق دؤکومو" (برگریزان) را نیز می توان از جمله سریالهای آموزنده ای دانست که مسائل دنیای واقعیت را در قالب طرحی داستانی ارائه کرده است. در این سریال که چهارشنبه ها از کانال D ترکیه در حال پخش است با وجود ماجراهای ناگواری که بر سر تک تک اعضای یک خانواده می آید هیچ کدام از شخصیتهای سریال از سوی کارگردان و نویسنده به عنوان متهم به مخاطب معرفی نمی شود و مخاطب از هیچ کراکتری در این سریال متنفر نمی گردد.
 
به تصویر کشیدن واقعیتهای دنیای پیرامون در سریالهای تلویزیونی و دوری جستن از اغراق و بزرگنمایی و گنجاندن مفاهیم اخلاقی و اجتماعی و فلسفی راز موفقیت یک سریال تلویزیونی است و کاری است حساس که نیازمند برنامه ریزی های دقیق بوده و صرف مدت زمانی کافی را می طلبد چرا که ساخت پروژه های تلویزیونی همراه با عجله و شتاب منجر به تولیدی می شود که جز توهین به شعور مخاطبان نتیجه دیگری در پی نخواهد داشت.

سیما دیدار

  یازیلمیش پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

کوروش کبیر یا چماقی کبیر- هدایت ذاکر

 

دوران کودکی ما با داستان های کوروش ، داریوش ، هخامنشیان ، پاسارگاد و پارس سپری شد .

کتاب های درسی مان مملو از قهرمانیهای این به اصطلاح « کبیر » ها بود . نوشته ها همه حاکی از نژاد آریاییها  و انسانیت آنان در دوران هخامنش ها بود ، حقوق بشر در زمان های قدیم با کوروش کبیر همزاد شد و این سریال همچنان ادامه داشت تا این شخصیت منحصر به فرد سلاله آریایی در جایگاه ذوالقرنین پیامبر برگرفته از قرآن کریم بنشیند تا همه چیز در کتیبه ی تاریخ تمام شده انگاشته شود و بدین ترتیب نژادی پاک از لابلای تاریکی­های سرگردان سر بر آورد و برای ما همه چیز شد ، جسم و روح ما را در خود قبضه کرد و در نتیجه کشور ایران برابر با نژاد آریا گردید ، برابر با پارس شد و تمام تخیلات و رویاها با پرده ای از کوروش و داریوش همرنگ گشت و ما تنها کوروش پرست شدیم و ستایش داریوش نمودیم ، غافل از اینکه قبل از کوروش و بعد از آن ملت هایی در این سرزمین زیستند و زندگی می کنند که هیچ علقه ای با سلسله باستانی هخامنش ندارند و همچنین هیچ وابستگی با نژاد آریا  پیدا نکردند اما آنها انکار شدند و هنوز هم نادیده شمرده می شوند .

اقوام اصلی قوتتی ، لولوبی ، هورری و کاسسی صدها سال در اتحادیه ماننا و ماد که همگی جزء زبان های التصاقی     بوده اند ، قبل از پارس ها در این سرزمین می زیستند که در محدوده ای بسیار وسیع کوه های قفقاز و رود ارس گرفته تا همدان و ری سکونت داشتند .

کوروش برای ما آغاز تمدن در این منطقه و اگر اغراق نباشد آغاز بشریت تلقین شد حتی تخت جمشید نیز وارد سند مالکیت هخامنشیان در آمد و هرچه را که قبل از کوچ پاسارگادها از سیبری ، توسط اقوام پیشین ساخته و پرداخته شده بود بنام تازه مهاجران درج گردیده و آشکارا مدنیت ما قبل کوروش بطور رسمی دزدیده شد .

طبیعی است در این میان ملت هایی که همه چیزشان حتی فرهنگ و زبانشان مورد تاخت و تاز قرار گرفته سر به عصیان  بنهند و برای بازگشت استقلال خود به مبارزه برخیزند ، جواب همه آن ها را داریوش کبیر در کتیبه بیستون داده است : من هم بینی و هم گوش و هم زبان سردار ماد را بریدم و یک چشم او را هم کندم ، اورا به در کاخ بستم تا همه او را ببینند و سپس در همدان به دار زدم و تمام یاران او را در درون دژ حلق آویز کردم بدین ترتیب کشت وکشتار شروع می شود و تا ملل اصلی قبل از مهاجران ( یا مهاجمان ) مغلوب کامل شوند .

تاریخ نگاران برجسته ساز هخامنشیان نیز در عصر حاضر بر آن تحریف ها و جعلیات و دزدیها مهر تایید زده و نژاد پرستی را به اوج رسانده اند ، بطوریکه حسن پیرنیا در کتاب ایران باستان صفحه ١٥٧ می نویسد : « وقتی آریایی ها وارد فلات ایران شدند با مردمانی روبرو شدند که زشت و از حیث نژاد ، عادات و اخلاق و مذهب از آن ها پست تر    بوده اند یعنی آریان ها مردمان بومی را دیو یا تور ( تورک های قدیم ) نامیده اند ، آریان ها هرجا که تور را می دیدند می کشتند و بعد ها کارهای پر زحمت را از قبیل زراعت ، تربیت حشم و خدمت در خانواده ها بر دوش آن ها نهادند یعنی استعمار و بهره  کشی .

 جناب فردوسی نیز در شاهنامه اش ملت های تورک ساکن در این سرزمین را که قبل از پارس ها اقامت داشتند دیو سیرت معرفی کرده بود .

ناصر پورپیرار در صفحه ٥٤ کتاب دوازده قرن سکوت در جواب پیرنیا می نویسد :

« اما اگر منظور آقای پیرنیا بومیانی است که تا ورود هخامنشیان موفق به ایجاد ده ها  مرکز تمدن و تجمع درخشان در این سرزمین شده اند پس دیگر لا اقل و منطقا هخامنشیان را نه ایرانی ، بلکه باید متجاوزین به آن تمدن ها بشناسیم »

اضافه می کنیم به اینکه کلیه تاریخ نگاری که در این هفتاد و هشتاد سال اخیر در ایران صورت گرفته همواره کوروش با اصطلاحات « پارس » و « آریا » همراه بوده است و هر یکی مکمل دیگری در این مهره چینی شطرنجی محسوب    می شوند.

در کتاب فرمان کوروش بزرگ به تالیف عبدالمجید ارفعی ، جناب کوروش کبیر می فرماید : من کوروش پادشاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه نیرومند و ...

ببینید این ذکر کوروش که در تاریخ بیطرف و بیغرض ، که بجز قتل و غارت و دزدی و چپاول چیز دیگری از وی سراغی نیست چگونه در گل نبشته خود که در بابل یافت شده است خود را از تمامی جهانیان بالاتر و برتر القاء می کند ، کورشی که طایفه های مهاجم آن از شمال کوه های اورال وارد این سرزمین شدند ، به تاراج مدنیت حداقل ١٥ تمدن اصلی قبل از خود پرداخته و هرچه که آنان ساخته بودند اینها به اسم خود مصادره نموده و تحویل آیندگان دادند همچنان که پیشتر گفتیم اکثریت ملت هایی که ساکنان اصلی در این منطقه محسوب می شدند التصاقی زبان یا دقیق تر بگوییم تورک های اولیه بودند ، اما در مورد عناوین پارس و آریا که در تاریخ اخیر و همچنان بر اساس بده بستان های  هخامنش با یهود در آن زمان ، بصورت زبان مستقل و نژاد پاک مطرح شده است ، جناب پورپیرار مینویسد این جاست که برای نخستین بارمردم ایران این قوم بی نشان و ناشناخته و خونریز را « پارسه »                                                             خواندند لقبی که در این کهن سرزمین و ایران کنونی ودر فرهنگ ماد و عیلام « گدا ، ول گرد و تهاجمی معنی شده است .

چقدر معنای این لقب با هستی تاریخی این قوم ( هخامنش ) منطبق است و اینکه ما را به وسعت و عمق درد و رنجی هدایت می کند که مردم ایران در روند برآمدن هخامنشیان تحمل کرده اند .

.همچنان در مورد آریا می نویسد هیچ ردپایی از این واژه با معنی نژادی آن پیش از نقر در کتیبه­ی بیستون نیافته ایم .                            حتی معتقد هست که برخی از خاورشناسان کلمه هرات در کتیبه بیستون که در اصل « هرو » آورده شده به عمد وبر غلط آنرا آریا خوانده اند تا به ادعای داریوش عینیت ببخشند و برای تصدیق آرزوهای اوست که چنین قومی را اختراع    می کنند.

به این ترتیب تنها احتمال دارد که محلی دور از حاکمیت هخامنشیان به اسم « آریا » موجود باشد  و بس ، نه نژادی به نام آریا وجود داشته و نه می تواند جزء گروه های زبانی قرار بگیرد .

                                                                       ***

در تکمیل این همه جعلیات و تحریفات تخت جمشید که نمونه تمدن و فرهنگ ایلامی بشمار می آید بطور کلی بنام کوروش کبیر و داریوش کبیر و امپراطوری هخامنش تمام شد ، امپراطوری که با جنایت های بیشمار این به اصطلاح « کبیر » ها برای خود حقوق بشر می سازد و خود را بنابه نوشته های تاریخ نگاران آریا محور : با اخلاق ، مهربان ، باسواد و دارای فرهنگ غنی و تمدن های درخشان معرفی می کند و تا آن جا دوام می یابد که از جمجمه آنان نیز یک اصالت عالی خروج می کند .

  بازهم ناصر پورپیرار می نویسد : این است ماهیت واقعی یک امپراطور بیگانه ی بر خون و از خون بر آمده که در منطقه ی خیزش صنعت و هنر جهان از خود یک خشت مال ، یک آجرپز و ... ندارد و تا پایان در تاریخ جز بر نیزه اش تکیه نکرده است .

 

اما جالب ترین نکته در این جاست که امسال  ٢٩  اکتبر « ٨ آبان » روز حقوق بشر روز کوروش کبیر نامگذاری شده بود یعنی کوروش کبیر برابر با حقوق بشر و حقوق بشر برابر با کوروش کبیر در ایران و حتی خارج از ایران قلمداد شده و تلقین می گردد که به همین مناسبت « کوروش کبیر » چی ها در دهم آبان در تخت جمشید مثلا گردهمایی داشته و یاد و یادواره آن بزرگترین شخصیت تاریخ که تا مقام پیامبری به اوج رسیده گرامی بدارند .

شخصیتی که در تاریخ بیش از دوهزار  پانصد ساله ی این سرزمین نقش یک چماق کبیر را برای از بین بردن ملت هایی که مدنیت آفریده اند بازی کرده است .

آن زمان این چماق بر سر بابلی ها و ایلامی ها فرو افتاد و این زمان ابزاری بدست پارس ها برای محو و آسیمیله نمودن ملت های متشکل در ایران : بلوچ ها ، عرب ها ، ترکمن ها ، لر ها ، و کردها و خصوصا اکثریت جمعیت کشور یعنی تورک های آذربایجان مورد استفاده قرار می گیرد .

کوروش کبیر بعنوان چماق کبیر بهانه ی بزرگی برای آریا محوران شده تا هرچه که غیر آریایی ( غیر پارس ) می باشد انکار گردد اما غافل از این که این کوروش به اصطلاح « کبیر » بدست ملکه تورک های ماساژت « تومروس » به طرز فجیعی کشته می شود .

دکتر زهتابی در جلد اول کتاب تاریخ دیرین تورک های ایران صفحه ٦٣٩  و ٦٣٨  می نویسد : کوروش پادشاه  پارس در یک نبرد نابرابر پسر ملکه تومروس را به  قتل می رساند ولی این ملکه می گوید : من تو را در میدان جنگ شکست می دهم اما تو با حیله و مکر بر سر من مصیبت آوردی و پسرم را از من گرفتی ، آنطور که گفته ام تو را از خون خوردن سیراب خواهم کرد .

جنگ این دو اردو در آن سوی آراز ( ارس ) به وقوع می پیوندد و به این ترتیب کوروش بعد از ٢٨  سال در سال ٥٢٩ قبل از میلاد از لشکر تورک های ماساژت شکست خورده و سرش از بدن جدا گردیده و در یک پوستین پر از خون انداخته می شود .

 این بود پایان یک خون ریز تاریخ که با  دیکتاتوری ، چپاول ، فرهنگ و مدنیت قبل از خود از یک پیشرفت و تکامل بشری در میان ملت ها و تمدن های ایلامی ، بابلی ، قوتتی و لولوبی ( شمال غرب کشور : آذربایجان ) ممانعت به عمل آورد و سد بزرگی شد تا بشریت از چند دور تکامل تاریخی باز ماند .

اینک آن کوروش و داریوش « کبیر » ها به مثابه یک پتک و چماق ، چنان بر سر غیر پارس ها ( غیر آریایی ) کوبیده می شود تا همه چیز رنگ بوی پارسی بخود بگیرد .

اگر به کتاب تاریخ سال سوم دبیرستان امسال ( صفحه ٣ ) توجه کنیم کاملا قضیه آشکار می شود : سلسله هخامنشیان با فرمانروایی کوروش بزرگ آغاز شد ، او توانست با متحد کردن اقوام پارسی و ماد حکومتی را پایه گذاری کند که گستره قلمرو آن شامل تمدن های کهن به جز بخشی از یونان باستان بود کورش به دلیل خداپرستی ، عدالت خواهی و خردمندی اش شهرت جهانی یافته است .

برخی معتقدند که در قرآن مجید به عنوان فرمانروای نیک سیرت ستوده شده همان کوروش پادشاه ایران است .                

                                                                      ***

در پایان خاطر نشان می سازم که کشور ایران یک کشور کثیرالمله بوده که بایستی تمام ملت های ساکن در این سرزمین اعم از تورک آذربایجانی و ترکمن گرفته تا فارس ، کرد ، بلوچ ، عرب و لر و ... زیر سایه ی قانون و عدالت در تمام جنبه های آن ، حق زندگی برابر داشته باشند.

 

دوم این که هیچ شخصیت و یا سلسله تاریخی نمی تواند همانند چماقی اعمال شود که نژاد پرستی را همراه حذف هویت تاریخی سایر ملت ها به منصه ظهور برساند .

شهروند پارس همانقدر عزیز و گرامی هست که شهروند بلوچ ، عرب ، کرد و تورک آذربایجانی .

 و یک شهروند پارس همان قدر که از امکانات زبانی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی بهره لازم را میبرد بایستی سایر ملت ها نیز از حقوق مذکور استفاده عادلانه داشته باشند .

در نهایت ، این نوشته بدون هیچگونه غرض ورزی و عناد نسبت به یک ملت یا زبان ، به رشته تحریر در آمده است و همه انسان ها در این سرزمین باید از موازین حقوق بشر و قانون اساسی در تمامی ساحه ها ، آن هم به معنای واقعی آن بهره مند گردند .

 به امید آن روز .

هدایت ذاکر

تبریز

٢٦/٨/٨٧           

  یازیلمیش پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

 

انتخابات در سرزمين گانگسترها ( آمريكا )

و

 حركت ملي و دموكراتيك ما ( آذربايجان )- يونس زارعيون

 الوین تافلر در کتاب ارزشمند موج سوم زندگی بشر را به سه قسمت تقسیم نموده و معتقد است که بشر در طول زندگی خود سه موج عظیم را تجربه نموده است که موج های فوق کلیه ی شئونات زندگی اش را عوض نموده است وی مشخصه موج اول را کار یدکی و مکانیکی انسانها و مشخصه ی موج دوم را که از انقلاب صنعتی آغاز می شود کارخانجات عظیم صنعتی و مشخصه ی سوم را اصلاحات نامیده است تافلر معتقد است که اگر در اوایل ( دوران موج اول ) اتفاقی در جامعه ای رخ میداد اخبار آن روز ها ماهها طول می کشید تا به گوش جوامع دیگر برسد همچنین اتفاقات جوامع تاثیری در روند جامعه ی دیگر نداشت او جوامع موج اول را به حوضهای آب مجزائی تشبیه می کند که در صورت انداختن سنگ در یک حوض ، موج ایجاد شده در حوض هیچگاه حوضهای دیگر را تحت تاثیر قرار نمیداد.  

اما مشخصه بارز موج سوم از نظر تافلر حوض آب بزرگی است که در صورت انداختن سنگ و ایجاد موج تمامی آب موجود در حوض را تحت تاثیر قرار می دهد آری مشخصه ی دوران کنونی دهکده ی جهانی یا همان حوضی است که کلیه ی جوامع از همدیگر تاثیر می پذیرند. در مقاله ی فوق سعی در بررسی نتایج شگفت انگیز انتخابات آمریکا و تاثیر آن در فرآیند دموکراتیزه شدن جوامع دیگر از جمله ایران و رفتار مخالفین حرکت ملی آذربایجان در قبال این موج را دارم .  حال آنکه در بررسی فوق سعی در القا یا نشان دادن تاثیرات انتخاباتی ( یا دموکراسی) به عنوان یک نوع نظام آرمانی و یا مدینه ی فاضله نداشته و بررسی موضوع تا حد یک تکنولوژی سیاسی که در آن اقتدار سیاسی از طریق رقابت و مشارکت در انتخابات  به واسطه ی احزاب سیاسی مستقل که ناشی از ارده عمومی ملت و رضایت حداکثر مردم به عنوان منشا اصلی اقتدار قانونی و دموکراتیک که در دورا ن کنونی شناخته می شود را دارم                       

 باراک اوباما در حالی چهل و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا می شود که در یک پیروزی تاریخی و درخشان در مقابل رقیب سفیدخود با 338 رای کالج در مقابل 157 کالج در برابر مک کین به پیروزی دست یافته است.                                                                                                تاریخ ایالات متحده این میزان مشارکت را در خود ندیده است . از 213 میلیون واجد شرایط رای دادن نزدیک به 180 میلیون برای رای دادن ثبت نام کرده بودند

اوبامای سیاه در مقابل مک کین سفید                                                                                                                                   

  طبق گزارش خبر گزاری اسوشیتد پرس بیش از 90 در صد شرکت کنندگان در انتخابات در نظر سنجی های پس از رای گیری اعلام نموده اند که مسئله ی نژادی تاثیری در رای آنها نداشته است.

  بهتر است به حدود 5 سال پیش برگردیم و با هم قانونی را بررسی کنیم  که در آن اگر سفید پوستی سوار اتوبوس می شد و سیاه پوستی در صندلی نشسته بود طبق قانون باید جایش را به سفید پوست می داد. اما خانم ماریا پرلین سیاه پوستی که در مقابل این قانون قد علم کرده بود و جایش را به یک سفید پوست طبق قانون ! نداد حرکت وی را به عنوان نماد عدالت خواهی و مبارزه ی سیاهان برعلیه تبعیض نژادی در آمریکا مطرح شد و خانم ماریا پرلین جان خودش را در این راه از دست داد . به قبل از آن بر میگردیم قاره آمریکا توسط کریستف کلمب کشف شد و بعد از آن موج سفید هایی که برای زندگی بهتر به سرزمین جدید مهاجرت کردند و در آنجا برای بقای خود ده میلیون سرخ پوست را زنده زنده کشتند و بعد از آن نیز از قاره آفریقا سیاهان را به عنوان برده به قاره ی آمریکا بردند و قاره ی سیاه به عنوان صادر کننده ی برده به آمریکا مشهور شد و سیاهان در کارهای سخت و طاقت فرسا توسط نژاد سفید ( بعضا ً پاک آریائی ) به خدمت گرفته و خرید و فروش شدند و غیر انسانی ترین رفتار با آنها انجام گرفت تا همین چهار سال پیش نیز رئیس جمهور ایالات متحده فرمود (به کاخ سفید باید سفید ها برود) رهسپار کاخ سفید میشد .جرج بوش رئیس جمهور پیشین در تمثال یک کابوس با سوار شدن بر اسب و گذاشتن کلاه گانگستری به سرش خود را نماد مردان آمریکایی به جهان نشان میداد اما موج عظیم دموکراسی خواهی افرادی چون بوش را در سرزمین گانگستری به دست همان کابوس ها به کنار نهاده و باراک اوبامای آفریقایی تبار که پدر بزرگش در زمان جان اف کندی به آمریکا مهاجرت نموده بود و به عنوان نهاد برده ها و قاره صادر کننده برده شناخته می شد را به کاخ سفید فرستاد . جالب است بدانیم که در آمریکا نفوس 75 میلیون نفری وجود دارد که در  هیچ مساله ی سیاسی و نظر سنجی و غیره  شرکت نمیکند اما در انتخابات ریاست جمهوری همین 75 میلیون نفر که شدیدا ً گرایش نژاد پرستی دارند به نفع سفید رای می دهد مک کین نیز جریان فوق را به خوبی دریافته بود و به همین خاطر فرماندار ایالت آلاسکا که یک دوره ملکه ی زیبایی آمریکا شده و خانم ورزشکاری نیز هست و طبق رفتار تیپ های سفید آمریکا به شکار نیز علاقه دارد را به عنوان معاون اول خود برگزیده بود تا به زعم خود رای 75 میلیون را به نفع خود در صندوق ها بریزد و از قاعده ی ((بردلی)) استفاده نماید . بردلی شهردار سیاه لوس آنجلس بود که در آنجا بسیار موفق عمل کرده بود و برای انتخابات فرمانداری در مقابل یک سفید رقابت می کرد .و طبق نظر سنجی های انجام شده از رقیب خود جلو بود اما در روز در گیری شکست خورد و همان جمعیت سفید که وارد مسائل سیاسی نمیشوند که رقیب سفید او علی رغم شایستگی های بردلی رای دادند

الوین تافلر در کتاب موج سوم فیلمهای وسترن را توضیح می دهد که درآن قانون از لوله ی تفنگ بیرون می آید و نماد عقلانیت یا کشیش کلیسا است یا یک خانم معلم زیبا که در آن شهر کوچک درس میدهد اما امروزه ما شاهد تحولات عمیق در رفتار سیاسی جوامعی هستیم که کلیه ی تیپهای نژادی را کنار گذاشته و رویکردی دموکراتیک را جست و جو میکند و هم اکنون نیز جامعه شناسی سیاسی و توضیح جوامع انسانی فرآیندی جز توضیح گذر جوامع به سوی دموکراسی نیز و دیر یا زود این گذر اتفاق خواهد افتاد و به نظر من حاکمان مقاوم تر در برابر این موج  در فضای مقاومت خود هر چه قدر که درمقابل فر آیند دموکراتیک کار شکنی نمایند شکستشان سنگین تر خواهد شد .

ساموئل هانتینگتون از سه موج دموکراسی سخن به میان آورده است موج اول از(( 1828 تا 1926 )) موج دوم از ((1926 تا 1975 )) و موج سوم از (( 1974 به بعد )) که موجب گذر از رژیم های غیر دموکراتیک به نظام های دموکراتیک در مناطق گوناگون جهان شده است . در موج سوم دموکراسی کشورهای غیر دموکراتیک اروپا ، رژیم های کمونیستی بلوک شرق وبسیاری از کشورهای آسیا از کشور های آسیایی و آمریکای لاتین به دموکراسی گذر موفقیت آمیز انجام داده اند . کار شناسان سیاسی در بررسی سرایت دموکراسی به کشور های اروپای شرق – آمریکای لاتین و آسیای جنوب شرقی بر نقش اقتصاد جهانی و فرهنگ ارتباطات و تاثیر آن بر گسترش گفتمان جامعه ی مدنی در سطح جهانی جامعه ای که در آن نهاد های دموکراتیک از استقلال بر خوردارند و تقویت گفتمان حقوق بشر و پی گیری انسانها برای احقاق حقوق انسانی خویش تاکید میکنند. قرنی که در آن زندگی میکنیم با توجه به مشاهداتمان چنین به نظر می آید  که دموکراسی به عنوان نظام سیاسی بلا منازع در جهان در حال گسترش و جلو افتادن از سایر نظام های سیاسی است                 

 موج سوم دموکراسی با فروپاشی نظامهای غیر دموکراتیک اروپای جنوبی یعنی پرتغال ،اسپانیا و یونان در دهه 1970 و بسیاری از رژیم های نظامی آمریکای لاتین و برخی کشورهای آسیائی در دهه 1980 و گذر به دموکراسی در اروپای شرقی در دهه 1990 اوج بی سابقه ای پیدا کرد.

بر طبق آمار خانه آزادی میان سالهای 1974 و 1990 در 30 کشورکه دارای رژیم های غیر دموکراتیک بودند . نظام دموکراسی برقرار شد . در فاصله ی سالهای 1990 و 1996 نیز 30 کشور دیگر در اروپای شرقی و مرکزی در اتحاد جماهیر شوروی و آفریقا دارای  رژیم های دموکراتیک شدند.                

 در 1997 بر اساس آمار خانه آزادی از 191 کشور در جهان 117 کشور دارای رژیم های اساساً دموکراتیک بودند .در سال 2000 از 192 کشور بر طبق آمار خانه آزادی 120 کشور دارای نظام (( دموکراسی انتخابات)) شده بودند.                                                                                               و تحت تاثیر همین خیزش عظیم و زمان جهان تفکر است فاشیست و نژاد گرائی را به کنار نهاده و موجب اتفاقات شگرفی در صحنه ی سیاسی دنیا شده اند .   بررسی رفتار لوکت آقای باراک اوباما در دوران ریاست جمهوری خود از موضوع مقاله خارج بوده اما به نظر می رسد با توجه به شادی مردم دنیا در آفریقا ، ژاپن و ..... تغییر چهره سیاسی آمریکا و  معرفی کاخ سفید به عنوان قوی ترین چهره و (( ساختمان معماری )) دموکراسی جهان با حضور آقای اوباما رفتار و گفتمان سیاسی اوباما با کشورهای دیگر در چارچوب گفتمان دموکراتیک و حقوق بشر برش بسیار عظیم تر از گزینه نظامی خواهد شد  و کشور هایی که عملا ً خبر از دموکراسی حقوق بشر نهادهای دموکراتیک و احزاب سیاسی در آنها نباشد در مقابل این گفتمان دست خالی خواهند بود . اگر تا چند سال پیش جورج بوش دموکراسی را در کوله پشتی سربازان آمریکائی به خاور میانه می آورد هم اکنون اوباما با چند مذاکره و منطق گفت و گو گفتمان دموکراسی را تا مرز خاور میانه خواهد آورد. چرا که خود پیروز فرآیند دموکراتیک (( در کشور تبعیض ها – تفکر کابوس ها  و تضییع حقوق انسانها )) است .         

 هرچه قدر که مقاومت کشورها در مقابل موج دموکراسی بیشتر باشد شکستشان سنگین تر خواهد بود برای مثال ترور بی نظیر بوتودر پاکستان به عنوان نماد گفت وگوی دموکراتیک باید به سود پرویز مشرف تمام می شد اما در فضای ترور و بدون حضور بوتو مشرف نیز مجبور به پذیرش شکست است .   

  آمریکا را بررسی نمودیم و گفتمان عدم خشونتی که زمانی موریس مترگیند ها پایه گذار آن بودند و جانشان را نیز در این راه فدا نمودند امروز به بار نشست . اما ایران و حقوق آذربایجانی ها .قبل از انقلاب مشروطه حکومت قاجار همچو یک حکومت تمامیت خواه بر مردم حکومت می کردند از مردم به عنوان رعیت شاه نام برده می شد و حتی نقل است روزی مظفرالدین شاه در بازگشت از سفر فرنگ مردم یکی از شهرهای اطراف بندر انزلی نامه ای به این مضمون که از حاکم آن شهر ناراضی هستند به شاه فرستاده و اعلام نارضایتی خود را از حاکم ابراز می کنند. مظفر الدین شاه در پاسخ می گوید که رعیت ره چه به این غلط ها اتفاقی رخ می دهد و مظفر الدین شاه.

  یازیلمیش پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

ارتش آمریکا در عراق یکی از فرماندهان سپاه قدس ایران را دستگیر کرد



 ارتش آمریکا می گوید نیروهای امنیتی عراق شخصی را که ادعا می شود یک کماندوی ارشد ایرانی عضو سپاه پاسداران ایران است در فرودگاه بین المللی بغداد بازداشت کرده اند.

گفته می شود این مرد مظنون به "مشارکت در تسهیل ارسال سلاح های ایرانی به عراق" تحت پوشش فعالیت برای یک سازمان درگیر در مرمت و بازسازی مراکز مذهبی عراق بوده است.

در بیانیه ارتش آمریکا ادعا می شود فرد دستگیر شده از این سازمان برای پنهان کردن سلاح های ارسالی به عراق در محموله های مصالح ساختمانی استفاده می کرده است.

ارتش آمریکا از سال ها پیش نیروی قدس، یگان عملیات خارجی سپاه پاسداران، را به تسلیح، آموزش دادن و تامین مالی شبه نظامیان عراقی برای دامن زدن به خشونت های فرقه ای متهم کرده است، اتهامی که ایران رد می کند.

این بیانیه همچنین می گویدکه فرد دستگیر شده با خود "مقدار نامشخصی" کوکائین حمل می کرده است.

خبر این بازداشت درحالی گزارش می شود که پارلمان عراق درحال بررسی یک پیمان فراگیر امنیتی با آمریکاست که این کشور را ملزم به خروج نیروهایش از عراق تا پایان سال 2011 می کند در حالیکه ایران شدیدا با این پیمان مخالفت کرده است. (میللی حرکت)

  یازیلمیش پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

 روانشناسی نژاد پرستی و نفرت از غیرخودی - دکتر نهضت فرنودی

 

متون روانکاوی تا کنون هیتلر را با برچسب هایی چون: مجنون پارانوئید، کودکی «سادیست» و دیگر آزار، ترسوئی پنهان در پشت توّهم شجاعت، برده ای روان نژند در چنگ وسوسه های دیگرآزاری، خود شیفته ای در چنگ حقارت نفس و بالاخره روان پریشی ضد اجتماعی و تشنه ی خون، معرفی کرده اند.

اگر چه این برچسب ها ابعادی از وجود آدلف هیتلر را مشخص می کند، ولی متأسفانه هیتلر و بسیاری از نژاد پرستان هر عصر و زمان، چیزی هستند بیشتر و فراتر از این برچسب ها و میدان و شدت آسیب و گزند آن ها به دیگران بسته به میزان قدرتی است که به دست می آورند. گاه یک کلام و جمله ی آزاد دهنده، نقش این تخلیه ی درونی را بازی می کند و گاه به آتش کشیدن یک قاره و سوزاندن میلیون ها می انجامد.

شناخت این ویژگی «فراتر» از برچسب های روانکاوی، هدف این مقاله است و گامی بسیار کوچک در راه شناخت این جغد شوم که هر زمان بر بام خانه ی قومی، ملتی و یا نژادی می نشیند و خانواده ی بشری را در اندوهی تازه فرو می برد.

بگذارید با یک تصویر سازی شما را به خاستگاه اولیه قدرت ها و ضعف های نیمه ی خودآگاه و ناخودآگاه انسان ببرم، و با هم مروری داشته باشیم از آنچه «تولد روانی انسان» نامیده می شود. تولدی که همزمان با تولد جسمانی ما نیست و طی پنج سال اول عمر و درگذر از مراحل مختلف رشد روانی صورت می گیرد.

کودک انسان در آغاز تولد، مانند مسافری است که با هواپیما در فرودگاه ناشناسی وارد می شود. نه سرزمینی را که بر آن فرود آمده می شناسد، نه زبان مردمش را می داند و نه علامت و نشانه ای آشنا می بیند. هواپیما برابر تونل فرود قرار می گیرد و این تنها مسافر از تونل عبور کرده به سالن فرودگاه می رسد. علاوه بر تمام ابهامات موجود، حتی فضای فرودگاه و سالن فرود را ابر و مِه ابهام که چشم باز مسافر را همتای چشم بسته ناتوان می کند، فرا گرفته است. کودک برای راه بردن به راز این سرزمین ناشناخته، تمام انرژی جسمی و روانی خود را بکار می گیرد و بیشتر از هر زمان دیگر در طول عمر «پیش رو»، یکپارچه توجه می شود که شاید وضعیت خود را بتواند ارزیابی کند.

پس از حدود پنج شش ماه بتدریج ابرها و مِه ناشناسی در سالن ورود فروکش می کند و مسافر یک «منِ بیرون از من» را که تنها مستقبل او در این فرودگاه است می بیند. «این منِ بیرون از من » اهمیت فوق العاده ای در زندگی مسافر تازهِ وارد دارد.

این اوست که باید نیازهای مسافر را فراهم کند. نیازهای مادی و جسمی و امنیتی و هم نیازهای رو به افزایش روانی او را. از طرف دیگر، واکنش های این «منِ بیرون از من»، همان اولین آینه ای است که اولین تصویرهای مسافر از «خویشتن» در آن نقش می بندد اگر این آینه یا «منِ بیرون از من»، با لبخند و گل و تابلوی خوش آمد و آغوش باز به استقبال آمده باشد، اولین «سکه ی طلای» پذیرش در قلک خالی «خودپذیری» کودک انداخته می شود. این«منِ بیرون از من» را بگذارید مادر به نمامیم یا کسی که نقش مادر را برای کودک ایفا میکند.

کودک در این سالن ورود به حیات روانی، بتدریج متوجه جدایی خود از مادر می شود. چیزی که در درون هواپیما از آن بی خبر بود، زیرا اولاً یک ماهی در حالت بی خبری «من جهانی» یا «خود شیفتگی» مطلق بسر می برد و بعد از آن هم دوره ای از «همبودی» و همزیگری با مادر را تجربه می کرد. لذا این گشایش چشم سوم یا «تولد دل» یا «جدایی روانی» کودک از مادر در این فرودگاه و سالنی که مسافر «ورود روانی» خود را تجربه می کند اتفاق می افتد.

بهر حال تجربه ی این «دو بودی» با مادر تجربه هولناکی است، زیرا کودک خود را ضعیف و ناتوان از بر آوردن اولین نیازهای خود و مادر را «قادر مطلق» یا آن ایده ال قدرتمند می بیند که حیات و مرگش در دست اوست.

مادر، این «قادر مطلق»، در چشم تازه به دنیا گشوده ی کودک در رفتار و حرکاتش طی هزاران بده بستان روزمره با کودک، یا این پیام را به کودک می دهد که او آنقدر عزیز و مهم و دوست داشتنی است که در رأس برنامه ها و الویت های مادر قرار دارد و مادر با حساسیت کامل، حضور دائمی، قدرت تمام و آرامش و بردباری در خدمت و کمر بسته ی اوست و یا بر عکس به دلائلی، مانند گرفتاری و اشتغال بی اندازه - عدم حساسیت کافی - نداشتن کیفیت پرستاری و پرورش - بیماری جسمی- بیماری روانی و افسردگی - اعتیاد- خشونت و اختلاف زناشویی- مشکلات اقتصادی فشار و شدت حوادث بیرونی و اجتماعی مثل جنگ و ترور و وحشت، یا در نهایت عدم آمادگی مادر برای تولد و مراقبت از یک کودک، پیامی که به مسافر تازه وارد می دهد این است که احتمال رهایی به حال خویشتن و وانهادن در سختی و نیازمندی و وحشت، در این فرودگاه و سرزمینی که وارد آن شده ای هست.

اینکه کودک و مسافر تازه وارد ما کدام یک از این دو پیام را دریافت می کند، اثری قدرتمند و پایا در هیأت روانی او در بقیه عمر خواهد داشت.

اگر چه نویسنده این سطور جزء آن دسته از روانشناسان مثبت اندیش است که هرگز قدرت انتخاب آزاد و واکنش به جهان و آنچه در آن هست را از انسان نمی گیرد، ولی از اثر بسیار مهم این پیام اولیه هم غافل نیست.

افرادی که در بزرگی از انواع اختلالات شخصیتی بخصوص از نوع «خود شیفتگی» رنج می برند کسانی هستند که در این مرحله از زندگی روانی خود دچار «وقفه» و «ایست روانی» شده اند. مرحله ای که کودک انتظار و نیاز حیاتی دارد که دو بخش موجود‌«درونی اش»، یعنی آن بخشی که کودک آنرا دوست ندارد، زیرا که آبشخور ترس و اضطراب و ناتوانی و احتیاج است، با نیمه دیگر او که شجاع است و شور حیات دارد و تازه نفس است و با شادمانی، لحظه های زندگی را تجربه می کند و مادر را بسمت خود می کشاند و صداهای جدید در خود کشف می کند و خلاصه اولین رقص خود را در دنیا و با مادر آغاز می کند، نوعی پیوند و یکپارچگی را تجربه کند، (Cohesive Self).

این پیوند و یکپارچگی فقط وقتی اتفاق می افتد که کودک تصویری مطلوب، مقبول، دوست داشتنی و ارزشمند، از خود را در آینه اعمال و صورت و نگاه مادر مشاهد کند و هسته ی حرمت ذات او در مزرعه ی عشق و اعتماد و امنیت کاشته گردد. وقتی کودک این پیام را دریافت نمی کند، هیأت روانی او به سمت چند پارچگی خویشتن کشیده می شود. (Fragmentations of the self)

مهمترین تجربه ی Self یا «خویشتن» کودک، تجربه ی او به «موجود خوب» و «موجود بد» و یا «مقبول» یا «غیرمقبول» است.

«کوهات» عدم هم حسّی یا قدرت درک احساسات کودک بوسیله ی والدین را خاستگاه اولیه این مشکل بزرگ روانی می داند. و من آنرا میراث شومی می خوانم که ما نخواسته و ندانسته به فرزندان خود منتقل می کنیم. چیزی که مبنای بسیاری از مصیبت های تاریخی است. (عدم حساسیت به احساسات و نیازهای دیگران). کودک در میان تمام نیازهای روانی که نام بردیم از جمله نیاز به امنیت و عشق و اعتماد و... یک نیاز مهم دیگری را هم فریاد می کند وآن فریاد ناشنیده ی کودک انسان برای نمایش و خود نمایی، به امید دریافت توجه و تحسین است که البته این نیاز در مراحل مختلف رشد و تحول روانی کودک به اشکال مختلف ظاهر می شود.

مادر و پدری که این نیاز را جدی می گیرند و با کودک خود وارد یک بازی جدی و بده بستان «دو قلو مآبانه» می شوند و گاه قدرت های خود را با مهارت به کودکی که مشتاق نمایش و بزرگ نمایی است قرض می دهند که کودک آنرا از آن خود تصور می کند، نیاز دیگر کودک که احتیاج دارد مادر و پدری ایده آل و قادر مطلق داشته باشد را برآورده می نمایند.

وقتی این «ایده آل» و این «قادر مطلق» و این «خدای » زمینی کودک او را پسندید و پذیرفت و تحسین کرد، بتدرج قلّک خالی ارزشمند کودک با سکه های طلا پُر می شود و دیگر در دروه های بعدی زندگی هر کسی که زباله و بی بهایی را بخواهد به خورد این قلُک بدهد، در آن فرو نخواهد رفت و خود بخود سر ریز می شود و از بین میرود، بدون اینکه درونی هیأت روانی کودک گردد.

اما اگر به این نیاز مهم کودک پاسخی داده نشد و کودک به یکپارچگی نرسید، اولاً برای بقیه عمر گرفتار احساسات انتقالی این دوره، یعنی دوره ی نیازمندی به آینه گونگی مثبت - ایده آل ساز ی و بت طلبی و یافتن جفت دوقلوی خود است. و در ثانی، خواسته و نخواسته از درون هم گاهی «خود خوب و ایده‌آل» و «گاهی بد و دوست نداشتنی» می شود و هم طی یک واکنش روانی بیرونی سازی و با بکار گیری از مکانیسم دفاعی تعکیس یا فرافکنی این احساسات خوب و بد را به دیگران انتقال می کند.

در طول زندگی، تا بهنگام مرگ، ما پیوسته به موجودی بیرون از خود که ما را ارزشمند و دوست داشتنی بداند نیازمندیم. کسی که این نیاز را در کودکی از مادر و پدر دریافت کرده باشد، به شکل بالغ تر و دو سویه تر بدنبال این موجود می گردد و کسی که از دریافت آن در کودکی محروم باشد، حتی در بزرگی به دنبال این موجود می گردد که یکطرفه و بی قید و شرط و بدون توجه به آنچه در مقابل دریافت می کند، در اختیار و خدمت این بزرگسال «کودک روان» قرار گیرد. چون انسان ها از روابط خود، برخورداری دو جانبه را طلب می کنند، «بزرگسال کودک روان» ما، پیوسته با یأس مواجه می شود زیرا او احتیاج دارد کسی را بیابد تا او را ایده آل سازی کند. قادر مطلقی که قدرت حفظ و حراست او را داشته باشد. پس از چند تجربه ی یأس آور فرد یا خود را از دیگران منزوی می کند، یا به خشونت با محیط بر می خیزد و نوعی برتری طلبی که فعل وارونه ی حقارت درونی اوست را نشان می دهد و یا در پشت ایده آل های ذهنی، مانند ناسیونالیسم که مادر ایده آل های ذهنی، را در قِلّت گرائی، مذهب که مادر ایده آلی را خالق هستی و یا نژاد و قومیت، بدنبال امنیت درونی می گردد.

مادرش وطن او را می ستاید، بخصوص وقتی که او فرزند خلف باشد و در راهش جان فشانی کند. دین اش، به او پناه می دهد و به او هویت یکپارچه و قدرتمند می بخشد، بخصوص اگر دستوراتش را گردن بنهد و نژادش برتری او را و ارزشمندی اش را به ثبت می رساند. نیمه ی بَد من، از آنِ کسی می شود که «غیر من» است. نفرت درونی به بیرون فرافکنی مبدل می گردد و تضاد به صورتی موقت حل می شود. آنچه و آن کس که همانند من است خوب و «غیرمن» بد می گردد.

و به این ترتیب روانشناسی نژاد پرستی و نفرت به دلیل تفاوت های جنسی، دینی، ملّی، قومی و حتی گروهی شکل می گیرد. فرد، آن «بَدی» را که در درون خانه ی دل توان روبرویی با آن را نداشت، بیرونی می کند و با تمام قوا به مبارزه و تخریب آن می پردازد.

ظاهراً هیتلر و مردم آلمان، قوم یهود را به علّت ادعایشان به «قوم برگزیده ی خداوند بودن»، بَد و لایق نابودی می دانستند، در حالی که هیتلر خود درباره ی آریایی ها می گوید: «ما بر عکس یهودیان که چهره ای تاریک، یا قامتی کوتاه و موی بسیار بر تن و بوی بدِ بدن و چشمانی بی حالت و بی نور و پشتی خمیده دارند، مردمی هستیم با قامتی افراشته، قدی بلند، سینه ای فراخ، پوستی روشن، چشمانی درخشان و نافذ، سختکوش و خلاق و برای همین ما نژاد «برتریم». نژاد آریا، بر ترین نژاد هاست». خواندن همین چند سطر نشان می دهد که چگونه حقارت درونی را بیرونی می کنیم و به روانشناسی نفرت و نژاد پرستی میدان می دهیم. آنچه درون خود ماست، در دیگران می بینیم و با آن به ستیز بر می خیزیم.

باید به این نکته اشاره کنم که ما وطن پرستی از نوع سالم، دین داری از نوع سالم و ملّی گرایی از نوع سالم نیز داریم. بهترین نشانه ی سلامت این احساسات، میزان دیگر پذیری است و حق متقابل برای «غیرخودی» قائل شدن و به دیگر اندیش، با صمیمیت و نه ریا، حق حیات دادن. درون گرایی های قومی یک انعطاف ناپذیری و تعصب تدافعی است و در برابرش پولورالیسم و نسبی گرائی سلامت که فقط از ویژگی های انسان خوب رشد کرده است، قرار دارد. از این روست که می توان گفت تعصب، انحصارگری، جزم اندیشی دیگر ستیزی، به هر نام و به هر شکل، و گسترش و اشاعه ی افکار قومی و نژادی از ویژگی های روانِ تجاوز دیده است و هرقدر که نیرو صرف آن کنی ثمری شیرین نمی بخشد، بلکه خشونت و نفرت درونی را اضافه می کند.

فقط انسان بالغ، فقط انسان سلامت می تواند آنچنان دیگر پذیر و تنوع پذیر باشد که بگوید:

شش جهت است این وطن

قبله در او یکی مجوی

بی وطنی است قبله گه

  یازیلمیش پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

جنگ سولدوز به روایت قصاب سولدوز(عبدالرحمن قاسملو)

بیزیم سولدوز:جنگ سولدوز

 بی تردید جنگ ۱۳۵۸ سولدوز(نقده) لکه ننگ دائمی بر دامن حزب مدعی دمکراسی و ازادی کوردستان!(حزب دمکرات) و رهبران غرق در رویای ان است. جنگ ۴ روزه سولدوز که چند ده نفر از نیروهای داوطلب مردمی  در نبردی بی امان با بیست هزار نیروی شبه نظامی کورد تا بن دندان مسلح اغاز و پس لرزه های ان تا امروز ادامه دارد ، یکی از خونین ترین جنگهای تاریخ معاصر اذربایجان است.

این جنگ که نتیجه اشتباه استراتژیک سران حزب دمکرات در ارزیابی انها از روحیه و شعور ملی تورکهای سولدوز بود به یکی از اصلی ترین دلایل فروپاشی هیمنه این حزب تبدیل گشت و انچنان ضربه ای بر ان وارد ساخت که ستون سازمانی انرا در هم کوبید و باعث فرار خفت بار سران و اعضای ان به خارج از کشور گردید.

درباره این جنگ گرچه حزب دمکرات و در کل تمامی سازمانها و تشکلات کورد و حتی کمونیستی  با مظلوم نمایی زیاد نوشته و گفته اند اما در اینسو یا مطلبی نگاشته نشده و یا بسیار گذرا از ان گذشته ایم ، گرچه در تاریخ شفاهی منطقه ، نقل و قول این جنایات  هنوز محفوظ است.

با توجه به انچه در بالا امد ، نگاه به این حادثه بزرگ و بقول قاسملو (مسبب اصلی این جنگ)، جریان نقده ،  از دید بانی و مسبب ان تاییدی بر حقانیت ملت تورک سولدوز در دفاع از جان و مال و ناموس خود است. اگر چه این سخنان از زبان عبدالرحمن قاسملو و از موضع تدافعی بوده اما هیچ خدشه ای بر اصل ماجرا وارد نشده و نگاه مو شکافانه به ان ، خود افشاگر خوی زیاده طلبانه ان گروه ما فوق تروریستی  و جنایتکار است.

عبدالرحمن قاسملو دبیر حزب دموکرات کردستان بعد از این جنگ به تهران رفته و در یک مصاحبه مطبوعاتی که در هتل کنتینانتال انجام شد، پیرامون مساله خودمختاری کردستان، حوادث نقده، ملاقات با امام خمینی، آیت الله العظمی شریعتمداری و تماس با دولت توضیحاتی داده است. قاسملو در آغاز گفت:  علت مسافرت ما به تهران، مذاکره درباره خواست اصلی مان بود که یک ماه پیش به دولت داده شده بود و در ضمن می خواستیم دربار مسائل نقده، توضیحاتی بدهیم.

دیروز ما خدمت امام خمینی و همچنین آیت الله العظمی شریعتمداری رسیدیم. « از زمانیکه ما خواست اصلی خود یعنی حق خودمختاری را مطرح کردیم، از نظر ظاهر قدمهایی برداشته شد. بعنوان مثال بازرگان در یکی از مصاحبه‏های مطبوعاتی، به اصل خودمختاری اشاره کرد. قاسملو به شرح وقایع نقده پرداخت و ضمن اینکه اخبار رادیو و تلویزیون را در مورد حوادث کردستان تحریف شده و غیر واقعی عنوان کرد، در این باره اظهار داشت: « ما روز ٣۱ فروردین برای برگزاری یک میتینگ مسالمت آمیز به نقده رفته بودیم، عده‌ای بما ایراد می‌گیرند که در میان تظاهر کنندگان افراد مسلح حضور داشتند، این واقعیت دارد، ولی من همین امروز از رادیو شنیدم که در اهواز، تظاهرات مسلحانه ای بوده و حتی تیراندازی هوائی بعنوان اظهار شادمانی انجام شده است و آنها که ایراد بر مسلح بودن بعضی افراد شرکت کننده دارند، در واقع می‌خواهند چنین وانمود کنند که ما تیراندازی را شروع کرده‌ایم. اما در شروع میتینگ، تیراندازی از خارج شروع شد. اوضاع کمی رو به آرامش نهاد، اما نیم ساعت بعد، تیراندازی دوباره شروع شد و مردم پراکندند و باید به محل کردنشین نقده باز می گشتند. بازگشت مردم به محله کردنشین‏ها طوری بود که باید از محل ترک نشین‏ها می گذشتند.در جریان عبور معلوم شد که روی تمام پشت بامها سنگربندی شده است وعده‌ای هم تیراندازی می‌کردند. بعد معلوم شد در خانه ی نزدیک محل برگزاری میتینگ، دیوارها قبلا سوراخ شده و سنگر گیری کرده بودند و شخصی که میخواست بداند تیراندازی از کجاست، گرفتار افراد داخل خانه شد که او را کشتند و دو نفر از مأموران انتظامات را هم در آنجا کشتند و اسلحه‏های آنها را بردند ما با کمیته شماره یک تماس گرفتیم و تنها خواست ما این بود که راه مهاباد را باز کنند تا ما بتوانیم از شهر خارج شویم که این خواست ما هم مورد توجه قرار نگرفت. » قاسملو اضافه کرد: « روز یکشنبه صبح که تقریبا آتش بس برقرار شده بود، با همه اینها ارتش تصمیم به دخالت گرفت. با دخالت ارتش، ما تماس‏هایی از مهاباد با دولت و استانداری در ارومیه و دفتر آیت الله طالقانی گرفتیم و همچنین تلگرامی به حضور ایت الله خمینی فرستادیم و در همه آنها متذکر شدیم که اعزام ارتش به این منطقه، ممکن است وضع را متشنج بکند، چون ما اطمینان نداشتیم که ارتش بتواند بی طرفی خود را حفظ کند. اما متاسفانه خواست ما مورد قبول قرار نگرفت و ارتش بطرف نقده اعزام شد. ما به هیچوجه سرجنگ با ارتش نداشتیم و همیشه هم گفته ایم که پشتیبان دولت انقلابی آقای بازرگان هستیم. هنگامیکه ارتش اعزام شد، ما نماینده ای فرستادیم تا با فرمانده بطرف نقده برود مبادا از طرف افراد ما تیراندازی بطرف آنها صورت گیرد. ولی وقتی که دوست ما در سه راه نقده به ارتش برخودر، مشاهده کرد عده‌ای از مجاهدان ارومیه هستند که ارتش را بطرف نقده رهبری می کنند و دوست ما را همانجا دستگیر کردند و اگر دخالت بعضی از ارتشیان نمی بود، افراد کمیته‏ها او را می کشتند. ارتش بطرف نقده پیشروی کرد و در آنجا برخلاف آنچه فرمانده لشکر ادعا می‌کند، در نقده دخالت کرد و حتی از نقده هم خارج شد. هلی کوپترها، تانک‏ها، تا ده پانزده کیلومتری نقده پیشروی کردند و دهات کردنشین را زیر آتش گرفتند».

 در این موقع قاسملو، برای اثبات حرفهایش، نواری را برای خبرنگاران پخش کرد که در آن صدای فرماندهان با افراد تحت کنترل خود که با بی سیم صحبت می کرده‌اند و همچنین صدای هلی کوپتر و رگبار مسلسل شنیده میشد. قاسملو در ادامه ی حرفهایش اضافه کرد: «در جریان‏ نقده و ورد ارتش، دوستان ما شهادت داده اند که سربازان ارتش بطور مستقیم بطرف کردها تیراندازی نمی کرده‌اند، و تانک‏ها و زره پوشها در اختیار کمیته‏ها بوده و آنها عملیات نظامی را در داخل شهر نقده رهبری می‌کردند. بعد از این زد و خوردها، استاندار و دولت پیشنها کردند که ما افراد مسلح خود را فراخوانیم، تا طرف مقابل هم این کار را بکند و آتش بس برقرار شود. ما این کار را کردیم به شهادت همه، ولی طرف مقابل این کار را نکرد و به طرف ما پیشروی کرد و بسیاری از خانه را غارت و ویران کردند. » نفود در کمیته‏ها قاسملو در جای دیگری از توضیحاتش در مورد نقده، گفت: « وقایع نقده توطئه بود که هنوز هم ادامه دارد، ما متوجه شدیم که در کمیته‏های نقده و ارومیه، افرادی نفوذ کرده‌اند که به هیچ وجه، نظر خوشی به انقلاب ندارند. این افراد در گذشته رئیس چماقداران و همکار نزدیک ساواک بودند که وضع را اداره می‌کردند و تحت رهبری آقای حسنی، رئیس کمیته ارومیه قرار داشتند قبل از اینکه جریانی اتفاق بیفتد، اقای حسنی، مقدار زیادی اسلحه در میان ترک‏های نقده پخش کرده بود. » وی در مورد مذاکرات ترک‏ها و کردهای نقده بعد از آتش بس و ترک مخاصمه  بین آنها، گفت: « هیات نمایندگی نقده حاضر به مذاکره نشد، خواست هیات نمایندگی ترک‏های نقده این است که ارتش و ژاندارمری در نقده بمانند و مردم کرد زبان خلع سلاح شوند. اگر به این خواست‏ها و مسائل گذشته که در نقده روی داد توجه کنیم، در می یابیم، که عده‌ای می‌خواهند از راه تحریک و ایجاد درگیری‏ها نتایج انقلاب ایران را از بین ببرند. و تمام این نظرها و تیراندازی‏های قبلی، برای این است که به نهضت مردم کردستان حمله شود و مردم کردستان را در مقابل دولت قرار دهند و ما برای همین منظور به تهران آآآآآمده ایم و می خواستیم به دولت هشدار بدهیم اما در تمام این جریان‏ها، متوجه شده ایم، که دولت متاسفانه توجه کافی به این مسائل ندارد یا شاید خدای نکرده این عدم توجه، توام با عمد باشد».

بیزیم سولدوز

  یازیلمیش پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

همزمان با راه اندازي ده هزار وبلاگ براي بسيج : هشدار سپاه در مورد انقلاب مخملي اينترنتي

در پي اعلام راه اندازي 10 هزار وبلاگ براي 10 هزار پايگاه بسيج در کشور، ارگان رسمي سپاه پاسداران در ‏حمله جديدي به اينترنت آن را وسيله اي براي انقلاب مخملي عليه جمهوري اسلامي توصيف کرد.‏

 در تصوير هراس آور ارائه شده از سوي سپاه در مورد اينترنت، هفته نامه صبح صادق با نامگذاري جديد ‏‏"امپرياليسم اينترنتي" بر روي شبکه جهاني وب، ادعا کرد که دولت امريکا قصد دارد با ابزارهاي ديپلماسي ‏عمومي که ارگان سپاه "اينترنت" را بخش اصلي آن معرفي کرده، به انقلاب مخملي و براندازي جمهوري اسلامي ‏دست بزند.‏

 ارگان دفتر سياسي سپاه پاسداران "پست هاي الکترونيکي(ايميل)، موتورهاي جستجوگر ياهو و گوگل"، "راديو و ‏تلويزيون هاي بين المللي مثل‎ ‎بي بي سي، سي ان ان، فاکس نيوز"، "مطبوعات بين المللي چون نيوزويک، تايم، ‏نيويورک تايمز، واشنگتن پست"، راديو ‏‎-‎‏ تلويزيون هاي فارسي يا منطقه اي خارج از کشور چون‎ ‎‏"تلويزيون ‏صداي امريکا، الحره، راديو فردا، راديوآزادي، راديو‎ ‎سوا"، سايت هايي چون "روز آنلاين و گويا نيوز" و ‏‏"خبرگزاري هاي رويترز، آسوشيتدپرس، يونايتدپرس، فرانس پرس، دپ آ" را به عنوان ابزارهاي براندازي ‏جمهوري اسلامي و انقلاب مخملي در ايران معرفي کرده است. اين نشريه افزوده که "فيلترشکن ها، هک کردن، ‏بلوتوث، و پيام هاي کوتاه تلفني اس ام اس" بخش ديگري از ابزارهاي ديپلماسي رسانه اي امريکا براي ايجاد ‏انقلاب مخملي در ايران به شمار مي روند.‏

‎‎انقلاب مخملي اينترنتي؟‎‎ 

گزارش منتشر شده در هفته نامه صبح صادق با اشاره به وجود 18 ميليون کاربر اينترنتي در ايران ادعا کرده که ‏دو سال پيش وزارت خارجه اسرائيل در همايشي با عنوان‎ ‎‏"اينترنت در ايران" برگزار کرده و در آن ضمن اظهر ‏خرسندي از "افزايش نفوذ «اينترنت ناسالم» در جامعه ايراني و گسترش موسيقي هايي چون رپ و راك و... را از ‏طريق اينترنت" اميدواركننده دانسته است.‏ 

ارگان دفتر سياسي سپاه همچنين ادعا کرده که "بخشي از سازمان اطلاعات مركزي امريكا وظيفه دارد ضمن آلوده ‏كردن اينترنت براي ايرانيان، در سايت وبلاگ هاي ايراني به جستجو پرداخته و پس از جمع آوري و ترجمه ‏اطلاعات بدست آمده آن ها را آناليز نموده و مورد بهره برداري قرار دهد‎.‎‏"‏

اين نشريه در عين حال تاکيد کرده که آنچه امريکايي ها را اميدوار به انقلاب مخملي در ايران کرده عبارات جست ‏وجو شده ايرانيان در اينترنت است. به نوشته صبح صادق "آنها ابراز شادماني كرده اند كه در حالي كه كشورهايي ‏نظير آمريكا، كانادا، انگليس موضوعاتي همچون نقشه آن كشورها، كاريابي، بانك ها، سازمان و ادارات دولتي و ‏فروشگاه ها را جست وجو كرده اند اما در ايران عبارتي نظير‎ Music‎، ‏Chat ‎‏ و... بوده است."‏ 

در بخش ديگري از هشدار دفتر سياسي سپاه پاسداران در خصوص بروز انقلاب مخملي از طريق اينترنت در ‏ايران، به "نگراني مجلس" از همين موضوع اشاره شده است. اين هفته نامه نوشته "مركز پژوهش هاي مجلس ‏شوراي اسلامي در گزارشي تحت عنوان تهديد نرم گزارش داده است كه آمريكا شيوه براندازي خود را با استفاده ‏از سلاح هاي فرهنگي چون رسانه هاي جديد قرار داده است و با توجه به كمرنگ شدن سناريوي حمله نظامي ‏آمريكا به ايران، ابزارهاي «ديپلماسي عمومي» براندازي نرم يكي از اولويت هاي دفاعي‎ - ‎امنيتي در ارتباط با ‏ايران است‎.‎‏"‏

 ارگان دفتر سياسي سپاه افزوده: "اگر نگاهي به آمارهاي ارائه شده رسانه هاي غربي در مورد هزينه هايي كه ‏غرب براي به دست گرفتن ذهن و فكر ايرانيان از طريق اينترنت مي كند داشته باشيم متوجه مي شويم كه اظهار ‏نگراني مجلس زياد هم بي جا نبوده است."‏

 صبح صادق در ادامه ادعا کرده که امريکا "از سال 2000 تاکنون ازطريق اينترنت، ماهواره، پيامک(اس ام اس) ‏نقش موثري در انقلاب هاي رنگي صربستان، اوکراين، قرقيزستان، و گرجستان داشته است."‏

 در ادامه اين گزارش با اشاره به اختصاص بودجه 75 ميليون دلاري امريکا به ايران، تاکيد شده: "بودجه اي كه ‏اكنون براي ايران تدارك ديده شده است پنج برابر بودجه اي است كه براي براندازي كشورهاي مزبور هزينه شده ‏است." اين هفته نامه ادعا کرده که امريکا ارقام ديگر "400 ميليون دلاري" و "100 ميليون دلاري" را نيز به ‏عنوان بودجه هايي براي انقلاب مخملي در ايران تعيين کرده است.‏

 گزارش سپاه همچنين بودجه تعيين شده از سوي پارلمان هلند تحت عنوان "حمايت از تکثر رسانه هاي فارسي" را ‏بودجه اي "براي تاسيس سايت و راديو تلويزيون و وبلاگ براي مقابله با نفوذ جمهوري اسلامي ايران و تلاش در ‏راه براندازي" جمهوري، و "توسعه وبلاگ هاي ضد ديني و ضد ايراني" معرفي کرده است.‏

 

بيانيه هاي اتحاديه اروپا در مورد نقض حقوق بشر در ايران از سوي ارگان دفتر سياسي سپاه به عنوان "رغبت ‏اروپا براي محيط اينترنتي ضد حکومت ايران" تفسير شده و خاطرنشان گرديده که "بيانيه هاي گاه به گاه اتحاديه ‏اروپا در حمايت از وبلاگ نويسان و يا مخالفت با فيلترينگ سازمان هاي ضد انقلاب" نشان رغبت اروپا براي ‏تغيير رژيم در ايران است.‏

 

دفتر سياسي سپاه همچنين ادعا کرده که "در سال گذشته تعدادي از اداره كنندگان اين سايتها كارگاه هاي آموزش ‏خود را در يكي از كشورهاي اروپايي گذرانده اند."‏

‎‎جلوگيري از انقلاب مخملي اينترنتي‎‎

ارگان رسمي دفتر سياسي سپاه در ادامه براي "مصون سازي جامعه و حاكميت"از آنچه "تهديدهاي اينترنتي" ‏خوانده، خواستار عملکرد هماهنگ نهادهاي نظارتي و فرهنگي کشور شده است.‏

‏"جريان سازي به منظور تهيه و توليد محتواي مناسب رسانه هاي اينترنتي و ديجيتالي"، "آفرينش و خلق گفتمان ‏در حوزه رسانه هاي جديد"، "فرهنگ سازي و آشناسازي مردم با فرصت ها و تهديدها و راهكارهاي استفاده ‏صحيح از اين رسانه ها"، "بيان و ارائه راه حل مشكلات و معضلات مردم و فعالان حوزه هاي رسانه هاي ‏ديجيتال"، و "آسيب شناسي عدم اجراي قوانين و مصوبات مربوط به حوزه اينترنت" بخش هايي از توصيه دفتر ‏سياسي سپاه براي مقابله با آن چيزي است که اين دفتر"امپرياليسم سايبر" و "احتمال انقلاب مخملي" از طريق ‏اينترنت در ايران ناميده است.‏ 

هفته نامه صبح صادق همچنين به خانواده ها توصيه کرده تا فرزندانشان را با طرح دلايلي چون نگراني از ‏ويروس اينترنتي، از عضويت در گروه هاي تفريحي و سرگرمي اينترنتي و كليك كردن روي هر مطلبي كه از ‏محتواي آن آگاه نيستند، باز دارند. ارگان رسمي دفتر سياسي سپاه همچنين تاکيد کرده: "در خصوص دوستي هاي ‏اينترنتي، همسريابي اينترنتي و... او(فرزند) را آگاه كنيد كه اكثر اين افراد لاابالي و هرزه مي باشند و لذا بايد از ‏ورود به اين قسمت ها در اينترنت اجتناب شود‎.‎‏"‏ 

‎‎راه اندازي 10 هزار وبلاگ براي بسيج‏‎‎

 هفته اي پيش از انتشار هشدار جديد دفتر سياسي سپاه پاسداران در خصوص انقلاب مخملي اينترنتي در ايران، ‏مصطفي موسيوند از مقامات بسيج سپاه پاسداران اعلام کرد که مسئوليت اجراي راه اندازي 10 هزار وبلاگ ‏براي 10 هزار پايگاه بسيج در کشور را بر عهده گرفته است.‏

خبرگزاري رسا وابسته به حوزه علميه قم به نقل از اين موسيوند گزارش داد که همچنين "دو هزار طلبه ‏وبلاگ‌نويس در اين طرح از حوزه‌هاي علميه" شرکت خواهند کرد.‏

 وي خاطرنشان کرد که اين طرح بسيج براي راه اندازي 10 هزار وبلاگ "با هدف توليد محتواهاي ارزشي در ‏فضاي مجازي و اينترنت بنيان‌گذاري شده است و تا حدود 25 هزار وبلاگ نيز قابل ارتقا و افزايش است."‏

  یازیلمیش پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

جمشيد زارعي توتولوب

باي بک-ه گلن بيلگيلره گؤره، جناب زارعي ايکي گون اؤنجه اؤز ايشيئرينده توتولوب و بللي اولمايان يئره گؤتورولوب.

آرتيراق کي جمشيد زارعي آذربايجانين گئنج فعالارينداندير و ميللي ايشلرينه گؤره نئچه دفعه توتولوب و حبس ائديليب.(بای بک)

  یازیلمیش پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

پنج میلیون سایت اینترنتی در ایران (زندان ملل تحت ستم )

فیلتر شده‌اند

مشاور قضایی دادستان کل جمهوری نژاد پرستان اعلام کرد در ایران( زندان ملل تحت ستم )بیش از پنج ميليون وب‌سايت اينترنتی به دلیل «مطالب غيراخلاقی و ضداجتماعی»( بهتر است ملایان اعمال کثیف خود را در انترنت سانسور کنند)!!!؟مسدود شده‌اند.

عبدالصمد خرم‌آبادی، مشاور قضایی دادستان( مزدور نژاد پرست) کل کشور، روز دوشنبه در همایش «آسيب‌شناسی خانواده» در گرگان، گفت که «آسيب‌های اجتماعی اينترنت به مراتب بیش از شبکه‌های ماهواره‌ای» است.

فيلترينگ وب‌سايت‌ها و وبلاگ‌ها در ايران( زندان ملل تحت ستم ) از سال ۱۳۸۰ و براساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی( بخوانید شورای ضد ملل ساکن ) انجام می‌شود.

مشاور قضایی دادستان کل ایران( زندان ملل تحت ستم ) اینترنت را «ابزار دشمنان» معرفی کرد و گفت: «امروزه دشمنان با سوء ‌استفاده از اين شبکه تلاش می‌کنند تا اخلاق و هويت دينی ما را مورد تهاجم قرار دهند؛ چرا که اين شبکه از مرزها گذاشته و در داخل خانه‌ها وجود دارد.»

مزدور خرم‌آبادی همچنين گفت که شبکه اینترنت در بخش‌های سياسی و اقتصادی به صورت «نگران کننده‌ای» آسیب وارد کرده است.

تخلف اينترنتی، پی‌گيری قضايی

یک روز پیش از اظهارات مشاور قضایی دادستان کل ایران( زندان ملل تحت ستم )، مزدور اصغر جهانگير، ریيس حفاظت ـ اطلاعات قوه قضایيه، نيز نسبت به آنچه «تخلفات اينترنتی و ناامنی‌های ناشی از آن» می‌خواند هشدار داده بود.

مزدور جهانگير در مراسم توديع و معارفه يکی از مقام‌های حفاظت ـ اطلاعات قوه قضایيه در قم گفت: «تخلفات اينترنتی وظيفه دستگاه قضايی را سخت‌تر کرده است.»

بنابر مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی( بخوانید شورای ضد ملل ساکن )، نمايندگانی از وزارت اطلاعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامی و دبيرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در «کميته تعيين مصاديق» فیلترینگ عضویت دارند.

قایناق:http://gaxm.blogfa.com/post-141.aspx

  یازیلمیش پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

زنگ خطر: ارمنستان و جمهوری اسلامی در پی

جدا کردن ترکمنها از ترکهای آذربایجان هستند

 

دشمنان وحدت بین ملیتها همیشه در پی کوچکترین فرصت برای جدایی ملیتها از هم بوده اند و هیچ فرصتی را نیز از دست نداده اند. همیشه علت عدم پیشرفت ملیتها نیز موفقیت توطئه گران و تفرقه اندازان بوده است. در حالی که کشورهای ترک زبان همانند ترکمنستان، آذربایجان، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان و ترکیه دارای منابع بسیار انسانی و نیروی مادی و ذخایر زیرزمینی عظیم هستند به دلایل بسیار ابتدایی همانند جزایر پراکنده ای هستند که هرکدام ساز خود را می زنند و به صورت متفرق حرکت می کنند. در حالی که این نیروی انسانی می تواند پشتوانه عظیمی برای ملت ترک باشد که  از شرق آسیا تا قلب اروپا پیش می رود و در جهان بی مانند است.

علت تفرقه و عدم حرکت هماهنگ نیز، در واقع نتیجه نفوذ تفرقه اندازان در بین سیاسیون، روشنفکران و توده های مردم است. این تفرقه اندازان برای ایجاد جدایی بین طیفهای متشکل، به حربه های گوناگونی از جمله مذهب، لهجه، جغرافیا و غیره متوسل می شوند و حتی برخی از روشنفکران را نیز با خود همراه می سازند.

ترکمنها و ترکهای آذربایجان از مهمترین ملتهای ترک زبان در آسیای میانه و قفقاز و هم در داخل مرزهای جغرافیایی ایران هستند. این دو ملت ترک زبان را همچنین می توان حد واسط بین ترکهای مشرق و مغرب زمین دانست و هر دو ملت بی گمان به راحتی می تواند با تمام ترکان جهان از نظر زبانی و لهجه ای ارتباط برقرار کند.

در این میان تعلق ترکمنها به مذهب تسنن، باعث شده تا در طول تاریخ تفرقه اندازان از عامل مذهب برای جدا کردن آذربایجانیان از ترکمنها استفاده کنند و این باعث سوتفاهمات عمده ای شده بود. روشنفکران ترکمن ابتدای انقلاب  اسلامی را به یاد دارند که مسئولان رژیم برای سرکوب قیام ملت ترکمن، مذهب را بهانه قرار داده و از عده ای فریب خورده که خود را ترک آذربایجان می نامیدند بهره گرفتند و باعث جدایی بیشتر بین این دو ملت شدند. در حالی که منشأ وجودی هردو ملت یکی است و این دو ملت دو شاخه از یک تنه و یک ریشه هستند و خواهند بود.

بعد از بیداری ملی مردم آذربایجان، بسیاری دریافتند که اختلاف مذهبی تنها برای جدا کردن راه این دو ملت بوده است در حالی که سرشت و سرنوشت این دو ملت چه در چارچوب کشورهای ترکمنستان و آذربایجان و چه در مرزهای جغرافیایی موسوم به ایران یکی است.

همان گونه که ترکهای آذربایجان به دسیسه های دشمنان نژاد و زبان و ملیت شان پی بردند و اعتقاد داشتند که درد یک ترک آذربایجان درد یک ترکمن هم هست؛ ملت ترکمن هم بعد از در اولویت قرار گرفتن ملیت برای ترکهای آذربایجان دیگر تفاوتی بین آنها و خود نمی بیند.

به همین علت در جریان خیزش عظیم مردمی در تبریز، سازمانهای مختلف ترکمن بیشترین حمایت را از این قیام به عمل آوردند. از سالیان گذشته تا کنون، هرگاه یک فعال ترک آذربایجانی دستگیر می شد، ترکمنها در سریعترین زمان حمایت خود را از وی به عمل آورده اند و هرگونه ستم به ملت ترک آذربایجان را قاطعانه محکوم کرده اند.

و دقیقا به همین علت است که در گنبد کاووس که مرکز ترکمن صحرا می باشد در هر مراسمی که از سوی روشنفکران ترکمن برگزار می شود در کنار بخشی ها و گروههای موسیقی ترکمن، عاشیق ها و گروههای فولکلور ترک آذربایجان نیز حضور دارند. این موضوع طی سالهای اخیر خار چشم دشمنان این دو ملت بوده است.

موضوع وحدت بین دو ملت ترک زبان در مرزهای جغرافیایی موسوم به ایران باعث هراس و وحشت عظیمی در حاکمیت و در بین تفرقه اندازان شده است. این ترس باعث تدوین استراتژیها و برنامه های دقیقی از سوی دشمنان ملت ترک شده است.

 جمهوری اسلامی، دولت ارمنستان و ارمنیهای ایران اکنون نقشه بسیار خطرناکی در سر می پرورانند و آنهم بازی با برگه ترکمنها علیه ترکهای آذربایجان است. اخیرا یک هیأت بزرگ از عوامل اطلاعاتی ارمنستان، استادان دانشگاه و روزنامه نگاران ارمنستان، با حمایت تعدادی از مسئولان سابق و کنونی حکومت جمهوری اسلامی از تمامی نقاط ترکمن صحرا بازدید نموده اند و در آنجا نوید ایجاد دپارتمان ترکمن شناسی در دانشگاه «آریا» ی ارمنستان را داده اند و در حال تدارک برپایی کنفرانس بین المللی ترکمن شناسی در سال 2009 میلادی هستند.

لابی های ارمنی که دشمنی آنها با ترک ها بر کسی پوشیده نیست از دانشجویان ایرانی بخصوص برخی از عناصر حکومتی جمهوری اسلامی که به عنوان دانشجو در دانشگاه آریا پذیرفته شده اند استفاده کرده و در حال نفوذ در ترکمن صحرا هستند.

این لابی به بهانه تحقیق دانشجویان با موضوع ترکمن ها، وارد ترکمن صحرا شده و با پشتیبانی رسمی جمهوری اسلامی و عناصر آن در منطقه ترکمن صحرا در حال اجرای سیاستهای خود برای جدایی بین دو ملت ترکمن و ترک آذربایجان هستند.

اشغال قره باغ که جزء لاینفک سرزمین ترکان آذربایجان است از سوی ارمنیها؛ نه تنها از سوی ملت ترک آذربایجان محکوم است بلکه ترکمنها نیز به عنوان همزبانان و همنژادان ترکهای آذربایجان این اشغال را به شدت محکوم می کنند. حال دستگاه دیپلماسی ارمنستان در کنار لابی ایرانی ارمنی ها و حکومت جمهوری اسلامی دست در دست هم داده است تا با سیاست فریب و نفوذ جلوی حمایت معنوی ترکمن ها را از ترک های آذربایجان بگیرند.

هدف اول آنها جدایی و تفرقه انداختن بین ترکمنهای ترکمن صحرا با ترکهای آذربایجان جنوبی است و هدف بعدی و درازمدت شان نیز اختلاف بین دول جمهوری های ترکمنستان و آذربایجان و در کل ملت ترکمن با ملت ترک آذربایجان می باشد.

در کنار این موضوع، برخی افراد مشکوک به ظاهر آذربایجانی که قطعا از عوامل رژیم هستند، با پیش کشیدن موضوع شیعه و سنی سعی در دور کردن برادران آذربایجانی ما از ترکمنها هستند اما روشنفکران ترکمن و آذربایجانی با هوشیاری کامل توطئه های آنان را تشخیص می دهند و هرگز اجازه نخواهند داد که عوامل نفوذی مانع اتحاد این دو ملت برادر شود.

سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا در مقابل فعالیتهای مشکوک لابی ارمنی تحت حمایت جمهوری اسلامی از عموم روشنفکران ترکمن می خواهد هوشیاری خود را حفظ کنند و از فعالان ترک آذربایجان نیز می خواهد تا نسبت به اهمیت وحدت بین دو ملت ترک زبان ترکمن و ترک آذربایجان حساس باشند.

در این میان روشنفکران ترکمن صحرا بایستی بیش از پیش آگاهانه عمل کنند و نباید بگذارند که عواملی که با اهداف شوم وارد منطقه شده اند از احساسات پاک و مهمان نوازی آنان سوء استفاده و استفاده تبلیغاتی از آن بکنند. ترکمن ها بایستی با شیوه بایکوت هیئتهای ارمنی گروهای نشان بدهند که وقتی که برادران آذربایجانی ما به دست ارمنی ها در قره باغ قتل عام می شوند، گشایش یک دپارتمان ترکمنولوژی و کنفرانس ترکمن شناسی در دانشگاه ارمنستان - که با اهداف سیاسی انجام می شود- هیچ ارزشی برای ترکمنها نخواهد داشت.   

پایان سخن این که ترکهای آذربایجان و ترکمن صحرا بایستی با حساسیت  کامل  دست در دست هم و در کنار هم وحدت را حفظ کنند تا نقشه های شوم دو ضلعی رژیم جمهوری اسلامی – ارمنستان علیه ترکمنها و ترکهای آذربایجان نقش بر آب شود.

 

  یازیلمیش چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

پرده اي ديگر از پروژه ملت سازي براي کردها: شاه ۳۰۰۰ ساله گمنام کشف شد!

چند روز است که در برخي خبرگزاريهاي گمنام٫ و البته داراي منابع موثق و مملو از کارشناسان حاذق٫ سخن از کشف اجساد شاهنشاهي (کشف جسد ديگر چه صيغه اي است؟) ميرود.

در اين خبرها که رسما اعتراف به عدم علاقه تلويزيون دولتي رژيم فارس در انعکاس آنها ميشود به قدري مشوش است که هر خواننده اي را به تفکر وا ميدارد.

- اين اجساد چگونه و توسط چه گروهي کشف شده است؟
- تاريخچه کشف اجساد همسان چيست؟
- در تاريخ محل مربوط به کشف! چه اسراري فاش شده است؟
- چرا رژيم فارس هنوز از اين خبر مسرت بخش پيشواز نکرده است؟
- اين اجساد چگونه بدون موميايي شدن سالم مانده اند؟
- استفاده از علامت ماهي و عقاب نشانگر چيست؟

اگر به اين سوالات دقت کرده و سناريوهاي پيشين را مرور کنيم٫ بدون شک به واقعياتي خواهيم رسيد که اصل ماجرا را توضيح خواهند داد.

- اکراد را به زور ميخواهند به مادها بچسبانند٫ يعني يک ريشه پادشاهي برايشان درست کنند
- ميخواهند نشان هاي تورکي را بي اثر و حتي کردي نشان دهند٫ استفاده از سمبل عقاب در روزهاي اخير توس اکراد
- ميخواهند تاريخ ساخته شده براي کردها را با اجساد کشف شده حقانيت ببخشند
- ميخواهند تاريخ منطقه را به نفع اکراد از نو بنويسند

با در دست داشتن برخي از واقعيات٫ مانند آنچه که در بالا ذکر شده ميتوان از اقدامات اخير گروهکهاي تروريست نظامي-اقتصادي اکراد پرده برداشت. مثلا٫ چاپ و فروش وسايل و مواد غذائي با سمبل عقاب٫ که اخيرا به ليست سمبلهاي باستاني اکراد اضافه شده است٫ با کشف شدن اين اجساد رنگي خطرناکتري به خود ميگيرد.

مناطقي که امروزه کردستان ناميده ميشوند در گذشته متعلق به ملت تورک بوده و به صورت متوالي از سوي بيگانگان اشغال شده ولي دوباره باز پس گرفته شده اند. متاسفانه به خاطر سياستهاي شوونيستي که بر آذربايجان تحميل شده است٫ محققان اندک آذربايجاني نيز محکوم به اظهار نظرهاي سطحي در همين مرزهاي تحميلي شده اند. در حالي که براي يافتن واقعيات٫ بايد بسيار فراتر از مرزهاي تحميلي امروزي قدم برداشته شود.

البته گفتگو به زبان تورکي بر سر مزار اين پادشاه (در ويدئوي منتشر شده) نيز جاي سوال براي خواننده باقي ميگذارد؟ آيا باستانشناسان تورک از اين کشف اطلاعي دارند؟

  یازیلمیش چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

اقدامي ديرهنگام و ضعيف براي نجات آثار باقيمانده از ارک و مسجد کبود:

 سخنگوي شوراي شهر تبريز خواستار آزادسازي اطراف محوطه‌هاي ارک و مسجد كبود تبريز شد

هرچند تا به امروز اينگونه اقدامات در حد شعار باقيمانده و مورد استفاده مقطعي شعار دهنده ها قرار گرفته است٫ اما باز هم ميتوان ذره اي اميد براي بيدار شدن روح خفته فعالاني وجود داشته باشد که حداقل از آثار باستاني وطن خود٫ يعني آذربايجان دفاع نمايند. فعالاني که در داخل هستند براي مبارزه با تخريب آثار باستاني با محدوديتهاي به مراتب کمتري نسبت به دفاع از حقوق ملي دارند.

خبرگزاري فارس مينويد٫ حبيب شيري‌آذر ضمن تاكيد بر ضرورت شفاف‌سازي برنامه‌هاي گردشگري گفت: اعضاي شوراي شهر همچنين خواستار آزادسازي اطراف محوطه‌هاي تاريخي ارگ و مسجد كبود به منظور تسهيل در دستيابي و بازديد مردم خصوصاً گردشگران خارجي و داخلي شدند.

وي اظهار داشت: اعضاي شوراي شهر خواستار تدوين بودجه سال آينده شهرداري براساس مطالعات دقيق و نياز سنجي پروژه‌ها شدند.

وي افزود: اعضاي شورا بر تشكيل مجمع مشورتي بودجه متشكل از نخبگان، فرهيختگان و كارشناسان برجسته به منظور بهره‌گيري از نظرات تخصصي در برنامه‌ريزي و بودجه‌نويسي تاكيد كردند.

شيري‌آذر در ادامه بر تدوين نظام جامع حمل و نقل، خدمات شهري و فضاي سبز از سوي شهرداري تبريز مبني بر مشخص شدن سياست راهبردي شهرداري در خصوص بافت‌هاي حاشيه‌نشيني و فرسوده در لايحه بودجه سال آينده شدند.

سخنگوي شوراي شهر تبريز گفت: شهرداري با تعريف منابع مالي پايدار و لحاظ كردن اين منابع در لايحه بودجه سال آينده مقدمات اجراي پروژه‌هاي بزرگ عمراني با استفاده از محل اعتبارات دولتي و رديف‌هاي بودجه ملي و استاني را فراهم كردند.

وي با تاكيد شورا مبني بر ارايه گزارش شهرداري از تحقق بودجه سال جاري تطبيق بودجه سال آينده با طرح تبريز 90 و فراهم شدن بسترهاي لازم براي افزايش حجم سرمايه‌گذاري و مشاركت بخش خصوصي در پروژه‌هاي عمران شهري را از ديگر خواسته‌هاي شورا توصيف كرد.

سخنگوي شوراي اسلامي تبريز در خاتمه برنامه‌ريزي و خدمات‌رساني به مناطق محروم و كم‌برخوردار شهر را از اولويت‌هاي بودجه سال آينده برشمرد و برگزاري سميناري در راستاي دستيابي شهرداري به درآمد پايدار و توجه جدي به بافت حاشيه‌نشيني، اتخاذ تدابير لازم در زمينه توانمندسازي و مقاوم‌سازي و زيرساخت‌هاي لازم شهري در اين مناطق را مورد تاكيد قرار داد.

  یازیلمیش چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

مدرن هئرمئنوتیک - گونتای گنجآلپ

بو گونه قدر مؤوجود اولان هئرمئنوتيک اينساني بير هئچ سايميش و وارليغين مرکزينده اينسانا سايقيسي اولمايان، اينسانا آشاغيلاييجي گؤزله و بير ديکتاتور کيمي باخان تانريني اوتورتموشدور. غربده مودئرن هئرمئنوتيک اينسان مرکزلي دوشونمه يه باشلاديغي آندان اعتيبارن اينسانا اونورلو، موستقيل و حاققي اولان بير وارليق کيمي باخيلميشدير. مودئرن دونيادا بونلار ياشانيرکن، ايسلام شرقينده بوتون هئرمئنوتيک دَيَرلنديرمه لر يئنه ده اينسانین قول اولدوغو اوزرينه ائديلميشدير. اؤنجه تانرييا قول ائديلن اينسان، سونرا دا دين مرکزلي ايقتيدارلارا قول ائديلميشدير. البتته کي، قوللارين دا دوشونمک حاققي اولماماليدير.

بو اوزدن ده ايسلام شرقينده دوشونجه لر قارانليغا گؤمولموشدور. چونکو دوشونجه يالنيز فرقلي باخيشلارين اورتادا اولدوغو زامان گليشه بيلر. مودئرن آنلامدا سؤيله نه جک اولسا، دوشونجه، ديني پلوراليزمين اولدوغو يئرده مئيدانا چيخار. آنجاق ايسلام تاريخي بويونجا تورلو دوشونجه لره ايمکان وئريلمه ميش، يالنيز سيياستين خيدمتينده دوران مدرسه مرکزلي دَيَرلنديرمه لره شرايط ياراديلميشدير. ايسلام تاريخينه باخيلديغيندا بوتون تفسيرلر اينسان ذکاسيني قارانليقلارا گؤمموشدور. تفسيرلرده اينسانا شرف و سايقينليق تانينماميشدير. بوتون تفسير ايستيثناسيز اولاراق اينسان آدلانان بو کؤله لرين، بو قوللارين عاغليني جهننم قورخوسو و جنّت خيالي ايله ايشغال ائتميشدير. مارتين هئيدگئر، “گئتديگيميز يولون دوغرو اولوب اولماديغيني يالنيز بو يولون سونونا چاتديغيميز زامان آنلايا بيلريک. ” - دئيير. بويول سونونا قدر گئديلميشدير. آرتيق بو يولون خئييرسيز اولدوغو، جهالت دوغوردوغو، اينسانا سايقيسيز داورانديغي بوتون آيرينتيلاري ايلي گؤز اؤنونده دير. گلنَکسَل (عنعنوي) هئرمئنوتيک حاققيندا هر کس فيکير سؤيله يه بيلر.

بو هئرمئنوتيک هئچ بير اخلاقي، اينساني گليشمه لره يول آچمادي. کلاسيک هئرمئنوتيک ساختا بير اخلاق آنلاييشي اورتايا قوياراق، بو آنلاييش اطرافيندا اينسانلاري دؤنملرين ايستيبدادینا قول ائتدي. کلاسيک هئرمئنوتيکده تانري دا ايستيبدادين يانيندا يئر آلدي. مودئرنيزم کؤله ليک دوغوران هئرمئنوتيگي اورتادان قالديردي و هومانيست ياناشما طرزيني اورتايا قويدو. بوتون بونلار غربده مئيدانا چيخارکن، زامان- زامان شرق ديني قارانليغي نين پرده لري ده مودئرنيزم طرفيندن ييرتيلدي. شرقين قارانليق دين آنلاييشينا مودئرنيته ايشيق توتماغا چاليشميشدير. ايسلام شرقينده کي عصرلر بويونجا اينساني کؤله و دَيَرسيز بير مخلوق اولاراق گؤرن هئرمئنوتيک اثرلر مودئرنيته طرفيندن يارقيلانماغا باشلاميشدير. مودئرنيته شرق اينسانيني دا عصرلر بويونجا ايستيبدادا خيدمت ائدن هئرمئنوتيک ادبياتين اسارتيندن قورتارماق ايسته ميشدير. ايسلام شرقينده اورتايا چيخان يئني هئرمئنوتيک دَيَرلنديرمه لر عنعنه وي هئرمئنوتيک دَيَرلنديرمه لرين سيستئميني اوچورماقدادير.

عصريميزده فرقلي هئرمئنوتيک آناليزلري ايله اورتايا چيخميش شخصيتلردن بيري آذربايجانلي محمد موجتهيد شبيستريدير. بيز بو يازيدا اونون آديني سادجه شبيستري اولاراق يازاجاغيق. ۱۹۲۶-ايني ايلده آذربايجانين شبيستر شهرينده دونيايا گلن شبيستري بئش ياشيندا ايکن عاييله سي تبريزه کؤچور. تبريزده ايلکين تحصيليني بيتيرن شبيستري ديني تحصيلاتيني قومدا آلير. ۳۳ ياشيندا آلمانييايا گئدير و بورادا غرب مودئرن فلسفه سي ايله ياخيندان تانيش اولماق فورصتيني الده ائدير. شبيستري نين مودئرن هئرمئنوتيک ذهنييتي آلمانييادا ياشاديغي ۱۰ ايل مودتينده شکيلله نير. آلمان ديليني درينليگي ايله اؤيرنن شبيستري مودئرن فلسفي جريانلار حاققيندا گئنيش آراشديرما آپارير. علمي کونفئرانسلارا قاتيلماق اوچون بير نئچه دفعه آوروپانين موختليف اؤلکه لرينه، آمئريکا بيرلشيک دؤولتلرينه دعوت ائديلير. يهوديليگين، خريستيانليغين و بودديزمين بؤيوک شخصييتلري ايله علمي موذاکيره لره قاتيلير. اؤزونون اعتيرافينا گؤره اونلاردان چوخ شئيلر اؤيره نير.

ايراندا اينقيلاب اولدوقدان سونرا تئهرانا گئري دؤنور و بلکه اؤلکه ده دئموکراتيک بير دؤولت قورماق اولار دئيه بير چوخ علمي- سياسي کونفئرانسلارا قاتيلير. اينقيلابدان سونرا ايلک مجليس سئچيمينده تبريزدن ميللت وکيلي اولاراق سئچيلير. موختليف درگيلرده مقاله لري چاپ اولور و کيتابلاري نشر ائديلير. اينقيلابدان سونراکي سياسي گئديشين ايستيقامتيني سئزن شبيستري تکرار ميللت وکيلي اولماقدان ايمتيناع ائدير و يالنيز علمي فعاليتله مشغول اولور. ۱۹۹۶-اينجي ايلده “هئرمئنوتيک، کيتاب و عنعنه” آدلي ايلک اؤنملي کيتابي چاپ اولور. تئهران اونيوئرسيتئتينده ايلاهييات فاکولته سي نين اوستادي اولاراق چاليشماغا باشلايير. لاکين اونون هئرمئنوتيک فلسفه سيندن خوشلانمايان ايسلام دؤولتي، شبيستريني واختيندان اول زورلا امکليلييه چيخارير. امکلي اولان شبيسترييه آلمانييا و اتريش اونيوئرسيته لريندن اوستادليق ائتمک اوچون دعوت گلير. لآکين شبيستري ايراندا قاليب فيکري فعاليتلريني سوردورمگي ترجيح ائدير. بو آرادا شبيستري بير چوخ دين عاليميني قيزديراجاق بير داورانيشدا بولونور. اون ايللر بويو اوزرينده روحاني- موللا پالتاري داشييان شبيستري عممامه سيني و موللا پالتاريني چيخاريب نورمال اينسانلار کيمي گئيينمه يه باشلار. ايندي ده اونون اَينينده موللا پالتاري يوخدور.

بونو اونون مودئرن هئرمئنوتيک فلسفه سي ايله ايلگيلنديرمک مومکوندور. کلاسيک هئرمئنوتيگي شبيستري سادجه فيکير پلانيندا دئييل، گئييم و گؤرونتو پلانيندا دا تنقيد ائتميشدير. شبيستريدن بو گونه قدر مودئرن هئرمئنوتيک ساحه سينده بير چوخ اثرلر ايشيق اوزو گؤرموشدور. شبيستري نين هئرمئنوتيکله باغلي بير چوخ مقاله لري آلمان و عرب ديللرينده آلمان و عرب ديللي اؤلکه لرده علمي درگيلرده ياييلميشدير. سون زامانلار تئهراندا يايينلانان “مدرسه” آديندا درگي داها چوخ مودئرن هئرمئنوتييه يئر وئريردي. شبيستري نين “مدرسه” درگيسينده چيخان مقاله سينه گؤره بو درگي بير باشا اؤلکه نين پرئزيدئنتي طرفيندن قاپاديلميشدير. مودئرن هئرمئنوتيگين ايران ديني موحيطينده قوروجوسو اولان شبيستري بير چوخ دين عاليملري طرفيندن شيددتلر تنقيد ائديلميشدير. شبيسترييه قدر هئرمئنوتيگين ايکي قايناغي اولموشدور: کيتاب و سوننت (پئيقمبره عآيد اولان سؤزلر و داورانيشلار). شبيستري ايله ايران موحيطينده و ايسلام دونياسيندا هئرمئنوتيک باشقا بير ائوره يه کئچميشدير. شبيستري نين هئرمئنوتيگينده نه لر وار؟

اسکي ديرلنديرمه لرده قرآندا هئچ بير خطانين اولماديغيني موطلقيتله ساوونوردولار. آنجاق مودئرن هئرمئنوتيکده بو شکيلده دوشونولمور. مودئرن هئرمئنوتيک بئله حساب ائدير کي، اؤلومدن سونراکي حياتي، تانري نين صيفتلريني و عيبادتين شکليني آنلادان صيرف ديني کونولاري احتيوا ائدن آيه لرده خطا اولمايا بيلر. لاکين بو دونيا ايشلريله، توپلومسال حياتلا باغلي اولان آيه لرده خطالار اولا بيلر. بو شکيلده تفسيرده بولونان موسلمان آچيقلاييجيلار بئله حساب ائديرلر کي، قرآنين آنلاتديغي تاريخي حاديثه لر، ديگر دينلرله باغلي آچيقلامالاري و يئر اوزنده کي پراکتيک حياتلا باغلي ديگر آنلاتديقلاري دوغرو اولا بيلمز.

بو کيمي حاديثه لرله باغلي اولان قرآن آيه لري نين شبيسترييه گؤره عصری، تاريخي و کولتورل اؤزلليکلري وار. يعني او آيه لر او عصرين، او تاريخي شرايطين، او کولتورون محصولو اولدوغو اوچون آرتيق کئچرلي ساييلا بيلمز. اونلار سادجه تاريخي بير متن و او دؤنمين کولتورونو عکس ائتديرن آيه لر کيمي آنلاشيلماليدير. بو آيه لرين بوتون زامانلار اوچون کئچرلي اولدوغونو دوشونمک تامامي ايله خطالي بير ايشدير. بو اوزدن ده آرتيق بو آيه لرين واختي و مصرف زاماني کئچديگي اوچون اونلارين اوزَرينه تفسيرده بولونمانين دا هئچ بير آنلامي اولماياجاقدير. اؤرنگين قرآندا کئچن قيصاص و ديگر بو کيمي جزا قانونلاري ايله باغلي بئله بير مئتود گليشديرمک اولار کي، اگر پئيقمبر باشقا بير کولتور موحيطينده ياشاسا ايدي، قرآندا کئچن بو جزا مئکانيزمي نين بير چوخو اولماياجاقدي. چونکو قرآندا کئچن بوتون جزا مئخانيزملري پئيقمبردن اؤنجه ده عرب کولتورونده مؤوجود ايدي. بو او دئمکدير کي، بو آيه لر پئيقمبرين اؤز ايچ دونياسينداکي ترانسفورماسيونلارين نتيجه سيدير و تانري کلامي دئييلدير. چونکو تانري قاتيندا يالنيز عرب کولتورو قوتساللاشديريلا بيلمز.

اگر قبول ائتسک کي، قرآن محمدين کلامي دئييل، تانري نين کلاميدير، او زامان قرآنين هر کس طرفيندن آنلاشا بيله جگيني اينکار ائتميش اولوروق. چونکو اگر قرآن تانري آچینیمیدیرسا (وحييديرسه)، تانري بيلگيلريني بشري بئيين آنلايا بيلمز. چونکو تانري سونسوزلوق دئمکدير. اگر اینسان طرفیندن ایدرک ائدیلمه یه جکسه نه یه لازیمدی؟ قرآني تانري نين کلامي دئييل، محمدين کلامي کيمي آنلاديغيميزدا بو کلامين اينسانلار طرفيندن ايدراک ائديلمه سي ده مومکون اولاجاقدير. چونکو پئيقمبرين کلامي اولان قرآن بشري ذکانين نتيجه سي اولدوغو اوچون بشر طرفيندن ده ايدراک ائديلمه سي مومکون اولاجاقدير.

پئيقمبر اؤزو ده بير شکيلده وحيين ياراديجيسيدير. لاکين پئيقمبر بو وحيي اولدوغو کيمي جمعيته تقديم ائده بيلمزدي. چونکو وحيين سؤزلردن و جمعيتين قاوراما يئتنگيندن اوستون اولان اؤزلليگي وار. وحي صورتسيزدير و پئيقمبرين وظيفه سي بو صورتسيز مضمونا صورت وئرمکدن عيبارتدير. يالنيز صورتله شن صورتسيزليک جمعيتين ديقتينه و آنلاييشينا سونولا بيلر. پئيقمبر بير شاعير کيمي عرب ديلي نين ايمکانلاريندان فايدالاناراق بو صورتسيزلييه سؤزلو صورت وئرميشدير. يعني قرآندا مؤوجود اولان وحيين اؤزو دئييل، وحيين سؤزه دؤنوشموش صورتيدير. بو دا او دئمکدير کي، قرآن پئيقمبرين اؤز اثريدير. يعني قرآن وحيين صورتيدير. وحيه صورت وئرمک پئيقمبرليگين ميسيونو کيمي گؤرونور. بو دَيَرلنديرمه نين داواميندا يئني هئرمئنوتيکده قرآندا خطالارين اولا بيله جگي دوشونولور. قرآنين اؤزو ده ناسيخ (باطيل ائدن) و منسوخ (باطيل اولونان) مئتودو ايله اؤزونده خطا اولا بيله جگيني اورتايا قويور. اگر بير آيه داها سونرادان گلير و داها اؤنجه کيني باطيل ائديرسه، بو او دئمکدير کي، داها اؤنجه کي آيه ده خطا وار ايميش.

شبيستري بو سببدن ده ايسلامشناسليقدان داها اؤنجه پئيقمبرشناسليق منطيقي اوزَرينده دورور. اونا گؤره ايلک موسلمانلارين ايشي پئيقمبرشناسليقلا باشلاميشدير. يعني ايلک موسلمانلارين ايشي بو ايدي کي، بو پئيقمبرله نئجه داورانماليديرلار؟ موسلمانلار آراسيندا قرآنين تاريخي بير سند کيمي ايسلامشوناسليقدا ايستيفاده ائديلمه سي بللي بير تاريخي مرحله دن سونرا باشلاميشدير. ايسلامين ايلک دؤنمينده، پئيقمبرين حياتي بويونجا ايسلامشوناسليغين قايناغي پئيقمبر اؤزو ايدي. شبيستري بئله بير سوالا جاواب وئرير: بو شخصي، يعني پئيقمبري نئجه تانيماليييق؟ پئيقمبري تانيماق اوچون اونون ايجتيماعي موحيطيندن باشلاماليييق. چونکو هر بير کلام و هر بير عمل اينساني بير جمعيتده، بللي ايجتيماعي موحيطده اورتايا چيخا بيلر. بو ايجتيماعي موحيطي نظرده توتدوغوموزدا ديقت ائتمه لي ييک کي، بو جمعيتده پئيقمبرين فعللري و سؤيله ملري نه لرله قارشيلاشيرميش. پئيقمبرين قارشيلاشديغي ايلک مسئله ديني اينانج اولاراق بوتپرستليک ايدي.

ايسلامدان اؤنجه ده بوتپرسليک مرکزلي دينچيليک عربلرين بوتون عادت- عنعنه لريني اؤز ائتکيسي آلتينا آلميشدي. عربلرده کي دينچيليک سادجه ايسلامدان سونراکي دؤنه مي ايچينه آلماز. ايسلامدان اؤنجه ده عربلر دينچي ايديلر. ايسلام اؤنجه سي عربلرين حيات طرزلري بير نؤوع ديني ياشاييش ايدي. ايسلام اؤنجه سي عربلره دئييلن “جاهيليت” سؤزونون معناسي دينسيزليک آنلاميندا اولماميشدير. ايسلام اؤنجه سي عربلرين دين آنلاييشيندا مؤوجود اولان قيصاص، اوغرونون الي نين کسيلمه سي، ساواش، حجج، ناماز، قوربانليق، حالال و حارام ات آنلاييشلاري ایسلامدا دا اؤز داوامینی سوردورموشدور. بير سؤزله بو کولتور عربلرين بوتپرستليک دينلرينده وار ايدي. بير چوخ ديني ديرلر بوتلرله ايرتيباطدا معنا داشيييرديلار.

شبيستري بونلاري قئيد ائتديکدن سونرا يازير کي، بئله بير شرايطده نه کيتاب اهلي، نه فلسفه اهلي، نه علم اهلي اولان بير نفر (پئيقمبر) اورتايا چيخيب و فرقلي شئيلر سؤيله مه يه باشلايير. اصلینده قرآندا کئچن “اوممي” سؤزونون معناسي ائله بوندان عيبارتدير. “اوممي” او دئمک دئييل کي، اونون يازيب اوخوماق تجروبه سي اولماسين. “اوممي” او دئمکدير کي، محمد او زامان يايقين اولان ايجتيماعي آخينلارين، اينانجلارين هئچ بيرينه منسوب دئييلدي. “اوممي” بير فردين ايستر ديني و غئيري ديني آنلامدا سيستئملي بير دونيا گؤروشونه صاحيب اولماماسي دئمکدير. دونياني “کوسموس” اولاراق بير بوتون شکلينده آنلايان دونيا گؤروشوندن محروم اولماق آنلاميندا. او عصرده باخيشلار اشيايا يؤنه ليک ايدي. قرآندا ” کوللي اشيا ” تعبيري وار. او دؤنمين کولتورونو عکس ائتديرن قرآندا “کوسموس” آنلاميني داشييان بير قاوراما راستلانيلمير. گؤي، يئر، حئيوانلار، اينسان، جين و اشياء کوسموس قاوراملار وار. هر شئي آيري-آيري گؤرونور: داغلار، آي، گؤي، گونش و يئر. سيستئماتيک بير دونياگؤروشو مؤوجود دئييل. بئله بير اورتامدا (موحيطده) محمد بير تجروبه لر ايديعاسيندا بولونور. بو تجروبه نين مضمونو هاردا عکس اولونور؟ البتته کي، قرآندا. يعني بيز قرآني پئيقمبرين تجروبه لري کيمي آراشديرماليييق.

بورادا بئله بير سوال اورتايا چيخير: قرآني پئيقمبرين ايشيغيندا تانيماليييق، يوخسا پئيقمبري قرآنين ايشيغيندا؟ يعني قرآني اؤيرنمک اوچون پئيقمبره مي موراجيعت ائتمه لييک، يوخسا پئيقمبري اؤيرنمک اوچون قرآنامي موراجيعت ائتمه لي ييک؟ شبيستري بو مؤوضوعنون داها راحات آنلاشيلماسي اوچون بئله بير اؤرنک سؤيله يير: تانيديغيميز بير رسسامين اثرينه باخديغيميز زامان، بيلميريک رسسامي تانيديغيميز اوچون اونون اثريني دَيَرلنديرک، يوخسا رسسامي رسم اثرلري نين ايشيغيندامي ديرلنديرک. شبيستري داوام ائدير و بئله دئيير: منجه پئيقمبردن باشلاييب قرآنا گلمه لي ييک. ندن؟ چونکو قرآن پئيقمبرين بيزه بوراخديغي بير فئنومئندير. ايسلامين باشلانغيجيندا بيز ائله بير اينسانلا راستلانيريق کي، بير تجروبه دن دانيشير، بير کيتابدان دئييل. چونکو بو گون اؤنوموزده اولان کيتاب اصلینده پئيقمبرين نبوي (پئيقمبرانه) تجروبه لري نين ييغينيدير. پئيقمبرين ايديعاسيندا بولوندوغو تجروبه بوندان عيبارتدير کي، او، ايلاهي بير قودرته داياناراق دانيشير. پئيقمبر “من دانيشميرام” دئمير. تام ترسينه، او، دئيير کي، منده تانري نين قودرتي وار و دانيشان منم، تانري دئييلدير. تاريخي بلگه لر ده گؤسترير کي، ايلک موسلمانلار پئيقمبرشوناسليقلا ايسلامي آنلاميشلار.

ايسلامدا نبوت (پئيقمبرليک) اساس مؤوضوع دئييلدير. اساس مؤوضوع تانريدير. پئيقمبر اينسانلارين ديقتيني تانرييا يؤنلنديرمک اوچون بير يولدور، باشقا بير شئي دئييلدير. ايندي بورادا سؤز کونوسو متنين نئجه ايدراک ائديلمه سيدير. ديني بير متن نئجه آنلاشيلماليدير؟ اگر داها اؤنجه “بير متني موختليف شکيلده آنلاماق اولار” سؤيله نيرديسه، ايندي اساس سوال بودور کي، مئتني نئجه قاوراماق اولار؟ قرآندا بوتون وارليقلارين پئيدا اولماسي بير اولان تانري نين فعللري کيمي آنلاديلير. يعني وارليق تانري نين فعللري کيمي تجروبه ائديلير. بير حالدا کي، پئيقمبردن داها اؤنجه و هم ده اونون زامانيندا بو فعللر، غئيري- تانري، دهر و يا بوتلر واسيطه سي ايله تجروبه ائديليردي. يعني بوتون بو فعللر تانري ايراده سي نين ديشيندا وار اولان اينانيشلار يولو ايله تجروبه ائديليردي. بو اوزدن ده قرآندا وار اولانلار خبر خاصيتي داشييان بير مضمون دئييلدير، تفسير مضمونو داشييير. اؤرنگين قرآندا دئييلديگينده کي، ” گؤيلري ياراتديق”، ” يئره دوشمه مه سي اوچون گؤيلري توتموشوق”، “حئيوانلاري ياراتديق” و… بوتون بو سؤيله ملرده سيستئملي بير دونياگؤروشو اولماسا دا تاريخده و طبيعتده باش وئرنلره تانريسال بير تفسير (اچيقلاما) گتيرير. يعني بوتون اولانلار و اولاجاقلار تانري نين فعللري کيمي آچيقلانير. آنلاشيلديغي کيمي بونلار پئيقمبره هاردانسا وئريلن خبر دئييل، آچيقلامادير.

يعني تفسيرين اؤزو پئيقمبره وئريلير، فعللرين خبري دئييل. بونون آدينا “پئيقمبرانه تجروبه نين مضمونو” دئيه ليم. پئيقمبرين گؤرَوي “پئيقمبرانه تجروبه نين مضمونو”نو بيان ائتمکدن عيبارتدير. دئمک اولار کي، بوتون مککي (مککه ده گلن آيه لر) آيه لرين مضمونو بير شکيلده بو پئيقمبرانه تجروبه نين مضمونونو آچيقلاماقدان عيبارتدير. بوتون بو آيه لر يا گؤیلری تفسير ائدير يا دا يئري و حئيوانلاري. بو آچيقلامالاردا دا هر شئي تانري نين فعللري کيمي ايضاح ائديلير. بورادا اصلینده پئيقمبر يئني بير سؤز دئمير. يعني پئيقمبردن اؤنجه ده وارليق، بوتلرين و يا دهرين فعللري کيمي ايضاح ائديليردي. پئيقبرين آچيقلامالاريندا يئني اولان فعللرين قايناغيدير. پئيقمبر دئيير کي، بو فعللرين قايناغي بير اولان تانريدير. يعني بورادا پئيقمبره يئني بير باخيش وئریلير. پئيقمبر باخمير، بو باخيش اونا وئريلير. پئيقمبرين ميسیونو دونيادا نه يين وار اولوب، نه يين وار اولماديغيني آنلاتماق اولماميشدير، اونون ميسیونو بو اولموش کي، کللي اشياني تانري نين فعللري کيمي گؤسترسين. قرآندا جيندن صؤحبت ائديلير. بو، او دئمک دئييل کي، قرآندا جين سؤزو کئچديگي اوچون دئمک جين وارميش. بئله دئييلدير.

ائله جه ده شيطانين اولوب-اولماديغي دا بو شکيلده دير. پئيقمبر سادجه کوللي اشياني تانري نين فعللري کيمي گؤسترمه ميشدير. تاريخي حاديثه لري ده بو قانون اساسيندا تفسير ائتميشدير. يعني تاريخي حاديثه لر ده تانري نين فعللري کيمي آچيقلانميشدير. قؤوملري يارادان، اونلاري حرکته کئچيرن، بعضي اينسانلاري پئيقمبرلييه وارديران، هانسيسا بير ائتنوسو تاريخدن سيلن تانري اولاراق گؤستريلير. بو، او آنلامدا دئييل کي، بوتون قرآندا سؤيله نن تاريخي حاديثه لر گئرچکدن ده تاريخده اولموشدور. بوتون بو رمزله آنلاديلان اولايلارين آرخاسيندا تانري ايراده سي نين دوردوغو اؤنمليدير. يوخسا بو، او آنلامدا دئييلدير کي، قرآندا کئچن اولايلار گئرچکدن ده تاريخده اولموشدور. تآنري ايراده سي نين تفسيري اوچون بعضي ناغيللار نقل ائدیلیر و آرخاسينا دا تانري نين ايراده سي يئرلشديريلير. بورادا اساس بو اولايلارين يؤنلنديريجيسي اولان تانريدير، اولايلارين تاريخيليگي نين اولوب-اولماماسي دئييلدير. مثلن تاريخده بلکه ده عاد آديندا بير ائتنوس عومومييتله اولماميشدير، لاکين تانري ايراده سينين تاريخي اولايلارين ايچينده اولدوغونو تفسير ائتمک اوچون مثلن عاد آديندا بير ائتنوس دا قرآندا وارميش کيمي گؤستريلير.

قرآندا کئچن معاد مسئله سي ده بو شکيلده آنلاشيلماليدير. يعني قرآندا معاد سؤزو گئرچکدن وار اولان حاققيندا بير خبر دئييلدير. معاد اينساندان بير نؤوع تفسيردير. او اينسان کي، تانري اونو يارادير، تورپاغا دؤنوشدورور، تورپاقدان يئنه ده اونا حيات وئره بيلير. بوراداکي مضمون، تفسيري بير مضموندور و بيانين بيچيمي بير او قدر ده اؤنملي دئييلدير. بوتون بونلاردان بير نتيجه چيخارماق اولار کي، پئيقمبره معريفت وئريلمير، باخيش و دونياگؤروشو وئريلير.

شبيستري عيسا و محمد پئيقمبر آراسيندا بو فرقلري گؤرور: اينجيل عيسا حاققيندا بو شکيلده بيلگي وئرير کي، عيسا تانري نين اؤزودور و تانري عيسا اولاراق تاريخه گيرميشدير. بو، تانري نين جيسيملشمه سيدير. تانري تاريخده ظهور ائتميش و دئميش کي، من بوتون حقيقتلرين وحدتي يم. خريستيانليقدا تانري عيسالاشميشدير و عيسانين سؤزلري تانري نين سؤزلري کيميدير. بئله بير ايدديعا ايسلام پئيقمبري حاققيندا هئچ بير زامان اولماميشدير. بو اوزدن ده عيسا اؤلوموندن سونرا دا تاريخين اساس محوريني اولوشدورور، اولوشدورماليدير، چونکو عيسا تانريديرسا، تانري اؤلمزدير. بونا گؤره ده تانري اؤلمور خريستيانليقدا، عيسا گؤيلره گئدير. آنجاق محمد پئيقمبر اؤلوموندن سونرا تاريخدن چيخير و قرآن ايسلامين مرکزينده يئرله شير.

محمد پئيقمبره دئميرديلر کي، سني تانري گؤندرمه ميشدير. چونکو اونلار تانرييا اينانمير، اونو قبول ائتميرديلر. اونا گؤره ده محمد پئيقمبره سئحيرباز، دلي و جادوگر دئييرديلر. آنجاق عيسا گلديگينده اونا سئحيرباز، دلي و جادوگر دئمه ديلر. دئديلر کي، سن تانري طرفيندن دئييلسن. بونلار بير- بيريندن فرقلنن ايکي آنلاييشدير.

شبيسترييه گؤره قرآندا اونتولوژي اولماميشدير. اونا گؤره قرآن تانري فعللري نين حئکايه سيدير. ايسلامدا داها سونرالار اونتولوژي گليشدي. فلسفه داها سونرا موسلمانلار آراسيندا اورتايا چيخدي.

شبيسترييه گؤره قرآندا وحي، تانري نين فعلي اولان ايشاره و تحريک آنلاميندادير. بو ايشاره و تحريک سادجه پئيقمبرلره عآيد اولماز. ۱۶-اينجی سوره نين ۱۸-اينجي آيه سينده بال آريلاري نين ایچگودوسَل (غریزی) حرکتلري ده “تانري وحيي” آدلانميشدير. قرآندا کونوشما قودرتينه وارديرما “وحي” آدلانير. وحيي بو شکيلده آنلايان شبيستري بو اساس قرارا گلير کي، قرآن پئيقمبرين کلاميدير، تانري نين کلامي دئييلدير. بونون اوچون ده ايکي اساس منطيقه دايانير:

۱- پئيقمبرين سؤيله ديکلري (کلامي) ايکي طرفدن (سؤيله ين و دينله ين) آنلاشيلديغي اوچون، دئمه لي بو کلام بشريدير.

۲- بو کلام موخاطيبلرينده و تاريخده بؤيوک دَييشيکلييه يول آچميش و نتيجه اولاراق بير مدنيتين دوغوشونا سبب اولموشدور. بو، اؤزلوگونده قرآنیِن بشري ذکانين اورونو اولان بير متن اولدوغونو ايثباتلاماقدادير.

شبيستري قرآني پئيقمبرين شخصي تجروبه سي اولاراق گؤرور و قرآني بير نؤوع تفسير اولاراق دَيَرلنديرير. آنجاق بو تجروبه ني آنلاماق اوچون ديني پلوراليزمين لابودلوگونه اينانير.

يوخاريدا وئريلن بيلگيلردن ده آنلاشيلديغي اوزره شبيستري نين ايسلاما، ايسلام تاريخينه، پئيقمبره ياناشما طرزي تام يئني بير مئتوددور، تام يئني بير گؤروشدور.

گؤنتاي گئنجالپ
۰۳/۰۸/۲۰۰۸

  یازیلمیش چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

باروق، ريشه شناسي و وجه تسميه آن



باروقBaruq

نامهاي تركي شهرها و اماكن جغرافيائي آزربايجان و ايران، ريشه شناسي و وجه تسميه آنها

مهران بهاري

http://toponimler. blogspot. com/

باروقBaruq


باروق يکي از شهرهاي استان آزربايجان غربي در بخش باروق شهرستان قوشاچاي (مياندوآب. نك. قوشاچاي-مياندوآب) مي باشد كه در تاريخ ۲۸ تير ۱۳۸۳ به شهر تبديل گرديده است. در آزربايجان جنوبي علاوه بر اين شهر، مراكز جمعيتي متعدد ديگري با نام باروق وجود دارند. از جمله:

١-شهر "باروق": در بخش مرکزي شهرستان هريس در استان آزربايجان شرقي،
٢-روستاي "شورجا باروق" (شورجه باروق): از دهستان گاودول (نك. گوگان) بخش مرکزي شهرستان مراغه، در جلگه اي در جنوب خاوري مراغه و شمال خاوري راه قوشاچاي (مياندوآب) به سايين قالا (شاهين دژ، نك. سايين قالا)،
٣-روستاي "حسن باروق" (حسن باري): دهي از دهستان دبجويجين بخش مرکزي شهرستان اردبيل، در منطقه کوهستاني جنوب باختري اردبيل كه آب آن از رودخانه "بارقي" تامين مي شود (نك. به توضيح "بارقي" در ادامه همين مبحث). تيره اي از ايل قيزيلباش شاهسئوه¬ن در اين دره زندگي ميکنند.
٤-روستاي "باروق": دهي از دهستان چار اويماق (چهار اويماق) بخش قاراآغاج (قره آغاج) شهرستان اورمو (اروميه، نك به اورمو-اورميه) در شمال خاوري قره آغاج و جنوب شوسه مراغه،
٥-روستاي "باروق": دهي از دهستان آلان برآغوش بخش آلان برآغوش شهرستان سراب، در شمال باختري مهربان و شوسه تبريز به سراب،
٦-"باروق- باري": روستائي در اطراف خالخال،

ريشه شناسي

باروق-باريق: باروق كلمه اي تركي-آلتائي با معاني زير است:


یازینین آردی
  یازیلمیش چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

سنقر (سونقور)، ريشه شناسي و وجه تسميه آن



سونقورSunqur
سنقر


نامهاي تركي شهرها و اماكن جغرافيائي آزربايجان و ايران، ريشه شناسي و وجه تسميه آنها

مهران بهاري

سونقورSunqur
سنقر


سونقور كلمه اي تركي است كه به تنهائي و يا در تركيبات گوناگون در نام شهر و روستاهاي متعددي وجود دارد مانند سنقر (دهي از دهستان ميان کوه بخش چپيشلي (چاپشلو) در شهرستان ترك نشين دره گز افشار يورد در شمال شرقي ايران)، سونقور اووا (سنقر آباد، در اطراف كرج، باخزر، كندوان،...)، سونقوراق (سنقرك)، سونوقورا (سنقره)، ... يكي از مشهورترين آنها شهري از آزربايجان به همين نام است كه امروزه در تقسيمات كشوري در تركيب استان كرمانشاهان در غرب ايران قرار داده شده و مركز شهرستان سنقر و كليائي است. كليائي نام بخش كردنشين اين شهرستان است. از آنجائيكه اين شهرستان از دو قسمت ترك نشين و آزربايجاني سنقر و كردنشين و كردستاني کليايي تشکيل يافته بود، به نام سنقر و کليايي ناميده شد. شهرستان سنقر و کليايي از شمال به شهرستان آزربايجاني قوروا (قروه) در استان كردستان، از شرق به شهرستان آزربايجاني اسدآباد در استان همدان، از جنوب به شهرستان صحنه و از غرب به شهرستان کامياران محدود مي‌شود. شهرستان سنقر و كليايي از نواحي جالب توجه و زيباي استان كرمانشاه است كه در جلگه هموار و زيبايي واقع شده و اطراف آن را رودخانه، سبزه زار، باغات و بيشه زار فرا گرفته است و قله‌هاي كوه‌هاي آن تا اواخر تابستان از برف زمستاني مي‌درخشد.

در دوره صفويه اسدآباد و سنقر آزربايجان يك واحد اداري شمرده مي‌شده ‌اند. پس از آن تا زمان شاه عباس صفوي اين منطقه به همراه بخش بسيار بزرگي از غرب و جنوب آزربايجان ضميمه قلمرو امپراتوري عثماني گرديد. در دوره افشاريه و زنديه سران ايل کليايي که خود را از اعقاب صفي خان از خانهاي دوره صفوي مي‌دانند به حکومت سنقر منصوب شدند. در اين دوره نام قسمت کردنشين شهرستان سنقر و كليائي از اسم اين ايل ماخوذ و به کليايي معروف شد. در زمان فتحعلي شاه قاجار فرزند وي فتح‌الله ميرزا به حكومت سنقر گماشته شد. سپس اين ناحيه با نواحي كنگاور (نك. كنگه وه ر)، ملاير و تويسركان (نك. توي سرگه ن) كه همه در حاشيه آزربايجان ائتنيك و تاريخي قرار دارند يكي شده و تحت حكمفرمايي شاهزاده شيخعلي ميرزا (پسر فتحعلي شاه) قرار گرفت. در زمان ناصرالدين شاه سنقر و كليايي بار ديگر ضميمه اسد آباد در آزربايجان شد.


یازینین آردی
  یازیلمیش چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

خرقان (قاراقان)، ريشه شناسي و وجه تسميه آن



قاراقانQaraqan
خرقان- قره قان


نامهاي تركي شهرها و اماكن جغرافيائي آزربايجان و ايران، ريشه شناسي و وجه تسميه آنها

مهران بهاري


قاراقانQaraqan
خرقان- قره قان


قاراقان (خرقان) منطقه اي وسيع از آزربايجان جنوبي است كه در راستاي سياستهاي آزربايجان زدائي، بين استانهاي آزربايجاني همدان، مركزي و قزوين تجزيه شده است. امروز بخشي از آن كه در شهرستان رزن استان همدان قرار دارد "دهستان خرقان"؛ بخشي از آن كه در استان قزوين قرار دارد "خرقان شرقي" و "خرقان غربي"؛ و بخشي از آن كه در شهرستان ساوه استان مركزي قرار دارد "بخش خرقان" ناميده مي شود. قسمتي از اراضي خرقان از رودهاي خررود و کلنجين و آوه و رودک و قسمت عمده بوسيله چشمه سارهاي متعدد مشروب ميشود. سرزمين خرقان در مجموع ناحيه ايست كوهستاني كه دو سلسله جبال معروف آن يكي "خرقان داغ" در حد فاصل خرقان و دهستان درجزين و خلجستان ساوه و ديگري رامند ميان خرقان و رامند و دهستان زهرا قرار دارند. سلسله خرقان داغ در طول منطقه‌اي كه در داخل آن واقع است در هر محل بنامي خوانده مي‌شود. دو گردنه معروف اين سلسله كوه يكي "سلطان بلاغ" و ديگري "آوه" نام دارد. در گذشته (و امروز؟) کوههاي خرقان ييلاق ايلات ترك شاهسئوه ن بغدادي بوده است.

دهستان خرقان: در قسمت جنوب غربي قزوين قرار دارد و از شمال به رودخانه خررود و دهاتي از دهستانهاي دودانگه، نواحي افشاريه، زهرا و .... استان آزربايجاني قزوين، از شرق به دهستان خلجستان شهرستان آزربايجاني ساوه، از جنوب قسمتي به دهستان درجزين استان آزربايجاني همدان و از مغرب به ناحيه خمسه استان آزربايجاني زنجان محصور است. در معجم البلدان آمده است: "خرقان نام قريتي از قراي همدان که بعدها از مضافات قزوين شده است". اين همان خرقان نزديک قزوين است که به نام سه طائفه عمده ناحيه، به سه بلوک خرقان افشار [آوشار]، خرقان بکشلو [بكيشلي] و خرقان قتلو [قوتلو] تقسيم ميشده است. در حال حاضر جاده آسفالته قزوين ـ همدان، دهستان خرقان را به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم مي‌نمايد. مركز بخش خرقان غربي "آوه" (نك. آبا-آوه) است كه در ١١٠ كيلومتري جنوب قزوين بر سر راه قزوين ـ همدان قرار دارد. مركز خرقان شرقي، قصبه كلنجين است كه در ٢٤ كيلو متري شرق آوه قرار دارد. كلنجين در گذشته اعتبار بيشتري داشته و مركز تمامي خرقان بشمار ميرفته است.


یازینین آردی
  یازیلمیش چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

نامهاي تركي شهرها و اماكن جغرافيائي آزربايجان و ايران، ريشه شناسي و وجه تسميه آنها

مهران بهاري

ائلگون، اولو سويوق آيي، سيچان ايلي
Elgün, Ulusoyuq ayı, Siçan ili


http://toponimler. blogspot. com/

سوغورلو Suğurlu
تخت سليمان


در دامن سبز و وسيع دره "ساروقSaruq " (نك. ساروق) در ميان كوههاي آتشفشاني "آلاداغAladağ " در جنوب غربي آزربايجان، در شمال شهر "تيكان تپهTikantәpә " (نك. تيكان تپه-تکاب) و در جنوب شرقي درياچه "اورموUrmu " (نك. اورمو-اروميه) بر بالاي تپه "سوغورلوSuğurlu "، محوطه جهاني و مجموعه تاريخي "سوغورلو" واقع شده است که در زبان فارسي موسوم به "تخت سليمان" مي باشد.

سوغورلو (تخت سليمان) و مجموعه آثار باستاني و تاريخي آن يكي از مهمترين و مشهورترين مراكز تاريخ و تمدن آزربايجان و يکي از نمادهاي باشکوه معماري آزربايجاني محسوب مي‌شود. در اين مجموعه تاريخي كه داراي ارزش سمبليك مهمي است، بقاياي آثاري از دوران ماقبل تاريخ، دولت و تمدن ماننائي (اولين دولت آزربايجاني)، تاريخ سامي-عبري-مسيحي، عهد ماد و اشكاني (هر دو با تباري مناقشه دار)، سازه هاي مربوط به دوره ايراني-ساساني-زردشتي و تمدن توركي-موغولي-ايلخاني موجود است. طراحي آتشكده، قصر و طرح كلي‌ محوطه بر ايجاد و گسترش معماري اسلامي تاثير گذاشته است. در اطراف سوغورلو (تخت سليمان)، ايسسي سوها (آب گرم‌ها)، قاينارجاها (چشمه هاي جوشان) و بولاق هاي سردي (چشمه‌ها) وجود دارند كه بسيار جالب توجه اند. درياچه اسرار آميز "بوركو Bürkü" و شكاف بزرگي كه در اثر زلزله پديد آمده، از ديگر نكات ديدني سوغورلوق (تخت سليمان) است.

كليه آثار اين مجموعه كه در سال ١٣٨٢ در فهرست ميراث جهاني يونسکو به ثبت رسيد، بر روي يك بلندي طبيعي به ارتفاع ٢٠ متر از سطح دشتي گسترده و درون حصار و ديواري بيضي شكل بنا شده است. حصار از سنگ‌هاي لاشه‌اي به ابعاد مختلف و به ضخامت ٥ متر، ارتفاع ١٤ متر و با محيط بيروني ١٢٠٠ متر بنا شده است. لايه بيروني حصار از سنگ‌هاي تراش‌دار نما‌سازي شده و داراي ٣٨ برج دفاعي مخروطي شكل است. برخي از آثار مجموعه مانند زندان مربوط به دوره ماقبل تاريخ، ماننائيها، دوره مادها، پايه ديوارها از دورة اشكاني و حصار بيروني متعلق به عهد ساساني است. بخش‌هايي از اين محوطه در قرن سيزدهم ميلادي در دوره آباقاخان، دومين پادشاه امپراتوري ايلخاني و برادر زاده هلاكوخان مرمت شد، پاره‌اي از قسمت‌هاي فرو ريخته بازسازي گرديد، دروازه جديدي در مجاورت دروازه جنوبي عهد ساساني احداث و قصر، عمارت، سالن شورا، ايوان (شرقي)، ساختمانهاي هشت و دوازده ضلعي و شهركي صنعتي در کنار آن بنا شد. (امراي مغول هيچكدام از آثار پيش از خود را تخريب نکردند و ساختمان هاي خود را در کنار و يا بر روي اين آثار قبلي بنا نمودند). تاكنون قسمت‌هاي مختلف بافت صنعتي شهرك ايلخاني ‌سوغورلو (تخت‌سليمان) مانند بازار، كارگاه، حمام و خانه مسكوني شناسايي شده اند. پس از انجام تعميرات وسيع و چشمگير و احداث بناهاي جديد، از اين مكان مدتي بعنوان پايتخت تابستاني، كاخ شكار و تفرجگاه امپراتور ايلخاني استفاده شده است.

ريشه شناسي

سوغورلو نام قديمي و تركي محوطه اي تاريخي در آزربايجان است كه در زبان فارسي تخت سليمان ناميده مي شود. اين نام به معني محلي كه در آن سوغور فراوان وجود دارد و يا زميني كه از قابليت سوغور كردن برخوردار است مي باشد:

١- سوغورSuğur : نوعي از خرگوش شبيه مارمولك كه از پوست آن براي ساختن كت باراني استفاده مي شود از تلفظهاي اين كلمه در زبانهاي توركي: سوغور (قاراخاني)، سووير (تاتاري)، هيوير (باشقيري)، سيغيرغان (نوعي موش)، سئوئر (چووواشي)، (در تركي معاصر تركيه: آدا تاوشاني، به عربي الوبر). در تركي قديم "سوغورلوق تاغ Suğurluq Tağ" به معني كوهي پر از سوغورها بوده است (كاشغري). "سوغورلو" معادل سوغورلوق تركي قديم بوده و به معني محلي كه در آن سوغور فراوان مي باشد است. ("سوغور" را نمي بايست با "سغر" كه به معني نوعي خارپشت كلان است اشتباه نمود. گرچه نام اين حيوان نيز كه به اشكال اشغر، اسغر، سغرمه، سغرنه، سکرمه، سکرنه، سَكَر، سُكَر نيز ثبت و در لغتنامه هاي فارسي به صورت کرپي کوهي، روباه ترکي، ارمجي کوهي، خورکاي جبلي معني شده، تركي است).

٢-در تركي كلمه ديگري به شكل "سوغورSoğur " از مصدر "سوغورماقSoğurmqa " به معني گرفته شدن آب توسط زمين وجود دارد. "قوم سوو سوغوردوQum suv soğurdu " (شن آب را در خود كشيد، جذب كرد)، "اول قوروت سوغوردوOl qurut soğurdu " (او آب كشك را بيرون كشيد)، با گسترش معني به معني بيرون كشيدن. در اين معني با فعل "سييرماقSıyırmaq " در هم آميخته شده است. مانند بيرون كشيدن شمشير از غلاف، تير از زخم و يا مو از شير. فرمهاي گوناگون آن: سوغور Soğur، سوور Suvur، سور Sur، سوير Suir، سووير Suwir. از همين ريشه اند مصادر سوغالماقSoğalmaq به معني فرو رفتن آب بر زمين و خشك شدن آن و سوغالتماقSoğaltmaq به معني خشك كردن آب. (فرهنگ لغت تركي به فارسي سنگلاخ، تاليف ميرزا مهدي خان استرآبادي منشي نادرشاه افشار). اين مصدر در زبانهاي ادبي و لهجه هاي معاصر تركي آزربايجان و تركيه هنوز رايج است. مثلاً در شهر باهار آزربايجان (نك. قاراتكين-بهار) Soğolmaq يعني خشك شدن آب چيزي (وقتي گوشت را براي كباب كردن روي آتش قرار مي دهند و پس از مدتي آب آن در اثر حرارت از بين مي رود مي گويند اَت سوْغوُلدوُ Ət soğuldu يعني آب گوشت زايل و كشيده شد). بنابر اين ريشه شناسي، "سوغورلو" مركب از "سوغور+-لو" بوده و به معني محل و زميني كه قابليت جذب آب را داراست مي باشد، به سياق "گئچه رليGeçәrli " (گئچ.+-ه ر+-لي) به معني چيزي كه قابليت تداول داشته و معتبر است.

٣-از سه شهر تركان قومان (قيپچاق) در ساحل رود دونه چ يكي نيز "سوغور" نام داشته است. محتملا اين نام در ارتباط با معني دوم سوغور است.

٤-"سوغور" به عنوان نام شخص نيز بكار رفته، چنانچه نام يكي از سرفرماندهان تركان قومان بوده است.

وجه تسميه:

در متون تاريخي از اين منطقه به نام "ستورليق" ياد و به ريشه تركي آن اشاره شده است: "مستوفي از محل مذكور كه در زمان او در ناحية ايج رود (در متن انجرود) واقع بوده است ياد مي‌كند و مي‌گويد در اين ولايت قصبه‌اي است كه مغول آن را "ستوريق" مي‌‌خوانند و بر سر پشته‌اي است. پس از آن از سراي و چشمة جوشان سخن به ميان مي‌آورد. سپس مي‌افزايد كه اباقاخان آن سراي را عمارت كرد (آثار كاخ آباقاخان در كاوشهاي باستان‌شناسي به دست آمده است). كلمة "ستوريق" در نزهه‌القلوب محرف "سغورليق" يا "سوغورلوق" است كه در زمان مغول به اين محل اطلاق مي‌شد و از ييلاقهاي معروف ايلخانان بوده است و امير ارغون گنجهايي در آن نهاده بود... اين كلمه تركي مي‌نمايد، ولي استعمال آن از دورة مغول است" (مقاله آذربايجان، عباس زرياب خويي)

نام سوغورلو به سبب وفور نوعي از خرگوش در اين ناحيه و به احتمالي كمتر به سبب نوع خاك آن محوطه كه قابليت جذب آب فراوان را داشته به آن داده شده است.

ريشه شناسي و وجه تسميه هاي نادرست

١-هرچند نام خود محل آتشكده و كوههاي مجاور آن در كتب بسيار قديمي ذكر نشده اند، با اينهمه بسياري از نخستين نامهائي كه براي آنها ذكر شده تركي اند. اما منابع فارسي و دولتي نه تنها نام محل مذكور را با عبارت فارسي "تخت سليمان" عوض نموده اند، بلكه اغلب پديده هاي مربوط و پيرامون آن مانند تپه، كوه، چشمه و شهرك و ..... را نيز "تخت سليمان" ناميده اند. در حاليكه هر كدام از اين پديده هاي جغرافيائي و طبيعي داراي نام مشخص تركي است:

-سوغورلوSuğurlu (سغورلق): نام تركي تپه هائي كه به فارسي تخت سليمان ناميده مي شوند.
-آلاداغAladağ (الاطاغ): كوههاي اطراف سوغورلو كه امروزه به فارسي تخت سليمان ناميده مي شوند. اين منطقه به همراه قاراداغ (با نام فارسي سياه كوه عوض شده است)، قرارگاه تابستاني آباقاخان بوده است.
-بوركوBürkü (بركه): چشمه ژرف و جوشان مجاور سوغورلو (تخت سليمان). از ريشه بوركBürk (مصادر بوركمه كBürkmәk و بوركورمه كBürkürmәk به معني جوشيدن و فوران كردن آب، پاشيده شدن آب، ريزش بسيار شديد آب در حين باران است).
-آباقاAbaqa (آباقا ايلخان): شهرك صنعتي و كاخ دوره ايلخاني. كلمه اي مغولي به معني پدربزرگ و عمو، از ريشه تركي "آبا" به معني جد، پدربزرگ، مادربزرگ، .... به علاوه پسوند تركي "-قا" كه به ندرت بكار رفته است (مانند كلمات قورتقا، آويچقا).

٢-مجموعه باستاني سوغورلو با تمدن، تاريخ و افسانه هاي سامي در هم آميخته است. چنانچه نام مجموعه و همچنين زندان موجود در آن با پيغامبر سامي سليمان نبي، تختي در آن با نام ملكه بلقيس و درياچه مجاور آن در متون گوناگون مسيحي با دوران كودكي عيسي مسيح مرتبط شمرده شده است. "سليمان" نامي سامي است، با اينهمه تركيب "تخت سليمان"، همانگونه كه از ظاهر آن پيداست، به لحاظ ساختاري و دستوري فارسي است. بر خلاف فارسي، در زبان تركي مضاف پس از مضاف اليه مي آيد. يعني اينكه اين نام به تركي مي بايست "سولئيمان تختي" خوانده مي شد، مانند نام روستا و قلعه"خان تختي Xantəxti" در جنوب شرقي سلماس در ٧٦ كيلومتري جاده اروميه- سلماس، كه به معني "تخت خان" مي باشد (در ارتفاعات كنار اين محل، بر روي قطعه سنگ بزرگي نقوش حجاري ‌شده‌اي به نام حجاري‌هاي خان تختي وجود دارند كه نقش دو سوار شاهانه را با دو پياده نشان مي‌دهند. ادعاهائي كه اين دو سوار را اردشير اول، شاهپور اول و غيره دانسته اند همه حدس و گمان اند، زيرا كتيبه‌‌اي همراه اين نقشها نيست)؛ "داش قالا Daşqala" (در ٢٨ كيلومتري شرق عجب شير در ساحل شرقي درياچه اروميه در ٩٥ كيلومتري جنوب تبريز، نام دولتي-فارسي آن قلعه ضحاك است)؛ نام "باز قالاسي Baz Qalası" (نك. باز قالاسي-بذقالاسي، نام دولتي-فارسي آن قلعه جمهور است).

٣-استرابن تاريخ نگار براي كشور "آتروپاتنه" دو پايتخت ذكر كرده كه يكي آز آنها "فراده اسپه" بوده است. ماركوارت و راولينسون (ماركوارت، ١٠٨) فراده اسپه را با سوغورلوي كنوني (تخت سليمان) و شهر باستاني "شيز" كه در حوالي آتشكده آزرگشسب واقع شده و شهري مناسب براي اقامتگاه تابستاني بوده يكي دانسته‌اند. برخي با اين تثبيت مخالفت نموده و گفته اند كه "شيز نمي‌تواند سوغورلو (تخت‌سليمان) كنوني باشد، بلكه بايد محل آن را كه همان جَنْزه است، در نزديكيهاي مراغه جست. كزنا يا جنزه يا گنزك قسمتي از شيز و نام شهري بوده كه مقر تابستاني شاهان بوده است" (عباس زرياب خويي در مقاله آذربايجان).

نتيجه

نام قديمي و تركي محوطه و مجتمعي كه در زبان فارسي "تخت سليمان" ناميده مي شود، "سوغورلوSuğurlu " بوده و به معني محلي كه داراي سوغور (نوعي خرگوش) فراوان است و يا زميني كه قابليت جذب آب را دارد مي باشد. اين مجتمع در دره "ساروقSaruq "، احاطه شده با كوههاي "آلاداغAladağ " واقع شده است. چشمه جوشان آن "بوركوBürkü " و شهرك صنعتي وكاخ ايلخاني آن "آباقاAbaqa " نام دارد.

  یازیلمیش چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

 

اولوم اولسون فارس شوونیزمینه

در صورت عدم آزادی مهندس سیروس حسین نژاد

 از زندان اوین، وی قادر به شرکت در امتحانات دانشگاه نخواهد شد



مهندس سیروس حسین نژاد دانشجوی ترم آخر رشته میکروبیولوژوی دانشگاه آزاد واحد تهران شمال در جریان مراسم نودو چهارمین سالگرد شهادت ستارخان سردار ملی توسط ماموران اطلاعاتی بر سر مزار این سردار غریب در قبرستان طوطی شاه عبدالعظیم شهر ری دستگیر شده است.

وی همزمان با سلسله تظاهراتهای ضد اپارتاید خرداد1385 نیز به مدت 2ماه در زندان اوین حبس شده بود که بدین ترتیب امتحانات ترم آخر خود را از دست داد.

این بار هم اگر وضعیت مشابهی برای این فعال مدنی آذربایجان حادث شود وی در آستانه اخراج از دانشگاه قرار خواهد گرفت.

لازم به ذکر است که سیروس حسین نژاد از بیماری آرتروز و دیسک کمر رنج می برد.

 

  یازیلمیش سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

طرح ساماندهی «اخلاقی» سواحل دریا - اعتماد


روزنامه اعتماد، در صفحه نخست خود به انتشار پیشنهاد محمود احمدی نژاد برای «اخلاقی کردن سواحل دریا» پرداخت و نوشت، «محمود احمدی نژاد از بررسی طرحی در هیات دولت خبر داد که در صورت تصویب، سواحل دریا از نظر اخلاقی ساماندهی خواهد شد.»رییس جمهوری اسلامی که در راستای «دومین دور از سفرهای استانی» از روز چهارشنبه در مازندران به سر می برد ضمن اعلام این خبر در جلسه هیات دولت با «خانواده های شهدا و ایثارگران دیدار و در جمع طلاب و روحانیون این استان سخنرانی کرد.» به نوشته اعتماد، احمدی نژاد گفت، « قرار شد روی  يک طرح مستقل برای ساماندهی سواحل دریا که هم از نظر ایمنی و هم اخلاقی مناسب باشد، از سال آینده کار شود.»
 
  یازیلمیش سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 
 
 
سازنده مجسمه هفت تني و سه متري فردوسي گفت:از چهارسال پيش كه ساخت اين مجسمه به پايان رسيده هنوز اقدامي از طرف شهرداري براي خريد آن صورت نگرفته است.

عبدالعلي قصامي (مزدور خود فروخته)در گفت وگو با ايسنا، منطقه خوزستان( احواز)، اظهاركرد: ساخت اين مجسمه بيش از4000 ساعت طول كشيد و انتخاب لباس آن سه ماه وقت برد تا نهايتا كار ساخت اين مجسمه به پايان رسيد.

وي گفت: طي مكاتبه‌اي كه با شهرداري اهواز انجام دادم، قرار شد كه شهرداري اهواز اين مجسمه را خريداري كند ولي چند ماه از نامه‌نگاري به شهرداري مي‌گذرد و هنوز وضعيت خريد نامشخص است.

قصامي  (مزدور خود فروخته)خاطرنشان كرد:اين مجسمه قرار بود در يكي از ميادين شهر يا در يك مكان فرهنگي!!!؟؟؟ نصب شود، در اين مورد رمضان منجزي(مزدور خود فروخته) از اعضاي شوراي شهر اهواز گفت خريد اين مجسمه در كميسيون فرهنگي شوراي شهر تصويب شده و فقط تصويب آن در صحن علني شورا بايد صورت بگيرد و شوراي شهر و شهرداري با خريد اين مجسمه مشكلي ندارد و مشكل فعلي بحث بر سر انتخاب مكان اين مجسمه است چون بايد نصب آن در محلي باشد كه از تخريب‌هاي طبيعي و انساني حفظ شود.

http://www.tabnak.ir/pages/?cid=25743

  یازیلمیش سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

 

Parçalanmış xalq”ın HARAYI

Sizləri ərazisi 410 min kvadratkilometr olan BÜTÖV AZƏRBAYCANDAN salamlamaq istərdim. Amma çox təəssüflər olsun ki, bu salamı sizlərə zaman-zaman qonşuları tərəfindən paramparça edilmiş, didim-didim didilmiş GÜNEYSİZ, QARABAĞSIZ, DƏRBƏNDSİZ, BORÇALISİZ 69.05 min kvadratkilometr ərazisi olan AZƏRBAYCANDAN verirəm.

1804-ci ildə işğalçı Çar Rusiyası ilə Qacar dövləti arasında AZƏRBAYCAN torpaqları uğrunda savaş başladı. Bu savaş 1813-cü ilə kimi davam etdi. Savaşda Çar Rusiyasi qalib gəldi və tərəflər sülh imzalamaq qərarına gəldilər. Uzun sürən danışıqlardan sonra 1813-cü ilin 12 oktyabrında AZƏRBAYCAN tarixinə qara hərflərlə  yazılmış GÜLÜSTAN “sülhü” imzalandı. Müqaviləni Rusiya tərəfindən  Qafqazdakı rus qoşunlarının baş komandanı Rtişşev, Qacarlar tərəfindən isə Mirzə Əbülhəsən xan imzaladı. Müqavilə 11 maddədən ibarət idi. Müqaviləyə əsasən, AZƏRBAYCAN torpaqları iki hissəyə bölündü. ARAZ çayı sərhəd oldu. AZƏRBAYCANIN Şimalı Rusiyaya, NAXÇIVAN və İRƏVAN da daxil olmaqla Cənubu Qacarlara qaldı. Beləliklə, bu qansızlar, vicdnsız cəlladlar millətimin, xalqımın ah-nalə etməsinə, fəryad qoparmasına məhəl qoymadan böldülər AZƏRBAYCANIMI, böldülər bu VƏTƏNİ. Gülüstan müqaviləsi dünya tarixində başqa millətin torpaqlarının bölüşdürülməsi üçün bağlanmış ilk zorakı müqavilələrdən biri və bəlkə də birincisi idi. Görəsən, bu mənfur müqaviləyə qol atarkən bir xalqın tarixi faciəsinə qol atdıqlarını bir an da olsa düşündülərmi bu vicdansızlar? Şair “GÜLÜSTAN” poemasında deyir:

Cənablar bir anlıq düşündünüzmü?
Verdiyiniz hökmün ağırlığını?
Bu hökmün dəhşəti əllimi,yüzmü?
Biz necə götürək bu göz dağını...?

Başi kəsiləndə bu məğrur elin
Qəlbin ağrısını hiss etdinizmi?
Qoca FÜZULİNİN, igid BABƏKİN
Etiraz səsini eşitdinizmi?
Cənablar bir damcı mürəkkəblə siz
Düşünün nələrə qol çəkmişsiniz?

Əlbəttə ki, bu qansızlar müqaviləyə göz yummadan imza atıblar. Axı aralarında ata malı kimi böldükləri bu torpaqlar özlərininki deyil. Axı bu millət öz millətləri deyil ki, dərdinə acıyaydılar. Bu bölgüylə ürəkləri soyumayan, gözləri doymayan alçaqlar 1826-cı ildə yenidən AZƏRBAYCAN torpaqları uğrunda mübarizəyə başladılar. Bu savaş 1828-ci ilin yanvar-fevral ayında Çar Rusiyasının qalibiyyəti ilə sona çatdı. Qısa sürən danışıqlardan sonra 1828-ci ilin 10 fevralında tərəflər arasında TÜRKMƏNÇAY kəndində yeni müqavilə imzalandı. Bu müqavilə 16 maddədən ibarət idi. Müqaviləyə əsasən, CƏNUBİ AZƏRBAYCAN Qacarlara, NAXÇIVAN və İRƏVAN da daxil olmaqla ŞİMALİ AZƏRBAYCAN Rusiyaya qaldı. VƏTƏNİM bölündü, XALQIMIN bu günə qədər davam edən faciəsi başladı.
Müqavilənin 3-cü bəndində deyilirdi: ”İran şahı öz adından və varisləri adından ARAZIN o tayı və bu tayı üzrə İRƏVAN və NAXÇIVAN xanlıqlarını Rusiya imperiyasının tam mülkiyyətinə güzəştə gedir”. Bu maddədən belə görünür ki, guya İRƏVAN, NAXÇIVAN İran şahının öz dədə-baba torpağıdır, onlarında halallığını Rusiyaya verir. Bu vicdansız ağa yəqin bilir ki, torpaqdan pay olmaz. Amma bu torpaq onun öz torpağı deyil axı onun halallığını verərkən bu cəlladın ruhu incisin, qəlbi param-parça olsun bizim kimi. Görəsən, bu topasaqqal ağa bu yurdun, bu vətənin BABƏK, KOROĞLU yurdu olduğunu bilirdimi? Bu yurdun zaman-zaman igidlər, qəhrəmanlar yurdu olduğunu bilirdimi? Şair “GÜLÜSTAN” poemasında deyir:

Hanı bu ellərin mərd oğulları?
Açın bərələri, açın yolları
Bəs hanı bu əsrin öz KOROĞLUSU?
Qılınc KOROĞLUSU, söz KOROĞLUSU?

Bəlkə də bu əsrin öz KOROĞLUSU gecikmişdi bir az.

Beləliklə, TÜRKMƏNÇAY “sülhü” ilə AZƏRBAYCAN torpaqlarının bölüşdürülməsi başa çatdı, bir VƏTƏN iki yerə parçalandı. O gündən GÜNEY, QUZEY terminləri xalqın dilində tez-tez işlədilməyə başladı. O gündən bacı qardaşa, ana balaya, ata oğula həsrət qaldı. O gündən VƏTƏNİMZİN ortasında tikanlı məftilə dolaşırıq. Deyirlər o günü təbiət belə MİLLƏTİMİN, XALQIMIN bu faciəsinə fəryad qoparıb, yas saxlayıbmış.

Göy də guruldamış deyirlər o gün
Çölləri, düzləri buludlar sarmış,
O göy gurultusu ULU BABƏKİN
Ruhuymuş hönkürüb fəryad qoparmış.

Həmin gün ölkəni apardı sel, su,
Tutuldu çöhrəsi günün, ayın da
Qoca NƏBATİNİN eşqi-arzusu
O, gün batmadımı ARPA çayında,

Bəli o gün bütün igidlərimin ruhu fəryad qoparmış, ah-nalə etmişdilər əlbət. Axı bu vətən uğrunda canlarından keçib, onu yağılardan azad etməmişdilər ki, günün birində yadlar gəlib onu öz dədə malları kimi bölsünlər.
Bu cəlladlar paramparça etdilər TÜRK YURDUNU, amma bədəni candan ayıra bilmədilər.

Ağalar bilmədi birdir bu torpaq
TƏBRİZ DƏ, BAKI DA AZƏRBAYCANDIR.
Bir elin ruhunu, dilini ancaq
Kağızlar üstündə bölmək asandı.

Böl kağız üstündə böl gecə-gündüz
Torpağın üstünə dirəklər də düz
Gücünü, əzmini tök də meydana
Qoşundan silahdan səd çək hər yana
Torpağı ikiyə bölərsən ancaq
Çətindi bədəni candan ayırmaq.

Bu torpaqlar tanrının ən sevimli milləti olan TÜRKÜN YURDUDU. TÜRK yarandığı gündən bu qədər əzilməmişdi, didilib, parça-parça edilməmişdi. TÜRK tarixində belə bir faciyəylə üzləşməmişdi. Bu faciəni hər bir AZƏRBAYCANLI öz dövründə yaşayır, elə ŞƏHRİYAR kimi, elə ELÇİBƏY kimi və bu gün də yaşamaqda davam edirik. 180 ildir  ki, bu bölücü, zorakı müqavilə öz qüvvəsində qalır.180 ildir ki, bacının qardaş həsrəti yeri-göyü yandırır.
Zaman öz rolunu oynadı. Rusiya imperiyası süquta uğradı və VƏTƏNİMİN QUZEYİ azadlığını qazandı, amma QARABAĞI itirdik, 20 YANVAR kimi böyük bir faciə yaşadıq. GÜNEY tayımızda isə 35 milyonluq bir kütənin ana dili yasaqlanıb, ”MƏN TÜRKƏM “deyənlər həbslərdə çürüyür, başlarına olmazın əzablarını gətirirlər fars şovinistləri. GÜNEY AZƏRBAYCAN hər gün, hər saat bu faciənin ağrı-acısını yaşayır.
Sonda üzümü bütün TÜRK DÜNYASINA tutaraq deyirəm ki, bəsdir artıq bu faciəyə son qoymağın vaxtı çoxdan yetişib. Bəsdir TƏBRİZSİZ, QARABAĞSIZ, DƏRBƏNDSİZ, BORÇALISIZ, İRƏVANSIZ yaşadıq. Bəsdir VƏTƏNİN ortasında tikanlı məftillərə dolaşdıq. Bu tikanlı məftilləri söküb-dağıtmağın vaxtıdır. EY YENİLMƏZ, MƏĞLUBEDİLMƏZ TÜRK ÖVLADI. Bəs sən hardasan? Niyə 180 il bu dəhşətə, faciəyə dözürsən? Sizlərə güvənirəm EY QƏHRƏMAN, DÖYÜŞKƏN, QORXMAZ TÜRK İGİDLƏRİM! Gəlin zaman-zaman itirdiyimiz torpaqlarımız uğrunda hər gün, hər saat, hər dəqiqə mübarizə aparaq! Yalnız döyüşlə deyil, həm siyasət, iqtisadiyyat, elm sahələrində mübarizəmizi aparmalıyıq. Bu mübarizəni hər kəs aparmalıdı. Gəlin yumruq kimi birləşək tikə-tikə olmuş torpaqlarımızı yağılardan azad  edək. GÜNEYLİ, QARABAĞLI, BORÇALILI, DƏRBƏNDLİ, İRƏVANLI, ZƏNGƏZURLU BÜTÖV AZƏRBAYCAN yaradaq. Tarix boyu bu torpaqların BÜTÖVLÜYÜ, AZADLIĞI uğrunda canlarından keçmiş QƏHRƏMANLARIMIZIN ruhlarını şad edək! Gəlin İGİDLƏR, ƏRƏNLƏR YURDU OLAN BÜTÖV AZƏRBAYCANIMIZA SAHİB ÇIXAQ.

SAHİBSİZ BİR MƏMLƏKƏTİN BATMASI HAQDIR
SƏN SAHİB ÇIXSAN BU VƏTƏN BATMAYACAQDIR!

  یازیلمیش سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

در حاشیه معرفی وزیر کشور پیشنهادی دولت نهم:            

 ائتلاف قدرت و ثروت در معرض داوری خواهر خوانده مجلس هفتم!؟

اعلمی:

حضرت امیر در نهج البلاغه می فرمایند: "ما رأيت نعمه موفوره الّا و فيه حق مضيع" هيچ نعمت انباشته شده و ثروت هنگفتي را نديدم، مگر اين كه در كنارش، حقي ضايع شده است .

قبل و پس از انقلاب برای مدتها روایت فوق الذکر تکّه کلام اکثر نیروهای انقلابی بود و اغلب بر این باور بودند مادامیکه شرایط یکسان و عادلانه و سالم اقتصادی برای همه در کشور فراهم نشده ،دسترسی به ثروت های کلان جز از راههای نامشروع و رانتی میسّر نیست تا جائیکه واضعان قانون اساسی در اصل چهل و نهم این قانون قید کردند که: "دولت موظف است ثروتهاي ناشي از ربا، غصب ، رشوه ، اختلاس ، سرقت ، قمار، سو استفاده از موقوفات ، سو استفاده از مقاطعه كاريها و معاملات دولتي ،فروش زمينهاي موات و مباحات اصلي ، دائر كردن اماكن فساد و ساير موارد غير مشروع را گرفته و به صاحب حق رد كند و در صورت معلوم نبودن او به بيت المال بدهد"

اما در دهه اخیر و در شرایطی که نه تنها هیچ تغییر اساسی در مناسبات غلط اقتصادی حاکم بر کشور نسبت به گذشته ایجاد نشده بلکه در مواردی بر دامنه فساد نیز افزوده شده است ،به موازات ایجاد طبقه جدیدی از سرمایه داران حکومتی ،بتدریج کسب ثروت به هر طریق ممکن به عنوان یکی دیگر از ارزش های انقلابی وارد قاموس انقلاب گردید و اکنون به نقطه ای رسیده ایم که  رئیس جمهوری که با شعارهای توده شادکنش رای مردم را بدست آورده و به مدت بیش از سه سال آنانرا چشم انتظار اجرای عدالت قرار داده بود ،پس از کردان ،صادق محصولی را به عنوان وزیر مهمترین وزارتخانه کشور به مجلس مدعی اصولگرائی معرفی می کند ،مردیکه در بدو ورودش به سپاه همچون راقم این یادداشت از یک زندگی ساده و عادی برخوردار بوده و هم اکنون با ثروت خود می تواند زندگی صدها فرمانده لشکر و گردان را که با تحصیلات و تخصص های بالاتر پیش از او وارد سپاه شده و بدون کوچکترین چشمداشتی برای این آب و خاک و آرمانهایشان جنگیده اند را یکجا خریداری نماید! از اینرو ذکر چند نکته خالی از فایده نیست:

1-صادق محصولی در مجلس هفتم نیز که اکثریت آنرا طیف موسوم به اصولگرا در اختیار داشتند ،برای تصدی وزارت نفت مطرح شد ،لیکن با توجه به سوابق وی و پرونده موجود در کمیسیون اصل نود و قانع کننده نبودن توضیحات وی در پاسخ به پرسش های مطرح شده ، به فضای سنگین مجلس علیه خود پی برده و از نامزدی وزارت نفت انصراف داد. وی آنروز در کمیسیون برنامه و بودجه در پاسخ به سوال اینجانب ،میزان ثروت بادآورده اش را حدود 20 میلیارد تومان اعلام کرد اما در مورد نحوه تامین آن و اینکه چرا دیگران در شرایط برابر از چنین فرصت های طلائی برای کسب ثروت برخوردار نمی شوند ،پاسخ قانع کننده ای ارائه نکرد!


یازینین آردی
  یازیلمیش سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

فیلتر سیندران


http://www.g-hex.active.ws
http://www.g-hex.ouch.ws
http://www.g-hex.true.ws
http://www.g-hex.visit.ws
http://www.g-hex.better.ws
http://www.g-hex.premium.ws
http://www.g-hex.offiial.ws
http://www.g-hex.321.cn
http://www.g-hex.4x4.net
http://www.g-hex.such.info
http://www.g-hex.mypiece.com
http://www.active.ws/g-hex
http://www.ouch.ws/g-hex
http://www.true.ws/g-hex
http://www.visit.ws/g-hex
http://www.better.ws/g-hex
http://www.premium.ws/g-hex
http://www.offiial.ws/g-hex
http://www.321.cn/g-hex
http://www.4x4.net/g-hex
http://www.such.info/g-hex
http://www.mypiece.com/g-hex

  یازیلمیش سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

300 Film'in komedisi ( video)

farslarin gerchek uzleri unutulmamasi ichin bu kere 300 Filmin komedisin yaptilar ve ilk hefte amerikanin en chox satilan filmi oldu


CD-1

 

CD2

  یازیلمیش سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

 

آذرین  ۵و۴ ده ساری گلین آدلی آذربایجان کنسرتی! 

 

  یازیلمیش سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

گئنل ايلتيشمه ۴: گونئي آذربايجان فعاللاريني آرادان قالديرماق اوچون

 تئاتر-واري ماشين تصادفلري قورغوسو

ساي: ۵۰۹/۲۰۰۸
تاريخ: ۱۷/۱۱/۲۰۰۸

ب.م.ت، اينسان هاقلاري اوزره عالي کوميسسارليق، ژنو

لوطفا بو مکتوبو بو قروپلارا چاتديراسينيز: و (ii). ائلجه ده بو قروپلارا دا دخلي وار:
• اؤز-خوشونا توتوقلانما اوزره چاليشان قروپ
• بيان و فيکير سربستليگي نين ايره ليلگيشي و قورونماسي اوزره اؤزل راپورتئر
• چاغداش عيرقچيليک، عيرقي آيري-سچکيليک و يادئلليلره قارشي قاتلاشمازليق اوزره اؤزل راپورتر
• قاضیلارين و وکيللرين باغيمسيزليغي اوزره اؤزل راپورتر
• ميللي آزليقلار اوزره موستقيل موتخصيص

اوزو: دايک بئي، و خانيم هاريسون، آمنئستي اينتئرناشنال، لندن
هابئله: اينسان هاقلاريني گؤزتن و اينسان هاقلارينا قوللوقچو

سايين جنابلار؛

گئنل ايلتيشمه ۴: گونئي آذربايجان فاللاريني آرادان قالديرماق اوچون تئاتر-واري ماشين تصادفلري قورغوسو

گئنل ايلتيشمه ۴-او هوزورلارينيزا سونوروق کي، ايران يئتگيليلري طرفيندن گونئي آذربايجان فعاللاري نين جانلارينا قارشي شوبهه لي ماشين تسادوفو يولو ايله يئني بير قادا تله سي قورماسي باره ده سيزي بيلگيلنديرير. بو ايلتيشمه نين ديقت مرکزي جناب اماني و اونون ايکي قارداشينا قارشي تئارتر-واري ماشين تسادوفو ايدي کي، اونلارين جان ايتگيلرينه سبب اولدو. جناب اماني گونئي آذربايجاني نين ميللي حرکتي نين گؤرکملي باشچيلاريندان ايدي. بو ايلتيشمه نين فاکت-اؤزگي جدول ۱-دير* و بو دا خانيم شهناز غلامي نين طرفيندن يازيلميش بير بوللئته نين ترجومه سيدیر. بو خانيم گونئي آذربايجاني نين بير قادين فعاليدير و ۹ نوامبر ۲۰۰۸-دن بري ايران يئتگيليلري طرفيندن اؤز سربستليک حاقيندان يوخسون ائديله رک بير ويجدان دوستاغيدير.

خانيم غلامي نين بوراخديغي بوللئتئندن چيخاجاق نوکته لر بونلاردير:
• تئاتر-واري ماشين تسادوفلرينه گئدن گونئي آذربايجانلي قوربانلاري نين ايجماعلي؛
• جناب اماني نين جان ايتگيسينه گتيريب چيخاردان ماشين تسادوفو باره ده ييغجام اولايلار بونلاردير: ۲۵ اکتبر ۲۰۰۸ بير يوک ماشيني (يئلينکا) آرخادان اونون شخصي مينيک ماشينيني آلتينا آلير (يوک ماشيني ايران قوروقچو دسته لرينه – سپاه پاسداران – منسوبدور)؛ اونو همن تبريزده بير خستخانايا گؤتورورلر؛ تهلوکه سيزليک مأمورلاري ايذنسيز عمليات اوتاغينا گيرميشلر؛ قاباقلاردا دفعه لرله و بير نئچه گون قاباق دا او حدلنميش ايدي؛ تسادوف ايله علاقه دار رسمي خبر بوللئتئني اونون آديني وئرمه دن سانکي قاباقجادان حاضيرلانميش ايدي.

خانيم غلامي نين بوراخديغي بوللئتئن بير ژورناليست راپورتونو آشميش، بئله کي او باجاريق ايله جريانداکي اولايدان بير تابلو دا چيزه بيلميش. بورادا گونئي آذربايجانين ميللي حرکتيني سوسدورسون دييه ايرانين ” قورخونج قارا قوووه لري ” نين يوروتدوکلري سوي-قصد لاييهه سيني گؤستريلير. او بير آيدين تصوور يارادا بيلير کي، سيزين ديقتينيزه چاتديرماق ايسترديک.

ايران عيرقچيليک سيياستي نين گونئي آذربايجانا قارشي آشيري جهتلريني گونوليجه بلگلشديرمک اوچون بيزيم غئيري-هؤکومت قوروموزون سوندوغو ايلتيشمه لر قايناقلاردان بيريدير. بونلار گؤسترير کي،
• فعاللار سربستليکلريندن اؤز-خوشونا يوخسون ائديليرلر؛
• کسيلن اؤز-خوشونا حؤکملر دوستاقلامالارا قامچيلاما و جرمه ده علاوه اولونور؛
• قاداقدا ساخلاما اوچون حؤکملرين بعضيلري آسيلقان ائديلير؛ و
• ايرانين ميليس قوووه لري طرفيندن قيييلميش قانون-اؤتسي قتللردن بير آز عکس ائتديرميشيک.

گونئي آذربايجانين ميللي حرکتي نين باشليجا سجيييه سي بونلاردير: اورنسل اينسان هاقلاري بيلديرگه سي مئيارلارينا اوزلاشماق، زوراکيليغي ردد ائتمک، بين الخالق هوقوق ميارلارينا بويون اَيمک و هله ايران قانونوئريجيليگي طرفيندن جريانداکي قانونلاري روايت ائتمک. ايران يئتگيليلري نين گونئي آذربايجانين فعاللارينا کسديگي ائله بير حؤکم يوخدور کي، بين الخالق محکمه ده اعتيبار داشييا بيلسين و بو فاکتي آمنستي اينتئرناتيونال دؤنه-دؤنه آلتيني چيزميش. و ايندي ده بيز تئاتر-واري ماشين تسادوفو تهلوکه سي ايله راشلاشاراق خانيم غلامي نين بوراخديغي راپورتاژي قات-با-قات آچماق ايسترديک.

بو راپورت برکتينه، گلين بير گونئي آذربايجانلي فعاليني گؤز قاباغينا آلاق: اورنسل اينسان هاقلاري بيلديرگه سي اونون ذهنينه هوپموش و او فرد و وطنداش هاقلاري آنلاييشيني دريندن بيلير. آرخا-پلاندا ايران يئتگيليلري نين يورودويو دين-شووينيزم قورغوسودور کي، بونون اساسي عصاتيره دايانان فارس-شووينيزمي تنديرينده ياپيلميش بير تاريخدير. بونون واسيطه سي ايله اورتا اسرلره آيد اولان بير فيکير دونياسي نين يئنيدن جانلانماسيدير کي، بورادا اورنسل اينسان هاقلاري بيلديرگه سينه ضيد اولان خئيير-شرر تفککورودور. ايران يئتگيليلري نين اورتايا چيخاراتديغي “قارشيليقلي ديشلا” (mutual exclusion) مدنيتينه اوزلاشانلار خئيير و اوزلاشمايانلار شرر گؤستريلمه لرينه باخماياراق، تيپيک هر بير گونئي آذربايجانلي فالي بو ايران مدنيتينه بويون اَيمزليگيني سابيت ائدير.

بيزه آيديندير کي، بو قيسا ايلتيشمه ده يوخاريداکي تابلونو اساسلانديرماق مومکون دئييلدير، لاکين اينانيريق کي، آچيقلاما قابيليتلي بير سسئناري اورتادادير کي، بورادا (i) گونئي آذربايجانليلار اؤز هاقلاريني ساغلاماق اوچون بويون اَيمزلييني سابيت ائدير، لاکين (ii) گونئي آذربايجاندا آذربايجان ميلتينه و قئري-فارس ميلتلرينه قارشي ايران يئتگيليلري عيناد ايله عيرقچيليک سيياستي يوروتمه لري بلله نير.

بير تيپيک گونئي آذربايجانلي فالي بلکي دفعه لرله توتوقلانميش؛ اؤزونون و سئوديکلري نين جانلاري فاليتلرين کسيلمه مسي قارشيسيندا حدلنميش؛ ايش يئرلرينده آزارلانميش، ايش-گوونليگي سارسيلميش و بعضيلر ده ايشلريندن قووولموش؛ و ايندي ده تئاتر-واري ماشين تسادوفو تله سي يئني بير تهلوکه سي کيمي اورتايا چيخماقدادير.

ايران يئتگيليلري اؤز ايزلريني اؤرت-باسديرما کلگينده و فيريق ييرتيجيلاريني قانادلاري آلتينا قوروماقدا اولسا دا، اينسان هاقلاريني تاپداما سرحدلريني اؤرت-باسدير ائده بيلمير و اوراداکي چاتلاقلاردان اييرنج سيمالاري آشکارا چيخميشدير. بيزيم سوندوغوموز ايلتيشمه لري الده اولان بلگه لردن بير حيصه جيکدير. سيزين ايران يئتگيليلري ايله اورتانيزدا اولان گئديشات محرمانه اولدوغونا گؤره بو بيزه قانيق وئرمير و بونا گؤره جناب اماني دوسيئسي ايله علاقه دار، بو دفعه ايران يئتگيليلريني بين الخالق تريبونا چئکديرمک ايسته ييريک. نيتيميزه باخماياراق، بيزه الوئريشلي سئچنکلري تأسوفله چوخ آزدير.

محض بونا گؤره بير تيپيک گونئي آذربايجانلي فالي نين قارشيلاشديغي باسقي سسئناريسيني ديقتينيزه چاتديرديق. بو حساب ايله سيزدن بير سواليميز وار: جناب اماني نين عاييلهسي اوغروندا عدالتين ديرچئليشي اوچون سيز نه ائده بيلرسيينيز؟ سيزه تکليف ائده بيلريک مي کي، جناب اماني نين معروض قالديغي تئاتر-واري ماشين تسادوفونو هوقوقي باخيمدان يوخلاماق اوچون خانيم غلامي نين تکليف ائتديگي ” دوغرولوغو-آختارما ” کوميته سي نين قورولماسيني دستکله يه سينيز و بونو سيز جريانا سالاسينيز؟

قاباقجادان قايغينيز اوچون ميننتدارلايغيميزي بيلديريريک.

حؤرمتله؛
علي تاشکنت
دونيا آذربايجانليلاري نين هاقلاريني مودافيعه کوميته سي

  یازیلمیش سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

حاجي آللاهشوکور پاشازاده: آذربايجاندا سني-شيعه پروبلئمي ياراتماق ايسته ييرلر

آذربايجاندا ديني زمينده قارشيدورما، سني-شيعه پروبلئمي ياراتماق ايسته ين قوووه لر وار. ريا-نين معلوماتينا گؤره، بو باره ده بوتون قافقازين شئيخي حاجي آللاهشوکور پاشازاده آچيقلاما وئريب.

“بير واختلار بو ايشلري ديني قوروملارلا ايش اوزره دؤولت کوميته سي نين کئچميش سدري رافيق الييئو گؤروردو. ايندي ايسه دئيه بيلمرم، بلکه ده آرتيق او ائله مير”، دئيه شئيخ علاوه ائديب.(بای بک)

  یازیلمیش سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 8  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

آذربایجانین بولونمه سی موناسبتی ایله، پارچالانان خالقین هارایی-گون سوی

سیزلری اراضی‌سی 410 مین کوادرات کیلومئتر اولان بوتؤو آذربایجان‌دان سلاملاماق ایستردیم. اما چوخ تأسف‌لر اولسون کی، بو سلامی سیزلره زامان-زامان قونشولاری طرفین‌دن پارام پارچا ائدیلمیش، دیدیم-دیدیم دیدیلمیش گونئی‌سیز، قاراباغ‌سیز، دربندسیز، بورچا‌لی‌سیز 69.05 مین کوادرات کیلومئتر اراضی‌سی اولان آذربایجان‌دان وئریرم.

 1804-جی ایلده ایشغال‌چی چار روسیاسی ایله قاجار دؤولتی آراسیندا آذربایجان تورپاق‌لاری اوغروندا ساواش باشلادی. بو ساواش 1813-جو ایله کیمی داوام ائتدی. ساواشدا چار روسیاسی قالیب گلدی و طرف‌لر صلح ایمضالاماق قرارینا گلدی‌لر. اوزون سورن دانیشیق‌لاردان سونرا 1813-جو ایلین 12 اوکتیابریندا آذربایجان تاریخینه قارا حرف‌لرله  یازیلمیش گولوستان "صولحو" ایمضالاندی. موقاویله نی روسیا طرفین‌دن  قافقازداکی روس قوشون‌لارینین باش کومان‌دانی رتیششئو، قاجارلار طرفین‌دن ایسه میرزه ابوالحسن خان ایمضالادی. موقاویله 11 مادده‌دن عبارت ایدی. موقاویله‌یه اساساً، آذربایجان تورپاق‌لاری ایکی حیصه‌یه بؤلوندو. آراز چایی سرحد اولدو. آزربایجانین شیما‌لی روسیایا، ناخچیوان و ایروان دا داخیل اولماقلا جنوبو قاجارلارا قالدی. بئله‌لیکله، بو قان‌سیزلار، ویجدن‌سیز جللادلار میللتیمین، خالقیمین آه-ناله ائتمه‌سینه، فریاد قوپارماسینا محل قویما‌دان بؤلدولر آذربایجانیمی، بؤلدولر بو وطنی. گولوستان موقاویله‌سی دونیا تاریخینده باشقا میللتین تورپاق‌لارینین بؤلوشدورولمه‌سی اوچون باغلانمیش ایلک زوراکی موقاویله‌لردن بیری و بلکه ده بیرینجی‌سی ایدی. گؤره‌سن، بو منفور موقاویله‌یه قول آتارکن بیر خالقین تاریخی فاجعه‌سینه قول آتدیق‌لارینی بیر آن دا اولسا دوشوندولرمی بو ویج‌دان‌سیزلار؟ شاعر "گولوستان" پوئماسیندا دئییر:

 جناب‌لار بیر آنلیق دوشوندونوزمو؟

وئردیگینیز حؤکمون آغیرلیغینی؟

بو حؤکمون دهشتی اللی می، یوزمو؟

بیز نئجه گؤتورک بو گؤز داغینی...؟

 

باشی کسیلنده بو مغرور ائلین

قلبین آغری‌سینی حیس ائتدینیزمی؟

قوجا فضولی‌نین، ایگید بابکین

اعتراض سسینی ائشیتدینیزمی؟

جناب‌لار بیر دامجی مورککب له سیز

دوشونون نه لره قول چکمیش سینیز؟

 البته کی، بو قان‌سیزلار موقاویله‌یه گؤز یومما‌دان ایمضا آتیب‌لار. آخی آرا‌لاریندا آتا مالی کیمی بؤلدوک‌لری بو تورپاق‌لار اؤزلرینینکی دئییل. آخی بو میللت اؤز میللت‌لری دئییل کی، دردینه آجییایدی‌لار. بو بؤلگویله اورک‌لری سویومایان، گؤزلری دویمایان آلچاق‌لار 1826-جی ایلده یئنی‌دن آذربایجان تورپاق‌لاری اوغروندا موباریزه‌یه باشلادی‌لار. بو ساواش 1828-جی ایلین یانوار-فئورال آییندا چار روسیاسینین قالیبیتی ایله سونا چاتدی. قیسا سورن دانیشیق‌لاردان سونرا 1828-جی ایلین 10 فئورالیندا طرف‌لر آراسیندا تورکمنچای کندینده یئنی موقاویله ایمضالاندی. بو موقاویله 16 مادده‌دن عبارت ایدی. موقاویله‌یه اساساً، جنوبی آذربایجان قاجارلارا، ناخچیوان و ایروان دا داخیل اولماقلا شیما‌لی آذربایجان روسیایا قالدی. وطنیم بؤلوندو، خالقیمین بو گونه قدر داوام ائدن فاجعه‌سی باشلادی.

موقاویله‌نین 3-جو بندینده دئییلیردی: "ایران شاهی اؤز آدین‌دان و واریث ‌لری آدین‌دان آرازین او تایی و بو تایی اوزره ایروان و ناخچیوان خان‌لیق‌لارینی روسیا ایمپئریاسینین تام مولکیتینه گذشته گئدیر". بو مادده‌دن بئله گؤرونور کی، گویا ایروان، ناخچیوان ایران شاهینین اؤز دده-بابا تورپاغی‌دیر، اونلاریندا حالال‌لیغینی روسیایا وئریر. بو ویج‌دان‌سیز آغا یقین بیلیر کی، تورپاق‌دان پای اولماز. اما بو تورپاق اونون اؤز تورپاغی دئییل آخی اونون حالال‌لیغینی وئررکن بو جللادین روحو اینجی‌سین، قلبی پارام-پارچا اولسون بیزیم کیمی. گؤره‌سن، بو توپ ساققال آغا بو یوردون، بو وط‌نین بابک، کور اوغلو یوردو اولدوغونو بیلیردیمی؟ بو یوردون زامان-زامان ایگیدلر، قهرمان‌لار یوردو اولدوغونو بیلیردیمی؟ شاعر "گولوستان" پوئماسیندا دئییر:

 هانی بو ائللرین مرد اوغول‌لاری؟

آچین بره‌لری، آچین یول‌لاری

بس هانی بو عصرین اؤز کور اوغلوسو؟

قیلینج کور اوغ‌لوسو، سؤز کور اوغلوسو؟

بلکه ده بو عصرین اؤز کور اوغلوسو گئجیکمیشدی بیر آز.

 بئله‌لیکله، تورکمنچای "صولحو" ایله آذربایجان تورپاق‌لارینین بؤلوشدورولمه‌سی باشا چاتدی، بیر وطن ایکی یئره پارچالاندی. او گون‌دن گونئی، قوزئی تئرمین‌لری خالقین دیلینده تئز-تئز ایشلدیلمه‌یه باشلادی. او گون‌دن باجی قارداشا، آنا بالایا، آتا اوغولا حسرت قالدی. او گون‌دن وطنیمزین اورتاسیندا تیکان‌لی مفتیله دولاشیریق. دئییرلر او گونو طبیعت بئله میللتیمین، خالقیمین بو فاجعه‌سینه فریاد قوپاریب، یاس ساخلاییبمیش.

 گؤی ده گورولدامیش دئییرلر او گون

چؤل‌لری، دوزلری بولودلار سارمیش،

او گؤی گورولتوسو اولو بابکین

روحویموش هؤنکوروب فریاد قوپارمیش.

 

همین گون اؤلکه نی آپاردی سئل، سو،

توتولدو چؤهره‌سی گونون، آیین دا

قوجا نباتی‌نین عشقی-آرزوسو

او، گون باتمادیمی آرپا چاییندا؟

 بلی او گون بوتون ایگیدلریمین روحو فریاد قوپارمیش، آه-ناله ائتمیشدی‌لر البت. آخی بو وطن اوغروندا جان‌لارین‌دان کئچیب، اونو یاغی‌لاردان آزاد ائتمه میشدی‌لر کی، گونون بیرینده یادلار گلیب اونو اؤز دده مال‌لاری کیمی بؤلسون‌لر.

بو جللادلار پارامپارچا ائتدی‌لر تورک یوردونو، اما بدنی جان‌دان آییرا بیلمه‌دی‌لر.

 آغا‌لار بیلمه‌دی بیردیر بو تورپاق

تبریز ده، باکی دا آذربایجان‌دیر.

بیر ائلین روحونو، دیلینی آنجاق

کاغیذلار اوستونده بؤلمک آساندی.

 

بؤل کاغیذ اوستونده بؤل گئجه-گوندوز

تورپاغین اوستونه دیرک‌لر ده دوز

گوجونو، عزمینی تؤک ده میدانا

قوشون‌دان سلاح‌دان سد چک هر یانا

تورپاغی ایکییه بؤلرسن آنجاق

چتیندی بدنی جان‌دان آییرماق.

 بو تورپاق‌لار تانرینین ان سئویم‌لی میللتی اولان تورکون یوردودو. تورک یاراندیغی گون‌دن بو قدر ازیلمه میشدی، دیدیلیب، پارچا-پارچا ائدیلمه میشدی. تورک تاریخینده بئله بیر فاجیعه یله اوزلشمه میشدی. بو فاجعه نی هر بیر آذربایجان‌لی اؤز دؤورونده یاشاییر، ائله شهریار کیمی، ائله ائلچی بی کیمی و بو گون ده یاشاماقدا داوام ائدیریک. 180 ایلدیر  کی، بو بؤلوجو، زوراکی موقاویله اؤز قوه‌سینده قالیر.180 ایلدیر کی، باجینین قارداش حسرتی یئری-گؤیو یاندیریر.

زامان اؤز رولونو اوینادی. روسیا ایمپئریاسی سوقوطا اوغرادی و وطنیمین قوزئیی آزادلیغینی قازاندی، اما قاراباغی ایتیردیک، 20 یانوار کیمی بؤیوک بیر فاجعه یاشادیق. گونئی تاییمیزدا ایسه 35 میلیونلوق بیر کوته‌نین آنا دیلی یاساقلانیب، "من تورکم "دئین‌لر حبس‌لرده چوروگور، باش‌لارینا اولمازین عذاب‌لارینی گتیریرلر فارس شووینیست‌لری. گونئی آذربایجان هر گون، هر ساعت بو فاجعه‌نین آغری-آجی‌سینی یاشاییر.

سوندا اوزومو بوتون تورک دونیاسینا توتا‌راق دئییرم کی، بس‌دیر آرتیق بو فاجعه‌یه سون قویماغین واختی چوخ‌دان یئتیشیب. بس‌دیر تبریزسیز، قاراباغ‌سیز، دربندسیز، بورچا‌لی‌سیز، ایروان‌سیز یاشادیق. بس‌دیر وط‌نین اورتاسیندا تیکان‌لی مفتیل‌لره دولاشدیق. بو تیکان‌لی مفتیل‌لری سؤکوب-داغیتماغین واختی‌دیر. ائی یئنی‌لمز، مغلوب ائدیلمز تورک اؤولادی. بس سن هارداسان؟ نیه 180 ایل بو دهشته، فاجعه‌یه دؤزورسن؟ سیزلره گوونیرم ائی قهرمان، دؤیوشکن، قورخماز تورک ایگیدلریم! گلین زامان-زامان ایتیردیگیمیز تورپاق‌لاریمیز اوغروندا هر گون، هر ساعت، هر دقیقه موباریزه آپا‌راق! یالنیز دؤیوشله دئییل، هم سیاست، ایقتیصادیات، علم ساحه‌لرینده موباریزه‌میزی آپارمالیییق. بو موباریزنی هر کس آپارما‌لیدی. گلین یومروق کیمی بیرلشک تیکه-تیکه اولموش تورپاق‌لاریمیزی یاغی‌لاردان آزاد  ائدک. گونئی‌لی، قاراباغ‌لی، بورچا‌لی‌لی، دربندلی، ایروان‌لی، زنگزورلو بوتؤو آذربایجان یاراداق. تاریخ بویو بو تورپاق‌لارین بوتؤو‌لوگو، آزادلیغی اوغروندا جان‌لارین‌دان کئچمیش قهرمان‌لاریمیزین روح‌لارینی شاد ائدک! گلین ایگیدلر، ارن‌لر یوردو اولان بوتؤو آذربایجانیمیزا صاحب چیخاق.

 صاحب‌سیز بیر مملکتین باتماسی حاق‌دیر

سن صاحب چیخسان بو وطن باتمایا‌جاق‌دیر!

  یازیلمیش سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 8  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 
 دكتر شاهين زوارقي مدال طلا و نقره را از آن خود كرد
 
 دكتر شاهين زوارقي، نخبه ملكاني از آذربايجان شرقي در مسابقات جهاني 2008 مخترعين كه در كويت برگزار شد، مدال طلا و نقره را از آن خود كرد.

زوارقي در گفتگو با خبرنگار ما گفت: مسابقات جهاني مخترعين كويت با حضور يكهزار و 260 مخترع از 37 كشور دنيا در 17 كلاس اخـتـراع بـرگـزار شد.

وي افزود: من براي طرح پماد تومير (شل‌كننده عضلات گرفته و قسمت‌هاي تاشونده بدن) مدال طلا و براي طرح درمـــان اســهــال خــونــي( The Cure of  Dysertry)  مــدال نـقــره دريــافــت كردم.عضو هيات علمي جهاد دانشگاهي آذربايجان شرقي تصريح كرد: در اين رقابت‌ها تيم 23 نفري ايران به مقام سومي رسيد.

همچنين مدال ويـژه كـشـور چـيـن بـه جـهـت حـمـايت و همكاري با نخبگان به جهاد دانشگاهي آذربايجان شرقي اعطا شد.(جام جم)

  یازیلمیش دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

فعالین حرکت ملی توجه کنند

آغاز رسمی فعالیت گشت های شبانه بسیج از اول آذر ماه حسین طائب فرمانده بسیج سپاه پاسداران گفت گشت های عملیاتی بسیج از اول آذر فعالیت خود را به طور مستمر آغاز می کنند. به گفته این مقام بسیجی، گشت های بسیج با حضور شبانه در محله ها، کاری می کنند که اتفاقی نیفتد اما اگر قرار شد با متخلفی برخورد شود، این اقدام از سوی نیروی انتظامی انجام می شود. بسیج این طرح خود را «امنیت پایدار» نام نهاده است. پیشتر در پی اعتراض های گسترده به نحوه برخورد و دخالت گشت های بسیجی در مواجه با مردم و جوانان، از شدت حضور این افراد در سطح شهر کاسته شده بود.مخالفت با طرح بومی گزینی دانشجویان دختر مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، به ریاست احمد توکلی، طرح بومی گزینی دانشجویان دختر را غیر عملی دانست. این مرکز همچنین تصویب چنین طرحی را ورود مجلس به امور جزئی و اجرائی از قبيل انتقال دانشجو خواند و گفت که این اقدام، تبعات ناخوشایندی را در جامعه همراه دارد. براساس طرح بومی گزینی جنسیتی، که اعتراض فعالان زنان و تشکل های دانشجویی و مدنی را در ایران به دنبال داشته، دختران حق ادامه تحصیل دانشگاهی در شهرهایی به غیر از شهرهای محل اقامت خود را ندارند-صدای آمریکا

  یازیلمیش دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

چندین روز است که خبری از

رحمان رحیم پور دانشجوی دانشگاه ارومیه نیست

روز سه شنبه ۱۴ آبان ماه ، دانشجویان دانشگاه ارومیه در اعتراض به تقلب در نتیجه آرا انتخابات شورای صنفی دانشجویی تحصن نمودند که این تحصن پس از حضور ریاست دانشگاه در جمع متحصنین و قول او برای برگزاری دوباره ی انتخابات و عدم دخالت در روند و نتیجه آن، به پایان رسید. اما فشار بر فعالان صنفی در پی این موضوع افزایش یافت و در پایان این موضوع رحمان رحیم پور ،فعال صنفی دانشگاه از روز ۱۸ آبان ناپدید شده است

به گزارش خبرنامه امیرکبیر علیرغم پیگیریهای بسیار ، سرنوشت این دانشجو نامعلوم می باشد و بی خبری از وضعیت آقای رحیم پور و یا بازداشت غیرقانونی ایشان از سوی نیروهای امنیتی در روز شنبه مورخه ۱۸ آبان ماه نگرانی خانواده و نزدیکان وی را در پی داشته است

  یازیلمیش دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

موج دستگیریهای جدید فعالین حرکت ملی آذربایجان،

تحت هدایت یک کمیته وِیژه است



براساس اخباری که از سوی فعالین آذربایجان جنوبی دریافت کرده ایم گفته می شود یک کمیته ویژه درحال تصیمیم گیری در خصوص بازداشت فعالین حرکت ملی آذربایجان است و استارت فعالیت این کمیته با بازداشت 19 تن از فعالین حرکت ملی آذربایجان در مراسم افطاری ای در خانه یکی از فعالین آغاز شد.

این خبر می افزاید محسنی اژه ای  وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، به همراه جمعی از معاونتهای وزارت اطلاعات و نیز برخی از مقامات نیروی انتظامی، کمیته ای تشکیل داده که اخبار این کمیته بصورت مستقیم در اختیار احمدی نژاد و سید علی حسینی قرار می گیرد.

براساس تحلیل موجود در رژیم جمهوری اسلامی، در حال حاضر مهمترین تهدیدی که رژیم از ناحیه امنیتی و فرهنگی روبرو است مسئله فعالتیهای  هویت طلبانه ملل و اقوام ایران است که بصورت روبه تزایدی وارد عرصه توده ها شده و روز به روز بر عمق و وسعت آن افزوده می شود.

از نظر این کمیته، اگر روند هشیاری هویتی اقوام به ویژه تورکهای آذربایجان متوقف نشود، ایران در آینده ای نزدیک دچار تحولات بسیار جدی ای در عرصه های مختلف خواهد شد.

براساس این دیدگاه، آذربایجان به دلیل وزن جمعیتی، تاریخی، اقتصادی و فرهنگی خود، به مثابه ستون فقرات ایران است. مهار آذربایجان نیز به معنای بی نتیجه ماندن کل حرکتهای هویت طلبانه در سراسر ایران دانسته می شود.

لذا در حال حاضر تلاش گسترده ای از سوی رژیم آغاز شده تا با پرونده دار کردن فعالین حرکت ملی و حتی قتل آنها در پی حوادث مختلف، چارچوب فعالیتهای هویت طلبانه ر ا تا حد ممکن تنگتر کنند.

اما بی تردید با این اقدامات نه تنها حرکت های هویت طلبانه ملت آذربایجان که در اردیبهشت و خرداد سال 85 همچون آتشفشانی در قالب سلسله قیامهای ضد آپارتاید در سراسر آذربایجان جنوبی بروز ظهور کرد متوقف نخواهد شد بلکه روزی به صورت تسونامی بزرگی از هویت در سراسر آذربایجان جنوبی و ایران آشکار خواهد شد.  


  یازیلمیش دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

امانی‌نین و قارداشی ایله بیرلیکده آوتوموبیل قضاسی رئژیمین ایچ اوزونو آچدی

بیلیندیگی کیمی بو ایلین اوکتیابر آیینین 23-ده جنوبی آذربایجان میللی حرکاتینا آغیر ایتکی اوز وئرمیشدیر. بئله کی، میللی فعال‌لاردان اولان غلامرضا امانی ایکی قارداشی ایله بیرلیکده آوتوموبیل قضاسی نتیجه‌سینده وفات ائتمیش‌دیر. اصلینده ایسه بو سئناری‌نین ایرانین خصوصی خیدمت اورگان‌لاری طرفین‌دن حاضیرلانماسی هئچ کیمه سیرر دئییل. چونکی هله بو حادثه‌دن اول، بو ایلین اوکتیابر آیینین 16-دا ق.امانی‌نین ایچینده جنوبی آذربایجان میللی حرکاتینا عاید سندلرین اولدوغو شخصی آوتوموبیلی قاچیریلمیش و بوندان سونرا ایسه اونون یاشادیغی عونوانا میللی یؤنوملو فعالیتینی دایاندیرمایاجاغی تقدیرده اؤلدورولجه­یی ایله باغلی آنونیم مکتوب داخیل اولموش‌دور.

 

 قضا باش وئرن گون ایسه ق.امانی‌نین قارداش‌لاری ایله بیرلیکده ایلشدیگی آوتوموبیل تبریزدن اهر ایستیقامتینده حرکت ائدرکن ایره‌لیده گئدن بئنزینداشییان یوک ماشینی طرفین‌دن سیخیشدیریلا‌راق یولون عکس ایستیقامتینه کئچمه‌یه وادار ائدیلمیش‌دیر. بو زامان قارشی‌دان گلن و ایرانین ایسلام اینقیلابینی محافظه کورپوسونا مخصوص اولدوغو بیلدیریلن یوک ماشینی سؤزو گئدن شخص‌لرین ایلشدیگی آوتوموبیلله توققوشا‌راق اونون اوزرین‌دن کئچمیش‌دیر. یئرلی واختلا ساعت 19:30-دا حادثه یئرینه تعجیلی طیبی یاردیم ماشینی گله‌رک یارا‌لی‌لاری گؤتورموش، لاکین نامعلوم سبب‌لردن اونلاری خسته‌خانایا ساعت 22:30 راده‌لرینده چاتدیرمیش‌دیر. خسته‌خانایا چاتدیریلان کیمی ق.امانی عملیات اوتاغینا آپاریلمیش و بو زامان حکیم‌لرله بیرلیکده اینفورماسیا و تهلوکه‌سیزلیک ناظرلیگی‌نین 2 نفر امکداشی دا همین اوتاغا داخیل اولموش‌لار. بیر نئچه دقیقه‌دن حکیم‌لر عملیات اوتاغین‌دان چیخا‌راق ق.امانی‌نین وفات ائتدیگینی بیلدیرمیش‌لر (آدی چکیلن شخصین جعفر و کریم آدلی قارداش‌لاری ایسه خسته­خانایا چاتمامیش یولدا کئچینمیش‌لر). قضا‌دان سونرا ایسه قیسا مدت عرضینده آوتوموبیل‌لر همین اراضی‌دن آپاریلمیش و حادثه یئرینده تمیزلیک ایشلری گؤرولموش‌دور (بو آددیمین قضانین یارانما شرایطی و مادی ثبوت‌لارین الده ائدیلمه‌سی‌نین قارشی‌سینی آلماق مقصدیله آتیلدیغی احتیمال اولونور).

ق.امانی‌نین اوکتیابر آیینین 25-ده تخمینن 3000 نفره یاخین جنوبی آذربایجان میللت‌چی‌سی‌نین ایشتیراکی ایله کئچیریلمیش دفن مراسیمینده ده اطلاعات امکداش‌لارینین میللت‌چی‌لرین آراسینا داخیل اولا‌راق مووافیق معلومات‌لار توپلاماغا چالیشدیق‌لاری موشاهیده اولونموش‌دور.

 

ق.امانی 1973-جی ایلده ایرانین تبریز شهرینده آنا‌دان اولموش‌دور. اورتا مکتبی همین شهرده بیتیرمیش، داها سونرا تبریز کند تصروفاتی یونیوئرسیتسینه داخیل اولا‌راق اورادا مئلیوراسیا موهندیس‌لیگی ایختیصاصی اوزره عالی تحصیل آلمیش‌دیر. 1996-جی ایلده ایراندا کئچیریلن پارلامئنت سئچکی‌لرینده نامزدلیگینی ایره‌لی سورموش ماحمودع‌لی چهرگانی‌نین میللی یؤنوم‌لو تبلیغات کامپانیاسینین آپاریلماسیندا خصوصی فعال‌لیق گؤستردیگینه گؤره حبس اولونا‌راق 5 ایل مدتینه آزادلیق‌دان محروم ائدیلمیش‌دیر. ایستر حبسده اولدوغو مدتده، ایسترسه ده 2001-جی ایلده آزادلیغا بوراخیلدیق‌دان سونرا ایرانین خصوصی خیدمت اورگان‌لاری طرفین‌دن اونا قارشی آپاریلان تضییق‌لره باخمایا‌راق، اؤز عقیده‌سین‌دن دؤنمه­میش، جنوبی آذربایجان میللی حرکاتین‌داکی فعالیتینی داوام ائتدیرمیش، هابئله سون دؤورلره قدر میللت‌چی‌لر طرفین‌دن حیاتا کئچیریلن اعتراض آکسیا‌لارینین اساس تشکیلات‌چی‌لارین‌دان و فعال ایشتیراک‌چی‌لارین‌دان اولموش‌دور. ق.امانی جنوبی آذربایجان میللی حرکاتینین عضو‌لری آراسیندا لیدئرلیک کئیفیت‌لرینه مالیک، نفوذلو، ایراده‌لی، مؤحکم عقیده‌لی شخص کیمی تانینیردی.

 

موشاهیده‌لر گؤستریر کی، ایران رئژیمی ایستر حبسده، ایسترسه ده آزادلیقدا اولدوغو مدتده ق.امانی‌نین ایراندا یاشایان آذربایجان‌لی‌لارین کونستیتوسیون حقوق‌لارینین برپاسی اوغروندا موباریزه‌سی‌نین قارشی‌سینی آلا بیلمه­میش‌دیر. چونکی بونا رئژیمین مووافیق قانون وئریجی‌لیگی ده ایمکان وئرمیر. رئژیم اوچون تهلوکه‌لی ساییلان شخص‌لرین ایستر خاریجده، ایسترسه ده اؤلکه داخیلینده فیزیکی جهت‌دن محو ائدیلمه‌سی پراکتیکاسینین مؤوجودلوغودا ق.امانی‌نین اؤلومونده ایران خصوصی خیدمت اورگان‌لارینین الی اولماسی احتیمالینی ایره‌لی سورمه‌یه اساس وئریر.

 

قئید ائتمک لازیم‌دیر کی، ایران دؤولتی طرفین‌دن جنوبی آذربایجان میللی حرکاتیندا فعالیت گؤسترن نفوذلو شخص‌لره قارشی اول‌لرده سوء-قصد تدبیرلری حیاتا کئچیریلمیش‌دیر. بونون عیانی ثبوتو کیمی 1998-1999-جو ایللرده اطلاعات طرفین‌دن ایراندا حیاتا کئچیریلمیش زنجیرواری قتل‌لر زامانی میللی حرکات‌چی، تاریخ‌چی-عالیم ممدتقی  زهتابی‌نین اؤلدورولمه‌سی فاکتینی گؤسترمک اولار.

 

آذربایجان خالقی ق.امانی‌نین تیمسالیندا نؤوبتی قهرامانی ایتیردی. لاکین بو خالق امانی کیمی نئچه-نئچه قهرامان‌لار یئتیرمک اقتداریندا‌دیر. ایران رئژیمی یاخشی بیلمه‌لی‌دیر کی، بئله آددیم‌لاری ایله بیر خالقین کونستیتوسیا حقوق‌لارینین یئرینه یئتیرلیمه‌سی طلبه ایله آپاردیغی موباریزه‌سی‌نین قارشی‌سینی آلماق اولماز. اصلینده بو آددیمی ایله ایران حکومتی میللی کیم‌لیگینه غرور منبعی کیمی باخان دیگر آذربایجان‌لی‌لاری دا قیجیقلاندیرمیش اولدو. تکجه امانی‌نین دفن مراسیمینه توپلاشان مین‌لرله شخصی بونا مثال گؤسترمک اولار. 

 

امانین قتلی تکجه ایراندا یاشایان آذربایجان‌لی‌لارا عونوانلانمیش بیر حرکت کیمی قیمتلندیریلمه‌لی‌دیر. چونکی "موللا رئژیمی" اؤلکه یاشایان غئیری-فارس میللت‌لری‌نین نماینده‌لرینه قارشی دا آنولوژی حرکت‌لر ائتمیش‌دیر. محض بو سبب‌دن ایران‌داکی ائتنیک آزلیق‌لارین نماینده‌لری‌نین بو حادثه‌ده موشاهیده‌چی قیسمینده چیخیش ائتمه‌سی دوزگون دئییل‌دیر. چوخ گومان کی، همین میللت‌لرده امانی‌نین قتلی ایله باغلی رئژیمه اعتراضلارینی بیلدیره‌جک‌لر. چونکو ایران دؤولتی اؤزلری‌نین کونستیتویا حقوق‌لارینین مدافعه‌سی اوغروندا فعال‌لیغی ایله سئچیلن شخص‌لری میللیتینه گؤره آییرمیر و همین شخص‌لرین ده نه واختسا امانی کیمی قوربانا چئوریلجه­یی استثنا ائدیلمیر. بونون قارشی‌سینین آلینماسی اوچونسه میللت‌لرین بیرلیک نوماییش ائتدیرمه‌سی ضروری‌دیر.

 

قایناق: آراز تدقیقات مرکزی

http://www.oyrenci. com/News. aspx?newsId= 4965

  یازیلمیش دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

فارس ایستعمار تشکیلاتی ساییلان

 جبهه میللی ایرانین کئچی کئچی نی سارسماز(ضرر وئرمز) مسئله سی می،

 یوخسا تمامیتچیلیک و فاشیستلیک داورانیشلاری؟- ایشیق سؤنمز

کئچن گونلرده پرویز ورجاوندین همبندی و فارس ایستعمار تشکیلاتی نین (جبهه میللی ایران) مسئولو کورش زعیم آدلی ذات عالی نین فارس تمامیتچی و ایستعمارچی گؤروشلری ادوار نیوز سیته سی واسیطه سی ایله بیر چوخ اوخوجولارین دیققتینی اؤزونه چکدی (1). کورش زعیم آدلی فارس ایستعمارچی سی نین نه اؤلچوده یئرسیز چیخیش ائتدیگینی بیر چوخلاری، او جمله دن کاوه زنجانلی (2) و بو قلم صاحابی ایجتماعیتین دیققتینه چاتدیرماغا چالیشمیش (3). بئله لیکله فارس ایستعمارچیلاری و تمامیتچیلری نین راسیستلیک گؤروشلری توپلوم اوچون آچیقلیغا قاویشدیریلدی. بو آرادا آرش رحمانی ایمضاسی ایله کورش زعیم ذات عالی اوچون فیته توتماغا چالیشان قلم صاحابی نین یئنه ده اساسسیز دوشونجه و فیکیرلری ایله تانیش اولوروق، یئری گلمیشکن بو ذات اقدسین ده دوشونجه و فیکیرلرینی نظردن کئچیرمگه چالیشاق، اوخویوروق:

"... ايران در درازاي تاريخ هميشه داراي تنوع قومي و مذهبي بوده است. مطمئناً در كشوري كه داراي تنوع قومي و مذهبي باشد گروهي هميشه سعي دارند تا اين فرصت ( به نظر نگارنده تنوع قومي و مذهبي يك فرصت جهت گسترده نمودن هر چه بيشتر فرهنگ كشور و انتشار آن به جهان امروز مي باشد) را تبديل به يك تهديد نموده . در اين راه استفاده از ابزارهايي كه بتواند اتحاد اقوام مختلف را سست نموده و گاهي كاملاً از هم بپاشد امري عادي مي باشد"(4).

 ایران ممالیکی محروسه سینه فارس ایستعمارچیلیق دوشونجه سی نین حاکیم اولدوغونو بیلمگن کیمسه لر آرش رحمانی نین اوسته کی ایفاده لرینی اوخورکن اونو انسان سئور دئیه یونئسکو تشکیلاتینا اینسانلیق مدالی قازانماق اوچون آداخلی (کاندید) ائتمک ایستر دئیه دوشونمه لی ییک. اویقارلیق و مدنیت (دیل و دین) مختلیفلیگی فارس ایستعمارچیلاری طرفیندن ایران ممالیکی محروسه سینده سؤزده دیله گتیریلسه ده، عملده دیل و مدنیت ائشیتلیگینی (برابرلیگینی) ایستمک فارس ایستعمارچیلاری طرفیندن باغیشلانماز گوناه ساییلار. بو دوغرولتودا آرش رحمانی ذات عالی ساوینماغا (دفاع ائتمگه) چالیشدیغی کوروش زعیمدن اوخویوروق:


یازینین آردی
  یازیلمیش دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

سمبوليسم هلال در ميان تركان

 توحید ملک زاده دیلمقانی

به اعتقاد دانشمندان، انسان هاى باستان به سبب عدم آشنايى با ماهيت طبيعت و براى درك مفاهيم بنيادين طبيعت و توجيه پاره اى از معلولات در جامعه به تخيل و سمبول سازى مى پرداختند. بدين سبب است كه مطالعه سمبوليسم در انسانهاى باستان به نحو بارزى تفكر و انديشه انسانهاى باستان را آشكار مى سازد.
در اين ميان تركان باستان به سبب ارتباط دامنه دار مادى و معنوى با طبيعت همگام با ساير ملل جهان از طبيعت و آثار آن بهره مند شده و در سمبولهاى خود بكار برده اند. زندگى عمدتاً كوچ نشينى تركان همراه با بهره مندى فراوان از طبيعت ، همراه با تفكرات به ترتيب زمانى آنيميسمى ، توتميسمى و شامانيسمى تركان، گرايش به سمبوليسم را در جوامع ترك ارمغان اورده است. سمبوليسم هلال كه امروزه نيز علامت اقتدار و نهاد رسمى تركان مى باشد از اين جمله است.
ماه در ميان تركان باستان جنبه ى خدايى داشته و مقدس شمرده مى شد. از ديگر سو در زندگى دامدارى و كوچ نشينى تركان نيز همواره قوچ به عنوان سمبل قدرت، نيرو و توليد مثل مورد توجه قرار داشته است. مشابهت ظاهرى هلال و شاخ و هم ترازی معنوى بودن اين دو عنصر سبب گرديده هلال و شاخ حيوان نسل به نسل از تركان باستان به تركان بعدى منتقل و بعدها از طريق خلافت تركان عثمانى به ميان ساير ملل ترك اما مسلمان رسوخ يافته و به صورت علامت رسمى اين كشورها درآيد.

امروزه نماد رسمى كشورهاى زير هلال مى باشد. آذربايجان، تركيه، قبرس، اوزبكستان، تركمنستان، تركستان شرقى، تاتارستان، جمهورى ايتيل ، جمهورى قاراقالپاق، جمهورى قوموق، تركان كركوك و كشورهاى مسلمان پاكستان، ليبى، تونس، مالايا و موريتانى. بررسى تاريخى سمبوليسم هلال يا شاخ در ميان تركان امروزه تمام محققين تاريخ تمدن، اولين تمدن بشرى را از آن سومريان پروتو تورك مى دانند.
در داستان مشهور تركان سومر يعنى قيل قميش كه محققين آنرا اولين و به عبارت ديگر مادر داستانهاى حماسى جهان مى دانند، قهرمان داستان يعنى قيل قميش كه داراى جنبه ى خدايى بود كلاهى از شاخ برسر داشت. در جامعه سومرى نيز « نين قيرسو » كه داراى جنبه ى خدايى بوده سوار بر ارابه در شهرهاى سومر به سير مى پرداخت. به نوشته محققين وى نيز تاجى از شاخ كه نماد اولوهيت و قدرت بود برسرداشت.
در ميان عيلاميان پروتوتورك كه در همسايگى آذربايجان يعنى در خوزستان فعلى مى زيستند شاخ از اهميت زيادى برخوردار بوده است. در سنگ نوشته اى مربوط به زبان عيلاميان ميان ميانه شاخ جزء مهمى از هر معبد بوده و نماد اولوهيت آن محسوب مى شده است. بطوريكه شاه شيلماك اینشوشيناك در قرن 12 ق.م افتخار كرده كه معبد شاخى را حفظ و احياء كرده است. 500 سال بعد آشور بانيپال شاه آشور با افتخار به ما اعلام ميكند كه در جريان فتح شوش شاخهاى برنزى ريخته گرى شده را از زيگوارت معابد مرتفع و تپه هاى تركان باستان بركنده است. خاقانهاى عيلامى نيز همچون هم نژادان سومرى خود همگى تاجهاى مزين به شاخ بر سر داشتند. در آثار بعدى نظير مانناها، ساكاها، اورارتوها، گوتى (قوتى)ها و غيره نيز كه در موزه هاى مختلف جهان نگاهدارى مى شود خدايان و شاهان همگى، داراى تاجهاى شاخ دار هستند. در مهرهاى بر جاى مانده از تركان قوشان در تركستان، خاقان تركان تاجى مزين، به شاخ بر سردارد. در غرب اروپا نيز سالمونى پراكندگى شاخ در غارهاى اروپا را به عنوان يك نماد دينى دنبال كرده است.
در ميان سلاطين هيتى ساكن تركيه امروزی نيز شاخ جهت مقاصر دينى و مذهبى مورد استفاده قرار ميگرفته است. در افسانه ها و داستانهاى تركان قديم نيز شخصيتهاى ملى _ مذهبى داراى تاج شاخ دار بوده اند مثلاً قهرمان تركان ساكايى كه در شاهنامه تحت عنوان رستم تجلى شده است داراى كلاهى شاخ دار بوده يا حتى شخصيتهاى تاريخى نظير اسكندر در فولكلور آذربايجان شاخ دار تصوير شده اند مانند داستان بوينوزلو اسكندر( اسكندر شاخدار ).
در كتيبه هاى اقوام پرسيد (پارس) كه به صورت كاملاً رعيتى و شبانى در قلمرو پهناور خاقانات عيلامى مى زيستند اهورامزدا در سر هر كتيبه اى جلوه گر است. در سر اهورامزدا نيز شاخ متجلى است. حتى در حجارى ستونى در پاسارگاد قرن ششم ق.م تصوير كوروش با دو شاخ ديده مى شود. اين امر نشان مى دهد كه سمبوليسم و تفكرات تركان باستان به سبب قدرتمندى و پتانسيل قوى فرهنگ و تمدن تركان باستان خود بخود از طرف ملل ديگر از جمله پرسيدها (درايران غالباً پارس مى گويند) و اروپائيان و فارس هاى امروزين جنوب فبول شده و با افتخار آنرا در نمادهاى خود بكار برده اند. در ميان اشكانيان نيز شاخ سمبل اقتدار و قدرت بوده است .

در تركان بعد از اسلام نيز اين سمبل كماكان وجود داشته سلاطين غزنوى كه از تركان قينيق لى بودند كلاه دو شاخ را نماد حكومت خود مى دانستند.
در دوران اقتدار تركان سلجوقى و تشكيل امپراطورى عظيم سلجوقى هنر طغرايى كه ملهم از عناصر هلال ماه و شاخ و كمان بود به عنوان امضاء و نماد سلاطين سلجوقى خودنمايى كرده و شكل كمان كه شكل تصيح يافته و مرتب شده هلال ماه و شاخ تركان مى باشد براى تركان اوغوز به مثابه ى سمبول عمل ميكند.
شاه اسماعيل صفوى مؤسس امپراطورى عظيم صفوى در آذربايجان و شاعر تواناى ادبيات کلاسیک آذربايجان اقتدار خود را با تزيين مناره اى با شاخ قوچهاى شكارى در خوى به نمايش مى گذارد. حتى امروزه در بام بسيارى از خانه هاى روستايى آذربايجان، شاخ به عنوان نماد برترى و قدرت و دافع بلا، با شكوه هر چه تمامتر خودنمايى مى كند. تأثير اين تفكر در ميان فارسها نيز چشمگير است. بطوريكه ارزقى هروى از شاعران فارسى مى نويسد: هر برج و حصار كه شاخ گوزن داشت پنهان شد از نهيب خدنگ تو تا چندى پيش در آذربايجان ماه گرفتگى سمبول شكست تركان قلمداد مى شد و حتى در سلماس براى دفع اين بلا و آزادى هلال از دست اژدها و شياطين ظروف مسين را با شدت تمام مى كوبيدند تا به زعم خويش اين سمبول تركان و آن زمان تركان عثمانى را از زوال نجات دهند.

1. ملك زاده ديلمقانى، توحيد، سلماس در سير تاريخ و فرهنگ آذربايجان _سلماس 1378
2. كريمى _ محمد رضا، ادبيات باستان آذربايجان، تبريز 1358
3. ذهتابى شبسترى، محمد تقى ، ايران توركلرين اسكى تاريخى، تبريز 1377
4. هنيتس، دنياى گمشده ى عيلام، فيروز نيما، انتشارات علمى و فرهنگى تهران 1371 ، ص 65
5. موزه ايران باستان تهران
6. بهزادى، رقيه، قومهاى كهن در آسياى مركزى و فلات ايران ، تهران 1373، ص 162
7. همان ، ص 163
8. كوياجى، افسانه هاى ايران و چين باستان ، تهران 1362
9. داماندايف، ايران در دوران نخستين پادشاهان هخامنشى ، روحى اربابى، چاپ دوم تهران 1373
10. گزنفون، سيرت كوروش كبير، وحيد مازندرانى، تهران 1350
11. گلى، امين الله، سيرى در تاريخ سياسى و اجتماعى تركمنها ، تهران
1370 12. ملك زاده ديلمقانى
13. ملك زاده ديلمقانى

  یازیلمیش دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

مبارزه اي که شروع ميشود را بايد جدي گرفت - تبريزلي باي بک

پس از سالها تلاش و نوشتن و گفتن٫ بالاخره از سوي شوونيستهاي فارس عکس العملهايي مشاهده شد!

شوونيستهاي فارس که خود را والاتر و برتر از هر جنبنده اي ميدانند٫ که خود را داناتر و عاقلتر از هر انديشمندي ميانگارند و خود را بهتر و لايقتر از صاحبان اصلي اين مرزوبوم مينامند مجبور به حرکت شدند. ساليان سال است که با ترس از واقعيات٫ به پنهان کردن خود در پشت ژستهاي “لايق جواب دادن نيست” و يا “عددي نيستند” مشغول بودند. اما امروزه ديگر ياراي پنهان شدنشان نمانده است. مجبورند به هر طريقي وارد گود شوند.

اين افراد سرشناس در محافل خودي به قدري در روياهاي کاذب خود غوطه ورند که گمان شاهد بودن يک اقدام منطقي از آنها امري عبث مينمايد. هرچند تا کنون به خيال خود توانسته اند لجام امور را در دست نگهدارند!

اسم نميبرم٫ ولي ميبينيم که خيلي از شوونيستهاي يک آتشه (دو آتشه ها هنوز در هپروت سير ميکنند و قصد پائين آمدن ندارند) آهسته آهسته اقدام به برخي مصاحبه ها و مغالطه ها! ميپردازند. از سرکردگان احزاب دايناسوري عهد حجري تا نمايندگان گروهکهاي تروريستي سابق و دموکرات فعلي! از روزنامه نگاران دوزاري تا مقاله نويسان مزدبگير! از خودباختگان ناآگاه تا شعاردهندگان پوشالي٫ همه و همه در تلاشند تا سونامي برخاسته از سوي ملتهاي تحت ستم را به نفع خود تعبير٫ اگر شد تحريف و اگر مجالش يافتند مصادره نمايند!

به هر حال٫ پيروزي در زمينه مبارزات ملي يک روزه و دو شبه به دست نميايند. همين که پس از دهها سال٫ بالاخره عده اي سرشناس از جبهه دشمن٫ به وجود غير فارسهاي تحت ظلم و ستم در خانه و کاشانه و سرزمين خود٫ و نيز به قدرت عظيم آنها اعتراف غير مستقيم کنند٫ خود پيروزي بزرگي است.

بنابراين٫ شايسته است تا قدر اين پيروزي را دانسته و از آن به عنوان پله اي در جهت صعود بهره مند شويم. در اين برهه خاص٫ که شايد آنرا آغاز فصلي جديد در تاريخ منطقه ناميد٫ نبايد اراده استقلال طلبي خود را با وعده هاي پوشالي و موقتي جبهه دشمن عوض نمائيم.

کساني که وجود ما را نفع ميکردند امروز ما را برادران خوني ولي ناپاک خود معرفي ميکنند. ناپاک! بلي٫ به نظر آنها ما ناپاکاني هستيم که از نژاد اصيل پارس جدا افتاده و در دامان تورکها بزرگ شده ايم! آيا توهيني به اين آشکاري نبايد که رگ غيرت تورکهاي صاحبخانه را بفشارد؟

هر روز شاهد يک مصاحبه و يک ضد مصاحبه از سوي ظالمان هستيم. ظالماني که اکثرا نان غرب ميخورند و تعاليم غربي ميگيرند ولي از دموکراسي غربي فقط اسمش را ميپسندند٫ و “جيب تو جيب من است٫ و جيب من مال خودم” ميکنند. يک استاد افاضه فضل ميکند و استادي ديگر وي را نقد ميکند! يکي بله ميگويد و ديگري نه!

ميگويند دعواي دزد با دزد به نفع صاحبخانه است. من باور دارم که اگر ملتهاي تحت ستم بازي وارد شوونيستها نشده و مبارزات خود را قاطعانه ادامه دهند٫ اين خيمه شب بازي مضحکي که از سوي برخي سرشناسان شوونيسم شروع شده است به نفع ما صاحبخانه ها تمام خواهد شد.

اين شوونيستهاي خود عاقل دان فکر ميکنند که با القا مقبول بودن سيستم فدراليسم در بين اقوام ايرانيشان! ميتوانند جلوي نابودي سيستم شوونيستيشان را بگيرند! اينهايي که هنوز در ملت بودن تورک و عرب و بلوچ شک دارند٫ اينهايي که هنوز خود را صاحب سند ششدانگ سرزمين ديگران ميدانند و حاضر نيستند ذره اي از سياست نابود کننده خود را تغيير دهند٫ چگونه خواهند توانست با يک صاحب حق دور يک ميز بنشينند؟

تا اين سيستم شوونيستي هست٫ تا اين بايزگران و مطربان هستند٫ تا ملتهاي تحت ستم گول بازيهاي ديگران را ميخورند٫ نميتوان به آينده اميدوار بود. اما٫ حال حاضر به قدري مسئله را شفاف کرده است که شايد گفت مرحله گذر از “التماس” به “دادخواهي” حذف شده و مستقيما از مرحله “التماس” به مرحله “جنگ برابري” وارد شده است. اين جنگ براي بقا را بايد که برد. حتي نتيجه مساوي نيز به ضرر ماست. چرا که دشمن در خانه ماست و نتيجه برابر به معني بخشيدن به اشغالگر ميباشد.

مبارزه اي که شروع شده است را ميتوان جنگ قلمها و انديشه ها ناميد. قلمهايي که چون شمشيري بر صفوف دو طرف حمله خواهند برد. شمشيرهاي ما هرچن اندک٫ اما با شجاعت و قدرت تمام توانسته اند صفوف دشمن را تکه تکه کند و هر يک از اين صفها را در مقابل ديگري قرار دهند. هر چند برخي از اين تقابلها ساختگي باشند٫ اما٫ اختلاف نظر در بين جنگجويان دشمن را نميتوان ساختگي ناميد. تفاوت بين اينها را بايد دانست و نسبت به آن واکنش نشان داد.

جبهه دشمن باز هم دست پيش گرفته است تا پس نيافتد. اينها ميخواهند کاچي را به جاي هيچي گرفته و جان خود را خلاص کنند. ولي٫ آيا لايق کاچي هستند؟ آيا سالها استعمار و استثمار و قتل و شکنجه در سرزمين ديگران بايد فراموش شده و به جانيان و قاتلان کاچي ارزاني شود؟ محال است انسان عاقلي به اين معامله تن در دهد. محاکمه اي عادلانه بايد اجرا شود و مجرم به جزاي خود برسد تا شايد بتوان از برابر بودن نسبي سخن به ميان آورد.

فکر ميکنم اگر به منوالي که رد اين سالهاي اخير بدان دست يافته ايم به راه خود ادامه دهيم٫ بهتر بتوانيم اين مبارزه را تحت کنترل خود داشته باشيم. يعني بايد بدون توجه به جنگ زرگري شوونيستها٫ با تقويت بازوهاي مختلف حرکت ملي٫ گسترده تر و با صلابت تر به مبارزه استقلال خواهي خود ادامه دهيم. بگذاريم آنها نيز به مصاحبه هاي خود و زد و خوردهاي بچه گانه خود ادامه دهند. هر چه باشد٫ در حال حاضر ما در موقعيتي بهتر از آنها قرار گرفته ايم. چرا که صفوف آنها در حال متلاشي شدن است و در مقابل٫ صفوف ما روز به روز مستحکمتر ميشود.

بايد با استفاده از فشارهايي که به رژيم مرکزي اعمال ميشود٫ از سوي ديگران نيز هم٫ بهره ببريم و قدرت تهاجمي شوونيستها را به تلاش براي دفاع تبديل کنيم. اگر دشمن به لاک دفاعي فرو برود٫ دست بالا در معادلات آتي را ما صاحبان حق خواهيم داشت.

مطمئنا در آينده اي نه چندان دور شاهد بگير و ببندهاي بيشتر و وحشيانه تر خواهيم بود. روزهاي ملي در راهند و دشمن سخت هراسناک! هر اقدام غير انساني قابل پيش بيني است. اما٫ دشمن در برخي جبهات از نا افتاده است. يکي از اين جبهه ها که شايد گفت يکي از مهمترين جبهه هاي دشمن است سيستم فکري شوونيسم است. سيستمي که به وجود آورنده و تقويت کننده تحاريف و جعليات يک قرن اخير بوده است. اين سيستم در حال نابود شدن است و هيچ قدرتي نميتواند آنرا نجات دهد.

سالها تحريف تاريخ و حتي تحريف هويت آذربايجان را نميتوان به راحتي فراموش کرد. بنابراين٫ نابودي سيستمي که اين ظلم را در حق ما روا داشته است به معني پيروزي مهمي است که بايد گرامي داشته شود.

در اين ميان نبايد فاکتورهاي جانبي را از نظر دور داشت. فاکتورهايي نظير همسايه هاي شرور و دول ديگر بايستي در معادلات آتي جاي واقعي خود را داشته باشند و با هر کدام به نسبت و نوع فعاليتش برخورد نمود. بد را با بدتر و خوب را با بهتر بايد جواب داد.

اتحاد عملي را مانند هميشه تنها عامل پيروزي ميدانم و براي رسيدن به آن از هر ايده اي حمايت ميکنم. در روزهاي اخير بحث سمبل براي حرکت ملي آذربايجان دوباره داغ شده و بعضي از تشکلات و افراد نظراتي ارائه کرده اند. من نيز با اينکه با سمبل پيشنهادي به خاطر خصوصياتي که از سوي رژيم فارس مورد سؤاستفاده قرار خواهد گرفت مخالفت جزئي دارم٫ ولي باز هم اصرار ميکنم که فعالان ملي آذربايجان بايد اين مسئله را با انتخاب اين سمبل براي هميشه حل نمايند. انتخاب سمبل٫ نشانگر بلوغ سياسي و قدرت تصميم گيري ماست.

آغاز پيروزيهاي مبارزه قلمي و گفتاري خود را با انتخاب سمبل ملي جشن بگيريم و اين واقعه را به نحو شايسته اي در تاريخ کشور يکپارچه خودمان حک نمائيم. کساني که با سمبل پيشنهادي مخالفت ميکنند و در مقابل٫ هيچ ايده و برنامه اي براي حل مشکل نبود پرچم ندارند بدانند که به هر مخالفي عاقل و هر مخالفتي را سازنده نميگويند. مخالفت ناآگاهانه و اصرار بر سنگ اندازي در مقابل اتحاد را نميتوان ناشي از درايت و درک مسائل آتي ناميد. اينگونه مخالفتها را فقط و فقط ميتوان کارشکني و آب در آسياب دشمن ريختن تعريف نمود.

باشد که مبارزه مان را خودمان اداره کنيم

تبريزلي باي بک
۱۶/۱۱/۲۰۰۸
کرويدون

  یازیلمیش دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

گونئي آذربايجان ميللي بيرليک شوراسي نين

گونئي آذربايجاندا سون توتوقلامالارا موناسيبتي

ايستکلي سويداشلار؛

گونئي آذربايجاندا آپاريلان دئموکراتيک ميللي موبباريزه نين گوناهسيز عوضولرينه روا گؤرولن عدالتسيز توتوقلامالار، تسادوفلرده اؤلوملر، سيخينتي و بوغونتو بوتون گوجو ايله دوام ائتمکده دير.

سون گونلرده اطلاعات طرفيندن ياخالاناراق نامعلوم يئرده گيزله ديلن شهناز خانيم غلامي نين وضعييتي آچيقجا گؤسترير کي، تئهران حاکيمييتي ژورناليست و يازيچيلاريميزا هوجومو ايلک حدف کيمي سئچميشدير. شاهناز خانيم قولامييه ۱۳۸۵ خورداد حاديثه لريندن بو يانا گؤستريلن تزييقلر، دفعه لرله ياخالاييب توتقودا ساخلاماق، هله يارقيلانديغي چئشيتلي محکمه لردن قرارلار چيخمادان ۰۹/۱۱/۲۰۰۸ تاريخينده بير داها ياخالانماسي اصلینده تئهرانين اؤزونو ايتيرمه سيندن خبر وئرير. بلکه ده اونون آز ياشلي قيزيزنين مسئولييتيني داشيديغيني بيلن شووينيست قوووه لر بو وسيله ايله اونو ديزه چوکدورمگي دوشونورلر. آنجاق بوگون ائوين زيندانيندان قورتولوب، صاباح “هاراي هاراي من تورکم” شوعاريني وئرن گئنجلريميزين بو ساده ليکده يئنيلمه سي اينانيلمازدير. مسئله يه بو زاوييه دن باخاندا، فارسچيليق سيياستي گودن حاکيمييت اؤزونون آشاجاغيندان چکينديگينه گؤره دير کي، گنجلريميزي سينسيدير، اينجيدير فيکريني داشييانلار آز دئييلدير.

ايسلام دونونا بورونموش فارس شووينيستلري، ايفطار قوناقليقلاريميزادا وحشييانه هوجوم ائدير، شاعير، يازيچي و ژورناليست آدي داشييان هرکه سي توتور، آسير و کسير. ژورناليست و يازيچي سررافيلري، راشيديلري، موغانليلار و نيميلري ائوين زيندانيندا شکنجه ائدير، زنجانلي ژورناليست سعيد بئي متينپور-ا ۸ ايل حؤکم کسير، بو اوميدله کي اونلاري سوسدوراجاقدير. آنجاق بيري نين يئرينه اونونون ديرچلديگيني گؤرن بو حاکيمييتين کيريخ قالديغي آپارديغي غلط سيياستدن آيدينلاشير. سياسي زيندانيلريميزين بؤلگه ده قالماسيندان قورخويا دوشن فارس شووينيزمي اونلاري باشقا يئرلره سورگون ائدير، سئلي دايانديرماديغينا گؤره زهرا جدي-يه، مرضيه جدي-يه و علي اميني-يه زيندان کسير.

آنجاق فداکار قادينلاريميزيندا قوشولدوغو ميللي هرکاتيميز بو حده قورخولارلا دايانميياجاغينا گؤره ميلتيميزين ديرلي بالالاريني اؤلومله تهدير ائدير. آز ياشلي اوشاقدان آقساققاللاريمي زا قدر اؤنونه گله ني توتوب زنجيره چکن شووينيستلر اصلینده آذربايجان ميللي هرکاتيني عزمکدن ضياده اؤز جزلانمالاريندان قورخدوغونا گؤره دير کي، بو تزييقلري گؤسترير، بو غئيري اينساني داورانيشلاري ائدير.

مهنديس رحيم حاجي زاده-ني آنا ديلينده بير کيتاب يازديغينا گؤره اردبيلده ياخالير آيلارجا عاييله سيني خبرسيز ساخلايير، حسين ستاري-ني قومدا توتور، ابراهيم نوري-ني اهرده مکتبدن آتير، هاشم برزگر-ي (ياشار گونئيلي) تئهراندا وورور، ياريمچيليق قالميش حيرصيني بوشالتماق اوچون کرجده ياخالير و نامعلوم يئرده شکنجه ائدير.

هاق و عدالت اوغروندا موباريزه آپاران اؤيرنجيلريميز فراز زهتاب، امير مرداني، سجاد رادمهر و آيدين خواجه اي کيمي بالالاريميزي ياخالايير، آيلارجا گيزلين يئرلرده ساخلايير، بوراخديقدان ايکي گون سونرا قوندارما محکمه يه چاغيريب، اونلارا ديش قيجيرديير.

بوگون يوزلر، بلکه مينلر آذربايجانلي اؤز ميللي موقددراتيني دوشوندويو اوچون زيندانلاردا چورودولور، محکمه لرده ساختا ايتتيهاملارلا سوروندورولور، تحصيلدن محروم ائديلير، ايش يئريندن قووولور و نهايت تسادوفي اؤلوملرله تهديد ائديلير.

بيز، بو آسدي کسدي سيياستلريني شيددتله قيناياراق محکوم ائدير، خالقيميزين بو گؤرکملي ائولادلارينا آپاريلان بو ظاليمانه داورانيشي قينايير و بو چيرکين اويونلارا سون قويولماسيني طلب ائديريک.

بوتون سياسي زيندانيلريميزين آزادليغيني، ساختا دوسيالارلا محکمه اويونلاري نين بيتمه سيني طلب ائديريک.

  یازیلمیش دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
20 ميليارد ديگر براي پل ميانگذر اروميه نياز است
 
 75 درصد از كارهاي پل ميانگذر درياچه اروميه در زمان دولت نهم اجرايي شده است. حميد بهبهاني ظهر ديروز در جريان بازديد از طرح ميانگذر شهيد كلانتري درياچه اروميه افزود: در زمان قبل از دولت نهم تنها 25 درصد از عمليات اجرايي اين طرح شامل قـسـمـت راه( خـاكريز) اوايل انقلاب توسط شهيد كلانتري، وزير سابق راه وترابري احداث شده بود.

وي ادامه داد: قسمت پل، آپروج و آرك پل ميانگذر با تزريق 75 درصد از اعتبار 110 ميليارد توماني اعتبار هزينه شده تاكنون در زمان دولت نهم محقق شده است.

بهبهاني با بيان اين‌كه براي اتمام كل طرح 20 ميليارد تومان اعتبار ديگر نياز است، خاطرنشان كرد: باند دوم پل ميانگذر با تلاش مهندسان تا پايان سال 88 آماده بهره‌برداري خواهد شد.وزير راه درخصوص علت تاخير 30 ساله اين طرح گفت: 10 الي 15 سال اول بحث بر سر احداث اين طرح بود. ولي يك سال بعد از شروع به كار دولت قبلي روند اجرايي طرح عملا شروع شد. جاده ترانزيتي درياچه اروميه به عنوان مهمترين شاهراه ارتباطي و نقل و انتقال كالا و خدمات در اين منطقه محسوب مي‌شود كه امروز توسط رئيس جمهوري افتتاح مي‌شود.

وزير راه يادآورشد: طول اين پل سه برابر بزرگترين پلي است كه تاكنون در كشور ساخته شده است. پل ميانگذر درياچه اروميه بخشي از آزادراه اروميه ـ تبريز است كه با بهره‌برداري از آن، مسير 260 كيلومتري اين دو شهر به نصف كاهش مي‌يابد.(جام جم)

  یازیلمیش دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

ملت آذربایجان

فعالین حرکت ملی آذربایجان

مردم غرب آذربایجان

  با کمال تاسف بار دیگر خبرهای ناخوشایندی از جنایات تروریست های خون خوار بر علیه مردم تورک کرکوک به گوش می رسد.تروریست های تا دندان مسلح اتحادیه میهنی کردستان عراق در تداوم پروژه تصفیه نژادی تورک های کرکوک با دستاویز کردن سیاست تقسیمات کشوری عراق که به منظور حفظ آرامش از سوی دولت عراق و ایالات متحده آمریکا دنبال می شود دست به انفجارات وحشیانه ای در قلب شهر تورک نشین کرکوک زده اند تاباتحریک احساسات مردم تورک عراق آنان را بر علیه اکثریت تورک های کرکوک بشورانند تا بلکه بتوانند ماهی خود را از آب گل آلود بگیرند

جلال طالبانی رهبر تفرقه انداز عراق که پیشینه سیاهی در رهبری گروه های تروریستی دارد با موضع گیری های سخیفانه خود در مقابل مجلس عراق باز زبان بی زبانی مجوز حملات تروریستی بر علیه اکثریت تورک کرکوک را صادر نمود و رهبران گروههای تروریستی که چشم به نفت کرکو دوخته و رویای کردستان بزرگ را در سر می پرورانند و برای رسیدن به آن حتی به انسان کرد نیز رحم نکرده و با انفجار بمب های انتحاری در مراسم اعتراضی اقلیت کرد عراق زمینه هجوم به ساختمان احزاب تورکمن کرکوک ، ساختمان تلویزیون تورکمن ائلی ، بنیاد حمایت از خانواده های شهدای تورکمن و خانه تورکمن های کرکوک را فراهم می آورند.عناصر تروریست مسلح اتحادیه میهنی کردستان عراق و حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری تروریست مشهور مسعود بارزانی با بی حرمتی به خانواده های تورک و شهدای تورک کرکوک دهها خانه را غارت و اموال آن ها را نابود کردند تا با نا امن کردن شهر کرکوک زکینه مهاجرت آن ها را فراهم نمایند.متاسفانه در برخی شهرهای غربی آذربایجان گروههای تروریستی کرد با دستاویز قرار دادن این مسئله موجبات تحریک اقلیت مهاجر کرد را فراهم آورده و خبرهایی از اقدامات تبلیغی آنها در غرب آذربایجان به گوش می رسد.

کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان با محکوم کردن انفجارات تروریستی شهر کرکوک همدردی خود را با خانواده قربانیان حملات تروریستی اعلام و بار دیگر بر تورک نشین بودن شهر کرکوک ، اربیل و تلافر تاکید نموده و به نمایندگی از ملت آذربایجان این ضایعه را بر ملت تورک های عراق و رهبران جبهه ملی ترکمن تسلیت می گوید.

کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان از مجامه بین المللی ، رهبران کشورهای عراق ، تورکیه و ایران ، فعالین حقوق بشر می خواهد که اقدامات تروریستی صورت گرفته در شهر تورک نشین کرکوک و سیاست های رهبران تروریست اتحادیه میهنی کردستان عراق و حزب دموکرات کردستان عراق را که موجب رشد تروریسم در منطقه شده و بحرانی خطرناک را به منطقه ارمغان آورده اند بشدت محکوم و به آن پایان دهند.

 کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان به رهبران گروههای تروریستی کرد نیز هشدار می دهد که در رابطه با شهر کرکوک وارد بازی خطرناکی شده اند ، ملت آذربایجان در هر شرایط بحرانی در کنار برادران تورک کرکوک خواهند ایستاد و تحریک احساسات اقلیت مهاجر کرد در غرب آذربایجان به نفع هیچ گروهی نبوده و می تواند موجبات خروش ملت آذربایجان را فراهم آورد که در این صورت موجودیت اقلیت مهاجر کورد در غرب آذربایجان بشدت آسیب خواهد دید.در پایان به عنوان کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان از مقامات مسئول دولت ایران می خواهیم که با دوری جستن از سیاست یاری ، بایکوت خبری ، مسامحه و مماشات با گروههای تروریستی اتحادیه میهنی کردستان عراق و حزب دموکرات کردستان عراق ، واکنش جدی تری به وقایع دردناک تصفیه نژادی تورک های عراق نشان داده و مانع از تفرقه افکنی گروههای تروریستی کرد در غرب آذربایجان شود.

کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان


  یازیلمیش دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

 

گلين آلين جماعت، نخود، خيار، امامزاده ساتيلير

ايران آدلانان اؤلکه ده ديني اينانجلاردان سؤاستيفاده ائتمک بير تورلو بيتمير. دئولتين حاضيرلاديغي اورتامدا، اينسانلارين گئري قالمالاري قارانتييه آلينيب.

قديمدن بئله رسمدير کي کوچه لره بير سيرا ساتيجي اؤز ماللارين آرابا اوستونده گتيريب و اهاليني آلماغا چاغيرارديلار. بو ساتيجيلاردان چئشيتلي ملزمه لر و حتّی يئيه جکلر آلماغ اولاردي. اوشاقليغين خاطرلايان ياشليلاريميز هر حالده او زامانلار پيشميش نوخود، لبلبي (پيشميش چوغوندور) و قادينلارسا پارچا، قابقاشيغ آلماغلارين ياد ائده بيلرلر. آما، گونوموزه قدر کيمسه بو ساتيجيلاردان امامزاده آلماميشدير!

امامزاده لرين هيکايه سي اوزوندور. بير سوروسو يالاندان تيکيلميش امامزاده لرين نه اولدوقلارين کيمسه بيلمير. آنجاق اينسانلاردا يالانجيل اينانج تؤره ديب و اونلاري قوللانان دئولت، بو امامزاده لرين بازاري نين سيجاق اولماسينا چاليشير. حتّی کئچنلرده بير شهرده بير پروژه باشلاتيلميشدير کي بيلديري وئريردي يئني بير ايمامزادا تيکيلمکده دير! امامزاده، يعني شيعه ايماملاري نين نوه-نتيجيه لري نين مزاري دئمکدير!

اينسانلاري قانديريب و امامزاده لر شفا وئريب آرزولاري يئرينه يئتيررلر دييه اونلاري اينانديرديقدان سونرا، اوجو بوجاغي بيتمه يه ن گليره صاحيب اولماغ چوخ قولاي بير ايشدير. سايسيز حسابسيز پول گتيرن ساده اينسانلارين اينانجه بئله واختلاردا دئولتين يارديمينا گليبدير. چونکو نقدر عوموم اينسانلارين بيلگيسي آز اولسا، اونلارا هوکومت ائتمکده بير او قدر قولاي اولاجاقدير.

باي بک-ه گلن بيلگيلره گؤره، اراک شهرينده ايلگينج بير اولاي ياشانيب.

بيلگيده دئييليب کي اوردا يئر آلان فارسيجان آدلي امامزاده! قازانجينينن آزالماسين گؤرونجه، شهرده بير تور آتيم فيکرينه دوشموشدور! شوخلوغ گؤرونسه ده، بو امامزاده نين يئتکيليلري، کي ايران آدلانان اؤلکه نين رسمي اورقانلاريندان اولان “اوقاف” ايداره سينه عايدديلر، فيکيرلشه رک، آدي گئدن امامزاده نين ضريحيني (مزار اوستونده کي دورت دووار) بير يوک ماشينينا يوکلييب و شهر ايچريسينه گتيريبلر!

شهرده گزديريلن ضريحه بير چوخلو پول وئريليب و ساده اينسانلار اؤز آرزولارين اونا باغلاماغ اوچون سيرايا دوزولوبلر! آدي گئدن امامزاده بير آيي نين گليرين بير گونده تاپاراق، شهريده گزميش اولوب و ائوينه گئري دونوبدور!

خاطيرلاداق کي دئولتين بئله ايلگينج ايشلري چوخ اولموشدور. سون زامانلاردا آغاجلارين اعدام حؤکمونو ورن موللالارين آچيقلاماسي، او آغاجلارين خورافي شکيله گلمه لري اولموشدور. چونکو يئرلي اهالي او آغاجلارا موقدس اولاراق باخيب و آرزولارين اونلارا باغلاييرميشلار! آما، فرقلي اولان بودور کي او آغاجلاري ايداره ائدن “اوقاف” ايداره سي اولمامشدير و او ايداره نين موللالاري آغاجلارين قتلينه فرمان وئرميشلر.

خورافه ايله ساواش آپارماغي ايدعا ائديب آنجاق اؤزلري خورافه قايناغي اولان بو دئولتين يئتکيليلري ايللردير کي ساده اينسانلاري نورمال ياشامدان اوزاقلاشديريب و اونلاري يالانجيل دونيادا سرخوش اولماغي نوسخه يازيرلار.

اراک شهري اسکيدن تورکلرين ياشاديغي بؤلگه لردن اولسادا، گونوموزده اوراني فارس شهري اولاراق تانيتيرلار. بو شهرده بير چوخلو تورک آسيميله اولدوقدان علاوه، تورک اولمايان چوخلو ائتنيکلرين اهاليسين اورايا کؤچوردوبلر(بای بک)

 

  یازیلمیش دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

فعال دانشجوئی آذربایجان سیروس حسین نژاد در تهران بازداشت شد

 سیروس حسین نژاد دانشجوی سال آخر رشته میکروبیولوژی دانشگاه آزاد واحد شمال تهران و از فعالین حرکت ملی آذربایجان از عصر روز پنجشنبه 23 آبان و بعد از حضور در مراسم ستارخان در تهران بازداشت شده و تاکنون هیچ خبری از محل نگهداری نامبرده منتشر نشده است.

بنا به گزارش منابع نزدیک به سایت اویرنجی وابسته به جنبش دانشجوئی آذربایجان، سیروس حسین نزاد پیش از این نیز به اتهام حضور در سلسله قیامهای ملی آذربایجان در اردیبهشت و خرداد 1385 بازداشت و بمدت 40 روز در بازداشتگاه انفرادی زندان اوین تحت شکنجه های روحی و جسمی قرار داشته است.بعلت این حضور در زندان، وی بمدت یک ترم از تحصیل معلق نیز شده بود. هم اینک خانواده وی بشدت نگران وضعیت فرزند خویش می باشند. تلاش برای اطلاع از محل نگهداری و آخرین وضعیت وی تاکنون بی نتیجه بوده است.

فيروز يوسفي فعال ملی آذربایجان دستگیر شد

فيروز يوسفي نويسنده و دانشجوي دانشگاه پيام نور تهران و   از فعالان جنبش موسوم به حرکت ملي آذربايجان به حکم قاضي متين راسخ بازپرس شعبه يک امنيت دادگاه انقلاب ، در تاريخ 25 آبان ماه سال جاري توسط ماموران وزارت اطلاعات در تهران دستگير و روانه بند دويست و نه زندان اوين گرديد.
يوسفي يکي از فعالين فرهنگي کرج مي باشد و احتمال مي رود دستگيري وي در تداوم سرکوب فعالان مدني آذربايجاني که در طي روزهاي اخير سير صعودي يافته است باشد

مجموعه فعالان حقوق بشر

خاطر نشان می شود بعد از آزادی موقت تعدادی از فعالین مدنی بازداشت شده در ماههای اخیر موج جدیدی از بازداشت های خودسرانه فعالین حرکت ملی آذربایجان و به ویژه دانشجویان شروع شده است.

 

  یازیلمیش دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

قطار عقل گرای حرکت ملی در مسئله سمبل ملی به پیش می رود - اؤزگور ائل سئون

از وقتی که حرکت ملی آذربایجان به عنوان نیروی سیاسی جامعه آذربایجانی مطرح گردید، فعالین حرکت ملی آذربایجان با چالش های مختلفی روبرو بودند که مسئله پرچم یا سمبل ملی از مهمترین آنها به شمار می رفت.

برخی از جریان های حرکت ملی آذربایجان کوشیدند این چالش جدی را به نحوی بر طرف نمایند که به دلیل حساسیت و اهمیت نه تنها نتیجه ای حاصل نشد بلکه متاسفانه به موضوعی جنجال بر انگیز تبدیل گردید. حاشیه کش و قوس های پرچم و یا سمبل ملی چنان گسترش یافت که اهمیت تاریخی قضیه را تحت شعاع خود قرار داده و حرکت ملی آذربایجان را دچار وقفه ای جدی نمود.

برخی از فعالین حرکت ملی آذربایجان که سعی کرده بودند علیرغم اهمیت مسئله ، خود را از دایره مباحث تنش آلود دور نگه دارند با فرو کش کردن نسبی جدال های طیفی و گروهی تلاش کردند که گام به گام و با رایزنی های سیاسی، علمی و تئوریک عرصه را برای گفتگو و دیالوگ در بین فعالین حرکت ملی جهت توافق بر سر سمبل ملی آماده نمایند. بسیاری از فعالین تاثیر گذار حرکت ملی در شهرهای مختلف با آن که شرایط ملی، منطقه ای و بین المللی را جهت معرفی و تثبیت پرچم و یا سمبل حرکت ملی آذربایجان جنوبی ضروری می دانستند، ولی به دلیل شیوه ناصحیح پیشبرد پیشنهاد قبلی و عدم پشتوانه تاریخی آن پیشنهاد ها در مقابل گروه های پیشنهاد دهنده جبهه گیری نموده و با آن مخالفت کرده بودند به دلیل روند دمکراتیک و منطقی رایزنی ها در مسئله پیشنهاد سمبل ملی با هلال و ستاره مشکی که پشتوانه تئوریکی و تاریخی قوی تری را به دنبال دارد، وارد صحنه مباحث شده و به موضوع تثبیت پرچم و یا سمبل ملی حرکت ملی آذربایجان جنوبی رسمیت بخشیدند.

در نتیجه, بعد از مدت ها رایزنی آرام برخی از فعالین مستقل حرکت ملی آذربایجان با اتفاق نظر طیف ها و فعالین شناخته شده حرکت ملی آذربایجان کار تنظیم منشور پیشنهادی سمبل ملی آذربایجان جنوبی به پایان رسید.

فعالین مستقل که هدفشان تثبیت هویت سیاسی و بین المللی جنبش ملی آذربایجان جنوبی و برچیدن اختلافات از اردوگاه حرکت ملی بر سر مسئله پرچم و یا سمبل ملی بود، بحث سمبل ملی با هلال و ستاره سیاه را جهت ایجاد محیط تبادل نظر در داخل لایه های مختلف جامعه ضمن لحاظ نمودن مسائل امنیتی با استفاده از تریبون های اینترنتی به بطن حرکت ملی آذربایجان جنوبی کشانیدند تا آنانی که خود را صاحب علم و قلم و نظر می دانند بر تکامل نظر پیشنهادی و یا بر رد آن ابراز عقیده نمایند.

تا آنجا که ذهن راقم به دلیل مطالعه سیر مسئله، قد می دهد در شهرها و دانشگاه های مختلف آذربایجان جنوبی بین فعالین مباحثی بر قبول و یا رد تئوری سمبل ملی آذربایجان جنوبی آغاز شده بود که به حق باید گفت بعد از چندین سال اختلاف نظر بر سر مسئله “بایراق” گفتمان منطقی و دمکراتیک در حرکت ملی آذربایجان به شمار می رود. در چندین شهر آذربایجان جنوبی به خاطر عدم دسترسی بخشی از فعالین و بدنه اجرایی حرکت ملی به فضای اینترنتی منشور سمبل پیشنهادی تکثیر و در بین فعالین پخش گردید و به کوشش گروه خبری تبریز سسی و جمعی از دانشجویان جنبش دانشجویی آذربایجان کتابچه ای در مورد سمبل پیشنهادی و مقالات آماده و در تبریز و چندین شهر و دانشگاه پخش گردید.

در دنیای مجازی اینترنت بودند سایت هایی مانند سایت بای بک که نقش موثر و مثبتی در تنویر و تضارب آرا بر عهده گرفتند. تجربه شکست پرچم های پیشنهادی گروه گاموح و گایپ و افراط گری طرفداران این گروه ها و اختلافات به وجود آمده، مجموعه فعال در مورد سمبل پیشنهادی با هلال و ستاره سیاه را بر آن داشت که اشتباهات گذشته را در تنویر افکار عمومی ،اطلاع رسانی دقیق، تبادل نظر و دخیل نمودن سایر گروه و طیف ها را تکرار ننمایند که مباحث داغ و دمکراتیک موافقین و مخالفین سمبل پیشنهادی در تلویزیون “گوناز” یکی از دست آورد های آن به شمار می رود، برخورد های منطقی “احمد اوبالی” بیننده را قانع می کرد که وی اشراف کامل به مباحث داشته و پیشنهاد دهندگان سمبل ملی رایزنی کافی با وی داشتند.

رویکرد دمکراتیک و روند رایزنی ها و در اصل پایه های بسیار قوی تاریخی و تئوریکی مسئله باعث گردید که سمبل پیشنهادی با اقبال عمومی در بین جنبش دانشجویی به عنوان بازوی علمی و تئوریکی حرکت ملی و بدنه حرکت ملی به عنوان نیروی اجرایی روبرو شود که متاسفانه فضای مثبت به وجود آمده به دلایلی از جمله انحصار طلبی گروهی و کیش شخصیتی از سوی برخی جریانات مسموم گردید.

انتصاب سمبل پیشنهادی به تشکیلات “قورتولوش” و بعدا به تشکیلات “دیره نیش” و شخصیت های مختلف از جمله شایعاتی بود که این جریانات برای آلود کردن فضای گفتمان دمکراتیک ساخته و پرداختند.

همچنین جهت گمراه کردن افکار عمومی پرچم هایی کذایی را با عناوین مختلف مطرح ساختند، این افراد آن قدر پرده دریدند که حتی چهره های رنج دیده و گروه های محوری حرکت ملی را به سرویس های اطلاعاتی و امنیتی داخلی و خارجی منتصب و بی محابا و بدون توجه به عاقبت خطرناک امنیتی اسامی افراد را نقل و نبات محافل نمودند.

سیاه نمایی و موج سازی های کذایی و شایعات بر علیه فعالین و تشکیلات های حرکت ملی آنقدر گسترش یافت که تشکیلات” دیره نیش” با انتشار بیانیه ای انتصاب ارائه سمبل پیشنهادی به این تشکیلات را مردود اعلام نمود.

سایت “بای بک” که در تضارب آرا و تنویر افکار عموی نقش بسزایی داشت به خاطر هجمه های صورت گرفته در لاک دفاعی فرو رفته و احمد اوبالی که در برنامه “گوناز” فضای دیالوگ و حرفه ژورنالیستی را رعایت می کرد هدف تخریبات فراوانی گرفت.

اما در ارزیابی روند مسئله با توجه به قابلیت های ملی و تئوریکی سمبل پیشنهادی فعالین مستقل حرکت ملی آذربایجان، این شانتاژ ها و تخریبات ها را می بایست به عنوان حالت گذار و سکون فکری جریان های دگم و انحصار طلب مورد تحلیل قرار داد که با عقب گردی به سابقه تشکیلاتی و تفکراتی این افراد و گروه ها کاملا قابل درک است.

در روزهای اخیر ظاهرا تب و تاب هجمه ها و تخریبات و شایعات تا اندازه ای فرو کش کرده و بار دیگر قطار اندیشه ، تعقل گرایی و همگرایی حرکت ملی آذربایجان با حمایت های صورت گرفته از سمبل ملی به سوی تثبیت پیش می رود.

اما نکته ای را نیز باید به عقلای قوم و رهبران سیاسی حرکت ملی آذربایجان یاد آور شد که مسئله سمبل و یا پرچم ملی در حرکت ملی آذربایجان و چند مورد دیگر در صورت کسب مشروعیت ملی و سیاسی می تواند، تبدیل به عاملی جهت گشوده شدن باب نزدیکی گروه ها وتشکیلات ها ی آذربایجان جنوبی شود که متاسفانه به دست دشمنان آذربایجان طلسم شده است. رهبران سیاسی حرکت ملی آذربایجان می بایست به خود بقوبولانند که در تاریخ این ملت واقعیت هایی هستند که در تعیین هویت سیاسی بین المللی حرکت ملی و استراتژی های آتی آن رل اساسی را بازی خواهند کرد و مسئله سمبل و پرچم ملی یکی از آنها خواهد بود.

اگر کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در بیانیه اعلام نظر خود اشاره می کند که مسئله سمبل در پیش برد سیاست مقابله با خطر تروریسم کرد در آذربایجان غربی به خاطر نزدیکی گروه های حرکت ملی موثر است نشان از درایت سیاسی این گروه و تشکیلات دارد. ما در پیش روی حرکت با چالش ها و واقعیت هایی روبرو خواهیم شد که می باید بر احساسات غلبه نموده و تامل،تعقل و نزدیکی به هم دیگر را وارد صحنه مبارزه بکنیم.

با اعلام حمایت کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان، تشکیلات قورتولوش ، میللی پارتی و حمایت ضمنی د.ا.ک و تعدادی از شخصیت های سیاسی، حقوق بشری و دانشجویی و وبلاگ نویسان و انجمن ادبی مقیم خارج مسئله سمبل پیشنهادی روال منطقی و قابل قبولی پیدا کرده و با اعلام حمایت اخیر تشکیلات “دیره نیش” به عنوان یکی از گروه های شاخص حرکت ملی آذربایجان که مسئله را با حساسیت دنبال می کرد یک گام دیگر به نهایی شدن مسئله سمبل ملی نزدیک می شویم.

اخیرا نیز حمایت رسمی سایت “بای بک” و تشکیلات اتحاد ملی آذربایجان جنوبی از مسئله سمبل ملی را مطالعه کردیم. نتیجه ای که از تحلیل شرایط به دستمان می آید، گویایی آن است که برای نخستین بار چندین گروه و تشکیلات حرکت ملی آذربایجان بر سر مسئله پر اهمیتی هم آنند سمبل ملی به توافق رسیده اند و این به خودی خود رویکرد دمکراتیک مسئله را نشان داده و سایر گروه ها را در اقلیت قرار می دهد، اما یقینا باز این تمام کار نخواهد بود.

نفس عمل فعالین مستقل پیشنهاد دهنده سمبل ملی در حالی که عبور از یک مرحله پر اهمیت تاریخی و سیاسی می باشد در این حال نیز به دنبال حل اختلافات درونی حرکت ملی بر سر موضوع پرچم و یا سمبل ملی می باشد تا شاید این گروه ها با حل تضاد های تئوریکی گرد هم آیند. سوالی که در ذهن بنده و شاید صدها فعال دیگر حرکت ملی آذربایجان پدید آمده این است که چرا تشکیلات های گاموح و گایپ که ضرورت وجودی پرچم و یا سمبل ملی را پیشتر و بیشتر از سایر گروها درک نموده اند حتی با مشاهده روند دمکراتیک و مثبت سمبل پیشنهادی همچنان بر گفته و پرچم خود اصرار دارند؟ آیا مگر آنها خود را خارج از چارت حرکت ملی آذربایجان تعریف می کنند؟ آیا رهبران این دو گروه با پیوستن منطقی به مسئله نمی توانند چهره دمکراتیک تری از خود نشان دهند؟ و چرا جناب چنگیز گوی تورک با سابقه ای که در حرکت ملی داشته و بر ضرورت مسئله اشراف کامل دارند تنها به خاطر بعضی رقابت های فردی گروه “آمات” را در ما قبل موج واقع گرا قرار می دهند؟

بسیار خوشحال خواهم شد که به عنوان یک فعال حرکت ملی آذربایجان با قلمی منطقی و دور از انصاف کشی و اتهام افکنی پاسخ سوالات خود را از رهبران این تشکیلات ها بخوانم. سایت بای بک و دیره نیش و وبلاگ تبریز سسی و زنجان سسی و چندین وبلاگ ایجاد شده در انعکاس مسائل و مقالات مربوط به سمبل ملی آذربایجان جنوبی کوشش فراوانی داشته و دارند و در این محیط و اتمسفر جالب جای سایت های جنبش دانشجویی و میلی حرکت با توجه به سابقه ژورنالیستی مدیران آنها در راستای تنویر افکار جهت دست یابی به نتیجه معقول بسیار خالی می باشد.

سخن را با نکته ای به فعالین مستقلی که سمبل ملی را پیشنهاد کردند به پایان می رسانم، باور داریم که قطار تعقل و منطق گرایی در حرکت ملی آذربایجان خصوصا در مورد سمبل ملی به کوری دشمنان آذربایجان، راه پویایی و رهایی ملی را به سرعت پشت سر می گذارد اما سرکوب یاس و نامیدی و تلاش شما عزیزان برای کسب حمایت های بیشتر افکار عمومی ملت آذربایجان از سمبل ملی مشروعیت بیشتری برای آن فراهم خواهد آورد. باشد که روزی سمبل ملی رمز همگرایی مبارزاتی و اتحاد ملی و وحدت ارضی آذربایجان را برای رسیدن به هلال سفید رهایی ملی گردد.

اؤزگور ائل سئون
۲۶/۰۸/۱۳۸۷

  یازیلمیش دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 

موسیقی اوزَرینه سؤیله شی - گونتای گنجالپ

 

بیزیم موسیقیمیزین دورومو و نیته لیگی (کئیفیتی) حاققینداسدؤیله شمه دن اؤنجه بئله بیر سورو سورالیم: موسیقی ندیر؟

- چوخ چتین بیر سورودور. بو حاقدا افلاطوندان توتموش گونوموزه قدر بیر چوخ دوشونجه آدامی گؤروش بیلدیرمیشلر. اؤرنه یین افلاطون “بیر میللتین موسیقیسی دَییشه جک اولسا، اونون آنایاساسی دا دَییشر”- دئییر. افلاطونون بو دئدیگینی بیز یاخین تاریخیمیزده گؤردوک. آذربایجان جومهورییتینده موسیقی دَییشدیگی اوچون اونون آنایاساسی دَییشدی. بورادا هر کسدن اؤنجه اوزئییرین رولو اولدو. آذربایجان جومهوریتی نین کئچمیشین دَیرلریندن آیریلما پروژئسی موسیقیده اورتایا چیخدی، سونرا باشقا ساحه لره یانسیدی. ” موسیقی ندیر؟ ” سوروسونا هر کس جاواب وئره بیلر. یعنی هر کسین موسیقی ایله اولان روحسال مسافه سینه گؤره جاواب وئرمه سی مومکوندور. منه گؤره، موسیقی توپولومون، تاریخین، گلنَکلرین باسقیسیندان چیخماق اوچون اعتیراض صنعتی اولموشدور. هر بیر اینسانین بیرئیسل (فردی) یاشامیندا تک باشینا شرقی سؤیله ییب، دانس ائتدیگی آنلار اولموشدور. بو آنلاردا بیز گئرچک ” اؤز”وموزله ییک. کناردان باخان اولسا دا وئجیمیزه دئییل. بو آنلاریمیزی بلکه گلنَکلر، تاریخی دَیَرلر، توپلوم “یونگوللوک” اولاراق دَیَرلندیره بیلر. ذاتن بو دَیَرلندیرمه لر حسابینا بیزده موسیقی یا اولمامیشدیر، یا دا چوخ ضعیف اولموشدور. اؤرنه یین، بیلیرسینیز کی، بیزیم کولتوروموزده رقاصا آشاغیلاییجیلیق آنلامیندا ” موطروب” دئیرلر.

هئچ بیر صنعت اثری موسیقی قدر تاریخه، گلنکلره اعتیراض ائتمه میشدیر. ائله بو اوزدن ده موسیقی بیزیم دینچی تاریخیمیزده دایما باسقی آلتیندا توتولموشدور. موسیقی نین گلیشمه سینده اولان انگللر بوردان قایناقلانیر. هاردان؟ موسیقی بیرئیسل (فردی) اؤزگورلوکدن یانا اولان اینسان تیپینی سرگیله میشدیر. آنجاق دینی دَیَرلر فرد تانیماز. فرد، ایطاعتکار جمعیتین بیر پارچاسی اولمالیدیر. اولماق ایستمه ین فردلر محو ائدیلمه لیدیر. باخسانیز تاریخه، بیرئیسل کیملیگینی توپلومسال کیملیگه فدا ائتمه ین کیشیلر اؤلدورولموشلر. بو اؤلدورولنلرین تام چوغونلغو موسیقی علمی نین، موزیکال دوغونون گلیشمه سینده بؤیوک روللاری اولموش. اؤرنه یین، حللاج، نسیمی، شمس تبریز و باشقالاری. موسیقی نین دوشونجه نی ائتکیله مه سی کونوسوندا دا بن روشد، فوضولی کیمی اردملیلرین بؤیوک ائتکیسی اولموشدور. اؤرنه یین فوضولی نین موسیقی فلسفه سینی آنلادان “یئددی جام” آدیندا اثری وار. بورادا آلتی موسیقی آلتینین سسی ایله اینسان سسی حاققیندا گئنیش بیلگی وئرمکده دیر. بو اوزدن ده “موسیقی ندیر؟” سوروسونا بلکه سوموت (کونکرئت) اولاراق بو شکیلده جاواب وئرمک اولار: موسیقی بیزی رییادان قورتاران، بیزی تاریخین و گلنکلرین اسارتیندن قورتاریب اؤز گئرچک ” من”یمیزله قارشیلاشدیران صنعتدیر. یعنی موسیقی نین اساس گؤرَوی تاریخین وئردیگی بیلگییه گؤره بو اولموشدور. آنجاق اینسانی، تاریخین اسیری، توپلومون و گلنکلرین اسیری یاپان موسیقی نؤوعلری ده وار. بونا موسیقی دئیه بیلمریک. یعنی اورادا بیر مئلودی نین، موسیقی آلتی نین، شعرین اولماسی اونا موسیقی اولما اؤزَللیگی قازاندیرا بیلمز. موسیقی وار اولوش صنعتیدیر. موسیقیده اینسان اؤز روحونون معماری اولور. بلکه بو مؤحتشم معمارلیق صنعتی کیمسه طرفیندن گؤرونمه یه بیلر، آنجاق موسیقی و اینسان دوستلوغو سونوجوندا گؤرونمه ین بیر معمارلیق روحدا تاسیس ائدیلیر.

- موسیقی ایله بعضی تولومسال داورانیشلارین ایلیشکیسی وارمی؟

- موسیقیسی ضعیف اولان میللتلر اوتانقاج و قورخاق اولورلار. اینسانین جسارت دویغولارینی ائگیتن ائتکنلردن (فاکتورلاردان) ان اؤنملیسی موسیقیدیر. چونکو موسیقی وارلیغین چوخ یؤنلو دویولماسی و گؤستریلمه سیدیر. بیزیم توپلومدا او قدر سسی گؤزل اولان اینسانلار وار کی، اوخوماغا جسارت ائده بیلمزلر. ندن؟ چونکو هله دینی تاریخین و “موسیقی دینی ییپرادیر” کیمی دینی سؤیله ملرین و گلنکلرین باسقیسیندان اینسانلاریمیزین ویجدانی و روحو قورتولموش دئییلدیر. اینسانین بیرئسل کیمیلیگینی توپلوم ایچینده اونایلاماسی (تصدیقله مه سی) آسان ایش دئییل. بیر چوخ انگللر وار اورتادا. بو انگللر بیر چوخ حاللاردا اینسانین حیاتینی تهدید ائدیر. قوردلار یالنیزلاشلیقلاریندا اولاییر، شرقی سؤیله ییرلر. گئجه لر بؤجکلرین شرقی سؤیله مه لری وار. یعنی حئیوانلار شرقی سؤیلرکن اونلارا انگل اولان یوخدور. آنجاق بیزیم دینی تاریخیمیز موسیقی نین دوشمنیدیر. اینسانین باشقا جانلیلارلا موقاییسه ده شرقی سؤیله مه سی نین فرقی اوندادیر کی، اینسان سوندوغو بیر اثره گؤره تقدیر و تنقید بکلر. بیزیم دینی تاریخیمیز نه تنقید ائتمیش، نه ده تقدیر، محو ائتمیشدیر. اونا گؤره ده بیر طرفدن فیطرتیمیزدن قایناقلانان بیر احتییاجا گؤره موسیقییه مئیلله نریک، باشقا طرفدن ده توپلومدان، دیندن، تاریخدن قورخاریق. آنجاق یئنه ده موسیقی بو قورخو سینیرینی آشا بیلیر. بیر چوخ بؤیوک اینسانلار داراغاجیندا شرقی سؤیله یه- سؤیله یه آسیلمیشلار. یا دا شرقی سؤیله یه- سؤیله یه یاخیلمیشلار. بیزیم تاریخیمیز موسیقییه دوشمنلیگی ایله فرقله نن دین مرکزلی بیر تاریخدیر. آنجاق بو تاریخی یئنه ده موسیقی اوچوراجاقدیر. موسیقی اینسانلاریمیزی بو تاریخین اسارتیندن قورتاجاقدیر. اونا گؤره ده موسیقیدن آلدیغیمیز ائنئرژی ایله جسور اولمالی و شرقی سؤیله مه لی، دانس ائتمه لی ییک.
- موسیقی توردئشلشدیرر(türdeş-یکنواخت)، یوخسا فرقلیلشدیرر؟

- اینسانلاری توردئشلشدیرمه دین کولتورونه، گلنکلره عآید بیر اولقودور. موسیقی فرقلیلیکلری درینشدیرر و بو درینلیگی آنلاشیلیر، دویولور بیچیمده اورتایا قویار. اصلینده هر بیر توپلومون ایچینده چلیشکیلر (تضادلار) چاغلاییب دورماقدادیر. دین کولتورو بو تضادلاری سؤندورمه یه چالیشمیشدیر تاریخ بویو. آنجاق موسیقی بو تضادلاری ائگیتر(تعلیم ائدر). تضادلارین دیالئکتیک ایلیشکیسینی، یاردیملاشماسینی و بیرلیگینی ساغلار. موسیقی نین اؤنمسه دیگی بیرئیسل حاق و اؤزگورلوک فلسفه سی ده بوندان عیبارتدیر. هر بیر شرقیجی، هر بیر ایفاچی، هر بیر بئتهووئن، هر بیر فیکرت امیروف اؤزگون (اوریژینال) بیر “من”دیر. اؤزگون بیر کیملیکدیر. بو “من”لرین آرتماسینی ساغلایان ائتکنلرین ان اؤنملیسی موسیقیدیر.

- موسیقی بیر اوزمانلیق ساحه سیمی؟

- موسیقی نین اوزمانلیق ساحه سی اونون تئکنیک طرفیدیر. هر بیر اینسانین ایچینده موسیقی بیر احتییاج و کندینی آنلاما- آنلاتما صنعتی کیمی دوغوشدان واردیر. دونیادا بیر چوخ موسیقی بؤیوکلری او ساحه ده تحصیل آلمامیشلار. یا دا بیزیم “خالق ماهنیلاری” دئدیگیمیز اولای امک و توپلومسال ایلیشکیلر اورتامیندا یارادیلمیشدیر و بو موسیقی نین یارادیجیلاری هئچ بیر یئرده موسیقی تحصیلی آلمامیشلار. چوبکو ذاتن بیزیم تاریخیمیزده موسیقی ائگیتیم مرکزلری اولمامیشدیر.
- موسیقی ائگیتیم مرکزلری دئدیکده نه یی نظرده توتورسونوز؟

- موسیقی نین دوغوشو اوچون ان آز دؤرد عونصور بیر یئرده بیر بوتون شکلینده اولمالیدیر: 1. بسته کار. 2. چالغیچی. 3. ایفاچی. 4. ان اؤنملیسی ایسه دینله ییجی. بیزیم تاریخیمیزده بونلار بیر بوتون شکلینده بیر یئرده اولمامیشلار. هله ایندیکی زاماندا بئله، ایرانین بؤیوک شهرلرینده موسیقی دینله مه، تئاتر سالونلاری یوخدورسا، داها اسکی زامانلار دا هئچ اولمامیشدیر دئمک. بسته کاری، چالغیچینی، ایفاچینی یاشادان دینله ییجیلرین وئردیگی ماددی- معنوی دَیَر اولموشدور. ماددی دایاناغی اولمایان صنعتین گلیشمه سی مومکون دئییلدیر. بیزیم سوسیال ذؤوق آنلاییشیمیزدا و کوللئکتیو ویجدانیمیزدا صنعتچینی یاشاتما دویغوسو اولمامیشدیر، یوخدور. بو، مودئرن و سئکولار توپلوملارا خاصدیر. زاتن بو اوزدن اولسا گرک، سون 500 ایلده موسیقی علمینده اورتایا چیخان گلیشمه لرین هامیسی باتیدا مئیدانا گلدی. مثلن اوپئرا. اوپئرا ندیر؟ اوپئرا موسیقی مرکزلی بوتون صنعتلرین بیر یئرده اولماسیدیر. یعنی اوپئرادا رسساملیق، دانس، تئاتر، گئییم صنعتی هر شئی وار. حتّی اوپئرادا معمارلیق دا وار. یعنی هانسیسا بیر عصرین معمارلیغینی کارتونلارلا فیلان جانلاندیریرلار.

- بیزده نییه اوپئرا یارانمادی؟

- اوپئرا شهر حیاتی نین صنعتیدیر. بیزده شهر حیاتی چوخ ضعیف اولموش. ایندی ده هله شهر حیاتی شکیللنمه میشدیر. اهالی نین آرتماسی شهر حیاتی دئییل. شهر حیاتی نین اولماماسی نین سببی سو قیتلیغی اولموشدور. مثلن آوروپادا کندله شهر بیر او قدر ده بیر- بیریندن سئچیلمیر. یا دا شهرلرین آراسی بیر بیرینه چوخ یاخیندیر. آنجاق بیزیم ایقلیملرده تام ترسینه شهرلرین بیری ایله مسافه سی چوخ، آنجاق کندلرین بیر- بیرینه یاخین اولدوغونو گؤروروک. ندن؟ چونکو بو ایقلیم کند حیاتی نین اولوشماسینا ایمکان وئریر. حتّی کندلرده ده اهالی آرتاندا، مال-حئیوانین ایچمه سی گرکن سو اولمادیغیندان کندلر داغیلیر، یئنیدن کیچیک کندلره پارچالانیر. هاردا بالاجا بیر بولاق اولموشسا اورادا بیر کند اولموش. بئله بیر ایقلیمده بؤیوک صنعت اثرلری دوغماز. بو شکیلده آنلاداجام: شرقده، ان آزیندان ایسلام شرقینده وئریلره گؤره ایللیک اورتالاما یاغیشین میقداری 15-35 سانتیمئتر آراسیندادیر. آوروپادا و هیندیستاندا بو میقدار 150-200 سانتیمئتر آراسیندا دَییشیر. ان گؤزل موسیقی سویون سسیدیر. دنیزین گوجلو و خفیف دالغالاری، کیچیک آرخلارین، یاغمورون سسی موسیقیدیر. آنجاق بیلینجیده دئییلیک. اونا گؤره ده مدنییتلر بوتون تاریخ بویو سولارین کناریندا دوغموشلار. بو گون هیند موسیقیسی نین اینسان روحونا بو قدر تاثیر گؤسترمه سی نین سببی ده بلکه او ایقلیمین گؤزللیگیندن قایناقلانیر. داها سونراکی دؤنملرده اینسان عاغلی دینی کولتورو آوروپادا اوسته له دیگی زامان موسیقی نین ایره لیله مه سینیه ده بو ایقلیمده گئنیش اولاناق ساغلامیشدیر. بو آرادا بونو دا دئییم کی، بیزیم طرفلرده یاغیش یاغماز- یاغماز، یاغاندا دا 3-4 ساعات ائله یاغار کی، یاغمور فایدالی اولماق یئرینه ضررلی اولار. تورپاغین گوجلو و وئریملی اوز قاتینی سئل چکیب آپارار دره لره. اونا گؤره ده بو ایقلیملرده موسیقی یئرینه ایسلام کولتورونده یایقین اولان مثلا “یاغمور دوعاسی” دوغدو. بیزیم ایقلیمیمیز شیددت ایقلیمیدیر. اینسانلاریمیز دا او شکیلده. اونا گؤره ده آغاج اکمه کولتورونو اؤزومسه مه لیییک. اؤزومسه دیکجه موسیقی ذؤوقوموز ده گلیشه جک.

- شیددت دئییرسینیز. بو شیددتین موسیقییه یانسیماسی مومکونمو؟

- بیزیم اینسانلاریمیز بئله موسیقیدن خوشلانار. مثلن ساز هاوالاریندا جنگیلرین چوخو شیددت چاغریشدیریر. بونون پیس اولدوغونو دئمیرم، او آیری بیر کونودور. آنجاق بو ایقلیملرین اؤزللیگی صنعت اثرینه، موسیقییه ده یانسیییر هر حالدا. اویقارلیق (مدنیت) گؤیده اولمور. تورپاغین اوستونده اولور. تورپاق موساعید دئییلسه اورادا مدنییت اولماز. قوطوبلرده، دوزلاقلاردا اولمادیغی کیمی. یا تورکیستاندا، افقانیستاندا، عربیستاندا، ایراندا اولمادیغی کیمی. بورالاردا بؤیوک دؤولتلر قورولموش و بوللوجا اینسان قانی آخمیشدیر. آنجاق بوتون بو دؤولتلردن و ایمپئراتورلوقلاردان اسکی یونانیستانین شهر دؤولتلرینین بیریندن قالان علمی، فلسفی، مدنی میراث قدر بیر شئی قالمامیشدیر. قومسالدا مدنیت اولماز، کولتور اولار. کولتور و مدنیت آیری-آیری قاوراملاردیر.

- سانکی مؤوضوعدان اوزاقلاشیریق، مؤوضوعیا دؤنه لیم ایسترسینیز. گله لیم اؤز موسیقیمیز حاققیندا دانیشماغا. بوتون بونلارین هامیسی موسیقی حاققیندا عومومی فیکیرلردیر. بیزیم موسیقیمیزین تاریخی گلیشمه سورجی نئجه اولموشدور؟

- بیزیم ده موسیقیمیز ایقتیصادی، سوسیال حیاتیمیزدان تجرید ائدیلمیش شکیلده گلیشمه میشدیر نه یازیق کی. اونا گؤره ” یازیق ” دئییرم کی، کولتورون، ایقتیصادی، سوسیال حیاتین اؤته سینه چیخا بیلمه ین صنعت اثری، بؤیوک بیر اثری ساییلماز. بوتون اینسانلیغا خیطاب ائده بیلمز. بیر بؤلگه ده، محلله ده یاشایان اهالی نین دویغولارینی یانسیدار. بیزیم موسیقیمیز تام دینی و کولتورل یاساقلارین گوجلو باسقیسی آلتیندا اولموشدور. اؤرنه یین بیزیم کولتوروموزده قادین- کیشی ایلیشکیلری اوزرینه قورخونج یاساقلار قویولموش، تؤره لرده کی یاساقلاری دینیزمیز ده قبول ائتمیشدیر. بو اوزدن ده حتّی مئلودیلرین خفیف دالغالاریندا بئله، “سئویشمک” کیمی تانریسال بیر دویغولارا راست گلمیریک. “یانیق کرم”ده یانماق وار. بیلیرسینیز “یانیق کرم” “اصلی کرم” داستانی نین سونودور. مثلن “اصلی کرم” داستانیندا ایکی سئوگیلی نین موتلو بیرلیکده لیگینی و سئویشمه سینی یانسیدان بیر مئلودییه راست گلمیریک. هله بو اوزان صنعتیدیر و اورایا اطرافلی گیرمک ایستمیرم. آنجاق اوزان صنعتی ده بیزیم موسیقی آنلاییشیمیزین ایچینده دیر. مئلودیلرده بیر تور ائروتیک یاناشما یاساق اولورسا ایندی گؤر موسیقی سؤزلرینده نه قدر یاساقلانار بو ایلیشکیلر.

- دئییرسینیز کی، بیزیم موسیقی سؤزلریمیزده یاساقلار آشیب- داشیر.

- موسیقی گؤرونمز بیر عالمده قادین- کیشی بیرلیکده لیگی، وحدتینی ساغلار. اصلینده جینسیتین (ائرککلیگین-قادینلیغین) اورتادان قالخیب و سیرلی بیر عالم ده وحدته وارما ایشینی موسیقی گئرچکلشدیرر. موسیقی نین سئویملی اولوشو دا بو اوزدندیر. چونکو اینسان یالنیزلیق (قادینسیزلیقدان-ائرککلیکدن) دایما عذاب چکر. آنجاق بو “قادین” و “ائرکک” حیاتدا کونکرئت مؤوجود اولان بیریسی دئییلدیر. روحوموزدا وار اولان، آنجاق تانیمادیغیمیز، صورت وئره بیلمه دیگیمیز بیر وارلیقدیر. بلکه بعضن یوخولاریمیزدا بو سیرلی وارلیغی گؤروروک. بیلیرسینیز اینسان هر دفعه یوخو گؤردویونده یوخودا تانیدیغی آداملارین یانی سیرا بیر ده تانیمادیغی بیریسی وار. بو تانینمایان آدام بوتون یوخولاریمیزدا وار. آنجاق اونون کیملیگینی هئچ بیر زامان گؤره بیلمیریک. بلکه ده او بیزیم موطلق “من”یمیزدیر. یعنی جینسییتسیز وارلیق. سانکی موسیقی نین ده گؤروی بیزی اونا قوووشدورماقدیر. ایندی گله لیم بو باسقی مسئله سینه. بیزیم موسیقی سؤزلریمیزین چوخو کند حیاتینی یانسیدیر و کؤچری، کند حیاتینداکی یاساقلار موسیقییه داشینمیشدیر.

- بونو سوموت (موشخخص) اؤرنکله ایثبات ائده بیلرسینیزمی؟

- کئچنلره ده تورکییه ده بیر حادیثه یه تانیق اولدوق. ایتا لیالی نیشانلی بیر قیز تک باشینا تورکییه یه گلیب و آغری داغی نین زیروه سینه چیخماق ایسته میشدی. یولدا بیر تورکییه وطنداشی بو گنج خانیما راستلانار. اؤنجه زورلا تجاووز ائدر، سونرا دا باشینی کسیب اؤلدورر. تصوور ائدینیز کی، سانکی بو جینایتی بیزیم موسیقیمیزده اولان سؤزلر داها اؤنجه دن سئزمیشدیر. بو خالق ماهنیسینا دیققت ائدین: ” گزمه جئیران بو داغلاردا سنی اوولارلار— آتادان، آنادان، یاردان آیری قویارلار.” تام آنادولو خالق موسیقیسینده دئییلدیگی کیمی داغا چیخان جئیرانی اوولاییب آتاسیندان، آناسیندان و نیشانلیسیندان آیری قویدولار. گؤرورسونوزمو توپلوموموزدا اولان شیددت اویاریجی بیر شکیلده موسیقییه نئجه یانسیمیشدیر؟ یا دا باشقا بیر اؤرنک : ” آی قیز چؤله چیخما سنی گؤررلر— دؤشونده کی قیزیل گولو دررلر.” اونلارجا بئله اؤرنکلر وئرمک مومکوندور کی، هامیسیندان قورخو و شیددت وار. خبریمیز اولمادان موسیقیمیز بیزیم روح حالیمیزی، سوسیال پسیکولوژیمیزی و داورانیشلاریمیزی ایفشاء ائدیر. اصلینده بیزیم ماهنیلارین سؤزلری دونیانین یابانجی دیللرینه ترجومه ائدیلسه، هئچ بیر مودئرن قادین بو تورپاقلارا آیاق باسماز قورخوسوندان.

- موسیقی سیرلی دونیادا بیرلیکده لیکدیر دئییرسینیز. بو بیرلیکده لیک بیزیم موسیقی سؤزلریمیزده حیسس اولونمورمو؟

- چوخ آز حیسس اولونور. موسیقی سؤزلریمیزده مسافه لر چوخدور. بعضن یایلاقلا قیشلاق آراسی قدر مسافه وار. بو قدر مسافه ده نئجه وحدت ساغلانا بیلر. ” ائشیتمیشم یایلاغیزا قار یاغیب— بیر دسمال آراسی قار گؤندر منه. ” اینسان یالنیز بیر اؤزگوون اورتامیندا سئوه بیلر. اونون اوچون ده فیزیکی مسافه لر یاخینلاشمالیدیر. فیزیکی مسافه نین یاخینلاشماسینا دینیمیز و کولتوروموز ایذن وئرمه میشدیر. دیققت ائتسه نیز بیزیم موسیقی سؤزلریمیزده ان چوخ داغلاردا، دره لرده سئوگی آختاریلیر. گیزلین و گؤرونمه ین بیر سئوگی. چونکو گؤرنن سئوگینی سؤندورموشلر. مارال داغلاردا گزیر. ائوین ایچینده بیر آنلاشما و بیلیشمه یوخدور. دایما ائولری نین اؤنو، آرخاسی حاققیندا سؤز گئدیر. مثلن مودئرن فین موسیقیسینده ائوین ایچینده کی حیاتی ایچینه آلان موسیقی سؤزلری حددیندن چوخدور. حتّی ” ائویم منیم ائوره نیمدیر (کایناتیمدیر)” کیمی بوللوجا سؤزلر وار. موسیقی نین ده گؤرَوی ائوره نی بیر نؤقطه ده مرکزلشدیریب اینسانا بوراخماسیدیر. اگر بیر دین، بیر تؤره، بیر کولتور ایکی گنج آدامین اوئوده گؤروشمه لرینه اذن وئرمیرسه، مجبوردولار داغدا- داشدا گیزلین گؤروشسونلر و بو دا موسیقییه یانسییر.

- بیزیم موغاملارا دا عآید اولورمو بو سؤیله دیگینیز؟

- موغاملاردا اوخونان فارسجا، عربجه، تورکجه شعرلرین چوخوندا بو یاساق و بو اوزاقلیق وار. بعض اوزالیق او قدردیر کی، بادی صبادان اونون خبری آلینیر. “منه بادی صبا اول سروی گولروخدن خبر وئرمز.. ” ، ” بادی صبا سؤیله منیم یاریما… ”

- نییه بئله اولموشدور؟

- بیزده شهر موسیقیسی تزه- تزه شکیلله نیر. حتّی شهر و مودئرن سس ده تزه- تزه اورتایا چیخیر. او دئدیکلریم فئودال حیات طرزی نین یاسالاری و یاساقلاریدیر. کند و کؤچری حیاتین اؤزللیگیدیر. نئجه شهرییار بیر کندلی اولاراق شعرده اؤز خاطیره لرینی یازاراق ” حئیدر بابایا سالام ” کیمی کند حیات شکلینی یانسیدان بیر اثر یاراتدی، آذربایجان جومهورییتینده ده، حتّی تورکییه ده ده کندلردن گلیب موسیقی اوخویانلار ایستر-ایستمز اؤز کند خاطیره لرینی موسیقییه یوکله دیلر.

- یانلیش می ائتمیشلر، بئله موسیقینی اورتایا قویدوقلاری اوچون؟

- یانلیش ائتمه میشلر. بورادا سؤز کونوسو یانلیش و دوغرو مسئله سی دئییل، بیزیم سوسیال حیاتیمیزا گؤره موسیقی نین گلیشمه سورجیدیر. ذاتن یاساقلار و اوزاقلیق حیسلری ایله دولو اولان بو موسیقینی دینله ییب ذؤوق آلیریق. آنجاق مودئرن موسیقیمیز ده یارانمالیدیر. گونئی آذربایجاندا عومومییتله موسیقی یالنیز اوزان صنعتینده یاشامیشدیر. سونرالار باکیدان گلن سسلر ده ائتکیلی اولدو.

- مودئرن و شهر موسیقیسی دئدیگینیز موسیقی نین گؤرونتولری بو گون وارمی؟

- تونزاله آغایئوا، فلورا کریمووا، ایلهامه قولییئوا و دیگر آدلارینی اونوتدوغوم خواننده لر وار. بونلارین سسی شهر موسیقیسی نین سسیدیر.
- بیزیم موسیقیمیزه بو شکیلده یاناشماغینیز نه قدر دوغرودور؟

- بونلار منیم دوغرولاریم. باشقا باخیش آچیسی اوچون دوغرو اولمایا دا بیلر. باخین سیزه بیر شئی سؤیله یه جم. منیم حیاتیمی ائتکیله ین دوشونجه آداملاری نین بیری و بلکه ده بیرینجیسی نیچه´دیر. نیچهه آلمان موسیقیسینین حئیرانی ایدی. حتّی واگنئر اثرلری نین اونون دویغولارینی و دوشونجه لرینی ائتکیله دیگینی یازار. داها سونرا واگنئردن ده ذؤوق آلا بیلمز. هر اولوسون ایچینده بئله اینسانلار اولا بیلر، اولمالیدیر. اگر بیر اینسان ائله بیر آشامایا چاتیر کی، مؤوجود صنعت اثرلری آرتیق اونا ذؤوق وئر بیلمیر، بو او دئمک دئییل کی، وار اولان بوتون صنعت اثرلری آنلامسیز بیر شئیدیر، دَیَرسیز بیر شئیدیر. ائله دئیل، چونکو بو وار اولانلار اورتاق سوسیال ذؤوقون و ائحتییاجین اورونودور. کسینلیکله بئله دئییل. سادجه بیرئیلرین ذؤوق آنلاییشی و دوردوقلاری یئر، باخدیقلار مکان دییشه بیلر. نیچه نین بو شکیلده دوشونمه سی آلمان میللتی نین اؤز موسیقیسیندن لذت آلماسینی انگلله مه دی. آنجاق آلمان موسیقیسی نین اوستون اینسان یاراتماسینا دا تکان وئردی. آلمانیایادا نیچه نی آز آدام اوخویار. دونیانین هر یئرینده اولدوغو کیمی. فلسفه ایله هر زامان یارادیجی آزینلیق اوغراشمیشدیر.

- موغاملاردا مئلودیک و کؤکلو دَییشیم یاپیلمیشمی؟

- بو سوالا جاواب وئرمک اوچون اوزئییر حاجیبیلی طرفیندن مودئرنلشمه دن اؤنجه کی موغاملارا قولاق آسماق لازیمدیر. بیلیرسینیز اوزئییر حاجیبیلی موغاملارا حیات دویغولاری یوکله دی و اونون بو مودئرنلشدیرمه عملی سادجه آذربایجان موسیقیسینی دئییل، ایران موسیقیسینی ده ائتکیله دی. اوزئییردن اؤنجه کی موغاملار بو گون آنادولودا مؤوجوددور. بو موغاملاری دینلرکن آدام یاتماق ایسته ییر. اویسا آذربایجان موغاملارینی دینلرکن اینسان حیات دویغولاری ایله دولور. اسکی موغاملار اینسانی تانرییا قوووشدورماق اوچون دویغوسوزلاشدیریردی. اوزئییر حاجیبیلی طرفیندن یئنیدن شکیللنمیش اولان موغاملار داها اؤنجه تاریخده اولمامیشدیر. آنجاق سون 100 ایلده آذربایجان موغاملاری سوییه سینده ادبییات یارانمادی. بو گونکو آذربایجان موغامی نین شعر، اؤزللیکله ده مودئرن غزل قیتلیغی وار. موسیقینی آنلاماق چتین اولدوغو اوچون سووئتلر زامانیندا انگللنمه سی چتین اولدو. آنجاق موغام سوییه سینده اثر یازان حسین جاویدلری اؤلدوردولر. چونکو اونون یازدیقلاری تام آنلاشیلیر ایدی و بیر باشا اینسانین عاغلینا خیطاب ائدیردی.

- داها اؤنجه موسیقییه بو شکیلده یاناشان اولمامیشمی؟

- یاناشانلار اولموشدور، آنجاق زامانین دینی ایقتیدارلاری موسیقییه اؤز ذهنی باخیشلارینی حاکیم قیلمیشلار. اؤرنه یین 9-8 عصرلرده یونان ذهنیتی نین موسیقی ایله باغلی اولان بیلگیلری ده عرب دیلینه ترجومه ائدیلدی. بو ترجومه لر بؤیوک بیر تکان وئردی. آنجاق او عصرین داها راسیونال مذهبی اولان مؤعتزیله محو ائدیلدیکدن سونرا موسیقیده ده یئنه ایرتیجاعی ذهنیت حاکیم اولدو. 11-10 عصرلرده فارابی و بن سینا موسیقیه حیات دویغولارینی یوکله مه یه چالیشدیلار. آنجاق بو کیمی بیر چوخ عالیملر تکفیر ائدیلدیلر. بن سینا نی تکقیر ائدیلدیلر. بن سینا دا اونلارا خیطابن یازیردی:
“بو ائششک باشلیلار سانییورلار کیم
بیلیم دونیاسینا اونلاردیر حاکیم
ائششک اول، چونکو بو ائششک باشلیلار
ائششک اولمایانی کافیر ساییرلار.” (فارسجادان ترجومه)

موسیقییه عصرلر بویو تانریجیلیق حاکیم اولدو کی، بو تابونو اوزئییر حاجیبیلی ییخدی. موسیقییه حاکیم اولان دینی دویغولار صفی الدین اورموی، عبدولقادیر ماراغالی کیمی ایستعدادلی موسیقیچیلرین یارادیجیلیغیا انگل اولوردو. موغوللار گلدیکلرینده و موغوللارین دونیوی دؤولت قورمالاری سببی ایله اورموی نین یارادیجیلیغی نین ان پارلاق دئوری ماراغادا کئچر. نه زامان بو دونیا پلانلاری اساسیندا یاشاماغا فورصت تآنینمیشسا، موسیقی ده بو دونیا پلانلاری اساسیندا اؤزونو گؤسترمیشدیر. خالق ماهنیلارینا باخسانیز اورادا امک و سوسیال یاشام یانسیماقدادیر. ندن؟ چونکو دین مرکزلی دؤولتلرین رسمی ایدئولوؤیسی اولان او دونیا پلانلاری اساسیندا یاشامانین تام ترسینه اولاراق زحمتکئش کوتله حیاتین ایچینده اولموشلار. اونلارین آرزولارینی، خیاللارینی یانسیدان صنعت اثرلری، او جومله دن موسیقی ده بو اورتامدان قایناقلانمیشدیر.

- سارای موسیقیسی نین یازقیسی نئجه اولموشدور؟

- سارای موسیقیسی فرقلی بیر اورتامدا گلیشمیشدیر. بو تور موسیقی ان چوخ سارای اهلی نین سئکسوآل ائنئرژیلرینی آرتیرماق اوچون اولموشدور. گؤبک دانسلاری، بو دانسین موسیقیسی شاهلاری تحریک ائتمک اوچون حاضیرلانیردی. او نؤوع موسیقی بو گون ده اؤز حیاتینی ائروتیک بارلاردا سوردورمکده دیر. اصلینده بو موسیقی صنعت اثری ساییلماز. موسیقی نین هدفی سادجه شهوت دویغولارینی کؤروکله مک دئییل. شهوت دویغولاری دا بوتون دویغولارین ایچینده بیر یئرده ساغلیقلی روح حالی نین اولوشومونا یاردیم ائتمه لی. سارای و ائروتیک بارلارین موسیقیسینده اؤزوئریلیک (فداکارلیق) کیمی دویغولارا راست گلمک اولماز. موسیقی اینسان بیلینجینی چئورله ین انگللری قیرمالی و اینسان روحونو سونسوزلوغا سؤوق ائتمه لیدیر دئیه دوشونورم. یوخسا سارای و ائروتیک بارلارداکی موسیقی اینسانین اؤزگولوگونه دئییل، اینسانین اؤز ایچینده اؤز نفسینین اسارتینده اولماسینا زمین یارادیر. بیزلر بئتهووئنی، ائمیروفو، قارایئوی، موزارتی، سیبئلیوسو دینلرکن دالدیغیمیز روح حالی چوخ یوکسکدیر.

  یازیلمیش یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 9  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

جنبش زنان و آذربایجان -آنار صادقی

همیشه مبارزه کرده ایم ، در تمام طول تاریخ... ! اما تاریخ داستان ما نیست، چرا که قلم هیچ گاه زبان ما نبوده است... بوده ایم، هر چند کمرنگ ولی بی شک تاثیر گذار، اما هیچ گاه ثبت نشده ایم و امروز درد بی هویتی ، بدون تاریخ، حذفمان می کند...
بسیاری اذعان دارند، آغاز تکوین جنبش زنان را بایستی از لحظه ای دانست که زنان آغاز به نگارش منسجم وضعیت خود کرده اند، چرا که نوشتن یعنی تفکر، یعنی بودن، یعنی... هویت. بی شک لذت بخش است هنگامی که تاریخ مکتوب بیش از 200 سال جنبش زنان اروپا و آمریکا در دستان ماست و زیباست هنگامی که تکاپوی صد ساله ی زنان ایران را نیز می خوانیم، ولی... اینجا در آذربایجان، قلم به کندی در دستانم پیش می رود! همواره تفکر و نوشتن به زبان رسمی، بیگانه با فرهنگ و هویت "خود" دشوار بوده است...
در کجا ایستاده ایم؟

مقدم بر کنش معطوف به تغییر، توصیفی شفاف و علمی و قابل اعتماد از وضعیتی است که در آن قرار گرفته ایم. نتایج بدست آمده از این توصیف، مبین چگونگی عکس العمل در راستای تغییر و بهبود وضع موجود خواهد بود. اما نباید از نظر دور داشت که توصیف وضعیت زنان، همبستگی قوی با جنبش زنان دارد. به عبارتی فعالان عرصه ی حقوق زنان، به توصیف وضعیت هم جنسان خود می پردازند و از این امر، به عنوان " مسئله" برای آغاز مبارزه شان استفاده می کنند.

اگر این قضایا را در چارچوب جامعه ی ایران بریزیم، با 2 متغیر تاثیرگذار رو به رو خواهیم شد:
1. ایران، کشوری با تنوع ملیت ها، قومیت ها و مذاهب است که در ابعاد جغرافیایی بسیار وسیع و ناهمگون، در حال تجربه ی متفاوتی از اشکال سنت و مدرنیته هستند.

2. این تنوع انکارناپذیر، زیر سلطه ی سانتریالیزم که بی شک با ناسیونالیسم فارسی-اسلامی به هم آمیخته از توسعه ی ناموزون رنج می برد. بدین گونه که هر چند در سطح بین المللی توسعه نیافتگی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... ایران دربرگیرنده ی کل کشور است. ولی در تقسیم بندی های درون مرزی، توسعه ویژگی سلسه مراتبی می یابد. بدین ترتیب به میزان تفاوت و دوری از قومیت، مذهب و جنس مسلط و حاکم، استبداد، استعمار و مردسالاری، در یک کلام تبعیض نیز "مضاعف" خواهد شد. هر چند این فشار و تبعیض مضاعف، می تواند برانگیختگی بیشتری برای شکل گیری حرکات اجتماعی برخاسته از بطن مردم ایجاد نماید ولی نباید از نظر دور داشت که هر پویشی برای تبدیل شدن به جنبش نیازمند بستری است که بدان اجازه ی سازمان دهی و تعریف هویت خود را دهد. نمود تاریخی این فضا را می توان در فراگیری گفتمان تجدد، بسترسازی انقلاب فرانسه، انقلاب صنعتی و ... در مورد جنبش زنان اروپا  و آمریکا مشاهده کرد. و درست در همین جاست که تجربه کنندگان تبعیض مضاعف با وجود ملموس بودن مسئله، بستری برای ظهور نمی یابند.
این "توسعه ی ناموزون" در شکل گیری و فعالیت جنبش زنان نیز نمود یافته است. به عبارتی هر چند تمامی زنان در ایران تحت تسلط ساختار و تعاریف مردسالارانه قرار دارند ولی "تفاوت میان زنان" موجب گشته است تا فعال مرکزنشین، از موقعیت بهتری برای توصیف وضعیت موجود و تزریق گفتمان خود برخوردار باشند. البته بی شک این برخورداری نیز نتیجه ی دهه ها مبارزه و هزینه دادن است. به ویژه بعد از انقلاب 57 که فعالان این عرصه برای تداوم جنبش گاهی به مراسم و جلسات مطالعاتی خصوصی متوسل شدند و گاه تنها از طریق چاپ کتاب و نشریه، پایه های گفتمان فمینیستی را مستحکم کردند تا توانستند در 22 خرداد 84 و 85  ، بار دیگر به عرصه ی عمومی بازگردند و از دل تجمع های خرداد، برنامه ی عملی "جمع آوری یک میلیون امضا " برای تغییر قوانین تبعیض آمیز به ثمر بنشیند که تجربه ی آن را دوستانم اینگونه توصیف می کنند: گذر از همبستگی محوری به مطالبه محوری با شعار مرکز گریزی، در جنبشی فارغ از سلسله مراتب.
در دیده ی من هم در آ ...
... باز قلم به کندی پیش می رود! با این مبارزات سیر زیبایی از مقاومت تا جنبش را مرور می کنم، ولی افسوس که احساس بی هویتی ام کمرنگ نشده است. چرا که اینها تجارب من نیستند. من به عنوان "یک زن آذربایجانی" به گونه ای دیگر زیسته ام، همان طور که یک زن کرد، بلوچ، کارگر ... و مگر "فمینیسم" چیزی جز نمود "تجربه ی زنان" است، در بستری از تفاوت های طبقاتی، جغرافیایی، فرهنگی، نژادی... ؟!

قبلا اشاره کردم که توسعه ی ناموزون در جنبش ها، موجب گشته است تا به جای اینکه مثلا شاهد حرکت های هویت مند و تعریف شده ی زنان از نقاط مختلف کشور باشیم که با درهم تنیدن و ارتباط و کنش متقابل، همچون یک سیستم، ارگانیسم کامل جنبش زنان ایران را راهبری کنند، متاسفانه واقعیت نشانگر آن بود که جنبش زنان در تهران سنخیتی با نقاط دیگر کشور نداشت که در نتیجه بایستی یا با سری رشد کرده، به دنبال بدنه ی خود بگردد و یا به تنهایی این بار را به سرمنزل مقصود برساند که البته هیچ یک از این گزینه ها، با شعارهای جنبش زنان هم خوانی ندارد.
بدین ترتیب هر چند فعالین حقوق زن در تهران با قوی کردن پایه های تئوریکشان به عنوان امتیاز کیفی و نیز تنوع سنی فعالین که به عنوان مزیت کمی، امکان انتقال و ارتباط میان نسلی را برایشان فراهم می کنند، فرصتَ آنرا داشتند تا یک خیزش عملی را تجربه کنند و با نگاه به دردمندی مشترک زنان در جامعه ی متکثر ایران، تبعیضات قانونی را به عنوان اولویت کاری خویش برگیزینند، ولی وضعیت در آذربایجان به گونه ای دیگر رقم می خورد...

مهر 1385، تبریز بعد از تهران، اولین شهریست که کارگاه آموزش کمپین را برگزار می کند و با فعال شدن شاخه ی دانشجویی آن، آذربایجان همواره جزء شهرهای پیشرو جمع آوری امضا باقی می ماند. اما مطالبه محوری تهران تازه آغاز همبستگی ما بود!
کمپین، ایستادگی و هزینه دادن در راستای اهداف آن، توانست شبکه ای از فعالان حقوق زنان در کل ایران را ایجاد نماید که البته بازخورد یک فعالیت مشترک در سطحی وسیع نشان دهنده ی تفاوت امکان و فرصت برای فعالیت و حتی ماهیت های گوناگون گفتمان فمینیستی در نقاط مختلف کشور بود.

جنبش زنان در تهران درحالیکه فارغ از فشار مضاعف ناشی از تبعیض مضاعف، گفتمان مستقل خود را به پیش می برد،در آذربایجان فعالین حقوق زن بایستی با مسائل بیشتری دست و پنجه نرم می کردند. دوستانمان در تهران اگر می توانستند فقط هویت و حقوق جنسیتی خود را موضوع فعالیت خویش قرار دهند و با اتکا به پیشینه ی تاریخی، دست به توصیف و تبیین و عمل بزنند، فعالین حقوق زن در آذربایجان بایستی همواره شرایط متفاوت خویش را در نظر بگیرند چرا که آذربایجان در دام شوونیسم فارس و شوونیسم مردانه بیش ازپیش از حذف فرهنگ و سنت خود رنج می برد و این دو شوونیسم هم چون مانعی در مقابل جنبش زنان قد علم کرده اند تا این فعالان نتوانند برای پیشینه ی تاریخی محتوای حرکت خود از این فرهنگ استفاده نمایند و نیز الگوها و نماد های مرد سالاری ستیزانه ی این مرز و بوم را به نسل جدید منتقل کنند . البته بی شک نمی توان ادعا کرد که سنت حاکم بر این سرزمین مردانه نیست ، ولی نمود های بارزی از مبارزه و شکستن این ساختار ها همانند حق رای زنان برای اولین بار در ایران در دولت خود مختار پیشه وری در آذربایجان به سال 1325 ، و یا شاعرانی چون میرزا علی اکبر صابر و معجز شبستری و ... که در آثار خود به موقعیت فرو دست زنان اعتراض کردند و زنان شاعر و مبارزی چون زینب پاشا ، مدینه گلگون ... نیز وجود دارد که نادیده گرفتن آنها می تواند جنبش زنان آذربایجان را وادار به انتخاب استراتژی و تاکتیک هایی نماید که برایند راستین مردم آذربایجان نباشد بدین ترتیب این جنبش ناگزیر از یافتن این عناصر پنهان در گذشته ی تجربی خود می باشد.

هویت درهم تنیده ی انسانی و لزوم مبارزه در آذربایجان برای حفظ و باز تعریف هویت قومی و جنسیتی، شرایطی برای جنبش زنان در آذربایجان فراهم کرده که از جانبی بایستی به علت اشتراک در حاکمیت نمادها، حقوق و ساختارهای مردسالارانه در کل ایران، در فعالیت های جنبش زنان (ایران؟) سهیم باشد و نیز جهت مبرا شدن از اتهام تقلیل گرایی و نادیده گرفتن جنبه های هویتی دیگر، چارچوب تئوریک و عملی برای خود تعریف کند که در عین حفظ استقلال، با جنبش هویت طلبانه ی آذربایجان نیز ارتباط داشته باشد، چرا که خواست ها ی این حرکت نیمی از هویت جنبش زنان آذربایجان را تشکیل می دهد.

لزوم ارتباط، فعالیت و تاثیرگذاری بر جنبش هویت طلبانه ی آذربایجان هنگامی ضرورت می یابد که صادقانه، نگاهی به وضعیت کنونی این جنبش بیاندازیم. حرکت ملی آذربایجان با شعار ساختن آذربایجانی دموکرات، مدرن و توسعه یافته مبارزات خود را آغاز کرد. ولی اکنون دارای ساختاری به شدت مردانه و مردسالارانه است که از دشمن تراشی، بی اعتمادی درون جنبشی، عدم گفتمان مشترک حداقلی، تلاش برای حذف دگراندیشان درون حرکتی، توهم نخبه گرایی و نگاه ابزاری به جنبش ها و گفتمان های دیگر ( حتی در درون آذربایجان) و در یک کلام عدم منش دموکراتیک رنج می برد. با این حال در فضای کنونی ایران که درگیر انسداد سیاسی است بی شک یکی از متغیرهای تاثیرگذار در آینده ی ایران خواهد بود.

تمامی این مقدمات لزوم بسط گفتمان فمینیستی به درون حرکت ملی آذربایجان و نیز ورود "فعالین زن فمینیست" به این عرصه را ضروری می کند. عدم فعالیت، تاثیرگذاری و... در این حرکت، نتیجه ای جز حذف مدنی، حقوقی و سیاسی زنان در آذربایجان فردا را نخواهد داشت.

نتیجه گیری
1. جنبش زنان آذربایجان، بر آن است تا بحث "نابرابری جنسیتی" و "ستمگری جنسیتی" و "تفاوت میان زنان" را در جنبش زنان پیش برد.
2. سعی در تلفیق دو تئوری "ناسیونالیسم" و "فمینیسم" به همراه نمودهای عملیشان، موجب طولانی تر شدن روند پی ریزی پایه های تئوریک و برداشتن قدم اول : توصیف وضعیت زنان در آذربایجان شده است.
3. زنان فعال آذربایجان به علت شرایط وصف شده، نمی توانند بر روی پیشبرد کمپین در آذربایجان به طور کامل سرمایه گذاری کنند.
4. عدم تسریع در تعریف هویت این جنبش، موجب خواهد شد تا استقلال آن تحت هژمونی حرکت هایی که شمول ایدئولوژی و عمل خود را کلی تر می خوانند، مورد تهدید قرار گیرد.

http://www.qadinsesi.blogfa.com

  یازیلمیش یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 8  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 

جامعه مدنی و دموکراتیک یا جامعه قوم زدا و قوم ستیز- حمید رضا عسگری نژاد

این روزها تن آدمی می لرزد برای سخن گفتن از فعالان قومی بدون متهم نشدن به پان قومیست. برای این که از این اتهام فرار کنم من سخن خود می گویم خواه آنکه می خواهد می پذیرد و آنکه نمی خواهد لابد خود پانی دیگر است که به مبارزه با پانیسم پرچم خود را علم کرده است.

ابتدا باید بگویم که در هیچ زمینه ای پان نیستم و نخواهم بود. از پانیسم بیزارم همانگونه که از انکار وجود انواع قومیت ها در ایران بیزارم. هر کسی علاوه بر هویت شناسنامه ای خود هویت زبانی و فرهنگی و جغرافیایی دارد که من نیز یکی از آن کسانم با اعتقاد به این که مرزهای جغرافیایی را دوست ندارم و انسان را فارغ از محدوده جغرافیایی و با هویت زبانی و فرهنگیش پاس می دارم. برایم فارس و ترک و کرد و عرب و ... تفاوتی ندارند چرا که باور دارم اینها را فقط به عنوان هویت زبانی و فرهنگی در انسان می توان یافت، ولی این شخصیت و شعور انسانی است که برایم اهمیتی ویژه دارد. هر کسی فریاد زند که تو ترک نیستی و  به قومی محسوب نیستی شوی فریاد من بلندتر از همیشه خواهد شد تا بگویم من قبل از هر چیزی انسانم ولی با هویت زبانی ترک و هویت فرهنگی مختص این قوم. و همه این ها دلیلی نخواهد شد تا برابر خرافات و کج فهمی ها سر خم کنم و لام تا کام سخن نگویم چرا که قومیتم زیر سوال خواهد رفت.

سخن بی راهه نگویم و فقط اشاره ای کنم برای این که چرا در این نوشته به فعالان قومی می پردازم. این روزها اینترنت را که ورق می زنی صدها نوشته در این مورد می بینی که یا از این سوی بام افتاده اند یا از آن سوی بام. البته باید بگویم این نظر شخص بنده است و قصد تعیین تکلیف برای هیچ احدالناسی را ندارم بلکه من هم می خواهم فقط و فقط نظر خود را بیان دارم و دیگر هیچ. بماند که برخی امروز حتی منکر وجود اقوام مختلف در ایران هستند و اختلاف ها را به مذهب ربط می دهند نه به حقوق اقلیت های قومی و بماند این که برای هیچ عرب و کرد و ترک و بلوچی کوچکترین حقوق قومی را از قبیل تحصیل به زبان مادری قبول نکرده و کسانی را که در این راه تلاش می کنند به عوامل بیگانه ربط می دهند.

قصد بحث در این رابطه را ندارم که اختلافها قومی است یا مذهبی و قصد بحث در این رابطه را هم ندارم که حقوق قومی به حق است یا نابه حق اما پریشان و آشفته می شوم وقتی از زبان اشخاصی که خود را روشنفکر قلمداد می کنند و متعلق به جریانی روشنفکری هستند اما همسو باحاکمیت جمهوری اسلامی برای فعالان قومی اتهامی را می زنند که عوامل حکومتی ایران به ناروا در مورد آنان چنین تفهیم اتهامی می کند و بنا بر همین موارد، احکامی را صادر می کنند که در دنیا کمتر نظیرش را می توان دید.

امروزه لغت جاسوسی برای بیگانگان، موردی است که مانند نقل و نبات بر سر زبانهاست و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران برای هر فعال جنبش اجتماعی این اتهام را در ردیف نخست قرار می دهد ولی تعجب من از اینجاست که چرا برخی جریانات روشنفکری نیز که در ظاهر ربطی به حاکمیت ندارند این اتهام را به برخی از فعالان جنبش های اجتماعی از جمله فعالان قومی وارد می دانند.

سخن من روی فشار بر فعالان قومی در چند سال اخیر است و نگاهی به این که چرا چنین فشارهایی بر این افراد وارد می شود اما در این میان نمی توان از عکس العمل برخی جریان های روشنفکری به راحتی گذر کرد و نقش آنان را در کاهش یا افزایش این فشارها نادیده گرفت.

فشار به فعالان قومی و دلایل آن

در ابتدا باید اشاره کنم که در این نوشته صرفا از فعالان قومی آذربایجان سخن نمی گویم بلکه سخن از همه فعالان قومی اعم از ترک و کرد و عرب و بلوچ است.

با نگاهی به آمار چند سال گذشته در مورد احضار، بازداشت، زندان و اعدام فعالان قومی می توان دریافت که این فشارها روز به روز افزایش یافته و چونان هر جنبش اجتماعی دیگر از سوی حاکمیت ایران سلاخی شده است با این تفاوت که برخی جنبش های اجتماعی از پشتوانه های قوی حمایتی برخوردار بوده اند حال آن که فعالان قومی در مظلومیتی کامل و با اندک پشتوانه های حمایتی احضار، بازداشت، زندانی و حتی اعدام شده اند که بدبختانه در این میان برخی جریانات روشنفکری نیز تلویحا به حمایت از حاکمیت ایران برخاسته اند که در بخش دیگری از مقاله بدان خواهم پرداخت.

آوردن آمار و اسامی افراد احضار، بازداشت، زندانی و اعدام شده در حوصله این مقاله نیست که نگارنده سعی دارد این آمار را نظم بخشیده و برای انتشار در اختیار سایت های خبری قرار دهد. اما با نگاهی به اسامی افراد فوق الاشاره و با در نظر گرفتن سوابق و فعالیت های آنان امری واضح و مشخص نمایان می شود و آن این که بر خلاف نظر برخی نه تنها این افراد جاسوس و خائن به میهن نیستند که قبل از هر چیزی چوب فعالیت هایی را می خورند که در چهارچوب اهداف جامعه مدنی  است. اسامی فعالان قومی ترک و کرد و عرب و بلوچ را که نگاهی بیندازید و به گذشته آنها رجوعی کنید خود به عینه خواهید دید که این افراد از خوشنام ترین کسانی هستند که برای اعتلای اهداف جامعه مدنی ایران در بسیاری از زمینه های اجتماعی به فعالیت پرداخته و جزو کسانی بوده اند که در جنبش های اجتماعی فعال و موثر بوده اند نه جزو کسانی که به عوامل فعال در خارج از ایران که گاها هدفی را دنبال نمی کنند جز آنچه بدانها دیکته می شود.

فعالان قومی ایران که امروزه مجبور به تحمل بدترین شکنجه ها و آزار و اذیت ها هستند گناهی ندارند جز شجاعت، صداقت و ایمان به آزادی انسان و انسانیت. گناه چنین افرادی جز این نیست که هویت خود را ستوده اند و برای احقاق حقوق از دست رفته خود تلاش و جان فشانی کرده اند.

با نگاهی به قومیت های ایرانی و مناطق سکنای آنان به راحتی تفاوتها را می توان از هر نظری دید مگر این که خود را به خواب زد. امروز کردستان به لحاظ سرمایه گذاری فقیرتر از هر روز دیگر است، مناطق عرب نشین با وجود داشتن سرمایه های غنی انرژی از هیچ سهمی برخوردار نیستند و درآمد حاصل از این مناطق در دیگر شهرهای ایران که از قضا فارس نشین هستند مورد مصرف قرار می گیرد، در کل شهرهای ترک نشین ایران به اندازه فقط اصفهان سرمایه گذاری نشده است.

به لحاظ فرهنگی حاکمیت سیاست گرسنه نگهدار و حاکمیت کن را در مناطقی که اقوام ایرانی غیر فارس زندگی می کنند حاکم کرده و سعی بر آن داشته که ساکنان این مناطق را در فقر فرهنگی مطلق نگاه داشته و حتی بدانها دامن زند و افرادی را علم کند که جز خرافه پرستی و نوکری به حاکمبت جیزی در چنته نداشته و افکار شوم ضد فرهنگی حاکمیت را در این مناطق به مرحله اجرا می گذارد.

حال اگر فریاد زدن چنین تفاوتهایی جاسوسی برای بیگانه و به رسمیت نشناختن تمامیت ارضی ایران است به زعم آقایان، پس بگذارید همین گونه باشد آنکه شعوری حداقلی را دارا باشد تفاوتها را تمیز خواهد داد که خدا را شکر حاکمیت ایران فاقد چنین شعوری است چنان که در برخوردهای همیشگی خود این را به اثبات رسانده است.

فعالان قومی که امروز جزو یکی از جنبش های اجتماعی ایران محسوب می شوند از آن رو خشم حاکمیت را برمی انگیزند که در راه آگاهی بخشی و گسترش مقاومت در جامعه مدنی ایران گام برمی دارند نه این که حاکمیت ایران از پارچه پارچه شدن کشور واهمه ای داشته باشد حاکمیتی که پشت پرده سیاستش لبریز از معاملات پنهانی است برای نگه داشتن قدرت از هیچ معامله ای دریغ نخواهد کرد حتی اگر بخشی از ایران را از خاک حود جدا کند. آن که چاه های نفتش را برای خفه خون گرفتن عده ای بذل و بخشش می کند و سرمایه های طبیعی ایران را از بین می برد چه ترسی خواهد داشت از این که بخشی از کشور را نیز در اختیار عوامل بیگانه قرار دهد و برای پاک کردن صورت مسئله افراد نیک نام و نیک صفت را به جرم جاسوسی برای بیگانه و عدم اعتقاد به تمامیت ارضی ایران دستگیر، زندانی و حتی اعدام کند اما به نظر نگارنده حساب فعالان قومی و تمامی فعالان جنبش های اجتماعی از حاکمیت ایران جداست چرا که این حاکمیت چهره واقعی خود را در عرصه های گوناگون به نمایش گذاشته و از هیچ فشاری بر فعالان جنبش های اجتماعی دریغ نکرده است آن چه باعث شگفتی است برخورد تعدادی از روشنفکران ایرانی و یا برخی جریان های روشنفکری است که همسو با حاکمیت ایران است.

پان در مقابل پان

بحث در مورد جامعه مدنی و جامعه دموکراتیک بحثی نیست که امروز و توسط بنده به آن پرداخته شود که تعاریف این جوامع کاملا روشن و توسط بسیاری بزرگان ارائه شده و در اینجا بنده بحثم را با سوالی آغاز می کنم: آیا غیر از این است که در یک جامعه دموکراتیک هر کسی آزاد است تا نظرش را بیان کرده و برای پیشبرد نظرش آرای مردم را به خود اختصاص دهد؟

اگر غیر این است لطفا کسانی که تعریف دیگری دارند ارائه دهند تا بنده و امثال بنده که جامعه دموکراتیک را فارغ از هر قید و بندی برای ارائه نظرات تصور می کنند به اشتباه خود واقف شده و آن را تصحیح کنند.

امروز عده ای فعالان قومی را متهم به پانیسم می کنند در حالی که همانگونه که در بالا بدان اشاره شد با مرور سوابق فعالان قومی به آسانی می توان رد پای آنها را در جنبش های اجتماعی مانند جنبش زنان، کارگران، فعالان حقوق بشر و روزنامه نگاران مشاهده کرد. پس سوال اینجاست کسی که به چنین فعالیت هایی می پردازد چگونه ممکن است به تمامیت ارضی ایران معتقد نبوده و فقط و فقط به فکر تجزیه باشد و این قبیل اتهاماتی که متاسفانه بی افسار بر این افراد بسته می شود.

چگونه می شود کسی به اصل دموکراسی معتقد باشد ولی در قبال فعالان قومی مرتجعانه ترین گارد را گرفته و حتی در محافل خصوصی با اعدام این فعالان هم موافق باشد. اگر معتقد به دموکراسی هستید و شعار ایران آزاد و دموکراتیک را می دهید پس چگونه نمی پذیرید که مخالف دیدگاه شما هم سخن گوید. آیا غیر از این است که خود شما نیز داغ پانی دیگر را بر سینه می کوبید. رجوعی به مصاحبه ها و مقالات دوستان در برخی جریانات موید این موضوع است که خود ایشان در راستای به کرسی نشاندن عقاید پان فارسیست و پان ایرانیست گام برداشته اند و در این راه با تاسف فراوان از هیچ اتهام ناروایی به مخالفان خود دریغ نمی کنند. می پرسم چگونه انتظار دارید که در مقابل پان، پان ظهور نکند؟

گذشته از همه حرف ها من فقط به مسئله ای اشاره می کنم و آن این که آیا غیر از این است که در جوامع دموکراتیک این خود ملت آن جامعه هستند که حق تعیین سرنوشت خود را دارند پس اگر معتقد به اساس دموکراسی هستید اجازه دهید همین هایی که به زعم شما پان قومیست و تجزیه طلب هستند نظر خود را برای ملت خود ارائه دهند و شما هم نظر خود را بیان دارید سپس در مناطقی که اقلیت های قومی زندگی می کنند رفراندومی برگزار کنید تا خود مردم سرنوشت خود را تعیین کنند. کاری را که به همین سادگی می توان انجام داد چه نیازی به متهم کردن همدیگر و فحاشی و شواهد تاریخی و هزار کوفت و زهرمار دیگر.

آیا زمان آن نرسیده که فارغ از هر تعصب پوشالی دموکراسی را در میهنمان حداقل به مرحله تمرین بگذاریم.

از تمام اینها مرا یک جمله بس و آن این که هیچ کس حق تعیین سرنوشت ملتی را ندارد و ملت ایران خود دارای چنین شعوری هستند که سرنوشت خود را تعیین کنند و کسی که اعتقاد به دموکراسی دارد حتی حضور پان قومیسم و ارائه نظرش را نیز خواهد پذیرفت.

-اویرنجی

  یازیلمیش یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 8  توسط آذربایجینین میللی اویانیش حرکاتلاری  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
ایران كويري است كه ثروت آذربايجان را ميبلعد. نه خود آباد ميشود و نه آذربايجان را آباد ميكند!